• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تفاسیر قرن چهارم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قرن چهارم، قرن شکوفایی دانش و تمدن اسلامی است. در این قرن، اندیشه‌ها در حوزه فرهنگ اسلامی رشد شایسته‌ای داشته و آثار بسیاری در ابعاد مختلف نگاشته شده است. تفاسیر قرن چهارم سی و دو مورد می‌باشد، از جمله آنان تفسیر شیخ صدوق، ابن جنید اسکافی، ابن خالویه، ابن عقده، حسن بن موسی نوبختی، علی بن ابراهیم قمی و ... می‌باشد.



تفسیر الغاضری از ابوعبداللّه محمد (م ح ۳۰۰ ق) فرزند عباس بن عیسی غاضری، از اعلام شیعه، محدث و مفسر.
وی ساکن غاضریه بود که زمین مسطحی است واقع در کنار نهر علقمی در نواحی کربلا. او دارای مؤلفات عدیده‌ای است از جمله : کتاب الملاحم، و کتاب الدعاء، و کتاب الجنة و النار.
تفسیر مورد بحث به زبان عربی و به شیوه روائی است.
ابوالعباس نجاشی مؤلفات وی از جمله تفسیر قرآن کریم را ضبط کرده است.
[۱] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۱.



اعجاز القرآن از ابوعبداللّه محمد (۳۰۶ یا ۳۰۷ ق) فرزند زید واسطی، از متکلمین شیعه در عصر خویش. ابن ندیم در الفهرست به شرح حال وی پرداخته و او را بلند آوازه توصیف کرده است. تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و به شیوه روائی و کلامی تالیف گردیده است.
شیخ آقابزرگ تهرانی این تفسیر را در الذریعة یاد کرده است و در طبقات اعلام الشیعه می‌نویسد که مفسر دارای تالیفی در امامت به سبک و شیوه امامیه می‌باشد.
تفسیر دیگری نیز به نام الزمام فی علوم القرآن از واسطی ذکر کرده‌اند.
[۱۵] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۶، ص۱۳۲.



تفسیر فرات کوفی اثـر شـیخ ابوالقاسم فرات (م ح ۳۰۷ ق) فرزند ابراهیم بن فرات کوفی، از مفسران شیعه در عصر غیبت صغری و محدثین امامیه.
محمد الکاظم مصحح این تفسیر، در مقدمه خود یکصد و بیست و شش نفر از مشایخ وی را با ذکر سند ضبط کرده است.
تـفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی مقصور بر احادیث و روایات از طریق ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) و اکثر آنها در تفسیر آیاتی است که در شان نزول و فضائل حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السّلام) نازل گردیده است.
اگـر مـفـسر را زیدی نخوانیم مسلما وی تحت تاثیر افکار آنها قرار داشته است و مشرب زیدی او کاملا در این تفسیر منعکس است.
ولی شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق) که با یک واسطه از فرات روایت می‌کند. اصرار بر امامی بودن فرات دارد و نیز بسیاری از اسناد روایات شیخ صدوق که به واسطه شیخ خود ابوالقاسم محمد بن الحسن بن سعید‌ هاشمی کوفی نقل می‌نماید (و بعضی از آنها مورخ سال ۳۵۴ ق اسـت) از جـمـله در آثارش الامالی، و الخصال، و الاکمال، و معانی الاخبار، و اخبار الزهراء، این احتمال را پیش می‌کشد که وی نخست زیدی مذهب بوده سپس به امامیه گرویده است و روایات شـیـخ صـدوق در زمان امامی بودن اوست. یا اینکه زیدی معتدل بوده و بر اعتقادات امامیه عمل می‌کرده است.
مسلم آن است که این تفسیر مورد قبول علمای امامیه واقع شده و یکی از منابع مهم شیعه امامیه اسـت و از مخذ تمامی مفسران شیعه در طی تاریخ تفسیر است چنانکه از منابع علامه مجلسی در بحارالانوار و شیخ حر عاملی در وسائل الشیعة و غیره است.
مـفـسـر‌ایـن تفسیر را بر وفق سوره‌های قرآن کریم ترتیب داده و آغاز آن از سوره فاتحة الکتاب و پایان آن سوره الناس است.
نـسخه‌های خطی و چاپی که امروزه از این تفسیر در دست است تمامی‌آنها از ابی الخیر مقداد بن علی حجازی مدنی از ابی القاسم عبدالرحمان حسنی حسینی علوی از فرات روایت گردیده است.
این تفسیر نخست در سال ۱۳۵۴ ق در نجف اشرف با مقدمه شیخ محمد علی غروی اردوبادی در چاپخانه حیدریه به طبع رسیده است.
سپس در قم توسط کتابخانه داوری افست گردیده است.
هـمـچنین تصحیح و طبع منقحی از آن با تحقیق آقای شیخ محمد الکاظم در ۷۲۰ صفحه توسط وزارت ارشاد اسلامی‌در تهران تجدید چاپ گردیده است.تفسیر فرات کوفی، مقدمه.
[۲۲] قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۳۴۹.
[۲۴] مشار، خان بابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۴، ص۷۹۶.



تفسیر قمی اثر شیخ ابوالحسن علی (زنده در ۳۰۷ ق) فرزند ابراهیم بن هاشم قمی معروف به علی بن ابراهیم قمی از ائمه حدیث و مفسران بزرگ شیعه و طرق اجازات و شیخ مشایخ علمای امامیه.
‌ایـن تـفسیر معروف به تفسیر قمی به شیوه روائی است و بیشتر روایات را از طریق پدرش ابراهیم بن هاشم نقل می‌کند و نیز وی از مشایخ ثقة السلام محمد بن یعقوب کلینی (م ۳۲۹ ق) است و کلینی در کتاب خود الکافی بسیاری از مفسر روایت می‌نماید و این تفسیر مورد استناد کتب اربعه بوده است. و هـمـچـنین وی عصر حضرت امام حسن عسکری (۲۳۱ - ۲۶۰ ق) را درک نموده است و تا سال ۳۰۷ ق زنده بوده است.
چـنـانـکـه از رسـاله مشایخ شیعه منسوب به پدر شیخ بهائی استفاده می‌گردد که مفسر در آغاز تـفـسـیـر مختصر خویش روایات مبسوطی را مستندا از حضرت امام جعفر الصادق (علیه‌السّلام) از جدش حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در بیان انواع علوم قرآن یاد نموده است. سپس شریف مرتضی آنها را استخراج کرد و پس از اینکه بر آن خطبه‌ای اضافه نموده است المحکم و المتشابه کتابی مستقل ساخته و اخیرا به چاپ رسیده است.
‌ایـن تـفـسـیر یکی از کهن‌ترین تفاسیر شیعه است که امروزه در دست داریم و از مهمترین منابع مـفسران امامیه در طول قرون گذشته تا عصر حاضر می‌باشد و گنجینه‌ای از روایات ماثور امام محمد باقر (علیه‌السّلام) از طریق ابی الجارود، و روایات امام ششم از طریق مفسر علی بن ابراهیم قمی است. این تفسیر یکی از منابع کتب اربعه می‌باشد و نیز علامه حلی در خلاصة الاقوال خود مفسر را توثیق و ارزشمندی تفسیرش را تایید کرده است.
از نـسـخه‌های کهن این تفسیر، نسخه محفوظ در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی به شماره ۷۵۱۲ ثبت می‌باشد. این تفسیر نخست در سال ۱۳۱۱ ق در تهران چاپ سنگی گردید. سپس در بمبئی و بعد در تبریز به طبع رسید. بهترین طبع آن در سال ۱۳۸۷ ق در نجف اشرف با تصحیح و کوشش سید طیب موسوی جزائری در دو مـجلد به قطع وزیری با مقدمه مختصر مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی انجام گرفته است که همان نسخه در قم به طریق افست تجدید طبع گردیده است.
چهار تفسیر دیگر از همین مفسر یاد کرده‌اند بدین شرح :
۱) اختیار القرآن و روایاته که ثقةالاسلام کلینی و صدوقین و ابوالعباس نجاشی و شیخ طوسی و شیخ مفید و شیخ آقابزرگ تهرانی از آن یاد کرده و نقل تفسیر و روایت کرده‌اند.
۲) نوادر القرآن، که در تفسیر نوادر علوم قرآنی و کلمات آن به شیوه روائی است.
۳) فضائل القرآن، که در فضائل قرآن کریم بحث و تفسیر نموده است.
۴) الناسخ و المنسوخ، که در ذکر آیات ناسخ و منسوخ و به سبک روائی نقل شده است.
[۲۸] مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲، ص۲۶۰.
[۳۶] قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۲۶۴.
[۳۹] فکرت، محمدآصف، فهرست الفبائی کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس، ص۱۳۸.
[۴۲] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۵.



التنزیه و ذکر متشابه القرآن (تفسیر النوبختی) از شیخ ابومحمد الحسن (م۳۱۰ ق) فرزند موسی از احفاد ابوسهل بن نوبخت نوبختی شیخ مشایخ متکلمین شیعه فیلسوف فلکی ریاضی‌دان.
تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و بر اساس سایر مؤلفات وی به شیوه کلامی است.
شیخ آقابزرگ تهرانی در الذریعة می‌نویسد: ظاهرا به آیات متشابه قرآن کریم پرداخته است که در تنزیه باری تعالی می‌باشد.
ابـوالـعـبـاس نجاشی و عباس اقبال آشتیانی و سید محسن امین عاملی به شرح ابومحمد الحسن نوبختی پرداخته و از تفسیر او نام برده‌اند.
[۴۶] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۲، ص۲۲۴.
[۴۸] اقبال آشتیانی، عباس، خاندان نوبختی، ص۱۲۵.



تفسیر قتیبه اثر ابوحفص قتبیة (م ۳۱۶ ق) احمد بن شریح بخاری از نحویین و مفسران شیعه. حدیث تفسیر را از سعید بن مسعود مروزی و ابویحیی بن ابی مسرة و دیگران آموخت. سیوطی در طبقات مفسرین خود وی را صاحب تفسیر کبیر و شیعی ذکر نموده است.
تفسیر مفسر به شیوه روائی است که روایات و اخبار ائمه اطهار را در تفسیر آیات قرآن کریم به کار برده است.
شـیـخ آقـابـزرگ تـهـرانـی در طبقات اعلام الشیعه خود می‌نویسد: مفسر اعم از این است که کـوفی الاصل و یا کوفی المشرب باشد، بخاری و شیعی است و نیز عامر الحلو در کتاب خود معجم الدراسات القرآنیه به غلط دو تفسیر به وی نسبت داده است که هر دو آنها متحد است.
[۵۷] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۴۱.
[۶۲] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۹۴.
[۶۳] شفیعی، محمد، مفسران شیعة، ص۸۷.



تفسیر کعبی از ابوالقاسم عبداللّه (م ۳۱۹ ق) فرزند احمد کعبی بلخی از متکلمین و مفسرین امامیه.
وی سالها کرسی کلام را در بغداد به خود اختصاص داده است.
ابن ندیم در الفهرست او را به عالم و متکلم و رئیس اهل زمان خود وصف نموده و جمعی از مؤلفات وی از جمله کتاب التفسیر الکبیر للقرآن را ذکر نموده است.
یاقوت حموی در معجم الادباء هنگام شرح حال احمد بن سهل بلخی می‌گوید (و للکعبی کتاب فی التفسیر یزید حجمه علی کتاب ابی زید). شیخ آقابزرگ در الذریعة از تفسیر او یاد کرده است.
از گـفته‌های مورخین و محققین استفاده می‌گردد که تفسیر مذکور به شیوه کلامی بوده و در بغداد و سایر شهرها شهرت داشته است و داوودی در طبقات مفسرین آن را ذکر کرده است.
[۶۴] ابن قطلوبغا، قاسم بن قطلوبغا، تاج التراجم، ص۳۱.
[۶۵] خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۳۸۴.
[۶۶] ابن ابی الوفا، عبدالقادر بن محمد، الجواهر المضیئة، ج۱، ص۲۷۱.
[۶۷] مقریزی، احمد بن علی، خطط، ج۲، ص۳۴۸.
[۷۰] ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۱۹.
[۷۲] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۱۰۷.
[۷۴] کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربی، ج۶، ص۲۳۳.



جامع التاویل لمحکم التنزیل از ابومسلم محمد (۲۵۴ - ۳۲۲ ق) فرزند بحر اصفهانی کاتب ادیب شاعر نحوی و مفسر معتزلی و تشیع‌گرا. مفسر کاتب الداعی الصغیر محمد بن زید حسینی (م ۲۸۷ ق) بوده است.
‌ایـن تـفسیر مفسر که جامع بین روایات و اخبار و نحو و لغت و سایر فنون و علوم قرآن کریم است مـورد سـتـایـش شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) واقع شده که نسخه‌ای از این تفسیر را در دست داشته است و در مقدمه تفسیر خود التبیان آن را یاد کرده و شیوه آن را ستوده است. شیخ آقابزرگ تهرانی در الذریعة می‌گوید نسبت اعتزال که به مفسر داده‌اند احتمالا به دلیل تقیه وی بوده است.
چون وی تصریح نموده بر تقدم حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) بر سایر اصحاب و ایمان و اخلاص او در طاعت از خدا و نیز سایر خصوصیات و فضایل امام (علیه‌السّلام). سپس اضافه می‌کند که علامه حلی (م ۷۲۶ ق) در کتاب تهذیب الاصول در مبحث النسخ از این تفسیر یاد کرده است.
تـفـسـیـر مـفـسر به شیوه شیعی نگاشته شده و در این تفسیر تصریح به امامت حضرت علی (علیه‌السّلام) گردیده است.
این تفسیر در چهارده جلد بزرگ است.
مفسر غیر از محمد بن بحر رهنی از غلاة شیعه (م ۳۴۰ ق) می‌باشد.
و ابـن نـدیـم در الفهرست این تفسیر را بر مذهب معتزله وصف نموده است یکی از فضلای حوزه علمیه قم، آقای غیاثی کرمانی این تفسیر را که منقولات فراوانی از آن در تفسیر تبیان و مجمع البیان و ابوالفتوح رازی و تفسیر امام فخر رازی و قرطبی پراکنده وار نقل شده است، در دست تدوین و طبع دارد.
سـعـید انصاری بخش‌هایی از این تفسیر را که در تفسیر فخر رازی نقل شده بوده است استخراج و گردآوری کرده به نام ملتقط جامع التاویل لمحکم التنزیل انتشار داده است.
و نـیـز تـفـسـیـر دیگری به نام تفسیر شان نزول آیات منسوب به کاتب اصفهانی ذکر کرده‌اند که موجود نیست.
[۷۹] شیخ منتخب الدین، علی بن عبیدالله، الفهرست، ص۱۵.
[۸۳] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۸.



تفسیر ابی زید بلخی اثـر ابوزید احمد (شامستیان ۲۳۴ - ۳۲۲ ق) فرزند سهل بلخی از فلاسفه و دانشمندان معروف متکلم مفسر منجم شاعر امامی.
پـدرش از مـردم سجستان بود که با دولت مروان بنی امیه و ملوک امویان شرط کرد بر عدم سب وصی رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در نـواحی آن دیار و نیز خاندان مفسر از سلسله‌های ایرانی تبار معروف و متعصب شیعه در آن سامان بودند.
تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و به شیوه فلسفی و کلامی‌نگاشته شده است.
وی از جمله علمای امامیه است که در علوم قرآن کریم و تفسیر، مؤلفات بسیاری دارد که از جمله ۹ تفسیر از او نام برده‌اند: نظم القرآن. غریب القرآن. ما اغلق من غریب القرآن. تفسیر الفاتحه. بیان ان سورة الحمد تنوب عن جمیع القرآن. الحروف المقطعة فی اوائل السورة. قوارع القرآن. البحث عن التاویلات. لغات القرآن.
[۸۵] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۱۳۴.
[۸۷] قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ص۲۰۶۳.
[۹۲] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، مـصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، ص۴۹.



تفسیر ابن عبدک اثر ابوجعفر محمد (م ح ۳۲۵ ق) فرزند علی بن عبدک جرجانی معروف به ابن عبدک از متکلمین و مفسرین امامیه.
تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و به شیوه روائی و کلامی‌است.
ابوالعباس نجاشی آن را یاد کرده و شیخ طوسی که قریب عصر او بوده است در الفهرست وی را دارای مؤلفات بسیار می‌خواند از جمله به تفسیر قرآن کریم او اشاره نموده و آن را تفسیر بزرگ و حسن وصف نموده است.
بر اثر نزدیکی عصر شیخ طوسی با مفسر و توصیف تفسیر او به کبیر و حسن احتمال بسیاری است که این تفسیر از نظر شیخ طوسی گذشته باشد ولی فعلا وجود ندارد.
[۹۶] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۳.
[۹۷] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۱۵۵.



تفسیر ابن ابی الثلج از ابوبکر محمد (۲۳۸ - ۳۲۵ ق) فرزند احمد بن کاتب بغدادی معروف به ابن ابی الثلج از مفسران امامیه و اکابر محدثین.
تـفسیر مورد بحث به شیوه روایات از ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) نقل شده است و ابن ندیم در الفهرست آن را ضبط کرده است.
و نـیـز دو تفسیر دیگر از ابن الثلج ذکر کرده‌اند یکی تفسیر اسماء امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) فی کتاب اللّه عزوجل و دیگری تفسیر ما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنین که هر دو به شیوه روائی و مورد تذکر سید علی بن طاووس در الیقین و دیگر محدثین می‌باشند و فعلا وجود ندارند.
[۱۰۶] مقدمه تاریخ الائمه، ص۱۳.
[۱۱۳] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
[۱۱۵] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیه، ص۸۲.



تفسیر ابن الحجام اثر ابوعبداللّه محمد (زنده در ۳۲۸ ق) فرزند عباس معروف به ابن الحجام از مفسرین و محدثین.
علامه حلی در رجال خود شهرت مفسر را به ابن الجحام به جیم مضمومه و حاء مهمله ضبط کرده است.
تـفـسـیر مورد بحث به زبان عربی و در کتب رجالی و فهارس به نام کتاب التفسیر الکبیر موسوم است و باسم تفسیر ابن الحجام مشهور است از جمله تفاسیر شیعی است که از زمان تالیف از منابع مهم بوده و نیز به شیوه روائی تالیف گردیده است که در تفسیر و تاویل آیات قرآن کریم از روایات و اخبار ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) بهره گرفته است.
از این تفسیر امروزه نسخه‌های متعدد در کتابخانه‌های عمومی و خصوصی موجود است.
نـسـخه‌ای از این تفسیر نزد سید علی بن طاووس (م ۶۶۴ ق) بوده که در مؤلفات خود زیاد نقل می‌کند و آن را در کتاب خویش سعد السعود وصف نموده است.
همچنین نسخه‌هایی نزد سید شرف الدین علی حسینی استرابادی و سید‌هاشم توبلی و ملا محمد صالح برغانی و سید هبة الدین شهرستانی وجود داشته که بعضی در تفسیرهای خود از آن تفسیر فراوان نقل کرده‌اند.

۱۲.۱ - تفاسیر دیگر ابن حجام

تـفـسیرهای دیگری از ابن الحجام نام برده‌اند به شرح ذیل :
۱) تاویل ما نزل فی النبی و آله علیهم الـسـلام که در این تفسیر ابن الحجام به آیات و کلمات قرآن مجید که در حق رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) و خاندان عصمت و نبوت نازل گردیده مـی پـردازد و آن در هـزار بـزرگ است و جماعتی از اصحاب گفته‌اند که هرگز مانند این تفسیر کسی تصنیف نکرده است.
۲) مـا نـزل مـن القرآن فی اهل البیت (علیه‌السّلام)، در این تفسیر آیات مذکور در حق امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و خـانـدان عصمت نازل شده و همچنین احادیثی که از طریق عامه و خاصه در خصوص هر آیه نقل گردیده ذکر شده است.
این تفسیر در دو جلد بزرگ و در ده جزء تدوین گردیده است.
نـسـخـه اصلی به خط مؤلف با اجازه احمد بن ابی حب خراسانی مورخ (۳۳۸ ق) و اجازه دیگر به خـط شیخ طوسی مورخ (۴۳۳ ق) که روی آن ثبت بوده است نزد سید بن طاووس (م ۶۶۴ ق) بوده و او هر دو جلد تفسیر مذکور را در کتاب الیقین نقل کرده است.
۳) تـاویـل مـا نـزل فـی اعـدائهـم، در این تفسیر به آیات قرآن کریم که در حق دشمنان حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و خاندان وی نازل گردیده پرداخته شده است.
از طریق روایات و احادیث و اخبار وارده از ائمه اطهار آیات مزبور تفسیر شده است.
سـیـد بـن طاووس در سعد السعود و سید‌هاشم توبلی در تفسیر خود البرهان و علامه برغانی در کنزالعرفان از آن تفسیر بسیار نقل کرده‌اند.
۴) قراءة امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) که در قرائت حضرت علی بن ابی طالب است و آنرا از طریق ائمه اطهار جمع نموده است و شیخ طوسی از طریق مشایخ از ابی هارون تلعکبری روایت نموده است.
۵) تاویل ما نزل فی شیعتهم، این تفسیر شامل آیات قرآن کریم است که در حق ذراری ائمه اطهار و شیعیان حضرت امیر نازل شده است.
۶) الـنـاسـخ و المنسوخ، در یک جلد به زبان عربی به شیوه روائی در مورد آیات ناسخ و منسوخ و اسباب نزول روایت شده است.
۷) قراءة اهل البیت علیهم السلام، که در یک جلد به زبان عربی از طریق روایات ائمه (علیهم‌السّلام) و قراءات آیات آنها روایت گردیده است.
هیچ یک از تفاسیر مزبور وجود ندارد و معلوم نیست که واقعا هر یک تفسیر جداگانه‌ای بوده است یا آنکه بعضی از آنها با هم یکی بوده و از طریق روات، مختف العنوان ذکر شده‌اند.
[۱۱۶] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۵.
[۱۱۷] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۱۳۴.
[۱۲۵] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۱۰۶.
[۱۲۷] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۹.



تفسیر ابن بابویه اثـر ابوالحسن علی (م ۳۲۹ ق) فرزند حسین بن موسی بن بابویه قمی شیخ علماء امامیه محدث مفسر ثقه. ابن بابویه در بغداد با ابوالقاسم حسین بن روح سفیر حضرت حجت (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) ملاقات داشت و از طرف امام (علیه‌السّلام) توقیع جهت وی صادر گردید و نیز بشارت ولادت دو فرزند او ابوجعفر و ابوعبداللّه داده شد و این فرزندان به دعاء حضرت مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) متولد گردیده‌اند.
تـفسیر وی از جمله تفسیرهای روائی است و ابوالعباس نجاشی این تفسیر را به یک واسطه توس استادش ابوالحسن العباس کلوذانی روایت نموده است.
آقابزرگ تهرانی در الذریعة می‌نویسد که روایت نجاشی به یک واسطه بهترین دلیل بر وجود این تـفـسـیر است و نیز شیخ طوسی تفسیر مذکور را در الفهرست خود ضبط کرده ولی تفسیر مزبور فعلا موجود نیست.
[۱۳۰] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۲۷۷.
[۱۳۶] شیخ صدوق، محمدبن علی، کمال الدین، ج۲، باب ۴۵.
[۱۳۷] بحرانی، سلیمان بن عبدالله، فهرست آل بابویه، ص۴۱.
[۱۴۰] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعة الامـامـیـة، ص۷۸.
[۱۴۲] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.



تفسیر دیلمی از شیخ حسن (م ح ۳۳۰ ق) فرزند ابوالحسن دیلمی از مفسران شیعه در قرن چهارم هجری.
مفسر تفسیر خویش را به شیوه روائی تالیف نموده است و آیات قرآن کریم را از طریق روایات و اخبار وارده از اهل بیت (علیهم‌السّلام) تفسیر و تاویل کرده است.
و نیز نسخه‌ای از این تفسیر روائی نزد کراچکی (م ۴۴۹ ق) بوده و از تفسیر مذکور در کتاب خود کنزالفوائد که به کنزالکراجکی هم شهرت دارد نقل نموده است.
و نـیـز نسخه‌ای دیگر نزد شیخ شرف الدین بوده که در کتاب خود تاویل الایات از تفسیر مفسر نقل می‌کند.
هـمـچـنین ابن شهر آشوب مازندرانی (م ۵۸۸ ق) نسخه‌ای از این تفسیر در اختیار داشت که در کتاب خود مناقب آل ابی طالب و کتاب دیگرش نخب المناقب نقل می‌نماید.
این تفسیر از تفسیرهای مهم شیعی است که از آغاز تالیف مورد توجه بوده و از منابع مهم مفسران و محدثین بوده است.
آقابزرگ تهرانی در طبقات اعلام الشیعه از آن نام برده است.
[۱۴۵] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۸۵.
[۱۴۶] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۸.



معانی القرآن (تفسیر صابونی) از ابوالفضل محمد (م ح ۳۳۰ ق) فرزند احمد بن ابراهیم بن سلیم جعفی کوفی مصری معروف به صابونی، از ائمه حدیث و مفسران شیعه لغوی ریاضی دان منجم.
ابوالعباس نجاشی مفسر را از برجستگان شیعه در مصر وصف می‌کند که دارای منزلت عظیم بوده و نخست زیدی مذهب بود سپس به طائفه امامیه باز می‌گردد و بعد هفتاد عنوان از مؤلفات او را نام برده است از جمله تفسیر معانی القرآن را ضبط کرده است.
شیخ طوسی در رجال خویش مفسر را از اصحاب حضرت علی الهادی (علیه‌السّلام) ذکر کرده است.
سید مهدی بحرالعلوم در الفوائد الرجالیه وی را از برجستگان روات و محدثین طبقه هفتم یاد کـرده اسـت که عصر غیبتین (۲۶۰ - ۳۲۹ ق) را درک کرده و از شیعیان و علمای معروف مصر و امامیه بوده و تفسیر معانی القرآن او را ذکر نموده است.
تـفـسـیـر مـورد بحث به زبان عربی و شیوه روائی است که آیه‌های قرآن کریم از طریق روایات و احادیث وارده از ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) تفسیر شده است.
بعضی از معاصرین تفسیر معانی القرآن را با تفسیر معانی القرآن و تسمیة اصناف کلامه المجید را به غلط دو تفسیر می‌خوانند و صحیح آن اتحاد آن دو است.
[۱۴۹] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۵.
[۱۵۰] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۵۸.
[۱۵۳] سید بحرالعلوم، سیدمحمدمهدی، رجال، ج۳، ص۱۹۹.



تفسیر الجلودی اثر ابواحمد عبدالعزیز (م ۳۳۲ ق) فرزند یحیی بن احمد بن عیسی جلودی ازدی بصری، مفسر و متکلم لغوی محقق از قراء و علمای بصره.
ابوالعباس نجاشی در رجال خود بیش از دویست عنوان از مؤلفات وی را نام برده است که نیز بیش از پانزده عنوان آن در علوم قرآن کریم و تفسیر است.
تفسیر مورد بحث به زبان عربی و به شیوه روائی است. لازم بـه توضیح است اکثر فهارس و کتب رجالی و اجازات سه تفسیر از تفسیرهای مفسر را عنوان خاص داده‌اند:
نخست تفسیر جلودی به روایت حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام).
دوم : تفسیر جلود بر اساس روایت حبرامه و ترجمان القرآن ابن عباس.
سوم: تفسیر جلود بر اساس روایت ابن عباس.
این تفسیر غیر از تفسیر فوق است که به روایت از ابن عباس است.
مـفـسر دارای تفسیرهای دیگری نیز به نام : الناسخ و المنسوخ. التاویل عن ابن عباس. تفسیرعن الـصـحـابـه. آیـات الائمـه. آیـات الـولایة. ما نزل فی الخمسة (علیه‌السّلام). قرائة ابن عباس. تفسیرقرائة امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام). ما نزل من القرآن فی امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام). قوله فی شیعة علی (علیه‌السّلام) می‌باشد.
[۱۶۱] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۲۹.
[۱۶۲] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۲۴۴.
[۱۶۳] مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲، ص۱۵۶.



تفسیر ابن عقدة اثـر ابوالعباس احمد (۲۴۹ - ۳۳۳ ق) فرزند محمد کوفی سبیعی همدانی معروف به ابن عقدة از مفسران شیعه زیدیه جارودیه ثقه عدل (ابن عقده). تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و به شیوه روائی است.
مفسر پس از ذکر آیات قرآن کریم با بهره گیری از روایات و احادیث ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) به تفسیر و شرح آنها می‌پردازد.
نجاشی می‌نویسد: نسخه‌ای از تفسیر قرآن ابن عقدة را مشاهده نمودم. تفسیری است خوب و کسانی که کتب او را از برایم روایت کرده‌اند از این تفسیر نام نبرده‌اند. ولی طی کتب حدیث و کتب اربعه امامیه و تفسیرهای شیعی از آن نقل گردیده است.
از جمله سید رضی الدین علی بن طاووس (م ۶۶۴ ق) نسخه‌ای از آن را در اختیار داشته است و از آن در کـتاب خود محاسبة النفس نقل می‌کند و این موضوع می‌رساند که تفسیر ابن عقده تا عصر وی و قرن هـفـتـم هـجـری محفوظ مانده است و گویا امروزه نسخه‌هایی از این تفسیر در یمن مشاهده شده است.
تفسیر دیگری به نام: تفسیر آیه (انما انت منذر و لکل قوم‌هاد) را به ابن عقدة نسبت می‌دهند که بعضی از آن روایت کرده‌اند.
[۱۷۵] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۲۰۷.
[۱۹۱] یافعی، عبدالله بن اسعد، مراة الجنان، ج۲، ص۳۱۱.
[۱۹۳] کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۲، ص۱۰۶.
[۱۹۴] حسینی اشکوری، سیداحمد، مؤلفات الزیدیه، ۱، ص۳۰۷.



الشامل فی علم القرآن (تفسیر صولی) از ابوبکر محمد (۲۵۵ - ۳۳۵ یا ۳۳۶ ق) فرزند یحیی صول تکین بغدادی معروف به صولی از علمای لغت و ادب.
وی مـدائحی در حق حضرت علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) سروده و کتاب نگاشت که باعث غضب سنی‌ها گـردید و حکم به قتل او دادند سپس به موطن خویش بصره گریخت و سال‌های آخر عمر خود را در اختفا سپری کرد و در ۳۳۵ یا ۳۳۶ ق وفات یافت.
تـفـسـیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و به شیوه روائی و کلامی و ادبی و شامل بخشی از قـرآن کـریـم اسـت که آنرا به پایان نرسانده است و روایات و احادیث مفسر در کتب معتبر حدیث شیعه نـقـل گـردیـده اسـت و بـعـضـی از مؤلفات او طبع شده و باقی مخطوط زینت بخش کتابخانه‌های عمومی و خصوصی جهان می‌باشد.
[۱۹۸] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۱۳۶.
[۲۰۷] آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال، ۴۲۷.
[۲۰۸] مرزبانی، محمد بن عمران، معجم الشعراء، ص۴۳۱.
[۲۰۹] ابن شهرآشوب، محمدبن علی، معالم العلماء، ص۱۵۲.



تفسیر نعمانی اثر ابوعبداللّه محمد (زنده در ۳۴۲ ق) فرزند ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی معروف به ابن زینب از مفسران و محدثین امامیه.
در کتب رجالی همگی او را توثیق کرده‌اند.
تـفـسـیـر مورد بحث به زبان عربی در یک جلد به شیوه روائی و کلامی‌است، و به تفسیر نعمانی شهرت دارد. نـظـر بـه اهـمـیت آن علامه مجلسی تمامی این تفسیر را در بحارالانوار تحت عنوان ماورد عن امیرالمؤمنین (صلوات‌اللّه‌علیه) فی اصناف آیات القرآن و انواعها بروایة النعمانی ضبط کرده است (جلد ۹۳). حر عاملی (م ۱۱۰۴ ق) هنگام شرح حال مفسر در امل الامل می‌نویسد از مؤلفات او تفسیر قرآن است که قطعه‌ای از آن را مشاهده نمودم.
سـپس شیخ آقابزرگ تهرانی در الذریعه بر گفتار حر عاملی استدراک نموده و می‌نویسد: مقصود حر عاملی، احتمالا مقدمه مفسر بر تفسیر خود باشد. که شامل روایات مبسوط اوست. ‌ایـن مـقدمه به اضافه خطبه مختصری تحت عنوان تفسیر المحکم و المتشابه به نام سید مرتضی علم الهدی (م ۴۳۶ ق) در تهران به سال ۱۳۱۲ ق چاپ سنگی گردیده است.
مفسر در مقدمه تفسیر مردم را دعوت به اخذ تفسیر آیات قرآن کریم از طریق ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) نموده و معتقد است که خاندان وحی و نبوت (علیهم‌السّلام) اعرف از دیگران به قرآن مجید هستند.
و نیز قرآن آیات محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و مطلق و مقید و مجمل و مبین و غـیـره را شامل می‌باشد.
[۲۱۳] علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۳، ص۹.
در قسمتی از این تفسیر اجتهاد در تفسیر آیات قرآن کریم از طریق ائمه (علیه‌السّلام) را یاد نموده است سپس به تعریف اجتهاد از نظر عامه می‌پردازد.
نعمانی نسبت به النعمانیه شهری است واقع بین بغداد و واسط.
[۲۱۶] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۳.
[۲۱۸] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۴۳.
[۲۲۱] خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، ج۶، ص۱۲۷.
[۲۲۲] قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۳۷۷.
[۲۲۶] مشار، خانبابا، مؤلفین کـتب چاپی، ج۵، ص۲۶۳.



تفسیر ابن ولید اثـر ابوجعفر محمد (م ۳۴۳ ق) فرزند حسن بن ابی یزید احمد بن ولید فقیه و مفسر معروف به شیخ القمیین. تفسیر ابن ولید از جمله تفسیرهای روائی است.
ابوالعباس النجاشی آن را به واسطه از طریق استادش ابوالحسن علی بن احمد قمی روایت کرده است.
مـضافا بر اینکه احادیث و روایات مفسر در کتب معتبر شیعه و تفسیرهای روائی ذکر شده است از جـمـلـه کتب اربعه و کتاب الکامل فی الزیارات ابن قولویه و داوودی وی را در طبقات المفسرین خـود ذکـر نـموده است و نیز شیخ صدوق در مشیخه خود بیش از یکصد و چهل مورد از او روایت نقل کرده است و همچنین به وی بسیار اعتماد می‌ورزید.
[۲۳۱] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۲.
[۲۳۲] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۹۰.
[۲۳۵] شیخ طـوسی، محمدبن حسن، رجـال، ص۴۹۵.
[۲۳۸] شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۱۸۴.
[۲۴۰] شفیعی، محمد، مفسران شیعة، ص۸۲.



تفسیر ابومنصور صرام از ابومنصور صرام (م ح ۳۵۰ ق) از متکلمین و از مفسرین امامیه.
تفسیر صرام از جمله تفسیرهای شیعی است که به شیوه روائی تالیف گردیده است و در تفسیر و تـاویـل آیـات قرآن کریم از روایات و اخبار خاندان عصمت و طهارت بهره گرفته و تفسیر نموده است.
شیخ طوسی مفسر را در باب الکنی در الفهرست یاد کرده است و او را از اجله متکلمین و از اهل نیشابور که دارای ریاستی بوده و مقدم بر همگان و نیز صاحب مصنفات از جمله تفسیر قرآن کبیر که نیز تفسیری است خوب معرفی کرده است.
سـپس در همان جا هنگام شرح حال ابن عبدک مفسر را بر مذهب بغدادیین می‌خواند می‌نویسد (و کـذلک ابومنصور الصرام علی مذهب البغدادیین و یخالفهما ابوالطیب الرازی) و نیز در شرح حال مـفسر می‌نویسد فرزند مفسر به نام ابوالقاسم را ملاقات نمودم که فقیه بود و سبط وی ابوالحسن که از اهل علم بود.
[۲۴۳] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۳.
[۲۴۴] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۴۱۹.
[۲۴۹] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیه، ص۱۰۳.
[۲۵۲] شفیعی، محمد، مفسران شیعة، ص۸۸.



آیات الاحکام (تفسیر احکام القرآن) اثر شیخ امین ابوالحسن عباد (م ۳۵۰ ق) فرزند عباس بن عباد طالقانی از علمای امامیه در عصر خویش و از وزرای رکن الدوله بویهی. مفسر پدر صاحب ابن عباد وزیر دیلمیان است.
تـفـسـیـر وی در یک جلد به زبان عربی و به شیوه روائی و کلامی در بیان آیات احکام و فقه قرآن کـریم است که یاقوت حموی از این تفسیر به نام احکام و فقه قرآن کریم است که یاقوت حموی از این تفسیر به نام احکام القرآن ذکر نموده است و نیز سید محسن امین در شرح حال وی می‌نویسد: دارای مؤلفاتی است و از گفته سمعانی چنین استفاده می‌گردد که کتاب تفسیر احکام قرآن وی بر اساس مذهب شیعی می‌باشد.
‌ایـن تفسیر شامل پانصد آیه از احکام قرآن کریم است که مفسر به فقه و احکام قرآن کریم پرداخته است.
[۲۵۵] یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۱۷۲.
[۲۵۶] قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ص۸.
[۲۵۷] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة، ۱۲.
[۲۵۸] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.



تفسیر ابن دؤل قمی از شیخ احمد (م ۳۵۰ ق) فـرزنـد مـحمد بن الحسین بن الحسن بن دؤل قمی از مفسران و متکلمین شیعه مؤلف مکثر مفسر ایرانی تبار. تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و شیوه روائی و کلامی‌است. مـفسر در تفسیر آیات قرآن کریم از اخبار و روایات ائمه اطهار و خاندان عصمت و نبوت (علیهم‌السّلام) بهره گرفته است.
ابوالعباس نجاشی تفسیر مذکور و سایر مؤلفات مفسر را توسط استادش ابومحمد عبداللّه با دو واسطه روایت می‌کند.
[۲۶۱] صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۲۲.



ثواب القرآن مـفسر ابوعبداللّه محمد فرزند احمد (م ۳۵۸ ق) عبداللّه بن قضاعة بن مهران الجمال صفوانی از علمای ایرانی تبار و محدثین امامیه.
وی از اجـله تلامیذ ثقة الاسلام کلینی (م ۳۲۹ ق) بوده و همچنین از بعضی مشایخ کلینی دارای اجازه روایت می‌باشد و نیز مفسر از مشایخ مفید و ابوغالب زراری و ابن نوح سیرافی است.
ابوالعباس نجاشی مفسر را توثیق نموده از تفسیر او یاد کرده و از وی به عنوان (شیخ الطایفه ثقة فـقیه فاضل و کانت له منزلة عند السلطان) یاد کرده است سپس علت احترام سلطان را از مفسر چنین ضبط کرده است که یک روز مفسر با قاضی موصل در حضور ابن حمدان بحث امامت نمود که منجر به مباهله گردید. پس از ترک مجلس دست قاضی که به مباهله دراز شده بود ورم کرد و قاضی تب کرد و فردای آن روز درگذشت.
ابن ندیم در الفهرست می‌نویسد: (در سال ۳۴۶ ق با جمال صفوانی ملاقات داشتم او مردی بلند قامت و آقامنش بود و جامه‌های نیکوئی بر تن داشت) تفسیر مورد بحث به شیوه روائی است.
[۲۷۴] قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۳۸۸.
[۲۷۷] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیه، ص۱۲۰.


اعراب ثلاثین سورة من القرآن الکریم از ابوعبداللّه الحسین (م ۳۷۰ ق) فرزند احمد بن خالویه معروف به ابن خالویه. از نحویین و شاعر و مفسر شیعی. وی از مردم همدان است که در مورد هوای لطیف تابستان و سرمای سخت زمستان موطن خویش اشعاری سروده است.
تـفـسیر اعراب ثلاثین سورة من القرآن الکریم شامل تفسیر و اعراب استعاذه و بسمله سپس سوره الحمد و بعد، از سوره الطارق تا پایان قرآن که بیست و نه سوره است و جمعا سی سوره می‌گردد می‌باشد لذا آن را الطارقیة نیز می‌خوانند.
مفسر به اعراب آیات و کلمات قرآن کریم پرداخته و نیز اصول هر جرف را شرح داده و تلخیص آن و فـروع کـلـمـات را بیان داشته است و بعد غریب کلمات را با ذکر مصادر و منابع مفرد و جمع و تثنیه آن و هرچه که نیاز به اعراب باشد را توضیح می‌دهد.
نـسـخـه هـای مـتعددی از این تفسیر در دست می‌باشد که نسخه مورخه ۵۰۰ ق در کتابخانه ملا محمد صالح برغانی در کربلا (که در تفسیر خود کنزالعرفان) نقل نموده است محفوظ است.
و نـیـز نـسخه مورخه ۵۶۱ ق را صاحب ریاض العلماء در اردبیل مشاهده نموده است و نسخه‌های دیگر در کتابخانه‌های بریتانیا و ایاصوفیا و دیگر کتابخانه‌ها موجود است.
این تفسیر ابتدا در ۱۳۶۰ ق در حیدرآباد و سپس در بیروت و تهران مکررا به چاپ رسیده است.
ابن خالویه تفسیرهای دیگری داشته است که یکی از آنها به نام تفسیر القراءآت یا تفسیر البدیع فی الـقـراءآت الـسبع که موجود نیست و دیگری تفسیر المختصر فی شواذ القرآن که ابتدا در آلمان و سپس در بیروت در ۱۹۸۶ م چاپ و مکررا افست شده است.
[۲۸۱] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۲، ص۲۳۱.
[۲۸۹] ذهبی، محمد بن احمد، العبر، ج۲، ص۳۵۶.
[۲۹۵] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۴.
[۲۹۹] جمعی از علما، نامه دانشوران، ج۱، ص۴۹۱.



غریب القرآن از شیخ ابوالحسن علی (زنده در ۳۷۷ ق) فرزند محمد عدوی شمشاطی از علمای شیعه در عصر خویش، ادیب و نحوی مفسر.
وی از مردم شهر شمشاط است که یاقوت حموی آن را واقع در سرزمین شرق شط فرات می‌خواند و ابن ندیم آن را از شهرهای مرزی ارمنستان یاد کرده است.
وی نـخـست معلم ابوتغلب بن ناصرالدوله و برادرش بود سپس ندیمشان گردید ابن ندیم هنگام تـالـیـف الفهرست در (۳۷۷ ق) می‌نویسد که وی هنوز در قید حیات است و او را شعاری دارای محفوظات بسیار و روایات زیاد نقل کرده است.
ابوالعباس نجاشی بیش از سی و پنج عنوان از مؤلفات او را که مجاز به روایت آنها می‌باشد یاد کرده است.
تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی و به شیوه ادبی است که به تفسیر کلمات و آیات غریب و مشکل قرآن کریم پرداخته است.
[۳۰۰] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۳۳۵.



تفسیر ابوعلی فارسی اثـر ابـوعلی فارسی حسن (ف ۲۸۸ - بغداد ۳۷۷ ق) فرزند احمد فسوی نحوی معروف به ابوعلی فارسی از نحویین و مفسرین شیعة.
شیخ طوسی در تفسیر خود التبیان از تفسیر مفسر نقل کرده است. همچنین در سایر تفسیرهای شیعی از تفسیر وی که بر مذاق ادبی و نحوی است نقل شده است.
از‌ ایـن کـتاب که تفسیر اصلی ابوعلی فارسی است نسخه‌ای وجود ندارد ولی وی سه تفسیر دیگر دارد کـه یکی الحجة فی القراآت است که در آن اساس و کیفیت قراآت هفت گانه قرآن را بحث و تـحـلـیل نموده و نسخه‌های متعددی از این کتاب در کتابخانه‌های هندوستان و عراق و ترکیه و مصر موجود است و دیگری اعراب القرآن می‌باشد که در مورد اعراب آیات و لغت و نحو و تفسیر آیـات قرآنی بحث نموده و از این کتاب (طبق فهرست کتابخانه الخدیویه مصر) یک نسخه در آن کتابخانه وجود دارد. سـومـی بـه نام الاغفال است که نام کامل آن (الاغفال فیما اغفله الزجاج من المعانی) و تفسیری است به شیوه زجاج و در ذکر کمبودها و غفلت‌های او در تفسیرش.
از‌ ایـن کتاب نسخه‌های متعددی در دست است که از جمله نسخه کتابخانه قاهره که در فهرست مخطوطات آن ذکر گردیده است.
کارل بروکلمان در تاریخ الادب العربی هرسه تفسیر اخیرالذکر را مورد توجه و معرفی قرار داده است.
ابـوعلی فارسی کتاب دیگری در نحو و به نام عضدالدوله دیلمی نوشته است که اسم آن الایضاح و التکمله می‌باشد.
[۳۰۷] یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، الارشاد، ج۳، ص۹.
[۳۰۸] ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، الامتاع و المؤانسة، ج۱، ص۱۳۱.
[۳۱۰] کارل بروکلمان، تاریخ الادب الـعـربـی، ج۲، ص۱۹۰.
[۳۱۷] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۲۴.
[۳۱۸] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۳.



تفسیر کبیر صدوق (تفسیر الجامع الکبیر) اثـر شیخ ابوجعفر محمد (م ۳۸۱ ق) فرزند علی بن الحسین بابویه قمی معروف به صدوق، شیخ فقهای امامیه و از مفسرین شیعه.
ابـن بـابـویـه بـه دعای حضرت حجت (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف) متولد گردید و نیز دارای حافظه عجیب بود وی از بنیان گزاران فقه جعفری و صاحب کتاب من لا یحضره الفقیه یکی از کتب معتبر اربعه امامیه است.
این تفسیر به شیوه سایر مؤلفات مفسر تفسیری است روائی و آیات قرآن کریم را از طریق احادیث و روایات اهل البیت (علیه‌السّلام) تفسیر می‌نماید.
ابـن بابویه دارای کتب دیگری نیز در علوم قرآنی و تفسیر آیات بوده است به شرح: مختصر تفسیر الـقـرآن از طـریق احادیث و روایات اهل بیت (علیه‌السّلام). فضائل القرآن در دو مجلد که در کتابخانه‌های ایران و عراق موجود است که مجلد اول آن تا سوره المؤمن است. کتابی در ناسخ و منسوخ که نسخه‌های آن موجود است.
[۳۲۶] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۶، ص۲۷۴.
[۳۲۷] اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۱۵۴.
[۳۳۴] بحرانی، سلیمان بن عبدالله، فهرست آل بابویه، ص۵۳.
[۳۳۶] عامر، الحلو، معجم الـدراسـات القرآنیه، ص۹۱.
[۳۳۸] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.


امثال القرآن از ابوعلی محمد (م ۳۸۱ ق) فرزند احمد بن جنید اسکافی معروف به ابن الجنید و اسکافی از مشاهیر علمای شیعه
[۳۴۰] جعفری، محمدمهدی، دایرة المعارف تشیع، ج۲، ص۱۴۲.
تـفـسـیـر وی شامل آیات امثال قرآن کریم است و ابن ندیم در الفهرست خود می‌نویسد (و کتاب الامـثـال لابـن الـجـنـید) و نیز سید حسن صدر کاظمی در کتاب خویش تاسیس الشیعة لعلوم الاسلام مـفـسر را از نخستین علمای اسلام یاد کرده است که در فنون فقه و تفسیر تالیف نموده است.
اسکافی دارای تفسیر دیگری به نام تفسیر ایضاح خطا من شنع فی امر القرآن علی الشیعة می‌باشد.
[۳۴۱] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۵، ص۳۱۲.



تفسیر رمانی اثـر ابوالحسن علی (بغداد ۲۷۶ - ۳۸۴ ق) فرزند عیسی رمانی وراق اخشیدی از نحویین و اعاظم متکلمان و مفسران شیعه.
ابن حجر در لسان المیزان مفسر را رافضی می‌خواند سپس به جامعیت او در علوم عربی اشاره کرده است.
و شرح حال نویسان سنی و شیعه تصریح به تشیع او نموده و مقام علمی وی را ستوده و تبحر او را در فنون ادب و ابواب علم و لغت و منطق بازگو نموده‌اند و مؤلفات او را بیش از یکصد عنوان یاد کرده‌اند. تفسیر مورد بحث در یک جلد به زبان عربی است.
نـسـخـه‌ای از‌ ایـن تـفـسیر نزد شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) بوده و از آن بهره گرفته است و نیز درمقدمه‌اش بر تفسیر التبیان آن را ستایش نموده است.
و نـسخه‌ای نزد سید ابن طاووس (م ۶۶۴ ق) بوده است که در کتاب خود سعد السعود از آن نقل می‌نماید. همچنین طی کتب تفسیرهای عامه و خاصه از آن نقل گردیده است. تفسیرهای دیگری به وراق اخشیدی نسبت داده‌اند که عبارتند از: اعراب القرآن. تفسیر اللغات فی القرآن. النکت فی مجازالقرآن. الجامع که از دو کتاب اخیر نسخه‌هائی وجود دارد و تفسیر النکت نیز در دهلی با تحقیق دکتر عبدالعلیم چاپ شده است.
[۳۵۷] کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربی، ج۲، ص۱۸۹.
[۳۶۴] ابن قاضی شهبه، ابوبکر بن احمد، طبقات النحاة، ج۲، ص۱۷۷.
[۳۶۵] ذهبی، محمد بن احمد، العبر، ج۳، ص۲۷.
[۳۶۹] یافعی، عبدالله بن اسعد، مراة الجنان، ج۲، ص۴۲۰.
[۳۷۱] ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، نزهة الالباب، ص۳۱۸.



تفسیر ابوالفرج نهروانی (تفسیر الکبیر) از قاضی ابوالفرج معافی (۳۰۵ - ۳۹۰ق) فرزند زکریا بن یحیی نهروانی جامع علوم و فنون اسلامی و از مفسران شیعه.
ابن ندیم دوست و معاصر وی در الفهرست بیش از بیست کتاب از مؤلفات مفسر را نام برده است که از جمله آنها تفسیر القراآت و تفسیر تاویل القرآن می‌باشند.
ابن العماد حنبلی در شذرات الذهب و شمس الدین محمد داوودی در طبقات المفسرین تفسیر القرآن الکبیر را شش مجلد از جمله تفسیرهای مفسر ضبط کرده‌اند. تفسیر الکبیر وی در شش جلد متحد است با تفسیر ابوالفرج نهروانی.
وی از جـمـلـه علماء امامیه است که چند تفسیر در فنون قرآن تالیف نموده است : تاویل القرآن. الـقراءآت. البیان الموجز عن علوم القرآن المعجز که کتاب اخیر در ۶ مجلد و گویا در کتابخانه‌ها موجود است.
[۳۷۵] الکتبخانه، ج۴، ص۲۲۴.
[۳۷۶] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۲۶۰.
[۳۷۹] ابن جزری، محمدبن محمد، طـبقات القراء، ج۲، ص۳۰۲.
[۳۸۱] ابن قاضی شهبه، ابوبکر بن احمد، طبقات النحاة، ج۲، ص۲۴۹.
[۳۸۴] ذهبی، محمد بن احمد، العبر، ج۳، ص۲۴۹.
[۳۸۶] عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة، ص۹۳.
[۳۸۷] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۴.



تفسیر جامع التاویل اثر شیخ ابوالحسن احمد (م ۳۹۰ یا ۳۹۵ ق) فرزند فارس بن زکریا قزوینی رازی از ائمه لغت و نحو ادب.
وی آثـار و مـؤلـفـات بسیاری از خود باقی گذاشته است که سید محسن امین عاملی سی و پنج عنوان آن را در اعیان الشیعة نام برده است. منابع شیعی و کتب رجال امامیه تاکید بر تشیع او دارند.
شـیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) که قریب العصر وی بوده، علی رغم اینکه او محدث نیست و شهرت وی در ادب و نحو می‌باشد، چون از علمای شیعه بوده، وی را در فهرست خویش ذکر نموده است.
آیت اللّه خویی در معجم رجال الحدیث و نیز سید محسن امین عاملی در اعیان الشیعة دلائل بسیاری را بر تشیع وی اقامه نموده و می‌گویند اگر او شیعه نبود هرگز سلاطین آل بویه وی را معلم فرزندان خویش انتخاب نمی‌کردند.
دکـتـر‌ هادی حسن حمودی در مقدمه خود بر تفسیر ابن فارس قزوینی می‌نویسد هنگام تحصیل دوره عـالـی در دانـشـگـاه سوربون اولیاء دانشگاه به من پیشنهاد کردند که در آثار و مؤلفات ابن فارس قزوینی تحقیقات وسیعی انجام دهم لذا بر خود واجب دانستم که این اثر با ارزش اسلامی را جـمـع و تـدویـن کنم بدین جهت آن را از کتب مختلف استخراج کردم از جمله از کتاب مقاییس اللغة (تـحـقـیـق عبدالسلام‌هارون در شش مجلد) کتاب مجمل اللغة (تحقیق‌هادی حسن حـمودی در پنج مجلد) کتاب الصاحبی (تحقیق مصطفی الشویمی در یک مجلد) کتاب متخیر الالفاظ (تحقیق هلال ناجی در یک مجلد). تفسیر جامع التاویل به زبان عربی و به شیوه ادبی و نحو شامل تمام سوره‌های قرآن کریم به ترتیب آنهاست. پس از مقدمه دکتر حمودی این تفسیر دارای چند باب است.
باب نخست در القول فی اللغة التی نزل بها القرآن باب دوم القول علی الحروف المفردة الدالة علی المعنی دارای هفت باب سپس به تفسیر سوره الفاتحه لغایت سوره الناس پرداخته است.
این اثر در مجله تراثنا از شماره دوم و سوم سال دوم (۱۴۰۷ ق) منتشر گردیده است.
تـفـسـیـر دیگری به نام غریب اعراب القرآن به ابوالحسن نسبت داده‌اند که در یک جلد و به شیوه ادبی از شواذ و اعراب و غرائب کلمات و آیات متشابه و مشکله قرآن بحث نموده و در کتب رجالی و فهارس از آن نام برده‌اند که امروز وجود ندارد.
[۳۹۲] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۱۹۳.
[۳۹۳] جرجی زیدان، آداب اللغة العربیه، ج۲، ص۳۰۹.
[۴۰۴] شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۶۰.
[۴۱۰] یافعی، عبدالله بن اسعد، مراة الجنان، ج۲، ص۴۲۲.



از تفاسیر اهل سنت در قرن چهارم می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱. جامع البیان فی تفسیز القرآن اثر محمد بن جریر طبری (م ۳۱۰ ق)؛
۲. تفسیر القرآن العظیم تالیف حافظ ابومحمد عبدالرحمان بن ابی حاتم رازی (م ۲۴۰-۳۲۷ق)؛
۳. احکام القرآن به قلم ابوبکر احمد بن علی رازی جصاص (م ۳۷۰ ق).
[۴۱۳] شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
[۴۱۴] عقیقی بخشایشی، عبد الرحیم، طبقات مفسران شیعه، ج۱، ص۵۶۰.
[۴۱۵] صدرحاج سیدجوادی، احمد، دائرة المعارف تشیع، ج۴، ص۴۹۵.



مفسران قرن چهارم.


۱. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۱.
۲. کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات کوفی، ص۵۳۴.    
۳. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۱، ص۴۳۳.    
۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۹۵.    
۵. ابن داود، حسن بن علی، رجال، ص۱۷۵.    
۶. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۴۴۱.    
۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۲۵۸.    
۸. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۴۱.    
۹. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۶۷، ص۲۱۰.    
۱۰. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۲، ص۲۳۱.    
۱۱. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۱۱.    
۱۲. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۷۱-۲۷۲.    
۱۳. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۱۸۳.    
۱۴. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۱۷۲-۱۷۳.    
۱۵. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۶، ص۱۳۲.
۱۶. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۳، ص۶۹.    
۱۷. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۱، ص۸۱.    
۱۸. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۱۰، ص۱۳.    
۱۹. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۱۴۸.    
۲۰. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۸، ص۳۹۶.    
۲۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۹۸.    
۲۲. قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۳۴۹.
۲۳. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۲۷۱.    
۲۴. مشار، خان بابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۴، ص۷۹۶.
۲۵. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۱۶.    
۲۶. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الاستبصار، ۱، ص۳۶۵.    
۲۷. بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۳، ص۳۰۹.    
۲۸. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲، ص۲۶۰.
۲۹. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۶۰.    
۳۰. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۱، ص۵۴۵.    
۳۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۳۰۲.    
۳۲. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۳۵.    
۳۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۱۸۷.    
۳۴. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۲۶۰.    
۳۵. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۳۹۲.    
۳۶. قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۲۶۴.
۳۷. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ج۱۲، ص۴۹۶.    
۳۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۱۵۲.    
۳۹. فکرت، محمدآصف، فهرست الفبائی کتب خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس، ص۱۳۸.
۴۰. شیخ صدوق، محمدبن علی، الکافی، ج۳، ص۴۰۱.    
۴۱. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۴، ص۱۹۱.    
۴۲. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۵.
۴۳. ذهبی، محمدبن احمد، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۱۱.    
۴۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المثات، ج۱، ص۱۶۷.    
۴۵. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۵، ص۳۲۰.    
۴۶. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۲، ص۲۲۴.
۴۷. بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۱، ص۹۷.    
۴۸. اقبال آشتیانی، عباس، خاندان نوبختی، ص۱۲۵.
۴۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۴۵۵.    
۵۰. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۴۲۰.    
۵۱. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۶۳.    
۵۲. افندی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء، ج۱، ص۳۴۴.    
۵۳. ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۱، ص۵۱۹.    
۵۴. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ج۱، ص۲۲۰.    
۵۵. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱۲، ص۱۷۴.    
۵۶. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۸، ص۴۴۸.    
۵۷. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۴۱.
۵۸. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۲، ص۲۶۵.    
۵۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۳۰۱.    
۶۰. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۴۹.    
۶۱. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، طبقات المفسرین، ص۹۰.    
۶۲. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۹۴.
۶۳. شفیعی، محمد، مفسران شیعة، ص۸۷.
۶۴. ابن قطلوبغا، قاسم بن قطلوبغا، تاج التراجم، ص۳۱.
۶۵. خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۹، ص۳۸۴.
۶۶. ابن ابی الوفا، عبدالقادر بن محمد، الجواهر المضیئة، ج۱، ص۲۷۱.
۶۷. مقریزی، احمد بن علی، خطط، ج۲، ص۳۴۸.
۶۸. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۳۱۰.    
۶۹. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۲۲۹.    
۷۰. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۱۹.
۷۱. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۳، ص۲۵۵-۲۵۶.    
۷۲. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۱۰۷.
۷۳. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۳، ص۴۵.    
۷۴. کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربی، ج۶، ص۲۳۳.
۷۵. شیخ طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱- ۲.    
۷۶. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۵، ص۴۴.    
۷۷. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۱۰۹.    
۷۸. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۱۶۹.    
۷۹. شیخ منتخب الدین، علی بن عبیدالله، الفهرست، ص۱۵.
۸۰. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۱، ص۵۳۸.    
۸۱. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۸۹.    
۸۲. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۲۴۳۷.    
۸۳. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۸.
۸۴. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۳، ص۲۱۶.    
۸۵. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۱۳۴.
۸۶. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۱، ص۳۱۱.    
۸۷. قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ص۲۰۶۳.
۸۸. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۴۳.    
۸۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۵۳.    
۹۰. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۱۷۰.    
۹۱. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۱، ص۱۸۳.    
۹۲. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، مـصفی المقال فی مصنفی علم الرجال، ص۴۹.
۹۳. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۱، ص۲۷۴.    
۹۴. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۱، ص۲۴۰.    
۹۵. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۶، ص۲۵۱.    
۹۶. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۳.
۹۷. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۱۵۵.
۹۸. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۴.    
۹۹. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۷۹.    
۱۰۰. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۸۲.    
۱۰۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۲۶۷.    
۱۰۲. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۸۲.    
۱۰۳. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۳۵۶.    
۱۰۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۹۰.    
۱۰۵. خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۳۵۴.    
۱۰۶. مقدمه تاریخ الائمه، ص۱۳.
۱۰۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۰.    
۱۰۸. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۶۴.    
۱۰۹. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۴۴۳.    
۱۱۰. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۸۱.    
۱۱۱. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۸۵.    
۱۱۲. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۳۲۶.    
۱۱۳. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
۱۱۴. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۳۰.    
۱۱۵. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیه، ص۸۲.
۱۱۶. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۵.
۱۱۷. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۱۳۴.
۱۱۸. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۱.    
۱۱۹. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۲۰۸.    
۱۲۰. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۴۴۳.    
۱۲۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۲۶۶.    
۱۲۲. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۲۷۹.    
۱۲۳. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۲۸.    
۱۲۴. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، معالم العلماء، ص۱۷۷.    
۱۲۵. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۱۰۶.
۱۲۶. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۲۰۹.    
۱۲۷. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۹.
۱۲۸. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۷۵.    
۱۲۹. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۹، ص۳۷۹.    
۱۳۰. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۲۷۷.
۱۳۱. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۱، ص۵۷۴.    
۱۳۲. مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، ج۳، ص۹۲۷.    
۱۳۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۱.    
۱۳۴. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۳۷.    
۱۳۵. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۲۶۱.    
۱۳۶. شیخ صدوق، محمدبن علی، کمال الدین، ج۲، باب ۴۵.
۱۳۷. بحرانی، سلیمان بن عبدالله، فهرست آل بابویه، ص۴۱.
۱۳۸. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۴۲.    
۱۳۹. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۱۵۷.    
۱۴۰. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعة الامـامـیـة، ص۷۸.
۱۴۱. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص۳۹۸.    
۱۴۲. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
۱۴۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۱۸۵.    
۱۴۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۷۱.    
۱۴۵. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۸۵.
۱۴۶. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۸.
۱۴۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۸۴.    
۱۴۸. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۲۴.    
۱۴۹. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۵.
۱۵۰. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۵۸.
۱۵۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۷۸.    
۱۵۲. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۶۱.    
۱۵۳. سید بحرالعلوم، سیدمحمدمهدی، رجال، ج۳، ص۱۹۹.
۱۵۴. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۳۹۱.    
۱۵۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۲۶۵.    
۱۵۶. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۷۴.    
۱۵۷. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۸۱.    
۱۵۸. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۷.    
۱۵۹. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۳۲۴.    
۱۶۰. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۳۳.    
۱۶۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۲۹.
۱۶۲. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۲۴۴.
۱۶۳. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۲، ص۱۵۶.
۱۶۴. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۱، ص۴۶۰.    
۱۶۵. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۴.    
۱۶۶. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۲۹.    
۱۶۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۲۰۸.    
۱۶۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۴۳۵.    
۱۶۹. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۲۴۰.    
۱۷۰. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۱۹۱.    
۱۷۱. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۴۷.    
۱۷۲. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۵، ص۲۶۳.    
۱۷۳. بغدادی، اسماعیل، هدیة العارفین، ج۱، ص۵۷۶.    
۱۷۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۱۵۰.    
۱۷۵. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۲۰۷.
۱۷۶. بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۱، ص۳۰۳.    
۱۷۷. خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۱۲۲.    
۱۷۸. ذهبی، محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، ج۳، ص۴۰.    
۱۷۹. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۷، ص۳۲۶.    
۱۸۰. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۱۹.    
۱۸۱. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۲۰۹.    
۱۸۲. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۱، ص۶۵.    
۱۸۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۵.    
۱۸۴. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۲۲۹.    
۱۸۵. شیخ طوسی، محمدبن حسن، رجال، ص۴۰۹.    
۱۸۶. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۹۴.    
۱۸۷. ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۳۴۰.    
۱۸۸. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، ج۴، ص۱۷۹.    
۱۸۹. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۷۳.    
۱۹۰. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۱، ص۲۶۳.    
۱۹۱. یافعی، عبدالله بن اسعد، مراة الجنان، ج۲، ص۳۱۱.
۱۹۲. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۶۴.    
۱۹۳. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۲، ص۱۰۶.
۱۹۴. حسینی اشکوری، سیداحمد، مؤلفات الزیدیه، ۱، ص۳۰۷.
۱۹۵. ذهبی، محمدبن احمد، میزان الاعتدال، ج۱، ص۱۳۶.    
۱۹۶. ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۳، ص۲۸۱.    
۱۹۷. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۱۰، ص۹۷.    
۱۹۸. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۱۳۶.
۱۹۹. قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، ج۳، ص۲۳۳.    
۲۰۰. سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، ج۸، ص۳۴۸.    
۲۰۱. ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۳۰۱.    
۲۰۲. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، ج۴، ص۱۹۲.    
۲۰۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۷۹.    
۲۰۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۱۳، ص۱۳.    
۲۰۵. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۱۸۴.    
۲۰۶. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۴۲۷.    
۲۰۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال، ۴۲۷.
۲۰۸. مرزبانی، محمد بن عمران، معجم الشعراء، ص۴۳۱.
۲۰۹. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، معالم العلماء، ص۱۵۲.
۲۱۰. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۴.    
۲۱۱. ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهره، ج۳، ص۲۹۶.    
۲۱۲. ذهبی، محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، ج۳، ص۸۴۹.    
۲۱۳. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۳، ص۹.
۲۱۴. بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۱، ص۳۱۰.    
۲۱۵. شیخ حرعاملی، محمدبن حسن، امل الامل، ج۲، ص۲۳۲.    
۲۱۶. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۳.
۲۱۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۳۱۸.    
۲۱۸. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۴۳.
۲۱۹. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۶۰.    
۲۲۰. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۲، ص۳۸۳.    
۲۲۱. خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، ج۶، ص۱۲۷.
۲۲۲. قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۳۷۷.
۲۲۳. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۸، ص۲۷۵.    
۲۲۴. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۲۳۱-۲۳۲.    
۲۲۵. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۸، ص۱۹۵.    
۲۲۶. مشار، خانبابا، مؤلفین کـتب چاپی، ج۵، ص۲۶۳.
۲۲۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۳۰.    
۲۲۸. بغدادی، اسماعیل، هدیة العارفین، ج۲، ص۴۶.    
۲۲۹. افندی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء، ج۵، ص۱۳.    
۲۳۰. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۴۲.    
۲۳۱. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۲.
۲۳۲. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۹۰.
۲۳۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۹.    
۲۳۴. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۱۶۸.    
۲۳۵. شیخ طـوسی، محمدبن حسن، رجـال، ص۴۹۵.
۲۳۶. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۸۳.    
۲۳۷. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۱۲۲.    
۲۳۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۱۸۴.
۲۳۹. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۲۱۹-۲۲۱.    
۲۴۰. شفیعی، محمد، مفسران شیعة، ص۸۲.
۲۴۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۵۹.    
۲۴۲. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۲، ص۴۳۵.    
۲۴۳. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۳۳.
۲۴۴. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۴۱۹.
۲۴۵. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۵۸.    
۲۴۶. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۲۲۱.    
۲۴۷. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۷۷.    
۲۴۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۸۲.    
۲۴۹. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیه، ص۱۰۳.
۲۵۰. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۶۶.    
۲۵۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۱۶.    
۲۵۲. شفیعی، محمد، مفسران شیعة، ص۸۸.
۲۵۳. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۷، ص۴۱۰.    
۲۵۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۳۴.    
۲۵۵. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۶، ص۱۷۲.
۲۵۶. قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ص۸.
۲۵۷. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة، ۱۲.
۲۵۸. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
۲۵۹. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۲۰۸.    
۲۶۰. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۳، ص۱۰۳.    
۲۶۱. صدر، سیدحسن، تاسیس الشیعة، ص۳۲۲.
۲۶۲. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۱، ص۶۳.    
۲۶۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۴۳.    
۲۶۴. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۴۳.    
۲۶۵. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۸۹.    
۲۶۶. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۶.    
۲۶۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۴۴.    
۲۶۸. بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۱، ص۱۳۳.    
۲۶۹. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۶، ص۲۷۱.    
۲۷۰. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۵، ص۱۹.    
۲۷۱. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۷۲. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۴۳.    
۲۷۳. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۰۸.    
۲۷۴. قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویة، ص۳۸۸.
۲۷۵. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۶، ص۱۱.    
۲۷۶. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۸، ص۲۸۲.    
۲۷۷. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیه، ص۱۲۰.
۲۷۸. بغدادی، اسماعیل، هدیة العارفین، ج۲، ص۴۲.    
۲۷۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۳۸.    
۲۸۰. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۵، ص۴۱۹.    
۲۸۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۲، ص۲۳۱.
۲۸۲. قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، ج۱، ص۳۵۹.    
۲۸۳. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۲۹۷.    
۲۸۴. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۱، ص۵۲۹.    
۲۸۵. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۱۵، ص۱۳۳.    
۲۸۶. افندی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء، ج۲، ص۲۳.    
۲۸۷. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۴، ص۳۷۸.    
۲۸۸. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۱۵۱.    
۲۸۹. ذهبی، محمد بن احمد، العبر، ج۲، ص۳۵۶.
۲۹۰. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۱۱۲.    
۲۹۱. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۲، ص۲۶۷.    
۲۹۲. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۶، ص۲۵۲.    
۲۹۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۱۲۰.    
۲۹۴. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۶۷.    
۲۹۵. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۴.
۲۹۶. ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۴، ص۱۳۹.    
۲۹۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۱۰۵.    
۲۹۸. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۱۷۸.    
۲۹۹. جمعی از علما، نامه دانشوران، ج۱، ص۴۹۱.
۳۰۰. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۳۳۵.
۳۰۱. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۱۶، ص۴۸.    
۳۰۲. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۲۶۳.    
۳۰۳. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۱۸۸.    
۳۰۴. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۳، ص۳۶۲.    
۳۰۵. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۰۳.    
۳۰۶. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۲، ص۱۷۹.    
۳۰۷. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، الارشاد، ج۳، ص۹.
۳۰۸. ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، الامتاع و المؤانسة، ج۱، ص۱۳۱.
۳۰۹. قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، ج۱، ص۳۰۸.    
۳۱۰. کارل بروکلمان، تاریخ الادب الـعـربـی، ج۲، ص۱۹۰.
۳۱۱. خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، ج۷، ص۲۸۵.    
۳۱۲. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۱، ص۴۹۶.    
۳۱۳. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۵۵.    
۳۱۴. افندی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء، ج۱، ص۲۱۱.    
۳۱۵. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۴، ص۴۰۷.    
۳۱۶. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۲، ص۸۱۱.    
۳۱۷. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة عند الشیعة الامامیة، ص۲۴.
۳۱۸. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۳.
۳۱۹. ذهبی، محمدبن احمد، میزان الاعتدال، ج۱، ص۴۸۰.    
۳۲۰. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۸۸.    
۳۲۱. ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۴، ص۱۵۱.    
۳۲۲. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۸۳.    
۳۲۳. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۸۰.    
۳۲۴. ابی البرکات، عبدالرحمن، نزهة الالباء، ص۲۳۲.    
۳۲۵. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۱۰، ص۲۴.    
۳۲۶. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۶، ص۲۷۴.
۳۲۷. اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، ج۲، ص۱۵۴.
۳۲۸. شیخ حرعاملی، محمدبن حسن، امل الامل، ج۲، ص۲۸۳.    
۳۲۹. مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، ج۳، ص۹۲۷.    
۳۳۰. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۷۹.    
۳۳۱. ابن داود، حسن بن علی، رجال، ص۲۴۸.    
۳۳۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ص۲۴۸.    
۳۳۳. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۸۹.    
۳۳۴. بحرانی، سلیمان بن عبدالله، فهرست آل بابویه، ص۵۳.
۳۳۵. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۳۷.    
۳۳۶. عامر، الحلو، معجم الـدراسـات القرآنیه، ص۹۱.
۳۳۷. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۳۳۹.    
۳۳۸. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
۳۳۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۸۷.    
۳۴۰. جعفری، محمدمهدی، دایرة المعارف تشیع، ج۲، ص۱۴۲.
۳۴۱. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۵، ص۳۱۲.
۳۴۲. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۸۵.    
۳۴۳. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۹، ص۱۰۱.    
۳۴۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۲، ص۳۴۶.    
۳۴۵. نجاشی، احمد بن علی، رجال، ج۱، ص۳۸۵.    
۳۴۶. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۴۲.    
۳۴۷. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۲۰۹.    
۳۴۸. افندی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء، ج۵، ص۱۹.    
۳۴۹. کحاله، عمررضا، معجم المؤمنین، ص۸، ص۲۴۸.    
۳۵۰. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۲۳۵.    
۳۵۱. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۵، ص۳۳۶.    
۳۵۲. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۴، ص۳۱۷.    
۳۵۳. قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، ج۲، ص۲۹۴.    
۳۵۴. بغدادی، اسماعیل، ایضاح المکنون، ج۴، ص۲۷۱.    
۳۵۵. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۳۱۴.    
۳۵۶. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۲، ص۱۸۰.    
۳۵۷. کارل بروکلمان، تاریخ الادب العربی، ج۲، ص۱۸۹.
۳۵۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، تفسیر التبیان، ص۵۴.    
۳۵۹. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۷۵.    
۳۶۰. ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۶، ص۵۳۳.    
۳۶۱. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، ج۴، ص۴۴۲.    
۳۶۲. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، طبقات المفسرین، ص۸۱.    
۳۶۳. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۴۱۹.    
۳۶۴. ابن قاضی شهبه، ابوبکر بن احمد، طبقات النحاة، ج۲، ص۱۷۷.
۳۶۵. ذهبی، محمد بن احمد، العبر، ج۳، ص۲۷.
۳۶۶. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۱۳.    
۳۶۷. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، ج۴، ص۲۴۸.    
۳۶۸. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۱، ص۵۷۱.    
۳۶۹. یافعی، عبدالله بن اسعد، مراة الجنان، ج۲، ص۴۲۰.
۳۷۰. ذهبی، محمدبن احمد، میزان الاعتدال، ج۳، ص۱۴۹.    
۳۷۱. ابن حجرعسقلانی، احمدبن علی، نزهة الالباب، ص۳۱۸.
۳۷۲. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۱۹۳.    
۳۷۳. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۲، ص۴۶۱.    
۳۷۴. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۳۱۹.    
۳۷۵. الکتبخانه، ج۴، ص۲۲۴.
۳۷۶. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۲۶۰.
۳۷۷. قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، ج۳، ص۲۹۶.    
۳۷۸. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۲، ص۲۹۳.    
۳۷۹. ابن جزری، محمدبن محمد، طـبقات القراء، ج۲، ص۳۰۲.
۳۸۰. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۲، ص۳۲۳.    
۳۸۱. ابن قاضی شهبه، ابوبکر بن احمد، طبقات النحاة، ج۲، ص۲۴۹.
۳۸۲. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۴، ص۲۵۶.    
۳۸۳. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۴، ص۴۸۳.    
۳۸۴. ذهبی، محمد بن احمد، العبر، ج۳، ص۲۴۹.
۳۸۵. ابن ندیم، محمدبن اسحاق، الفهرست، ص۲۸۹.    
۳۸۶. عامر، الحلو، معجم الدراسات القرآنیة، ص۹۳.
۳۸۷. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۴.
۳۸۸. ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، ج۱۵، ص۲۴.    
۳۸۹. ابی البرکات، عبدالرحمن، نزهة الالباء، ج۱، ص۲۴۲.    
۳۹۰. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۵، ص۲۲۱.    
۳۹۱. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعة، ج۳، ص۶۰.    
۳۹۲. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۱، ص۱۹۳.
۳۹۳. جرجی زیدان، آداب اللغة العربیه، ج۲، ص۳۰۹.
۳۹۴. قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، ج۱، ص۱۲۹.    
۳۹۵. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۱۱، ص۳۳۵.    
۳۹۶. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، بغیة الوعاة، ج۱، ص۳۵۲.    
۳۹۷. رافعی قزروینی، عبدالکریم بن محمد، التدوین فی اخبار قزوین، ج۲، ص۲۱۵.    
۳۹۸. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة الی تصانیف الشیعه، ج۱۶، ص۴۶.    
۳۹۹. ابن داوود، حسن بن علی، رجال، ص۴۲.    
۴۰۰. ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۷، ص۱۰۳.    
۴۰۱. ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، ج۴، ص۴۸۰.    
۴۰۲. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، طبقات المفسرین، ص۲۶.    
۴۰۳. داودی، محمدبن علی، طبقات المفسرین، ج۱، ص۶۰.    
۴۰۴. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الفهرست، ص۶۰.
۴۰۵. ابن شهرآشوب، محمدبن علی، معالم العلماء، ص۵۷.    
۴۰۶. یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادباء، ج۱، ص۴۱۰.    
۴۰۷. خویی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۲، ص۱۹۹.    
۴۰۸. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، طبقات اعلام الشیعه، نوابغ الرواة فی رابعة المئات، ص۳۷.    
۴۰۹. ابن تغری بردی، یوسف بن تغری بردی، النجوم الزاهرة، ج۴، ص۲۱۲.    
۴۱۰. یافعی، عبدالله بن اسعد، مراة الجنان، ج۲، ص۴۲۲.
۴۱۱. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۷، ص۱۸۱.    
۴۱۲. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۱، ص۱۱۸.    
۴۱۳. شفیعی، محمد، مفسران شیعه، ص۸۱.
۴۱۴. عقیقی بخشایشی، عبد الرحیم، طبقات مفسران شیعه، ج۱، ص۵۶۰.
۴۱۵. صدرحاج سیدجوادی، احمد، دائرة المعارف تشیع، ج۴، ص۴۹۵.



فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله«تفاسیر قرن چهارم قمری».    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «تفاسیر قرن چهارم»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۴/۱.    






جعبه ابزار