• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حسین علاء

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حسین علاء یکی از شخصیتهای سیاسی ایران در دوران پهلوی بود که به سمت‌های مختلفی منصوب شد، از آن جمله سمت وزیر فواید و تجارت، رئیس اداره کل تجارت، وزیر بازرگانی و مدیر کل بانک ملی، نماینده مجلس شورای ملی در دوره‌های مختلف، سفیرکبیر ایران در آمریکا، نخست وزیری در دو دوره و وزارت دربار بود.



حسین علاء در سال ۱۲۶۲ش در یک خانواده مرفه و قدیمی در تهران به دنیا آمد.
[۱] بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، ج۱، ص۱-۴.
پدرش میرزا محمدعلی ‌خان علاءالسلطنه، بارها سفیر و وزیر و دو بار نخستوزیر شده بود. حسین، دوران کودکی خود را در قفقاز گذراند و سپس همراه پدر - که به سمت وزیرمختار ایران در لندن تعیین شده بود - به انگلستان رفت و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خویش را در آنجا گذرانید. وی بعد از پایان تحصیل، به استخدام وزارت خارجه درآمد و هنگامی که پدرش به وزارت امور خارجه انتخاب شد، ریاست دفتر وزارت خارجه را به عهده گرفت و تا سال ۱۲۹۶ در این سمت باقی ماند.
مستوفی‌الممالک در دی‌ ۱۲۹۶ به ریاست وزرا انتخاب شد. او میرزا حسین‌خان علاء را ـ که در آن هنگام «معین‌الوزاره» لقب گرفته بود ـ به سمت «وزیر فواید و تجارت» معرفی کرد. حسین علاء بعد از کناره‌گیری مستوفی‌الممالک، سمت وزارت تجارت و فواید عامه را در کابینه صمصمام‌السلطنه بختیاری حفظ کرد و در سال ۱۲۹۹ پیش از کودتا، ابتدا وزیرمختار ایران در اسپانیا و سپس وزیرمختار ایران در آمریکا شد و پس از بازگشت به ایران، به نمایندگی مجلس پنجم از تهران برگزیده شد.
[۲] مرکز اسناد تاریخی ایران، اسناد ساواک، ج۹، ص۴.



او از آغاز دوره نمایندگی خود در مجلس، به صف نمایندگان مستقل پیوست که مشیرالدوله و مستوفی‌الممالک، مؤتمن‌الملک، مدرس، تقی‌زاده و دکتر مصدق از جمله آنها بودند، و از آن میان، با تقی‌زاده بیش از همه نزدیک بود. او هنگام طرح ماده واحده مربوط به خلع قاجار در مجلس پنجم، از‌ نمایندگان مخالف آن بود.
[۳] ریاحی، منوچهر، سراب زندگی، ترجمه شجاعی، ص۵۶.

علاء در انتخاب دوره ششم مجلس شورای ملی ـ که نخستین انتخاب دوره پادشاهی رضاشاه بود ـ به مجلس راه نیافت و مدتی بیکار بود تا اینکه در سال ۱۳۰۶ در دولت مستوفی‌الممالک به وزارت فواید عامه رسید
[۴] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ج۱، ص۲۸۶.
و در مهرماه همین سال، وزیرمختار ایران در فرانسه شد. ماموریت علاء در پاریس، سه سال به طول انجامید و در بازگشت از آنجا به ریاست هیئت مدیره بانک ملی ایران گماشته شد. سمت‌های بعدی وی تا سال ۱۳۲۱ به‌ترتیب: رئیس اداره کل تجارت، وزیر بازرگانی و مدیر کل بانک ملی بود و سرانجام در سال ۱۳۲۱ پس از مرگ فروغی، وزیر دربار شد.



علاء در شهریور ۱۳۱۴ در شرایطی بحرانی‌ ـ که در پی بروز اغتشاش در آذربایجان و خودداری دولت شوروی از تخلیه ایران به وجود آمده بود ـ با سمت سفیرکبیر ایران، راهی واشنگتن شد. او در جلسات شورای امنیت سازمان ملل متحد، از حقوق ایران دفاعی دلیرانه‌ به نمایش گذاشت
[۵] الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۲، ص۱۰۲.
و با این کار، خدمت مهمی کرد. وی همچنین طرح شکایت ایران را بدون توجه به نخستوزیر وقت (قوام) به‌موقع اجرا کرد و کوشش وطن‌پرستانه‌اش در قبولاندن حقانیت ایران، اثر فراوانی داشت.
[۶] شیفته، نصرالله، رجال بدون ماسک ایران، ص۱۶۲.



او هنگام قتل رزم‌آرا، وزیر دربار و نخستین کسی بود که شاه برای تعیین جانشینی رزم‌آرا با وی مشورت کرد. او نیز پاسخ داد: تنها کسی که در این شرایط می‌تواند، مملکت را اداره کند، دکتر مصدق است و اگر خود او حاضر به قبول مسئولیت نخستوزیری نشود، باید در تعیین نخستوزیر آینده با وی مشورت شود. شاه، خود علاء را برای مذاکره درباره تعیین جانشین رزم‌آرا نزد دکتر مصدق فرستاد و او ضمن گفت‌وگو با مصدق، آمادگی شاه را برای برگزیدن وی برای نخستوزیری بازگو کرد، ولی مصدق که در آن هنگام، آمادگی پذیرش این مسئولیت را نداشت، خودِ علاء را برای احراز این سمت پیشنهاد کرد. سرانجام علاء در روز ۱۸ اسفند ۱۳۲۹ دو روز پس از قتل رزم‌آرا مامور تشکیل کابینه شد و در روزهای پایانی اسفند، کابینه‌ای با شرکت پنج وزیر به شاه معرفی، و تکمیل اعضای کابینه را به بعد از تعطیلات نوروز موکول کرد. سرانجام، کابینه در روز ۱۸ فروردین تکمیل شد.
[۷] فردوست، حسین، ظهور و سقوط پهلوی، ج۱، ص۱۷۲ - ۱۷۳.

حسین علاء در همان نخستین روزهای روی‌کار آمدنش دست به اختناق زد و از روزهای ۲۹/۱۲/۱۳۲۹ در تهران و حومه، و از تاریخ ۱۴/۱/۱۳۳۰ در خوزستان حکومت نظامی برقرار ساخت.


وی همچنین در ابتدای زمامداری با اعتصاب کارگران نفت جنوب روبه‌رو شد که به زد و خورد‌های خونین و کشته‌شدن چند انگلیسی و ایرانی و زخمی‌شدن تعدادی از کارگران انجامید. علاء به‌خوبی از وخامت اوضاع آگاه بود و به‌سرعت دست به اقدام زد، از این رو در سراسر منطقه‌های اعتصاب، به‌مدت دو‌ ماه، حکومت نظامی اعلام کرد، ولی آگاهی داشت که انگلیسی‌ها ممکن است آشوب‌های مناطق نفت‌خیز را بهانه اقدامات نظامی خود قرار دهند، چون درواقع، آنان چند ناوچه توپدار به خلیج فارس فرستاده بودند، به‌ همین سبب در مصاحبه‌ای با «روزنامه لومند» به انگلیسی‌ها هشدار داده بود که اعتصاب‌ها در ایران، به هیچ‌کس، حق مداخله در امور داخلی یا تجاوز به استقلال ما را نمی‌دهد.
[۸] عظیمی، فخرالدین، بحران دموکراسی در ایران، ترجمه هوشنگ مهدوی، ص۳۴۰.

اراده او در بازگرداندن نظم، هنگامی توجیه شد که ناآرامی‌ها گسترده‌تر و به اصفهان کشیده شد. با این همه، اعتصاب در اوایل اردیبهشت به پایان رسید و دولت، موفق به برقراری نظم شد و گارگران بر شرکت نفت - که با پرداخت کمک‌هزینه موافقت کرد - پیروز شدند.
[۹] نجمی، ناصر، بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی، ص۲۶۸.



شاه و علاء اصولا با ملی‌شدن صنعت نفت مخالف بودند، اما برخلاف انتظار آنها روز ۵ اردیبهشت‌ ۱۳۳۰ کمیسیون نفت مجلس شورای ملی، طرحی نُه‌ماده‌ای مربوط به اجرای قانون ملی‌کردن نفت را با درون‌مایه کوتاه کردن دست بیگانگان از شرکت نفت جنوب با بیشترین آرا تصویب کرد.
[۱۰] اسناد لانه جاسوسی، دانشجویان پیرو خط امام، کتاب۶۶، ص۴۵.

عصر همان روزی که طرح نُه‌ماده‌ای نفت با بیشترین آرا تصویب شد، سفیر انگلیس با نگرانی زیادی به ملاقات حسین علاء رفت و او نیز دست ‌به ‌دامان دکتر مصدق شد، اما مصدق، حاضر به عدول از آن نشد. علاء نیز جریان را به شاه رسانید و این ملاقات‌ها و رفت ‌و آمدها در ۲۴ ساعت پس از تصمیم کمیسیون ادامه داشت و چون نتیجه‌ای حاصل نشد، دولت حسین علاء استعفا داد.
[۱۱] نجمی، ناصر، بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی، ص۲۷۰.



استعفای علاء، بی‌مقدمه نبود. اسناد محرمانه وزارت خارجه انگلیس که در اوایل دهه ۱۹۸۰ انتشار یافت، نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها از روزهای آغاز آوریل ۱۹۵۱م (اواسط فروردین۱۳۳۰) شاه را برای انتخاب یک نخستوزیر توانمند برای جلوگیری از اجرای قانون ملی‌شدن نفت، زیر فشار گذاشته بودند و فرد مورد نظر آنها برای فرونشاندن موج ملی‌شدن نفت، کسی جز «سید ضیاء» عامل کودتای ۱۲۹۹ نبود.
سرانجام شاه در برابر فشار انگلیسی‌ها تسلیم شد و استعفا را بر علاء تکلیف کرد، ولی پیش‌ از‌ اینکه حکم نخستوزیری سید ضیاء‌الدین را امضا کند، به فکر چاره‌ای افتاد و آن، انتخاب دکتر مصدق به مقام نخستوزیری بود.
[۱۲] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ج۱، ص۷۴.



علاء بعد از استعفا از مقام نخستوزیری به وزارت دربار بازگشت و در قسمت اعظم زمامداری دکتر مصدق، یعنی نزدیک به دو سال در این سمت ماند و در‌ این ‌مدت، تنها رابط شاه با مصدق بود، زیرا مصدق در تمام مدت نخستوزیری‌اش بیش از ۵ تا ۶ بار با شاه ملاقات نکرد و پیغام‌های آنها بین یکدیگر فقط از طریق علاء رد و بدل می‌شد. علاء در اوایل حکومت مصدق از طرفدارن جدی او بود، اما از اواخر ۱۳۳۱ به‌تدریج، تغییر عقیده داد و گزارش‌های مربوط به سه‌ماهه پایانی سال ۱۳۳۱ از تماس مستمر او با مخالفان مصدق به خصوص آیت‌الله کاشانی حمایت می‌کند.
علاء با آنکه روابط نزدیک و صمیمانه‌ای با دکتر مصدق داشت، در پی بروز اختلاف بین دربار و دولت و به دنبال نطق توهین‌آمیز دکتر مصدق به شاه، در فروردین ۱۳۳۲ از وزارت دربار استعفا کرد، اما بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دوباره به این مقام گماشته شد. او در فرودین ۱۳۳۴ پس ‌از استعفای سپهبد زاهدی از نخستوزیری، برای دومین ‌بار به نخستوزیری انتخاب شد و این ‌بار دو سال تمام در این مقام باقی ماند.
[۱۳] فردوست، حسین، ظهور و سقوط پهلوی، ج۱، ص۱۷۲.



در نخستین ماه حکومت علاء، مذاکرات چند‌ ساله ایران و شوروی نتیجه داد و قرار شد یازده تُن طلای امانتی ایران نزد شوروی، پس‌داده شود. همچنین تعیین حدود و علامت‌گذاری مرز ایران و شوروی پایان یافت.
[۱۴] مدنی، جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، جامعه مدرسین قم، ج۱، ص۳۰۳.
رویداد مهم دیگر، عضویت ایران در پیمان بغداد بود که مورد نفرت و انزجار بسیار زیاد افکار عمومی ایران قرار گرفت، چرا که مبارزات ملت ایران علیه دولت انگلستان از سویی و عضویت این کشور در پیمان بغداد از سوی دیگر باعث شده بود
[۱۵] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۴۱.
که موج اعتراض‌ها و نا‌آرامی‌ها علیه دولت وقت، گسترش یابد، به‌ گونه‌ای ‌که یک روز، قبل از اینکه حسین علاء، نخستوزیر وقت برای شرکت در نخستین اجلاس پیمان بغداد راهی عراق شود، به دست یکی از اعضای سازمان فداییان اسلام، به نام «مظفر ذوالقدر» هدف سوء‌ قصد قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد.
[۱۶] الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۲، ص۱۰۳.



فرماندار نظامی تهران (تیمور بختیار) اعلام داشت که مظفر ذوالقدر عضو فداییان اسلام است و به دستور نواب صفوی، رهبر فداییان اسلام، قصد ترور نخست وزیر را داشت
[۱۷] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۸۴۵.
و به همین دلیل، دستور بازداشت سران فداییان اسلام صادر شد.
[۱۸] مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ص۳۲۰.

به‌دنبال این جریان‌ها، در روزنامه‌های وقت، چنین نوشتند: «مامورین پس از بررسی ۴۳۶ خانه، سرانجام نواب صفوی و سیدمحمد واحدی را در خیابان ری دستگیر کردند.» همچنین در ۶ آذر ۱۳۲۴ قانون مربوط به عفو و آزادی خلیل طهماسبی ـ که قبلا مجلس تصویب کرده بود ـ لغو شد و پرونده فداییان اسلام به دادگاه نظامی رفت. در آنجا نیز به علت اعتراف متهمان به ترورهای مختلف، حکمشان صادر شد و صبح ۲۷ دی‌ ۱۳۲۴، نواب صفوی، سیدمحمد واحدی، خلیل طهماسبی و مظفر ذوالقدر تیر‌باران شدند. ریاست جلسه دادگاه، به عهده «سرلشکر مجیدی» بود که پس از انقلاب، دستگیر و اعدام شد. سرلشکر مجیدی، قبل از اعدام، اعتراف کرد که نواب، واحدی، طهماسبی و ذوالقدر پیش از اعدام، شکنجه شده بودند.
[۱۹] الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۵، ص۱۵۹.



در فروردین ۱۳۳۵ عمر دو‌ساله مجلس، پایان یافت و حسین علاء که بیشتر ایام عمر را در انگلستان و فرانسه گذرانده بود و با زد و بندهای سیاسی آشنایی نداشت،
[۲۰] الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۲، ص۱۰۷.
هنگامی که می‌خواست انتخابات دوره نوزدهم را در زمان نخستوزیری خود برگزار کند، کارهای انتخابات را به امیر اسدالله علم سپرد. این مجلس کاملا دست‌نشانده دولت بود و هرگز اقلیتی در آن تشکیل نشد. دولت نیز برای گذراندن لایحه‌های خود به مجلس نوزدهم رشوه داد که آن لوایح، دربردارنده افزودن مدت نمایندگی از دو سال به چهار سال بود.
[۲۱] عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۸۴۷.



دو سال صدارت علاء، دوران گسترش فعالیت ماسون‌ها در ایران و گسترش بی‌سابقه فراماسونری در ارتباط با «لژ بزرگ اسکاتلند» بود و تشکیلات «لاینز» و «کلوپ شیران» به ریاست حسین علاء نیز افتتاح شد. این تشکیلات بر خلاف فراماسونری کاملاً رسمی، قانونی و علنی بود.
[۲۲] رایین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج۳، ص۵۶.

او علاوه بر این، ریاست شورای عالی بنگاه‌های خیریه، ریاست شورای عالی پیش‌آهنگی، ریاست هیئت مؤسسان انجمن آثار ملی و ریاست هیئت مؤتمنین دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی) را نیز بر عهده داشت.
[۲۳] مرکز اسناد تاریخی ایران، اسناد ساواک، ج۹، ص۴.



در نخستین سال دولت علاء، در پرتو گسترش وابستگی به غرب، واردات به ۲۳. ۹ ریال افزایش یافت! با اینکه صادرات تا ۸ میلیارد پایین آمد. بالارفتن وحشتناک هزینه زندگی مردم و تورم، بزرگ‌ترین ویژگی این دوران بود. چاره‌جویی علاء برای این وضع نگران‌کننده، گذراندن قانونی برای جلب سرمایه‌های خارجی بود. این قانون ـ که سازمان برنامه و بودجه آن را توصیه کرده بود ـ به سرمایه‌های خارجی با شرایط مناسب اجازه می‌داد که در داخل مملکت به کار افتد.
هم‌زمان با یورش نمایندگان بزرگ کسب و کار به ایران و گسترش فعالیت اقتصادی و تجاری آمریکایی‌ها، حکومت آنان به کمبود‌های سامانه فاسد اداری ایران پی‌برد و در هر فرصتی از ایران انتقاد می‌کرد. علاء برای جلوگیری از انتقادهای هیئت حاکم آمریکا و تشویق بیشتر سرمایه‌گذاری آمریکاییان در ایران، «علی امینی» را که با بستن قرارداد پر‌منفعت کنسرسیوم، دلی از آمریکاییان به دست آورده بود، با عنوان سفیر به واشنگتن فرستاد.
[۲۴] عظیمی، فخرالدین، بحران دموکراسی در ایران، ترجمه هوشنگ مهدوی، ص۳۴۵.



شاه در آستانه چهل‌سالگی، این توان را در خود می‌دید که برخلاف سال‌های نخست سلطنت، خودش در کارها دخالت کند و نقش نخستوزیر را بر عهده بگیرد. برای همین در فروردین‌ ۱۳۳۶ به دستور او، علاء از نخستوزیری کناره‌گیری کرد و روز بعد به سمت وزارت دربار تعیین شد و تا سال ۱۳۴۲ در آن سمت باقی ماند. در اوایل سال ۱۳۴۲ و در جریان حوادثی که به بازداشت آیت‌الله خمینی و وقایع ۱۵خرداد انجامید، علم، نخستوزیر و علاء، وزیر دربار بود. علاء خشونتی را که دولت علم در پیش گرفته بود، به مصلحت ندانست و معتقد بود که رویارویی شاه با روحانیان، سرانجام خوبی ندارد. این کار، وی را دچار خشم شاه ساخت و بعد از برکناری از وزارت دربار از طرف شاه به سناتوری رسید، ولی بیش از یک سال عمر نکرد و در سال ۱۳۴۳ مرد.
[۲۵] طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ج۱، ص۲۸۹.



۱. بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، ج۱، ص۱-۴.
۲. مرکز اسناد تاریخی ایران، اسناد ساواک، ج۹، ص۴.
۳. ریاحی، منوچهر، سراب زندگی، ترجمه شجاعی، ص۵۶.
۴. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ج۱، ص۲۸۶.
۵. الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۲، ص۱۰۲.
۶. شیفته، نصرالله، رجال بدون ماسک ایران، ص۱۶۲.
۷. فردوست، حسین، ظهور و سقوط پهلوی، ج۱، ص۱۷۲ - ۱۷۳.
۸. عظیمی، فخرالدین، بحران دموکراسی در ایران، ترجمه هوشنگ مهدوی، ص۳۴۰.
۹. نجمی، ناصر، بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی، ص۲۶۸.
۱۰. اسناد لانه جاسوسی، دانشجویان پیرو خط امام، کتاب۶۶، ص۴۵.
۱۱. نجمی، ناصر، بازیگران سیاسی عصر رضاشاهی، ص۲۷۰.
۱۲. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ج۱، ص۷۴.
۱۳. فردوست، حسین، ظهور و سقوط پهلوی، ج۱، ص۱۷۲.
۱۴. مدنی، جلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، جامعه مدرسین قم، ج۱، ص۳۰۳.
۱۵. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۴۱.
۱۶. الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۲، ص۱۰۳.
۱۷. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۸۴۵.
۱۸. مکی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ص۳۲۰.
۱۹. الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۵، ص۱۵۹.
۲۰. الموتی، مصطفی، رجال عصر پهلوی، ج۲، ص۱۰۷.
۲۱. عاقلی، باقر، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۸۴۷.
۲۲. رایین، اسماعیل، فراموشخانه و فراماسونری در ایران، ج۳، ص۵۶.
۲۳. مرکز اسناد تاریخی ایران، اسناد ساواک، ج۹، ص۴.
۲۴. عظیمی، فخرالدین، بحران دموکراسی در ایران، ترجمه هوشنگ مهدوی، ص۳۴۵.
۲۵. طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ج۱، ص۲۸۹.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «حسین علاء»، تاریخ بازیابی ۹۵/۵/۲۱.    

رده‌های این صفحه : مقالات پژوهه




جعبه ابزار