• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

شاپور بختیار

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دیگر کاربردها: بختیار (ابهام‌زدایی).

‌"شاپور بختیار" فرزند "محمدرضا" (سردار فاتح) و "نازبیگم" در سال ۱۲۹۴ش. در منطقه «بختیاری» به دنیا آمد. او آخرین ‌نخستوزیر‌ ‌سلسله پهلوی‌ است. اولین شرط بختیار برای ریاست اخذ رای تمایل مجلس بود.

فهرست مندرجات

۱ - معرفی اجمالی
۲ - نخستوزیری بختیار
۳ - شرط قبولی نخستوزیری
۴ - بختیار و انتخاب کابینه
۵ - تشکیل شورای سلطنت
۶ - لوایح کابینه بختیار
۷ - نخستوزیر ایران
۸ - تظاهرات مردم
۹ - ماموریت‌هایزر در ایران
۱۰ - اخطار امام به شورای سلطنت
۱۱ - بختیار در قعر مشکلات
۱۲ - مذاکرات گوآدلوپ
۱۳ - ماموریت سید جلال‌الدین تهرانی
۱۴ - تهران و تدارک استقبال از امام
۱۵ - تعیین دولت موقت
۱۶ - بی‌طرفی ارتش
۱۷ - فعالیت‌های سیاسی در پاریس
۱۸ - حضور شاپور بختیار در وزارت کار
۱۹ - زندانی شدن شاپور بختیار
۲۰ - فعالیتهای اقتصادی شاپور بختیار
۲۱ - بختیار در رأس حزب ایران
۲۲ - بختیار آخرین امید محمدرضا پهلوی
۲۳ - انتخاب بختیار به نخست وزیری
۲۴ - پیام امام خمینی به بختیار
۲۵ - جلوگیری بختیار از پرواز هواپیمای امام خمینی
۲۶ - سقوط دولت بختیار
۲۷ - سوءاستفاده بختیار از اموال ملت ایران
۲۸ - توطئه بختیار بر ضد نظام جمهوری اسلامی
۲۹ - عضویت بختیار در تشکیلات فراماسونری
۳۰ - ترور بختیار
۳۱ - فهرست منابع
۳۲ - پانویس
۳۳ - منبع


"شاپور بختیار" فرزند "محمدرضا" (سردار فاتح) و "نازبیگم" در سال ۱۲۹۴ش. در منطقه «بختیاری» به دنیا آمد. پدربزرگ مادری بختیار، "نجف‌قلی صمصام‌السلطنه" دو‌بار در سال‌های ۱۲۹۱ و ۱۲۹۷ش. به مقام نخستوزیری رسید.
بختیار تحصیلات ابتدایی‌اش را در شهرکرد آغاز کرد؛ سپس برای تحصیلات دبیرستانی روانه اصفهان و پس از چندی عازم بیروت گردید. بختیار دیپلم متوسطه خود را در رشته ریاضی از یک مدرسه فرانسوی در بیروت دریافت کرد. در سال ۱۳۱۵ش. به فرانسه رفت و در رشته فلسفه در در دانشگاه سوربن نام‌نویسی کرد و در بهار ۱۳۱۸ش. دیپلم علوم‌ سیاسی و لیسانس‌های فلسفه و حقوق دریافت کرد. در همان سال بختیار با یک زن فرانسوی ازدواج کرد و در سال ۱۳۱۹ش. برای خدمت سربازی در ارتش فرانسه داوطلب شد. پس از پایان جنگ بختیار دوباره به سوربن رفت و موفق به اخذ درجه دکتری دولتی گردید.
[۱] ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۱.

در زمستان سال ۱۳۲۴ش. بختیار به ایران بازگشت و در وزارت کار استخدام شد و عضویت حزب جبهه‌ ملی را پذیرفت. در دولت "دکتر مصدق" معاونت وزارت کار را به عهده داشت. پس از وقایع ۲۸ مرداد و دست‌گیری و محاکمه مصدق او به فعالیت‌هایش در جبهه ملی ادامه داد. به علت مخالفت با شاه و فعالیت سیاسی و انتشار نامه و نطق‌هایش چند بار به زندان افتاد؛ اما دست از مبارزه برنداشت و در ایام آزادی در بخش خصوصی کار می‌کرد.
[۲] ‌ بختیار، شاپور، یکرنگی، ترجمه مهشید امیر شاهی، پاریس، بی‌نا، ص۱۶۰.

پدرش محمدرضا ‌سردار‌ فاتح بود که در فروردین ۱۳۱۳ به همراه چند تن از سران بختیاری و ‌قشقایی‌ ‌اعدام‌ شد.
[۳] عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج ۱، ص۱۹۹، تهران ۱۳۶۹ـ۱۳۷۰ ش.
در ۱۳۲۸ ش به مدیریت اداره کل کار ‌خوزستان‌ رسید.


در جریان انقلاب نام او با ارسال نامه سرگشاده به شاه بر سر زبان‌ها افتاد و سرانجام بعد از سقوط حکومت "ازهاری" در شرایطی که انقلاب به روزهای اوج و پیروزی خود نزدیک شده و کمتر کسی مسؤولیت خطیر نخستوزیری را به عهده می‌گرفت، پیشنهاد شاه را برای احراز این مقام پذیرفت و علی‌رغم طرد وی از طرف جبهه ملی، کابینه خود را در ۱۶ دی ۱۳۵۷ش. به شاه معرفی کرد.
[۴] ‌ بهنود، مسعود، دولت‌های ایران، تهران، فرهنگ و ارشاد، ص۳۷۱.
پذیرفتن نخستوزیری از جانب بختیار جبهه ملی را از درون بی‌اعتبار ساخت و موجب گردید، سوابق اعضای آن زیر سؤال برود.
[۵] ‌ مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۳۰۵.
شاه در کتاب خود می‌نویسد؛ شاپور بختیار یکی از رهبران جبهه ملی بود و من قبلاً به وسیله رییس ساواک و دیگران در جریان فعالیت‌های او قرار داشتم و پس از مذاکرات طولانی او را برای حل مشکلات مناسب تشخیص دادم.
[۶] ‌ محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه ترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص۳۵۶.



اولین شرط بختیار برای ریاست اخذ رای تمایل مجلس بود و شاه این شرط را پذیرفت.
[۷] ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۳۰.
علت اصرار بختیار به این دلیل بود که بعد از سال ۱۳۳۲ش. سنت رای اعتماد مجلس توسط شاه از بین رفته بود؛ چراکه این امر به مجلس فرصت می‌داد، تا نخستوزیر منتخب شاه را رد کند.
[۸] ‌ استمپل، درون انقلاب ایران، ترجمه شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷، ص۲۲۲.



مطالعات بختیار برای تعیین وزیران کابینه پایان گرفت و روز ۱۶دی ۱۳۵۷ش.ک ابینه‌اش را معرفی کرد. همزمان با تشکیل کابینه جدید تغییراتی در ارتش از سوی شاه انجام شد؛ در کادر فرماندهان لشگرها نیز تغییرات عمده‌ای صورت گرفت و فرمانداران نظامی تغییر کردند. کابینه بختیار عموماً کابینه‌ای بود، غیر وابسته به گروه‌ها و بیشترین انتصاب جدال‌انگیز او "عباس‌قلی عموزاده" او بود که به وزارت صنایع و معادن منصوب شد. در کابینه او هیچ سیاستمدار مخالفی وجود نداشت.
[۹] ‌ استمپل، درون انقلاب ایران، ترجمه شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷، ص۲۲۳.



در روز ۲۳ دی ماه بختیار اعلام کرد که در غیاب شاه یک شورای سلطنت نُه نفری حکومت خواهد داد؛ شورای سلطنت از "قره‌باغی" رییس ستاد ارتش، "عبدالله انتظام" رییس هیئت مدیره شرکت نفت و "جلال تهرانی" رییس شورا و "علیقلی اردلان" وزیر دربار و چهار نماینده دیگر و نخست وزیر تشکیل یافت.
[۱۰] ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۸۰.



در ابتدای تشکیل کابینه بختیار دو اقدام شایسته انجام گرفت، مطبوعات که به عنوان اعتراض علیه دولت نظامی ازهاری اعتصاب کرده بودند، پس از ۶۱ روز که اعتصاب آنها ادامه داشت، به انتشار روزنامه مبادرت نمودند. نکته دوم دستوری بود که از پاریس توسط امام خمینی صادر شد، مبنی بر نظارت در کار تولید نفت و بنزین؛ برای رفع نیارهای داخلی کشور "مهندس بازرگان" و "هاشمی رفسنجانی"، "مهندس کتیرایی" و "دکتر باهنر" و چند نفر دیگر در معیت "مهندس کاظم حسیبی" عازم آبادان شدند و ضمن مذاکره با کارگران شرکت ملی نفت به توافق رسیدند و تولید نفت برای مصارف داخلی به هزار ۲۲۰ بشکه رسید
[۱۱] ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۳۴.
و از برنامه‌های دیگر بختیار انحلال ساواک و پایان بخشیدن به حکومت نظامی
[۱۲] سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، گفتگو با دکتر شاپور بختیار، انتشارات رادیو ایران، چاپ پنجم، ۱۳۶۲، ص۸۳.
و محاکمه سران رژیم که در زندان حکومت نظامی به سر می‌بردند و دیگری لغو قراردادهای خرید اسلحه از آمریکا و انگلیس بود.
[۱۳] ‌ الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، لندن، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۶۶.



بدین روی بختیار در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ش. رای اعتماد مجلس را گرفت و به دنبال رای اعتماد مجلس، شاه و همسرش و سه فرزند از چهار فرزندش از ایران خارج شدند.
[۱۴] ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۸۷.
بختیار عمری در جبهه ملی علیه رژیم شاه مبارزه کرده بود و زمانی نخستوزیر شد که از جلال و جبروت این مقام و قدرت سیاسی آن جز‌هاله‌ای رنگ باخته چیزی باقی نمانده بود.
[۱۵] ‌ میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، ص۴۰۹.



در روز دهم دی تا ۲۶ که بختیار سرگرم تعیین وزیران و پاسخ به نمایندگان بود، در تهران و شهرستان‌ها حوادث و اتفاقات بسیار ناگواری رخ داد؛ در ۱۰ دی‌ماه در شهر مشهد، مردم به کلانتری‌ها و انجمن ایران و آمریکا حمله کردند و به دستور فرماندار نظامی با تانک به مردم حمله شد و ده‌ها تن کشته شدند؛ در کرمانشاه، ملایر، همدان، قم، بروجرد و...مردم تظاهرات کردند. روز ۱۲ دی‌ماه امام در پاریس به مناسبت کشتارهای اخیر رژیم در کرمانشاه و مشهد و قزوین و شهرستان‌های ایران، پیامی فرستادند و متذکر شدند؛ اعانت به دولت یاغی و پرداخت مالیات و پول آب و برق و تلفن و سایر کمک‌ها به دولتی که شاه را سر کار آورد، خیانت به ملت و مخالف با حکم خدای تبارک و تعالی است.
[۱۶] ‌ موحدی، دو سال آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص۲۷۷.



در دی‌ماه ۱۳۵۷ که مذاکرات لازم برای نخستوزیری شاپور بختیار انجام گرفته بود، "هایزر" (معاون فرماندهی نیروهای سازمان اتلانتیک) به تهران آمد.
[۱۷] ‌ پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، ترجمه ترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص۳۶۵.
‌هایزر از ماموریت خود چند هدف عمده را دنبال می‌کرد که عبارتند از: نخست آن‌که از عملیات خودسرانه و حساب نشده ارتش بعد از فرار شاه از ایران جلوگیری کند؛
[۱۸] ‌ روبین، باری، جنگ قدرت‌ها در ایران، ترجمه مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، ص۱۷۷.
دوم آن‌که ارتش را موظف سازند که از دولت بختیار پشتیبانی نماید و در صورت لزوم مبادرت به کودتای نظامی شود؛ سوم آن‌که تکلیف قراردادهای فروش سلاح‌های پیشرفته آمریکا در ایران را روشن کند؛ چهارم آن که وسایل و سلاح‌های مدرن آمریکا در ایستگاه‌هایی آن کشور، در ایران به تصرف شوروی در نیاید.
[۱۹] ‌هایزر، خاطرات‌هایزر، ماموریت در تهران، ترجمه رشیدی، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۷، ص۲۶۵ـ۲۸۰.



همزمان با خروج شاه از ایران امام‌ خمینی پیامی در ۹ ماده برای مردم و ملت ایران فرستاد و اعضای آن را غیر قانونی دانست و از نماینده‌های مجلس خواست که از رفتن به مجلس خودداری کنند.
[۲۰] ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۳۵.



از روزی که از طرف امام‌ خمینی شورای سلطنت غیر فانونی شناخته شد و توصیه گردید، وزرا را به وزارتخانه‌ها راه ندهند و این‌گونه عملاً از اعضای کابینه سلب اختیار شد. ابتدا عدم قبول وزارت جنگ از طرف "فریدون جم" کابینه را متزلزل ساخت و به دنبال آن استعفای "یحیی صدق وزیری" وزیر دادگستری ضربه دیگری بود که دولت را بیش از پیش متزلزل ساخت و از طرفی بعد از خروج شاه از ایران بختیار به عنوان نخست وزیر غیر قانونی، از طرف تمام دسته‌جات مورد حمله قرار گرفت و تلاش‌های مداوم او برای دستیابی به امام بی‌نتیجه ماند.
[۲۱] ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۲۴.



سران ۴ کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در اوج بحران ایران جمع شدند، تا ایران را بار دیگر برای خود نگه دارند. رییس‌جمهور فرانسه با توجه به اقامت امام در فرانسه به اظهار نظر پرداخت و صدر اعظم آلمان و نخست وزیر انگلیس عواقب مساله سوخت و انرژی را مطرح کردند؛ تصمیم آنها محرمانه بود و اعلامیه‌ای هم صادر کردند. در این کنفراس بود که بختیار به عنوان مردی که باید سنگر شاه را حفظ کند، تایید شد و برای ایجاد رابطه بین امام‌خمینی و بختیار تلاش شد. ژنرال‌ هایزر به ایران آمد و یک ماه هم ماند؛ اما موضع امام‌خمینی تغییری پیدا نکرد و اعلام نمود، هر دولتی که با رژیم فعلی ایران همکاری کند، طرد می‌شود.
[۲۲] ‌ مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۳۰۸.



"سید تهرانی" از طرف شورای سلطنت عازم پاریس شد، تا با امام خمینی مذاکره کند؛ ولی به دلیل این که امام این شورا را غیر قانونی می‌دانست، از قبول این ملاقات خودداری کرد و شرط ملاقات را استعفای تهرانی دانست و تهرانی هم تقاضای استعفا داد
[۲۳] ‌ موحدی، دو سال آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص۲۷۴.
و بختیار دلیل این امر را این‌گونه بیان می‌کند: «تقاضای من بود که آقای تهرانی به پاریس برود، تهرانی می‌توانست حرفش را به گوش برساند و نشان دهد که نه فقط تاج و تخت خالی و بی‌صاحب نیست؛ بلکه حتی یک نفر از طرفداران خمینی هم در شورا عضویت دارد که نماینده پادشاه ایران است»؛ چون تهرانی از قدیم با خمینی ارتباط داشت و زمان بازداشت امام خمینی، تهرانی برای آزادی او به وسائل مختلف متوسل شده بود.
[۲۴] ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۸۰.



روز سوم بهمن کمیته‌ای برای استقبال از امام تشکیل شد، دولت بختیار برای جلوگیری از ورود امام فرودگاه را بست این اقدام باعث خشم مردم شد و مردم به خیابان‌ها ریختند
[۲۵] موحدی، دو سال آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص۲۷۸.
و از بختیار خواستند که از تصمیم خود صرف نظر کند، بلاخره بختیار تسلیم شد و ۱۲بهمن امام به ایران بازگشت.
[۲۶] ‌ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب ۲۵، ص۲۲۵.



از طرف امام در ۱۶بهمن مهدی بازرگان به عنوان رییس دولت موقت انتخاب شد و بازرگان دولت بختیار را غیر قانونی دانست. از مهمترین وظایف شورای انقلاب، انتقال قدرت از نظام سلطنتی به حکومت اسلامی بود؛ اما شاپور بختیار همچنان سعی می‌کرد، از یک طرف حمایت مخالفان را جلب کند و از طرف دیگر ارتش را در غیاب شاه مطیع خود سازد.
[۲۷] ‌ انقلاب ایران به روایت رادیو بی‌.بی.سی، زیر نظر هوشنگ مهدوی، تهران، طرح نو، ۱۳۷۲، ص۳۴۰.



وقتی آمریکا متوجه این امر شد که بختیار با کمک ارتش نمی‌تواند بر اوضاع مسلط شود، به فکر نزدیکی با مخالفان و کنار آمدن با رژیم آینده افتاد؛
[۲۸] ‌ روبین، باری، جنگ قدرت‌ها در ایران، ترجمه مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، ص۱۷۵.
به این منظور در جلسه‌ای که ارتشبد قره‌باغی و فرماندهان نظامی حضور داشتند، تصمیم به بی‌طرفی ارتش گرفته شد و از آن لحظه زندگی مخفی بختیار شروع شد و همین امر باعث شد که امام اعلام کند که انقلاب پیروز شده است.
[۲۹] ‌ آموزگار، جهانگیر، فراز و فرود، ترجمه لطفعلیان، تهران، ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۷۵، ص۵۸۷.



پس آن که دکتر شاپور بختیار در فرانسه مقیم شد، نهضت مقاومت ملی را تشکیل داد و به تاسیس یک رادیو پرداخت که مرتب علیه جمهوری اسلامی مطالبی پخش می‌کرد و دو روزنامه‌ی نهضت و قیام ایران را، راه‌ انداخت که سالیان دراز منتشر گردید.
[۳۰] ‌ الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، لندن، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۶۸.
«کودتای نوژه» در آذر ۱۳۵۹ش. نیز از اقدامات گروه بختیار بود و آغاز کودتا از پایگاه هوایی شهید نوژه همدان پایه‌ریزی شد و به همین دلیل پس از کشف و سرکوب به کودتای نوژه شهرت یافت.
[۳۱] ‌ کودتای نوژه، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، ۱۳۸۴، ص۱۰.
هدف کلی آن سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزین کردن یک حکومت نظامی تا برقراری نظم کامل و سپس جایگزین کردن یک حکومت دموکراسی تحت رهبری بختیار بود.
[۳۲] ‌ کودتای نوژه، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، ۱۳۸۴، ص۳۱۰.



در اواخر ۱۳۲۹ ش، به تهران احضار و مشاور ‌وزیر کار‌ شد و همزمان با تصویب قانون ملی شدن ‌صنعت‌ نفت و اوجگیری جریانهای سیاسی، به عضویت ‌حزب ایران‌ درآمد.
بختیار در اواخر ۱۳۳۰ ش به معاونت وزارت کار انتخاب شد و در تیرماه ۱۳۳۱ در دولت پنج روزه ‌احمد قوام‌ ‌کفالت‌ وزارت کار را به عهده گرفت.
پس از بازگشت ‌مصدق‌ به نخست وزیری، بختیار در سمت سابق خود تثبیت شد
[۳۳] باقر عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ، تهران ۱۳۷۴ ش، ج۱، ص۱۲۰۲.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، از معاونت وزارت کار استعفا کرد و هیچگونه مزاحمتی برای او فراهم نشد.


در بهمن همان سال، به هنگام ‌انتخابات‌ دوره هجدهم ‌مجلس‌ شورای ملی و دوره دوم ‌مجلس سنا‌ ، اعلامیه‌ای مبنی بر مخدوش بودن انتخابات تهران و سایر شهرها صادر شد.
بختیار در زمره امضاکنندگان آن بود که در نتیجه دستگیر شد و یک ماه در ‌زندان‌ ‌لشکر‌ دو زرهی به سر برد.
در شهریور ۱۳۳۳، بختیار به اتهام ‌توطئه‌ بر ضد امنیّت داخلی بازداشت و در دادگاه جنحه به سه سال زندان محکوم شد که پس از تحمل شانزده ماه و نیم، مورد ‌عفو‌ قرار گرفت.
در اوایل نخست وزیری ‌علی امینی‌ نیز ۲۳ روز بازداشت شد.
در بهمن ۱۳۴۰، به دنبال وقایع ‌دانشگاه تهران‌، به عنوان یکی از سران جبهه ملی به زندان افتاد و مجموعاً شش ماه و نیم در زندان بود.
همچنین در چهارم بهمن ۱۳۴۱، به مخالفت با اصول ششگانه پیشنهادی ‌محمدرضا پهلوی‌ دستگیر شد و مدت هفت ماه در زندان به سر برد.
[۳۴] مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج۱، ص۱۸۶.



بختیار پس از ‌آزادی‌ ، به فعالیتهای اقتصادی پرداخت و مدتی مدیریت کارخانه وطن اصفهان و آبگینه قزوین و شرکت داکتیران را به عهده داشت.
شرکت داکتیران با سرمایه‌گذاری عده‌ای از فرانسویان و چند ‌بانک‌ ایرانی و بنیاد پهلوی تشکیل یافته بود.
[۳۵] مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۱۵.



در ماههای آخر زمامداری ‌هویدا‌، شاپور بختیار به همراه کریم سنجابی و داریوش فروهر در نامه سرگشاده‌ای به محمدرضا پهلوی، با تأکید بر پایبندی به ‌قانون اساسی‌، خواستار فضای باز سیاسی دفتر امور کمک آموزشی شد.
در مرداد ۱۳۵۶ با روی کار آمدن ‌دولت‌ ‌جمشید آموزگار‌، فضای باز سیاسی، که خواست ‌جبهه ملی‌ بود، تحقق یافت.
بدین‌ترتیب، جبهه ملی چهارم فعالیت خود را آغاز کرد و بختیار در رأس حزب ایران قرار گرفت.
فضای باز سیاسی بیش از سیزده ماه دوام نیافت.
جانشین آموزگار، ‌جعفر شریف امامی‌، دولت آشتی ملی را تشکیل داد و پس از دو ماه جای خود را به دولت نظامی ‌ازهاری‌ سپرد.
این دولت نیز کاری از پیش نبرد.


با اوجگیری مبارزات مردم در ماههای قبل از پیروزی ‌انقلاب اسلامی‌ ایران، سرانجام ‌سپهبد مقدم‌ رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور ( ‌ساواک‌ )، بختیار را به عنوان آخرین امید موفقیت به محمدرضا پهلوی پیشنهاد کرد.
شاپور بختیار در دیدار با محمدرضا پهلوی، وفاداری خود را به نظام ‌سلطنت‌ و توانایی تشکیل دولتی ملّی در چهارچوب قانون اساسی، در صورت رأی اعتماد مجلسین و خروج ‌شاه‌ از کشور، اعلام داشت
[۳۶] پهلوی، محمدرضا، شاه مخلوع ایران، اعترافات شاه، ترجمه محمود مشرقی، تهران ۱۳۶۰ ش، ج۱، ص۲۳.
و محمدرضا پهلوی نیز در ‌تفویض‌ مسئولیت به او تردید نکرد.
بختیار در شرایطی به مقام نخست وزیری منصوب شد که دیگر چندان امیدی به امکان حفظ ‌رژیم‌ نمانده بود.
[۳۷] طلوعی، محمود، داستان انقلاب، تهران ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۳۸۴.



در نهم دی ۱۳۵۷، محمدرضا پهلوی هیئت رئیسه مجلس را به دربار فراخواند و انتخاب بختیار را به نخست وزیری اعلام کرد و از نمایندگان مجلسین خواست تا در یک جلسه مشترک به او رأی اعتماد بدهند.
بدین ترتیب، فرمان نخست وزیری شاپور بختیار صادر شد.
به محض انتشار خبر نخست وزیری بختیار، جبهه ملی و حزب ایران طی اعلامیه‌ای او را از جبهه اخراج کردند.
در عوض، وزیر امور خارجه ‌امریکا‌ ، به نمایندگی دولت خود، از نیروهای مسلح ایران خواست تا از دولت غیرنظامی جدید حمایت کنند.
[۳۸] عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۴ ش، ج۱، ص۱۲۰۱.

در ۱۶ دی ۱۳۵۷، بختیار اعضای دولت را معرفی کرد و شاه از سفر خود به ‌اروپا‌ سخن گفت.


بختیار در یک مصاحبه مطبوعاتی، ضمن دعوت از ‌امام خمینی‌ برای سفر به ایران، اعلام کرد که محمدرضا پهلوی از این پس سلطنت خواهد کرد نه ‌حکومت‌، به ‌اسرائیل‌ و ‌افریقای جنوبی‌ نفت فروخته نخواهد شد، ساواک منحل می‌شود و عاملان ‌فساد‌ و متجاوزان به حقوق عمومی مجازات می‌شوند و زندانیان سیاسی و همه احزاب سیاسی آزاد خواهند شد.
اما امام خمینی در پیامی دولت بختیار و مجلس را غیر قانونی اعلام کرد.
این پیام بازتاب گسترده‌ای داشت و در پی آن حرکت ‌انقلاب‌ شدت گرفت، نیروهای مسلح متزلزل شدند و ‌انضباط‌ نظامی از میان رفت.
دولت امریکا با حمایت کامل از شاپور بختیار، در صدد برآمد تا حکومت در حال ‌مرگ‌ پهلوی را نجات دهد؛ ازینرو ‌ژنرال هایزر‌، معاون فرماندهی ‌ناتو‌، را به ایران فرستاد.
یکی از مأموریتهای هایزر ترغیب ارتش ایران به حمایت از دولت بختیار و تحکیم مواضع این دولت بود.
[۳۹] موحد، دو سال آخر،تهران ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص۲۵۴.
[۴۰] موحد، دو سال آخر، تهران ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص۲۵۸.
بختیار در ۲۶ دی، از مجلس شورا و سنا رأی اعتماد گرفت و ساعتی بعد محمدرضا پهلوی، ایران را به مقصد ‌مصر‌ ترک کرد.
در ۲۷ دی، امام خمینی رفتن شاه را به ‌ملت‌ ایران تبریک گفت واعلام کرد که بزودی ‌دولت موقت‌ تشکیل خواهد شد.
[۴۱] ابراهیم یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، تهران ۱۳۶۳ ش، ص۱۳۳.



در چهارم بهمن، بختیار از پرواز هواپیمای امام خمینی از پاریس به تهران جلوگیری کرد.
در پی این تصمیم جمع کثیری از مردم در اطراف ‌مهرآباد‌ اجتماع کردند و جامعه ‌روحانیت‌ در ‌مسجد‌ ‌دانشگاه‌ متحصن شدند.
سرانجام، بختیار ناگزیر به گشودن ‌فرودگاه‌ شد و امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در میان استقبال شکوهمند و بی‌سابقه مردم، به تهران آمد.


بختیار در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ اعلام کرد که موافقت دارد آیت الله خمینی در قم، مانند ‌واتیکان‌ دولتی ایجاد کند، اما تأکید کرد اجازه نخواهد داد که دولت واقعی تشکیل دهد.
[۴۲] کیهان، ش ۱۰۶۲۹، بهمن ۱۳۵۷، ج۱، ص۴، ۱۵.
امام خمینی در ۱۶ بهمن، ‌مهدی بازرگان‌ را به عنوان رئیس دولت موقت تعیین و معرفی کرد.
مبارزات لفظی بختیار نتوانست امواج فزاینده انقلاب اسلامی را فرونشاند و از اقدامات دولت موقت جلوگیری کند.
با حمایت وسیع توده‌های مردم در سراسر ایران از انقلاب و امام خمینی و اعلام بیطرفی ارتش، حکومت سلطنتی پهلوی و دولت بختیار در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سقوط کرد.
[۴۳] باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۶۹ـ۱۳۷۰ ش، ج۲، ص۴۱۵.



دوران دولت بختیار کوتاه بود، ولی در همین ۳۷ روز بیش از بسیاری از نخست وزیران دوران پهلوی از اموال ملت ایران سوءاستفاده کرد؛ او حدود ششصد میلیون ریال از بودجه محرمانه نخست وزیری برداشت کرد.
بختیار سفارش وسایل نظامی را که دولت ایران به امریکا و ‌انگلیس‌ داده و بیش‌تر پول آن را (که کلاً حدود یازده میلیارد دلار بود) به عنوان پیش قسط پرداخته بود، لغو کرد و زیان هنگفتی به ملت ایران وارد ساخت.
[۴۴] فردوست، حسین، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران ۱۳۷۰ ش، ج ۱، ص۶۰۸.



شاپور بختیار به خارج گریخت و در پاریس مستقر شد.
او در فرانسه از حمایت کامل بنگاههای اطلاعاتی غرب برخوردار شد و با تغذیه مالی محافل صهیونیستی آن‌جا فعالیتهای توطئه گرانه خود را برضد نظام نوپای جمهوری اسلامی دنبال کرد.
[۴۵] مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۲۳.
او از بدو ورود به پاریس، با همکاری گروهی از همفکرانش، برای فعالیتهای خود ستادی تشکیل داد که محل تلاقی نظریات سلطنت طلبان و طرح برنامه‌های امریکا و دولتهای غربی ضد انقلاب اسلامی و کشورهای مصر، ‌عربستان‌ و ‌عراق‌ بود.
این ستاد برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی، دو طرح را در دستور کار خود قرار داده بود: اول ائتلاف مصر و شیوخ ‌خلیج فارس‌ و عراق برای حمله به غرب و جنوب ایران؛ دوم، ائتلاف چهره‌های سیاسی و نظامی و برخی روحانیون سازشکار برای ‌کودتا‌ در ایران.
[۴۶] کودتای نوژه، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۱۰۸.



نگاهی به گذشته بختیار، به موجب اسناد متقنی که در دست است، نشان می‌دهد که وی با سازمان ‌اطلاعات‌ و امنیت کشور در ایران و خارج از کشور همکاری داشته و همچنین وارد تشکیلات ‌فراماسونری‌ شده و در ‌لژ‌ امید اصفهان، که اکثر اعضای آن امریکاییان مقیم ‌اصفهان‌ بودند، عضویت داشته است.
[۴۷] مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۱۶-۲۲۰.
[۴۸] مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۲۹.



با تشکیل نهضت مقاومت ملی در پاریس، وقتی برنامه مبارزه با جمهوری اسلامی آغاز گردید، از طرف امام خمینی بختیار محکوم به مرگ شد.
در مرداد ۱۳۵۹ش. یک گروه تروریستی مرکب از سه نفر با گذرنامه سوری، لبنانی و فلسطینی وارد خانه بختیار شدند؛ اما موفق به ترور او نشدند؛ اما او در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ش. به طرز فجیعی در خانه خود به قتل رسید.
[۴۹] ‌ طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ۱۳۷۲، تهران، نشر علم، ج۲، ص۵۹۶.
محاکمه متهمین در پاریس مدت‌ها طول کشید. متهمین ۹ نفر بودند که ۶ نفر آنها فرار کردند و برای سه نفر آنها که "علی وکیل آبادی"، "مسعود هندی" و "زین‌العابدین سرحده" بودند، به ترتیب حبس ابد، ده سال زندان و تبرئه در نظر گرفته شد.
[۵۰] ‌ الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، لندن، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۸۵.

از وی کتابهای ۳۷ روز از ۳۷ سال و یکرنگی در فرانسه منتشر شده که در آن‌ها وی به دفاع از خود و گذشته سیاسیش پرداخته است.


(۱) محمود طلوعی، داستان انقلاب، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۲) باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۶۹ـ۱۳۷۰ ش.
(۳) باقر عاقلی، فرهنگ رجال و مشاهیر معاصر ایران، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۴) باقر عاقلی، نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۴ ش.
(۵) حسین فردوست، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج ۱، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۶) کودتای نوژه، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۶۷ ش.
(۷) کیهان، ش ۱۰۶۲۹، ۱۵ بهمن ۱۳۵۷.
(۸) محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران، اعترافات شاه، ترجمه محمود مشرقی، تهران ۱۳۶۰ ش.
(۹) مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش.
(۱۰) ه موحد، دو سال آخر، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۱۱) ابراهیم یزدی، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، تهران ۱۳۶۳ ش.


۱. ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۱.
۲. ‌ بختیار، شاپور، یکرنگی، ترجمه مهشید امیر شاهی، پاریس، بی‌نا، ص۱۶۰.
۳. عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج ۱، ص۱۹۹، تهران ۱۳۶۹ـ۱۳۷۰ ش.
۴. ‌ بهنود، مسعود، دولت‌های ایران، تهران، فرهنگ و ارشاد، ص۳۷۱.
۵. ‌ مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۳۰۵.
۶. ‌ محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ترجمه ترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص۳۵۶.
۷. ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۳۰.
۸. ‌ استمپل، درون انقلاب ایران، ترجمه شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷، ص۲۲۲.
۹. ‌ استمپل، درون انقلاب ایران، ترجمه شجاعی، تهران، رسا، ۱۳۷۷، ص۲۲۳.
۱۰. ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۸۰.
۱۱. ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۳۴.
۱۲. سی و هفت روز پس از سی و هفت سال، گفتگو با دکتر شاپور بختیار، انتشارات رادیو ایران، چاپ پنجم، ۱۳۶۲، ص۸۳.
۱۳. ‌ الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، لندن، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۶۶.
۱۴. ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۸۷.
۱۵. ‌ میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، اختران، ۱۳۸۰، ص۴۰۹.
۱۶. ‌ موحدی، دو سال آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص۲۷۷.
۱۷. ‌ پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، ترجمه ترابیان، تهران، مترجم، ۱۳۷۱، ص۳۶۵.
۱۸. ‌ روبین، باری، جنگ قدرت‌ها در ایران، ترجمه مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، ص۱۷۷.
۱۹. ‌هایزر، خاطرات‌هایزر، ماموریت در تهران، ترجمه رشیدی، تهران، اطلاعات، ۱۳۶۷، ص۲۶۵ـ۲۸۰.
۲۰. ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۳۵.
۲۱. ‌ عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران، تهران، جاویدان، تهران، ۱۳۷۴، ص۱۲۲۴.
۲۲. ‌ مدنی، جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۲، ص۳۰۸.
۲۳. ‌ موحدی، دو سال آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص۲۷۴.
۲۴. ‌ خاطرات شاپور بختیار، دانشگاه‌هاروارد، ویراستاری لاجوردی، ۱۳۵۷، ص۱۸۰.
۲۵. موحدی، دو سال آخر، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳، ص۲۷۸.
۲۶. ‌ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب ۲۵، ص۲۲۵.
۲۷. ‌ انقلاب ایران به روایت رادیو بی‌.بی.سی، زیر نظر هوشنگ مهدوی، تهران، طرح نو، ۱۳۷۲، ص۳۴۰.
۲۸. ‌ روبین، باری، جنگ قدرت‌ها در ایران، ترجمه مشرقی، تهران، آشتیانی، ۱۳۶۳، ص۱۷۵.
۲۹. ‌ آموزگار، جهانگیر، فراز و فرود، ترجمه لطفعلیان، تهران، ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۷۵، ص۵۸۷.
۳۰. ‌ الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، لندن، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۶۸.
۳۱. ‌ کودتای نوژه، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، ۱۳۸۴، ص۱۰.
۳۲. ‌ کودتای نوژه، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، ۱۳۸۴، ص۳۱۰.
۳۳. باقر عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ، تهران ۱۳۷۴ ش، ج۱، ص۱۲۰۲.
۳۴. مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج۱، ص۱۸۶.
۳۵. مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۱۵.
۳۶. پهلوی، محمدرضا، شاه مخلوع ایران، اعترافات شاه، ترجمه محمود مشرقی، تهران ۱۳۶۰ ش، ج۱، ص۲۳.
۳۷. طلوعی، محمود، داستان انقلاب، تهران ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۳۸۴.
۳۸. عاقلی، باقر، نخست وزیران ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۷۴ ش، ج۱، ص۱۲۰۱.
۳۹. موحد، دو سال آخر،تهران ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص۲۵۴.
۴۰. موحد، دو سال آخر، تهران ۱۳۶۳ ش، ج۱، ص۲۵۸.
۴۱. ابراهیم یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، تهران ۱۳۶۳ ش، ص۱۳۳.
۴۲. کیهان، ش ۱۰۶۲۹، بهمن ۱۳۵۷، ج۱، ص۴، ۱۵.
۴۳. باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران ۱۳۶۹ـ۱۳۷۰ ش، ج۲، ص۴۱۵.
۴۴. فردوست، حسین، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، در ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران ۱۳۷۰ ش، ج ۱، ص۶۰۸.
۴۵. مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۲۳.
۴۶. کودتای نوژه، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۱۰۸.
۴۷. مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۱۶-۲۲۰.
۴۸. مطالعات سیاسی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۷۰ ش، ج۱، ص۲۲۹.
۴۹. ‌ طلوعی، محمود، بازیگران عصر پهلوی، ۱۳۷۲، تهران، نشر علم، ج۲، ص۵۹۶.
۵۰. ‌ الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال ۱۳۵۷، لندن، ۱۳۷۵، ج۳، ص۲۸۵.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «شاپور»، تاریخ بازیابی ۹۵/۷/۱.    
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «شاپور بختیار»، شماره۶۵۲.    






جعبه ابزار