• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عطیة بن اسود

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پس از جنگ صفیّن (به مدّت ۱۱۰ روز) در سال ۳۷ هجری میان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) و معاویه ـ فرمانروای معزول شام - و پذیرش حکمّیت، حدود ۴۰۰۰ تن از سپاهیان علی (علیه‌السّلام) از قبیله‌ی عنزه به این حکم اعتراض کردند و فریاد «لا حکم الا لله» سردادند و با شامیان قصد نبرد کردند. امّا طرفداران حکمیّت به سرکردگی اشعث بن قیس که شمارشان بیشتر بود، خواستار پذیرش آن بودند. امام علی (علیه‌السّلام) به ناچار از صفّین به کوفه بازگشت. مخالفان حکمیّت در حروراء شبث بن ربعی تمیمی را به رهبری خویش برگزیده راه مخالفت با امام علی (علیه‌السّلام) را در پیش گرفتند. احتجاج صادقانه و رفتار دلسوزانه امام علی‌ (علیه‌السّلام) بسیاری از آنان را به سپاه امام باز گرداند و همراه امام آماده نبرد با شامیان شدند، امّا گروهی از آنان که به خوارج (خارج شدگان از دین) شهرت یافتند به صف مخالفان علی (علیه‌السّلام) و نیز امویان پیوستند. خوارج بعدها به فرق گوناگونی تقسیم و به نام رهبران آن‌ها موسوم شدند و از سال ۴۱ هجری تا آن زمان که توسط مهلب بن ابی صفره در سال ۷۷ (ه. ق) سرکوب شدند، یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های بنی‌امیه، خاندان زبیر و سپس مروانیان بودند.




عطیة بن اسود اهل یمامه، از قبیله‌ی بنی حنیفه و از علماء و امرای خوارج که بیشتر خوارج سیستان، خراسان، کرمان و قهستان از پیروان او بودند.
وی در روزگار حکومت یزید بن معاویه همراه چهل تن از خوارج از جمله نافع بن ازرق و عبدالله بن صبار و عبدالله بن ایاض و حنظلة بن بیهس و عبیدالله بن ماحوز که همگی از سران خوارج بودند، قیام خود را آغاز کرد. در آن هنگام عبیدالله بن زیاد فرماندار بصره، اسلم پسر ربیعه را با دو هزار سوار به تعقیب آنان فرستاد و آنان در یکی از دهکده‌های اهواز به نام آسک در نزدیک فارس، با خوارج جنگیدند. خوارج پنجاه تن از یاران اسلم را کشتند و اسلم گریخت ابن زیاد از این شکست سخت خشمگین شد و در بصره ۹۰۰ مرد را به اتهام خارجی بودن کشت. هر چند او پیش از این هم بر خوارج سخت گرفته و بسیاری از آنان را زندانی کرد و بسیاری دیگر را از جمله عروة بن ادیه برادر مرداس بن ادیه کشت.

۱.۱ - نبرد با بنی امیه

در سال ۶۳ (ه. ق) تمامی فرقههای خوارج به اشاره‌ی نافع بن ازرق که از بزرگان خوارج بود، برای نبرد با بنی‌امیه به ابن زبیر پیوستند. عطیه در این زمان با نافع همراه بود. آنان به ابن زبیر ‌گفتند: اگر در عقیده با یکدیگر اختلاف داریم، مهم نیست. زیرا از خانه خدا دفاع می‌کنیم. آن‌گاه همراه او جنگیدند.
با مرگ یزید بن معاویه و نابسامانی خلافت، کار خوارج بالا ‌گرفت و هواداران و هم‌فکرانشان از بصره به آنان ‌پیوستند و بر بصره تاختند. فرماندار بصره، عبیدالله بن زیاد گریخت. پس از چیرگی عبدالله بن زبیر بر حجاز، عراق، خراسان، یمن، مصر و شام، و اختلاف وی با خوارج، خوارج از او جدا شدند و حملات بسیاری را در سرزمین‌های اسلامی در زمان او رهبری کردند.

۱.۲ - ایفای نقش در انشعابات خوارج

در سال ۶۴ (ه. ق) خوارج دو گروه شدند. گروهی از خوارج تمیمی همراه عبدالله بن صفار، عبدالله بن اباض، حنظله بن بیهس و نجدة بن عامر و کسانی دیگر که نخست با نافع بن ارزق بودند، راهی بصره شدند و بر اهواز تاختند و تعداد بسیاری از مردم را کشتند. عطیه بن اسود یشکری و عبدالله بن ثور معروف به ابوفدیک نیز به سرکردگی ابوطالوت، از بنی بکر بن وائل، بر یمامه تاختند و آن جا را غارت کردند. تعداد سپاهیان نجده وقتی که به یمامه بازمی‌گشت بالغ بر سه هزار تن بود.

۱.۳ - حمایت از نجده و ظهور فرقه نجدیه

اینان پس از چیرگی بر یمامه نخست ابوطالوت را به رهبری موقت خود برگزیدند؛ امّا هنگامی که نجده در سال ۶۵ (ه. ق) حضارم را که از سرزمین‌های بنی حنیف بود غارت و چهار هزار برده از آنان را میان یاران خود تقسیم نمود و سپس کاروان ابن زبیر را که از بحرین می ‌آمد، به چنگ آورد و میان خوارج قسمت کرد، خوارج از جمله عطیه که از مدت‌ها قبل با نجده همراه شده بود، به دلیل شجاعت و سخاوت وی، ابو طالوت‌ را از ریاست خلع و با نجده بیعت کردند. ابو طالوت نیز بیعت کرد.
از این پس خوارج به چهار گروه ازارقه، ‌ نجدیه، اباضیه و صفره تقسیم شدند.

۱.۴ - همراهی در حملات نجده

نجده با حمله به کاروان‌های تجاری و قبایل ساکن یمامه، نجد یمن و صنعا، به گسترش قلمرو خود در دو ناحیه شمال شرق و جنوب غربی جزیره ‌العرب روی آورد. نجده پس از فتح سرزمین‌های یمامه، در سال ۶۷ (ه. ق) به بحرین رفت. در بحرین گروهی از عبدالقیس و دیگر قبایل برای جنگ با او گرد آمدند. ولی ازدیان با او از در مسالمت درآمدند. دو سپاه در قطیف با یک دیگر جنگیدند، قیس شکست خورد و تعداد زیادی از آنان کشته و کسان بسیاری از اهل قطیف به اسارت در‌آمدند.
نجده در قطیف اقامت گزید و فرزند خود مطرح را به دنبال گریختگان از عبدالقیس فرستاد. آن‌ها هم در «ثویره» پایداری کردند و مطرح بن نجده را با گروهی از یارانش کشتند. سپس خوارج بر سرزمین خط چیره شدند و نجده در بحرین اقامت گزید.
در نبرد میان نجده و مصعب بن زبیر در سال ۶۹ (ه. ق) فرمانده مصعب، عبدالله بن عمیر لیثی الاعور با۲۰هزار جنگجو
[۲۲] بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۷۸، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ط الاولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
شکست خورد و نجده هم لشکرگاه آنان را غارت کرد.
نجده و عمالش پنج سال بر بحرین و یمامه و عمان و حجر و قسمت‌هایی از سرزمین عرض مسلط بودند.
نجده پس از تصرف بخش‌هایی از یمن از جمله صنعا، ابوفدیک را برای گرفتن زکات از مردم آن سامان راهی حضرموت ساخت. قدرت نجده در آن زمان به اندازه‌ای در جزیرة‌العرب بالا گرفته بود که در موسم حج در سال ۶۹ (ه. ق) عده یاران او را بالغ بر دو هزار و ششصد مرد دانسته‌اند. او در این هنگام با ابن زبیر هم صلح کرد به شرط این که هر یک از طرفین جدا نماز بخواند.
[۲۵] بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۸۰ - ۱۸۱.

به گفته‌ی یعقوبی در حج سال ۶۸ (ه. ق) در عرفات چهار پرچم برپا بود: پرچمی از آن عبدالله بن زبیر، پرچمی از آن ابن حنفیه، پرچمی از آن نجده بن عامر و پرچمی متعلق به امویان .

۱.۵ - جدایی از نجده

پس از تلاش‌های ناکام زبیریان برای عقب راندن خوارج، نجده سپاهی به سرداری عطیة بن الاسود الحنفی -از خوارج- به عمان فرستاد.
در آن زمان حاکم عمان پیری سالخورده به نام عباد بن عبدالله بود. پسرانش سعید و سلیمان یک دهم درآمد کشتی‌ها و بخشی از درآمد سایرین را به عنوان مالیات می‌گرفتند.
عطیه با او نبرد کرد. عباد کشته شد و عمان به دست عطیه افتاد که پس از چند ماه آن‌جا را ترک کرد و آن را به یکی از رجال به نام ابوالقاسم سپرد. ولی مردم عمان او را کشتند و سعید و سلیمان پسران عباد را بر خود امیر ساختند.
بعد از آن میان نجده و عطیه اختلاف پیدا شد. عطیه بار دیگر به عمان بازگشت؛ امّا نتوانست آن‌ را بگشاید ناگزیر سوار کشتی شد و به کرمان رفت. کرمان را گرفت و در آن‌جا سکه زد و پیروان خود را عطویه (از عطیه) نامید.


۱.۶ - اختلافات در فرقه نجدیه

سپس میان عطیه و نجده اختلاف افتاد. زیرا ابوسنان حی بن وائل از نجده خواست تا کسانی را که به تقیه از آن‌ها اطاعت می ‌کنند، بکشند. نجده بر او فریاد زد و گفت: بر ماست که به ظاهر حکم کنیم.
دلیل دیگر آن که نجده به سپاهیانی که در دریا به جنگ رفته بود، نسبت به کسانی که در خشکی جنگیده بودند، غنایم بیشتری عطا کرد. پس عطیه در این باره با او به منازعه برخاست و نجده دشنامش داد. عطیه از این دشنام خشمگین شد و مردم را به ضدّ او برانگیخت. روز دیگر یاران نجده از او خواستند که مردی از دلیران سپاه را که شراب نوشیده بود، حد بزند؛ ولی نجده از حد زدن او ابا کرد. سپس عبد الملک طی نامه‌ای از نجده خواست که به طاعت او در‌آید، در عوض او نیز همه اموال و خون‌هایی را که بر گردن اوست بر او بخشیده، حکومت یمامه را به او واگذارد. یارانش او را به گشودن باب مراوده با عبدالملک متهم کردند. همه این امور سبب شد که عطیه از او جدا شود.
[۲۹] بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۸۴.

با وجود آن که نجده بخش‌های عمده‌ای از جنوب غربی و شمال شرقی جزیره العرب را در اختیار داشت، در سال ۷۲ (ه. ق) خوارج بر او شوریدند و ثابت تمار را به رهبری موقت و سپس ابوفدیک را به رهبری خود برگزیدند.

۱.۷ - انشعابات نجدیه

از این زمان به دلیل اختلافاتی که میان رهبران برجسته نجدات، نجده بن عامر، ابوفدیک و عطیه بن اسود رخ داد، آنان به سه فرقه تقسیم شدند.

۱.۷.۱ - عطویه

گروهی که با عطیه بن اسود همراه شدند و راه سجستان در پیش گرفتند و خوارج سجستان نیز از آنان حمایت کردند. این گروه به احتمال فراوان همان گروهی است که به روایت برخی منابع درباره رفتار نجده توقف گزیدند و از داوری خودداری کردند.
[۳۳] بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق، ص۸۷ - ۸۸، حقق و فصله و ضبط مشکلة و علق حواشیه محمد محی الدین هبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۵.
برخی نیز روایت کرده‌اند که عطیه را نجده به سجستان اعزام کرد و او مذهب خود را در مرو آشکار ساخت و اصحاب وی عطویه نام گرفتند.
عطویه فرقه‌ای جداگانه از فرقه‌ های خوارج شد و خوارج نواحی سیستان، خراسان، کرمان و قهستان پیرو این فرقه‌اند. عبدالکریم بن عجرد که فرقه عجارده را به او نسبت می‌دهند یکی از نامورترین اصحاب عطیه بوده است.

۱.۷.۲ - فدیکیه

پیروان ابوفدیک را گویند. پس از جدایی سران خوارج، ابوفدیک به جستجوی نجده برآمد. نجده که در یکی از روستاهای حجر پنهان شده بود، از آن‌جا نزد خویشاوندان مادری خود از قبیله تمیم رفت و تصمیم داشت که نزد عبدالملک رود. ابو فدیک از قصد او آگاه شد و گروهی را بر سر او فرستاد و او را کشتند.
[۳۶] بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۸۵.

بنا بر روایتی دیگر چون انتقادها بر ضد نجده فزونی یافت، ابوفدیک با همدستی راشد طویل، یمامه را در اختیار گرفت و از بیم آن که مبادا یاران نجده پس از بازگشت از پیکار خود در نواحی شام، بار دیگر او را به قدرت رسانند، او را کشت.
[۳۷] بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ص۱۸۵ - ۱۸۶.


۱.۷.۳ - عاذریه

گروهی که رفتارهای نجده را درست دانستند و از همراهی با او دست نکشیدند.
عطیه در بازگشت به عمان، نتوانست داخل شهر شود. پس از راه دریا به کرمان رفت. پس از به حکومت رسیدن عبدالملک پسر مروان، حجاج لشکری به فرماندهی مهلب برای سرکوبی عطیه فرستاد، او از آن‌جا گریخت و به سیستان رفت. سپس به کشور زند پناه برد. تا این که در قندابیل توسط سپاهیان مهلب کشته شد.


۱. منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص۴۸۹، تحقیق عبد السلام محمد هارون، قاهرة، مؤسسة العربیة الحدیثة، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۲، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی، ۱۴۰۴.    
۲. منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص۵۲۸.    
۳. دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۲۰۲ - ۲۰۳، تحقیق عبد المنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.    
۴. دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۲۰۲ - ۲۰۳.    
۵. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج‌۵، ص۲۲۱ - ۲۲۳، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی تا.    
۶. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۸۱ - ۲۸۲، بیروت، دار صادر - دار بیروت، ۱۳۸۵/۱۹۶۵.    
۷. زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج‌۴، ص۲۳۷، بیروت، دار العلم للملایین، ط الثامنة، ۱۹۸۹.    
۸. دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۲۶۹.    
۹. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۳، ص۵۱۹.    
۱۰. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج‌۳، ص۱۸۱، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸/۱۹۸۸.    
۱۱. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج‌۳، ص۱۸۲.    
۱۲. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۲۵.    
۱۳. دینوری، ابو حنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۲۷۰.    
۱۴. طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج‌۵، ص۵۶۶، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷.    
۱۵. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۰۲.    
۱۶. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۰۱ - ۲۰۲.    
۱۷. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج‌۳، ص۱۸۲.    
۱۸. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۰۱ - ۲۰۲.    
۱۹. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج‌۳، ص۱۸۲.    
۲۰. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج‌۳، ص۱۸۴.    
۲۱. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص ۲۰۲.    
۲۲. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۷۸، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ط الاولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۲۳. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۰۲.    
۲۴. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج‌۲، ص۲۷۲، بیروت، دار صادر، بی تا.    
۲۵. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۸۰ - ۱۸۱.
۲۶. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج‌۲، ص۲۶۸.    
۲۷. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۰۳.    
۲۸. ابن الاثیر، عز الدین ابو الحسن علی، الکامل فی التاریخ، ج‌۴، ص۲۰۳.    
۲۹. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۸۴.
۳۰. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۷۳.    
۳۱. اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، ج۱، ص۹۲    
۳۲. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، ج۱، ص۱۲۴، تحقیق عبدالعزیز محمد الوکیل، دار الفکر، بیروت، بی تا.    
۳۳. بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق، ص۸۷ - ۸۸، حقق و فصله و ضبط مشکلة و علق حواشیه محمد محی الدین هبدالحمید، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۵.
۳۴. تمیمی سمعانی، ابو سعید عبد الکریم، الانساب، ج‌۹، ص۳۳۱، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الاولی، ۱۳۸۲/۱۹۶۲.    
۳۵. تمیمی سمعانی، ابو سعید عبد الکریم، الانساب، ص۳۳۰.    
۳۶. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ج‌۷، ص۱۸۵.
۳۷. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الاشراف، ص۱۸۵ - ۱۸۶.
۳۸. ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج‌۳، ص۱۸۴.    



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «عطیة بن اسود»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۲/۲۰    





جعبه ابزار