• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سلجوقیان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سلجوقیان خاندانی ترک‌تبار بودند که از آسیای مرکزی به سمت ایران مهاجرت کردند ولی به خاطر تحولات زبانی و نژادی بعد از مهاجرت، به ترکمن و ترکمان، مشهور شدند.



جد سلجوقیان "دُقاق"، نام داشت که مشاور "یبغو" و حاکم قبایل دشت‌ خزر بود. "دقاق" فرزندی به نام "سلجوق" داشت که بعد از فوت وی به خدمت "یبغو" در آمد و اعتبار ویژه‌ای یافت. وی مورد حسد ارکان دولت و اعیان قرار گرفت لذا به خاطر ترس از برکناری، روی به سمرقند نهاد و سپس با طرفداران خود به جند رفت و اسلام اختیار کرد و به مرور بر بخش‌هائی از خراسان دست یافت تا این‌که خاندانش نیشابور را گرفته "طغرل بن میکائیل بن سلجوق" را به سلطنت نشاندند. این خاندان از سال (۴۲۹ تا ۹۵۰ ه‌.ق) در ایران حکومت کردند.


"طغرل" (۴۲۹ تا ۴۵۵ ه‌.ق) سال ۴۲۹ در قصر شادیاخ نیشابور بر تخت سلطنت جلوس کرد. در سال ۴۳۱ سلطان مسعود غزنوی را در دندانقان شکست داد. بدین‌سان طغرل، خراسان و سپس نواحی گرگان، طبرستان، خوارزم، ری، همدان، اصفهان و آذربایجان را فتح کرد. او در سال ۴۴۷ وارد بغداد شده "ملک رحیم بویه" را دستگیر و به تسلط آل‌بویه بر خلافت عباسی پایان داد. در سال ۴۵۱ "ارسلان بساسیری" رئیس لشکریان ترک وارد بغداد شد و خلیفۀ قائم را دستگیر و یک‌سال خطبه به نام خلیفه فاطمی مصر خواند. چون خبر به "طغرل" رسید به بغداد رفته او را کشت.


او برادرزاده "طغرل" بود که با کمک وزیرانش "عمیدالملک کندری" و "خواجه نظام‌الملک طوسی" توانست قلمرو سلجوقیان را در شرق تا سیحون و در غرب تا مدیترانه گسترش دهد. در سال ۴۵۶ به قصد جهاد با قیصر روم که به فکر تسخیر بغداد و برداشتن خلافت و اشاعۀ مسیحیت بود، عازم شد و در "ملاذگرد" با او مصاف داد. پس از پیروزی به نیشابور برگشت و قلمرو خود را بین فرزندان تقسیم کرد. او سرانجام در جنگ با حاکم ماوراءالنهر در سال ۴۶۵ کشته شد.


ملکشاه توسط پدرش به جانشینی انتخاب شده بود. او ابتدا عمویش "قاورد" را که ادعای سلطنت داشت، منهزم ساخت و به فتح شامات و دمشق و انطاکیه فرمان داد. در این دوره اسماعیلیان نزاری به رهبری "حسن صباح" به مرکزیت "الموت" شروع به دعوت کرده به کشتن مخالفان به ویژه بزرگان دولت از جمله خواجه نظام الملک وزیر دست زدند. دورۀ او دورۀ آبادانی و عمارت کشور بود و بناها، کاروانسراها، چاه‌ها و باغ‌های زیادی احداث کرد.


برکیارق در ابتدا با مخالفت ترکان خاتون، همسر ملکشاه و فرزندش محمود، مواجه و زندانی شد. ولی توسط شاگردان نظامیه آزاد و امراء با او بیعت کردند ولی تا اواخر عمر دچار درگیری‌های داخلی بود.


با مرگ برکیارق صدقه وایاز، غلامان وی، قصد داشتند ملکشاه را به سلطنت نشانند امّا محمد آن‌ها را از میان برداشت و سپس به قلع‌و‌قمع اسماعیلیان (ملاحده) که نفوذ زیادی در قلمرو او کرده و کشتار مردم دست می‌زدند، پرداخت و قلعۀ شاهدز اصفهان را که مرکزی برای این فرقه به رهبری احمد بن عبدالملک عطاش بود تصرف و سپس به محاصرۀ‌ الموت رفت که با فوت او در۵۱۱ ناتمام ماند.


سنجر از سال ۴۹۰ از طرف برکیارق و محمد حاکم خراسان و ماوراء النهر بود و با فوت محمد سلطنت فرزندش محمود را نپذیرفت و خود را سلطان نامید و عراق عرب و عجم را به محمود داد به تصرفات در شرق روی آورد و غزنه، سمرقند، سیستان و خوارزم را تصرف و غوریان را از خراسان رانده، علاءالدین حسین غوری را دستگیر و همنشین خود گردانید. در سال ۵۳۶ به دعوت حاکم ماوراءالنهر برای دفع تعدی گورخان قراختایی کافر عازم قطوان شد امّا از قداختائیان شکست خورد، در سال ۵۴۸ برای دفع ترکمانان غز که از پرداخت خراج خودداری کردند به ماوراءالنهر رفت و با این‌که آنان پیشنهاد صلح کردند، او جنگ را ترجیح داد ولی خود شکست خورد و سلطان و همسرش به اسارت قراختائیان درآمدند. تا این‌که پس از سه سال، از حبس فرار کرده به مرو آمد و دوباره به سلطنت نشست و پس از یکسال در گذشت. بعد از او به تدریج خراسان دست غوریان و خوارزمشاهیان افتاد و حکومت سلجوقیان در عراق، کرمان و روم در سه شاخه امتداد یافت.


سلجوقیان عراق ادامۀ سلجوقیان ایران هستند که از دورۀ سلطان سنجر در آن‌جا حکومت کردند که عبارتند از:
محمود بن محمد (۵۱۱ تا ۵۲۵ ه‌.ق)؛ وی با خلیفه مسترشد درگیر و بغداد را تصرف کرد ولی سرانجام با او صلح کرد.
طغرل بن محمد (۵۲۶ تا ۵۲۵ه‌.ق)؛ از طرف سنجر حاکم عراق شد ولی برادرش مسعود با او درگیر شد.
مسعود بن محمد (۵۲۹ تا ۵۴۷ ه‌.ق)؛ در دورۀ او خلیفه مسترشد قصد عراق و قهتان و خراسان کرد ولی توسط فدائیان اسماعیلی کشته شد. مسعود عازم بغداد شد خلیفه راشد متوجه و عازم اصفهان شد که او هم توسط فدائیان کشه شد سپس مسعود، مقتضی را خلیفه قرار داد و به همدان برگشت.
ملکشاه بن محمود (۵۴۷ به مدت چهارماه)
محمد بن محمود (۵۴۸ تا ۵۵۴)
سلیمان بن محمد (۵۵۴ تا ۵۵۶)؛ دچار اختلافات داخلی درگیری با هم بودند.
ارسلان شاه بن طغرل (۵۵۶ تا ۵۷۱ ه‌.ق)؛ ولی امرای عاصی را شکست داد و به تخریب قلاع اسماعیلیه در الموت رفته و قلعه‌ای مهم را فتج کرد که به ارسلان قلعه گشای موسوم گردید.
طغرل بن ارسلان شاه (۵۷۱ تا ۵۹۰ ه‌.ق)؛ در جنگ با تکش خوارزمشاه به قتل رسید و دولت سلجوقیان ایران و عراق به پایان آمد.


سلجوقیان کرمان شاخه‌ای از سلجوقیان ایران هستند که از (۴۳۳ تا ۵۸۳ه‌.ق) در این منطقه حکومت کرد و توسط ترکمانان غُز از بین رفتند و مؤسس آن‌ها قاورد بن جعفری بیک‌ بن میکائیل بن سلجوق بود که از طرف طغرل در سال ۴۳۳ حاکم کرمان شد و شیراز و نواحی اطراف را هم گرفت و حکومت در خاندان او ادامه یافت که عبارتند از:
- سلطان شاه بن قاورد، دوازده سال حکومت کرد.
- توران شاه بن قاورد، سیزده سال حکومت کرد.
- ایران شاه بن توران شاه، پنج سال حکومت کرد، در اثر الحاد و بی‌داد توسط مردم کرمان کشته شد.
- ارسلان شاه بن کرمان شاه بن قاورد، توسط اعیان کرمان به حکومت رسید و چهل و دو سال با عدل و داد حکومت کرد.
- محمد بن ارسلان شاه، چهارده سال حکومت کرد.
- طغرل شاه بن محمدشاه، دوازده سال حکومت کرد و بعد از پسرانش (ارسان شاه، بهرام شاه و توران شاه) به مدت بیست سال بر سر قدرت درگیر شد
- محمد شاه بن بهرام‌شاه، مبارکشاه سلجوقی بر او خروج کرد ولی شکست خورده به غور گریخت.


سلجوقیان روم از دورۀ آلب ارسلان پایه‌گذاری شد. آلب ارسلان بعد از قتل قُتْلُمُش سلجوقی به پیشنهاد خواجه نظام الملک فرزندان او را به مناطق آسیای صغیر از جمله سلیمان را به شما فرستاد.


وی به عنوان سپهسالار شام فرستاده شد و پس از استیلا بر شام انطاکیه را نیز تسخیر کرد و به دلیل عدم پرداخت خرج ملکشاه او را عزل کرد و حکومت را به پسرش داوود داد.


وی در قونیه به تخت حکومت نشست و ۲۰ سال حکومت کرده و به درخواست حاکم سلسلۀ‌ دانشمندیه بر قیصر روم غلبه کرد.
- قلیج ارسلان بن سلیمان؛ چهل سال حکومت کرد و در سفر به عراق در حین نبرد کشته شد.
- مسعود بن قلیج ارسلان؛ نوزده سال حکومت کرد.
- قلیج ارسلان بن مسعود، از ضعف دانشمندیه استفاده کرده و مناطق آن‌ها را گرفت، بیست سال حکومت کرد.
- غیاث‌الدین کیخسرو، ولیعهد قلیج ارسلان بود، بیست و چهار سال حکومت کرد.
- رکن‌الدین سلیمان بن قلیج ارسلان؛ به مدت یکسال حکومت کرد، بعد امرا غیاث‌الدین کیفر را دوباره حاکم کردند و پس از شش سال در لاذقیه کشته شد.
- عزالدین کیکاووس بن کیخسرو، یکسال حکومت کرد.
- علاءالدین کیقباد، برادر کیخسرو که ۲۶ سال حکومت کرد و در نبردهای متعدد با جلال‌الدین خوارزمشاهی غالب شد.
- غیاث‌الدین کیخسرو بن کیقباد، هشت سال حکومت کرد که در درگیری با مغولان منهزم شد.
- رکن‌الدین سلیمان بن کیخسرو؛ او اطاعت مغول کرده، معین‌الدین پروانه کاشی مامور ادارۀ‌ امور شد به مدت هجده سال حکومت کرد.
- کیخسرو بن سلیمان، معین‌الدین پروانه مامور ادارۀ امور بود و پس از هجده سال کشته شد.
- مسعود بن کیخسرو، از طرف ارغون خان حکومت روم به او داده شد که در ۶۹۷ مرد.
- کیقباد بن فرامرز، که غازان حکومت روم را به او داد ولی بر اثر عصیان، به قتل رسید و سلاجقه روم پایان گرفت.


سلجوقیان برای تربیت شاهزادگان خردسال، افرادی از سپاه خود، به سرپرستی آن‌ها می‌گمارند که به آن‌ها اتابیک (اتابک) پدر‌بزرگ لقب می‌دادند و در اواخر دورۀ سلجوقی که ضعف و اختلال روی نمود این امرا در نواحی تحت تسلط خود دولتی تشکیل دادند که عمده آن‌ها، عبارتند از: اتابکان آذربایجان، شام، موصل، فارس و....


سلجوقیان که از ترکان آسیای مرکزی بودند با حضور در ایران آداب و عادات ایرانی را پذیرفتند و با تشویق فضلا و دانشمندان و به کارگیری دیوان‌سالاران ایرانی خدمات شایانی به فرهنگ‌ و تمدن اسلامی و ایرانی کردند و با تشکیل حکومت، خلافت در حال فروپاشی عباسیان را احیاء و در مقابل از خلافت کسب مشروعیت نمودند. نظام اداری آنان برگرفته از نظام دیوانی سامانیان بود که سلطان در راس بود و بعد از او وزیر بود که در تمام امور نقش ایفا می‌کرد. سلجوقیان برای حفظ امنیت و توسعۀ قلمرو نیاز به سپاه ثابت داشتند لذا برای هزینۀ آن به اقطاع داری روی آوردند و در اختیار سران سپاه قرار می‌دادند.
[۱] راوندی، محمد بن علی، راحة‌الصدور و آیة‌السرور در تاریخ آل سلجوق، تصحیح محمد اقبال، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴، چاپ دوم.
[۲] میرخواند، محمد بن خاوند، روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفا، تهران، اساطیر، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد ۶.
[۳] پرویز، عباس، تاریخ سلاجقه و خوارزمشاهان، تهران، شرکت، چاپ و انتشارات کتب ایران، (علمی)، ۱۳۵۱.
[۴] وزیری کرمانی، احمد علی خان، تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، ابن سینا، ۱۳۵۲، چاپ دوم.
[۵] همدانی، رشیدالدین فضل الله، جامع‌التواریخ، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲، چاپ اول، جلد دوم.
[۶] ستارزاده، ملیحه، سلجوقیان، تهران، سمت، ۱۳۸۶، چاپ سوم.



۱. راوندی، محمد بن علی، راحة‌الصدور و آیة‌السرور در تاریخ آل سلجوق، تصحیح محمد اقبال، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴، چاپ دوم.
۲. میرخواند، محمد بن خاوند، روضة الصفا فی سیرة الانبیاء و الملوک و الخلفا، تهران، اساطیر، ۱۳۸۰، چاپ اول، جلد ۶.
۳. پرویز، عباس، تاریخ سلاجقه و خوارزمشاهان، تهران، شرکت، چاپ و انتشارات کتب ایران، (علمی)، ۱۳۵۱.
۴. وزیری کرمانی، احمد علی خان، تصحیح محمد ابراهیم باستانی پاریزی، ابن سینا، ۱۳۵۲، چاپ دوم.
۵. همدانی، رشیدالدین فضل الله، جامع‌التواریخ، تهران، دنیای کتاب، ۱۳۶۲، چاپ اول، جلد دوم.
۶. ستارزاده، ملیحه، سلجوقیان، تهران، سمت، ۱۳۸۶، چاپ سوم.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «سلجوقیان»، تاریخ بازیابی ۹۶/۱۱/۴.    

رده‌های این صفحه : مقالات پژوهه




جعبه ابزار