• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جعل حدیث در شیعه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در طول تاریخ معارف بشری و در بستر تاریخ ادیان الهی، همیشه مردمانی دروغ‌ساز و دجّال‌صفت بوده‌اند که حقایق الهی و علمی را به سخره می‌گرفتند و با اهداف گوناگون و در اثر عوامل مختلف مثل: تعصبات مذهبی، انحرافات عقیدتی، خدمت به حاکم ستمگر، کسب مال یا مقام، غلوّ در مذهب و عقاید، بزرگ کردن خود و یا تأثیر عناصر یهودی و مسیحی دست به تحریف حقایق، جعل احادیث و دروغگویی می‌زدند. در این نوشته سعی بر آن است که تنها افرادی از روات شیعه که کذّاب یا جاعل بودن آنها محرز گردیده، یاد شوند و از ذکر افراد مشکوک پرهیز نموده‌ایم.

فهرست مندرجات

۱ - دروغ و تحریف در حدیث
       ۱.۱ - پیشینه تحقیق
       ۱.۲ - منابع عمده تحقیق
       ۱.۳ - موضوع تحقیق
       ۱.۴ - ضرورت تحقیق
۲ - جاعلان حدیث شیعه
       ۲.۱ - ابان بصری
              ۲.۱.۱ - اتّهام جعل کتاب سلیم
              ۲.۱.۲ - دلایل جعلی بودن
              ۲.۱.۳ - جواب از دلایل
              ۲.۱.۴ - نظریّه
              ۲.۱.۵ - دلیل
       ۲.۲ - احمد بن محمّد بن سیّار
              ۲.۲.۱ - اتهام
              ۲.۲.۲ - دلیل
              ۲.۲.۳ - تالیفات
       ۲.۳ - احمد بن محمّد خلیلی آملی
              ۲.۳.۱ - اتهام
              ۲.۳.۲ - دلیل
              ۲.۳.۳ - تالیفات
       ۲.۴ - اسحاق بن محمّد نخعی
              ۲.۴.۱ - اتّهام
              ۲.۴.۲ - دلیل
              ۲.۴.۳ - شرح‌حال و تالیفات
       ۲.۵ - اسماعیل بن علی خزاعی
              ۲.۵.۱ - اتهام
              ۲.۵.۲ - دلیل
              ۲.۵.۳ - تالیفات
       ۲.۶ - حسن بن العبّاس بن الحریش
              ۲.۶.۱ - اتّهام
              ۲.۶.۲ - دلیل
              ۲.۶.۳ - تالیفات
       ۲.۷ - حسن بن علی بطائنی
              ۲.۷.۱ - اتهام
              ۲.۷.۲ - دلیل
              ۲.۷.۳ - تالیفات
       ۲.۸ - حسن بن محمّد ابن اخی طاهر
              ۲.۸.۱ - اتّهام
              ۲.۸.۲ - دلیل
              ۲.۸.۳ - تالیفات
       ۲.۹ - سالم بن ابی حفصة عجلی
              ۲.۹.۱ - اتهام
              ۲.۹.۲ - دلیل
              ۲.۹.۳ - تالیفات
       ۲.۱۰ - سلیمان بن عبداللّه دّیلمی
              ۲.۱۰.۱ - اتّهام
              ۲.۱۰.۲ - دلیل
              ۲.۱۰.۳ - شرح‌حال
              ۲.۱۰.۴ - تالیفات
       ۲.۱۱ - سلیمان بن عمرو نّخعی
              ۲.۱۱.۱ - اتّهام
              ۲.۱۱.۲ - دلیل
              ۲.۱۱.۳ - شرح‌حال
       ۲.۱۲ - عبداللّه بن محمّد بلوی
              ۲.۱۲.۱ - اتهام
              ۲.۱۲.۲ - دلیل
              ۲.۱۲.۳ - شرح‌حال
              ۲.۱۲.۴ - تالیفات
       ۲.۱۳ - علیّ بن احمد کوفی
              ۲.۱۳.۱ - اتّهام
              ۲.۱۳.۲ - دلیل
              ۲.۱۳.۳ - شرح‌حال
              ۲.۱۳.۴ - تالیفات
       ۲.۱۴ - محمّد بن بشیر کوفی
              ۲.۱۴.۱ - اتهام
              ۲.۱۴.۲ - شرح‌حال
              ۲.۱۴.۳ - تالیفات
       ۲.۱۵ - محمّد بن علی صّیرفی
              ۲.۱۵.۱ - اتّهام
              ۲.۱۵.۲ - دلیل
              ۲.۱۵.۳ - نظریّه
              ۲.۱۵.۴ - شرح حال
              ۲.۱۵.۵ - تالیفات
       ۲.۱۶ - محمّد بن مقلاص
              ۲.۱۶.۱ - اتّهام
              ۲.۱۶.۲ - دلیل
              ۲.۱۶.۳ - شرح‌حال
       ۲.۱۷ - محمّد بن موسی سّمّان
              ۲.۱۷.۱ - اتهام
              ۲.۱۷.۲ - دلیل
              ۲.۱۷.۳ - تالیفات
       ۲.۱۸ - محمّد بن فرات جعفی
              ۲.۱۸.۱ - اتّهام
              ۲.۱۸.۲ - دلیل
              ۲.۱۸.۳ - تالیفات
       ۲.۱۹ - مغیرة بن سعید
              ۲.۱۹.۱ - اتّهام
              ۲.۱۹.۲ - دلیل
       ۲.۲۰ - مفضّل بن صالح النّحاس
              ۲.۲۰.۱ - اتهام
              ۲.۲۰.۲ - دلیل
              ۲.۲۰.۳ - شرح حال
       ۲.۲۱ - یزید صّائغ
              ۲.۲۱.۱ - اتهام
              ۲.۲۱.۲ - دلیل
       ۲.۲۲ - یونس بن ظبیان کوفی
              ۲.۲۲.۱ - اتّهام
              ۲.۲۲.۲ - دلیل
              ۲.۲۲.۳ - تذکّر
              ۲.۲۲.۴ - تالیفات
۳ - پانویس
۴ - منبع


تنها راه دستیابی به وحی الهی و کلام حق، به اقتضای حدیث ثقلین، قرآن و سنّت است. ما از طریق حدیث، به سنّت عملی و قولی و تقریر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) دست می‌یابیم و از همین‌جاست که جایگاه حدیث صحیح و اهمیّت آن، بیش از پیش روشن می‌شود و لذا امام باقر (علیه‌السّلام) به جابر فرمود: «یا جابر واللّه لحدیث تصیبه من صادق فی حلال و حرام خیر لک ممّا طلعت علیه الشّمس حتّی تغرب؛ ای جابر به خدا قسم اگر حدیثی از شخص صادقی در مورد حلال و حرام به تو برسد، از آنچه آفتاب بر آن می‌تابد برایت بهتر است»
امّا در طول تاریخ معارف بشری و در بستر تاریخ ادیان الهی، همیشه مردمانی دروغ‌ساز و دجّال‌صفت بوده‌اند که حقایق الهی و علمی را به سخره می‌گرفتند و با اهداف گوناگون و در اثر عوامل مختلف (مثل: تعصبات مذهبی، انحرافات عقیدتی، خدمت به حاکم ستمگر، کسب مال یا مقام، غلوّ در مذهب و عقاید، بزرگ کردن خود و یا تأثیر عناصر یهودی و مسیحی) (برای آگاهی بیشتر به کتاب علم الحدیث، کاظم مدیر شانه چی، اضواء علی السنة المحمّدیة، محمود ابوریّة، صحبت جعل حدیث و عوامل آن، رجوع شود) دست به تحریف حقایق، جعل احادیث و دروغگویی می‌زدند.

۱.۱ - پیشینه تحقیق

الف- پیدایش جدّی پدیده جعل و کذب در احادیث، به عصر ائمّه (علیهم‌السّلام) به‌ویژه زمان امام صادق (علیه‌السّلام) و امام رضا (علیه‌السّلام) برمی‌گردد.
ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) با قاطعیّت و شدّت با این پدیده، که بلای حدیث محسوب می‌شد، برخورد کردند و حتّی در مواردی، از این دروغ‌سازان نام می‌بردند و آنها را لعنت می‌کردند (مثل «مغیرة» و «ابوالخطّاب» که در این نوشتار به آنها اشاره خواهیم کرد) و همین مطلب موجب شد که این بیماری، در شیعه رشد چندانی پیدا نکند.
ب- کسانی که کتاب‌های رجال نوشته‌اند، به‌صورت پراکنده به این مطلب پرداخته‌اند. برای مثال، نجاشی (۳۷۲-۴۵۰ ق) در رجال خود، در موارد متعدّد به جاعلان و دروغگویان اشاره می‌کند. سایر کتب رجالی نیز تا عصر حاضر (و در بهترین شکل، معجم الرّجال مرحوم آیة اللّه خویی) به این مطلب پرداخته‌اند؛ اگرچه کمتر بحث مستقل یا کتاب مستقلّی به این موضوع، اختصاص یافته است.
ج- کتاب‌هایی که در عامّه و خاصّه به‌صورت کلّی یا جزئی به این مطلب پرداخته‌اند، عبارتند از:
۱ ـ الموضوعات ابن جوزی (متوفّای ۵۹۷ ق) که مطالب آن از کتاب الاباطیل جورکانی اخذ شده است.
۲ ـ اللّئالی المصنوعة، از سیوطی، که پیرامون کتاب ابن جوزی است.
۳ ـ تذکرة الموضوعات و قانون الموضوعات، از محمّد بن طاهر مقدسی هندی ملقّب به قتنی (م ۹۷۶ ق).
۴ ـ اللّؤلؤ المرصوع، از ابوالمحاسن قاوقچی.
۵ ـ الموضوعات صنعانی.
۶ـ الموضوعات الکبیر، از ملاّعلی قاری.
۷ ـ الموضوعات الصّغری، از همان نویسنده.
۸ ـ اضواء علی السّنة المحمّدیة، از محمود ابوریّة، که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
۹ ـ شیخ المضیرة، از همان نویسنده، که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
۱۰ ـ علم الحدیث، از کاظم مدیر شانه‌چی، که در بخشی از کتاب به موضوع جعل پرداخته است.
۱۱ ـ مقباس الهدایة، از علامه مامقانی (۱۲۹۰-۱۳۵۱ ق) با تلخیص استاد علی‌اکبر غفاری.
البته در این میان، عامّه (اهل سنّت) بیشترین کتاب‌ها را نوشته‌اند؛ چراکه در طول تاریخ حدیث خود، بیشتر به بلای جعل گرفتار شده‌اند.

۱.۲ - منابع عمده تحقیق

در این نوشتار، بیشتر از روش تحقیق کتابخانه‌ای (میدانی) و با استفاده از کتاب‌های رجال (یعنی شهادت دیگران بر کذب و جعل احادیث توسّط افراد) استفاده شده است. ازجمله مهم‌ترین آن منابع عبارتند از:
رجال: نجاشی، معجم الرّجال: آیةاللّه خویی، مقباس الهدایة: علامه مامقانی، علم الحدیث: کاظم مدیرشانه‌چی بهجة الآمال فی شرح زبدة المقال: علاّمه ملاّعلی علیاری تبریزی.
همچنین، از خلاصة الاقوال و رجال الکشّی و رجال الطّوسی و کتاب ابن غضائری، با واسطه نقل شده است.

۱.۳ - موضوع تحقیق

دو محور اساسی در این نوشتار دنبال می‌شود:
الف. شناسایی راویانی که مطالب خلاف واقع (اعم از قول و فعل و تقریر) از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) نقل کرده‌اند؛
ب. معرّفی افرادی که مطالبی را ساخته و به‌صورت حدیث به آن بزرگواران نسبت داده‌اند.

۱.۴ - ضرورت تحقیق

شناخت دروغ‌پردازان و متّهمان به جعل و کذب و منحرفان از صراط حق، آثار و فواید بسیاری دارد که برخی از آنها عبارتند از:
الف. پالایش احادیث حق از احادیث دروغین؛
ب. شناخت دروغگویان در سلسله اسناد احادیث و ردّ سخنان آنان؛
پ. جلوگیری از انحراف مردم و خطای علما، با معرّفی دروغگویان و احادیث جعلی آنان؛
ت. عبرت گرفتن تماشاگران و ایجاد ترس در دل افراد سهل‌انگار و دروغ‌دوست و در نتیجه، جلوگیری از جعل دروغ در آینده؛
ث. شناخت بهتر قرآن به کمک طرح و نقد تفسیرهای نادرست دروغ‌پردازان؛
ج. آشکار شدن چهره نورانی و بی‌عیب ائمّه اطهار (علیهم‌السّلام) با ردّ احادیث دروغین و غلوآمیز که در مورد آنان جعل شده است.
نگارنده، با توجه به آثار فوق، سعی دارد تا دروغ‌پردازان و جاعلان روایات را در کتاب‌های عامّه و خاصّه معرفی کند. البته سعی ما بر آن است که تنها افرادی که کذّاب یا جاعل بودن آنها محرز گردیده، یاد شوند و از ذکر افراد مشکوک پرهیز نموده‌ایم.



این بخش از نوشتار، درباره جاعلان و کذّابان در راویان خاصّه است و ان شاء اللّه در مقالات آینده، به راویان عامّه خواهیم پرداخت. البته ممکن است فرد یا افرادی از قلم افتاده باشند و یا در موردی تأمّل کافی درباره یک راوی صورت نگرفته باشد (و در نتیجه، قضاوت ناصحیحی شکل گرفته باشد)؛ لذا امید است با راهنمایی‌های منصفانه و دلسوزانه فرهیختگان امّت، این نوشتار، کامل‌تر شود، تابه‌حال امّت سودمندتر افتد.
متن:

۲.۱ - ابان بصری

ابان بن ابی عیاش، فیروز، ابواسماعیل البصری:

۲.۱.۱ - اتّهام جعل کتاب سلیم

او متّهم است که کتاب «سلیم بن قیس» را جعل کرده است.
در مورد کتاب «سلیم بن قیس الهلالی، ابا صادق»، دو نظریّه متفاوت وجود دارد:
الف: این کتاب جعلی است.
این نظریّه ابن الغضائری و شیخ مفید در تصحیح الاعتقاد است.
ب: این کتاب از اصول علمای شیعه است؛ بلکه از مهم‌ترین اصول و قدیمی‌ترین آنهاست.
این، نظریه مرحوم نعمانی در کتاب «الغیبة» (باب ما روی فی انّ الائمة اثناعشر اماما) است و حتی فاضل تفرشی در حاشیه «رجال کبیر» گفته است که ابن غضائری اشتباه کرده است؛ و صاحب وسائل نیز در وسائل می‌گوید: از کتاب‌های معتمد و ثابت و متواتر است (خاتمة وسائل الشیعة، الفائدة الرابعة).

۲.۱.۲ - دلایل جعلی بودن

اوّلین دلیل جعلی بودن کتاب سلیم آن است که ازلحاظ مضمون قابل‌قبول نیست؛ چرا که می‌گوید: «محمّد بن ابی بکر، پدرش را در هنگام مرگ موعظه کرد» و «ائمّه شیعه سیزده نفر هستند». (ابن غضائری در رجال)
دوم. از لحاظ سند معتبر نیست؛ چراکه این کتاب از غیر طریق «ابان بن ابی عیاش» نقل نشده است و او ضعیف است.

۲.۱.۳ - جواب از دلایل

مرحوم آیةاللّه خویی (رحمة‌الله‌علیه) در رجال خود سعی می‌کند تا به این اشکالات پاسخ دهد، که: اوّلا، نقل مضامین فوق در این کتاب ثابت نشده است ولذا فاضل تفرشی و صاحب وسایل گفته‌اند در نسخه موجود این کتاب، چنین مطالبی وجود ندارد (وسائل الشیعة، ترجمة سلیم بن قیس) و حتی نسبت اشتباه به ابن غضائری داده‌اند.
ثانیاً، در کتاب کافی، سلیم از غیر طریق «ابان بن ابی عیاش» نیز نقل می‌کند و نیز کتاب سلیم از طریق «حماد بن عیسی عن ابراهیم بن عمر الصّنعانی» نیز نقل شده است.

۲.۱.۴ - نظریّه

می‌توان گفت که کتاب «سلیم بن قیس»، دو نسخه داشته است:
الف: نسخه‌ای که به ابن غضائری و شیخ مفید و میرزا در «رجال کبیر» رسیده است و شامل مطالب و مضامین غیر صحیح است.
ب: نسخه‌ای که به‌دست مرحوم نعمانی و صاحب وسایل و فاضل تفرشی رسیده است که آن مطالب را ندارد.
و شاید نسخه اوّل به خاطر جعل «ابان بن ابی عیاش» موردنقد و نکوهش واقع شده و از گردونه کتب حدیث خارج شده است و آنچه باقی مانده، همان کتاب اصلی بوده که به دست امثال نعمانی رسیده است.
شاهد مطلب آنکه عده‌ای تصریح می‌کنند که این مطالب موهوم در آن بوده و عدّه‌ای هم صریحاً انکار می‌کنند.

۲.۱.۵ - دلیل

الف. ابن غضائری (رحمة‌الله‌علیه) در کتاب رجال خود می‌گوید: او تابعی است که از انس بن مالک و امام سجّاد (علیه‌السّلام) نقل حدیث می‌کند و او ضعیف است، و اصحاب ما «شیعیان» به او نسبت داده‌اند که کتاب «سلیم بن قیس» را جعل کرده است.
[۶] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص، علاّمه مامقانی (۱۲۹۰-۱۳۵۱ ق)، تلخیص استاد علی‌اکبر غفاری، نشر جامعه امام صادق (علیه‌السّلام) ۱۳۶۹، تهران، ص ۲۶۶.

ب. شیخ طوسی (رحمة‌الله‌علیه) در رجال خود می‌گوید: او تابعی (بصری) ضعیف است و از اصحاب امام سجاد (علیه‌السّلام) و امام باقر (علیه‌السّلام) و امام صادق (علیه‌السّلام) شمرده می‌شود.

۲.۲ - احمد بن محمّد بن سیّار

احمد بن محمّد بن سیّار، ابوعبداللّه السیّاری (البصری ـ الاصفهانی):

۲.۲.۱ - اتهام

دروغ‌گو و ضعیف، بلکه فاسد المذهب است؛ محرّف نه غالی و مجفّو الروایه است و روایات مرسل زیادی را نقل کرده است
[۱۰] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
و تناسخ را قبول داشته است.

۲.۱.۵ - دلیل

کسانی او را تضعیف کرده‌اند:
شیخ (رحمة‌الله‌علیه) در رجال
[۱۴] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
و استبصار،
[۱۵] شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، باب المتصیّد یجب علیه التمام او التقصیر، ص ۸۴۶.
ابن غضائری، نجاشی در رجال و ابن ولید و شیخ صدوق (رحمة‌الله‌علیه) و کشّی
[۲۰] شیخ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۲۸۳ ـ ۲۸۴.
و مامقانی در مقباس الهدایة.
[۲۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.

آیت‌الله خویی (رحمة‌الله‌علیه) می‌گوید: علمای رجال اتفاق دارند که او فاسد المذهب است.
شرح حال: او از اهالی بصره بود و از نویسندگان آل طاهر محسوب می‌شد و از اصحاب امام هادی (علیه‌السّلام) و عسکری (علیه‌السّلام) شمرده شده است.
شیوخ قمی فقط در مورد کتاب «نوادر الحکمة» که او نقل کرده است، استثنا قائل شده‌اند و آن را ضعیف ندانسته‌اند.
[۲۵] شیخ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال.

ولی در عین حال، شیخ در استبصار، بعد از ذکر کتاب «نوادر» می‌گوید: من طبق آن عمل نمی‌کنم و فتوا نمی‌دهم، چراکه ضعیف است.
مرحوم آیت‌الله خویی (رحمة‌الله‌علیه) می‌گوید: برخی روایات تحریف قرآن، از کتاب احمد بن محمّد السیّاری نقل شده است.

۲.۲.۳ - تالیفات

این شخص، دارای کتاب‌های متعدّدی است که عبارتند از:
۱ ـ کتاب ثواب القران،
۲ ـ کتاب الطّب،
۳ ـ کتاب القرائات،
۴ ـ کتاب النّوادر،
۵ ـ کتاب الغارات.


۲.۳ - احمد بن محمّد خلیلی آملی

احمد بن محمّد، ابوعبداللّه الخلیلی الآملی (الطّبری):

۲.۲.۱ - اتهام

دروغ‌گو، جاعل حدیث و فاسد است که مورد التفات نیست.
[۳۲] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی در کتاب خود او را جدا ضعیف می‌داند و ابن غضائری (در مورد ابن غضائری و کتاب او، سخن بسیار است و لذا از آنجا که در انتساب کتاب به او اشکال وجود دارد، ما هر جا که کلام او را نقل می‌کنیم، به عنوان مؤیّد ـ نه دلیل ـ است. (ر. ک: مقدّمه معجم الرّجال)) نیز او را دروغ‌گو و جاعل حدیث و فاسد شمرده است.
[۳۵] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.


۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب «الوصول الی معرفة الاصول»،
ب- کتاب الکشف.
[۳۶] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.


۲.۴ - اسحاق بن محمّد نخعی

اسحاق بن محمّد بن احمد بن ابان (ابو یعقوب الاحمر) بن مرار بن عبداللّه، یعرف عبدالله عقبة و عقاب بن الحارث النخعی (آخ الاشتر):

۲.۴.۱ - اتّهام

دروغ‌گو، جاعل حدیث و اصلاً معدن تخلیط احادیث است
[۳۷] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
و فاسد المذهب نیز بوده است.

۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی در رجال خود او را معدن تخلیط می‌نامد. علاّمه نیز در خلاصه، او را معدن تخلیط می‌خواند و ابن غضائری او را فاسد المذهب و دروغگو و جاعل حدیث می‌داند و نیز عیاشی خبری در مورد وضع حدیث او نقل می‌کند.

۲.۴.۳ - شرح‌حال و تالیفات

او را رئیس گروه «اسحاقیّه» می‌دانند و صاحب کتاب‌های متعددّی است که عبارتند از:
الف- کتاب اخبار السّیّد،
ب- کتاب المجالس،
ج- کتاب‌هایی در مورد تخلیط.

۲.۵ - اسماعیل بن علی خزاعی

اسماعیل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبدالرّحمن بن عبداللّه بن بدیل بن ورقاء الخزاعی، ابن اخی دعبل، ابوالقاسم:

۲.۲.۱ - اتهام

دروغ‌گو، جاعل حدیث، مختلط در حدیث بوده است.

۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی و شیخ و مامقانی او را مختلط می‌دانند.
[۴۴] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.

ابن غضائری او را دروغگو و جاعل حدیث می‌داند.
و شیخ در رجالش می‌گوید که او از ائمه (علیهم‌السّلام) حدیث نقل نمی‌کند.
شرح‌حال: او پسر برادر دعبل خزاعی بود که در واسط می‌زیست و سرپرست امور حسبیّه آنجا بود.

۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب «تاریخ الائمة»،
ب- کتاب النکاح

۲.۶ - حسن بن العبّاس بن الحریش

الحسن بن العبّاس بن الحریش الرّاوی، ابوعلی:

۲.۴.۱ - اتّهام

ضعیف است و کتابی در مورد فضیلت سوره قدر جعل کرده است
[۵۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی در «رجال» خود می‌گوید که جدّاَ ضعیف است و کتابی در مورد «انّا انزلناه» دارد که مضطرب الالفاظ است. ابن غضائری نیز این کتاب را فاسد الالفاظ و جعل می‌داند.
[۵۳] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۱۳۹.

تذکّر: بر برخی کتب رجالی گفته شده که «حسن بن عبّاس» از امام جواد (علیه‌السّلام) حدیث نقل می‌کند؛ در حالی که اکثر کتاب‌های حدیث، گفته‌اند که از امام باقر (علیه‌السّلام) نقل می‌کند. شیخ نیز در رجال، یک بار او را در اصحاب امام جواد (علیه‌السّلام) و یک بار در باب «من لم» ذکر کرده است.
این مطالب می‌رساند که دو نفر به این اسم وجود دارند؛ هرچند هر دو را ضعیف دانسته‌اند.
[۵۴] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۱۳۹.


۲.۲.۳ - تالیفات

کتابی داشته در مورد فضیلت «انّا انزلناه فی لیلة القدر» که گفته شده روایات آن مضطرب است.
امّا مرحوم کلینی در اول کافی می‌گوید: روایت و کتابی غیر از کتاب الحسن بن العباس درمورد شان «سوره قدر» نیست.
[۵۶] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۱۳۹.



۲.۷ - حسن بن علی بطائنی

الحسن بن علی بن ابی حمزة البطائنی (سالم البطائنی):

۲.۲.۱ - اتهام

کذّاب، ملعون و واقفی است.
[۵۷] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.


۲.۱.۵ - دلیل

رجال نجاشی، او را از بزرگان واقفیّه شمرده است.
و نیز مرحوم مامقانی از خلاصة الاقوال و کشّی نقل کرده‌اند که دروغ‌گو و ملعون و واقفی است.
[۵۹] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.


۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب الفتن (الملاحم)،
ب- کتاب فضائل القرآن،
ج- کتاب القائم الصغیر،
ذ- کتاب الدّلائل،
ه- کتاب المتعة،
و- کتاب الغیبة،
ض- کتاب الصّلاة،
ح- کتاب الرّجعة،
ت- کتاب فضائل امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)،
ی- کتاب الفرائض.

۲.۸ - حسن بن محمّد ابن اخی طاهر

الحسن بن محمّد بن یحیی بن الحسن بن جعفر بن عبداللّه بن الحسین بن علی بن الحسین بن علیّ امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)، ابومحمّد، المعروف به ابن اخی طاهر:

۲.۴.۱ - اتّهام

کذّاب و جاعل حدیث است؛ روایاتی را از افراد مجهول نقل می‌کرد که مورد انکار (منکّرة) بود؛ ضعیف است.
[۶۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.


۲.۱.۵ - دلیل

علاّمه مامقانی (رحمة‌الله‌علیه)، او را مورد تضعیف اصحاب می‌داند که از افراد مجهول روایات منکّره نقل می‌کند.
[۶۲] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.
و نیز نجاشی می‌گوید که از افراد مجهول، روایات منکّره نقل می‌کند و دیدم که اصحاب ما، او را تضعیف می‌کردند و ابن غضائری و ابن داود، او را دروغ‌گو و جاعل حدیث می‌دانند و توقّف در روایات او را انتخاب می‌کنند.
[۶۴] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۲۰۶.

امّا برخی رجالیان، او را موثّق می‌دانند؛ چرا که صدوق (رحمة‌الله‌علیه) از او نقل حدیث کرده و اجازه گرفته است و شیخ مفید (رحمة‌الله‌علیه) نیز در ارشاد، از او روایات بسیاری نقل کرده است.
[۶۵] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۲۰۶.
(از «تعق» نقل می‌کند. این مطلب، مبتنی بر این اصل است که «مشایخ اجازه، همه ثقه هستند» و یا اینکه «نقل روایت از کسی، دلیل بر توثیق اوست». در حالی که هیچ‌کدام ثابت نشده است.بلکه هر دو مبنا باطل است.)
[۶۶] خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، مقدّمة.
او از جدّ خویش (یحی بن الحسن) و غیر از او روایت نقل می‌کند.

۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب المثالب،
ب- کتاب الغیبة و ذکر القائم (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف).

۲.۹ - سالم بن ابی حفصة عجلی

سالم بن ابی حفصة العجلی (م ۳۷۰ هـ)، مولی بنی عجل، کوفیّ یکنّی ابا الحسین و ابا یونس، اسمه زیاد:

۲.۲.۱ - اتهام

موردتکذیب و تکفیر و لعنت امام صادق (علیه‌السّلام) قرار گرفته است.
[۶۸] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
غالی، ضعیف و کذّاب است و به امام باقر (علیه‌السّلام) دروغ می‌بست.
[۶۹] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.


۲.۹.۲ - دلیل

صاحب الوجیزة او را ضعیف دانسته است؛
[۷۰] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
و علامه مامقانی (رحمة‌الله‌علیه) نیز او را جزو متّهمان به کذب قرار داده است.
[۷۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
صاحب بهجة الآمال نقل کرده که موردتکذیب و تکفیر و لعنت امام صادق (علیه‌السّلام)واقع شده؛ چراکه به امام باقر (علیه‌السّلام) دروغ بسته است.
[۷۲] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
برخی او را شیعه‌ای غلو کننده دانسته‌اند،
[۷۳] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
ولی این مطلب با روایاتی که در مورد عقاید او نقل شده، سازش ندارد.
[۷۴] تبریزی، علی، بهجة الآمال ج ۴، ص ۳۰۶- ۳۰۷.


۲.۲.۳ - تالیفات

دو کتاب داشته است که نجاشی از آنها خبر می‌دهد ولی نام آنها را نمی‌گوید.

۲.۱۰ - سلیمان بن عبداللّه دّیلمی

سلیمان بن عبداللّه الدّیلمی، ابو محمّد (و ابنه محمّد بن سلیمان):

۲.۴.۱ - اتّهام

غالی و کذّاب است
[۷۶] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
و به روایات منفرد او (و فرزندش) عمل نمی‌شود.

۲.۱.۵ - دلیل

علاّمه در «الخلاصة» او را از بزرگان غلات می‌شمارد؛
[۷۸] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۴۷۶-۴۷۷.
و به نقل علامه مامقانی (رحمة‌الله‌علیه) و ابن غضائری، غالی و کذّاب است.
[۷۹] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
در خلاصه، نام او «سلیمان الدّیلمی» و در کتاب ابن غضائری، نام او «سلیمان بن زکریّا» ذکر شده، امّا علامه مامقانی و برخی از رجالیان، آنها را اشاره به افراد متعدّدی نمی‌دانند.
[۸۰] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۴۷۶-۴۷۷.


۲.۱۰.۳ - شرح‌حال

او مردی تاجر بود که اسرای دیلمی را به کوفه می‌برد و اموال تجارتی را به خراسان حمل می‌کرد؛ ولی در اصل از «بجیلة الکوفة» بود.
[۸۱] نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۱۸۲.


۲.۲.۳ - تالیفات

کتاب یوم و لیلة، که پسرش (محمّد بن سلیمان) از او نقل می‌کند.

۲.۱۱ - سلیمان بن عمرو نّخعی

سلیمان بن عمرو بن عبداللّه بن وهب النّخعی، ابو داود الکوفی:

۲.۴.۱ - اتّهام

جاعل حدیث بوده است؛
[۸۳] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
به‌طوری‌که محدّثین او را «کذّاب النّخع» لقب داده‌اند؛ ضعیف است.
[۸۴] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۷-۴۸۶.


۲.۱.۵ - دلیل

در«الوجیزة» او را ضعیف شمرده‌اند.
[۸۵] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۷-۴۸۶.
علامه مامقانی او را به وضع حدیث متّهم می‌داند.
[۸۶] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
ابن غضائری او را ضعیف و کذّاب معرّفی می‌کند.
[۸۷] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۴۸۷-۴۸۶.


۲.۱۰.۳ - شرح‌حال

سلیمان فردی زاهد بود؛ به‌طوری‌که شب‌ها را به نماز و روزها را به روزه‌داری می‌گذراند. او از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل حدیث می‌کند.
[۸۸] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.


۲.۱۲ - عبداللّه بن محمّد بلوی

بداللّه بن محمّد البلوی (بن عمیر بن محفوظ البلوی، ابو محمّد المصری):

۲.۲.۱ - اتهام

کذّاب و جاعل حدیث بوده است.
[۸۹] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی او را ضعیف و ابن غضائری او را دروغگو و جاعل حدیث دانسته است.
[۹۰] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۶.
علاّمه مامقانی (رحمة‌الله‌علیه) او را جزو افراد کذّاب و جاعل نام برده است.
[۹۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.


۲.۱۰.۳ - شرح‌حال

او شخصی فقیه و واعظ، از اهالی مصر و از قبیله «بلی» بوده است.
[۹۲] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۵، به نقل از فهرست ابن ندیم.
برخی گفته‌اند که از «بلی بن عمرو بن الجاف بنی قضاعة» بوده است.
[۹۳] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۶.


۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب الابواب،
ب- کتاب المعرفة،
ج- کتاب الدّین و فرائضه.
[۹۴] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۵.


۲.۱۳ - علیّ بن احمد کوفی

علیّ بن احمد الکوفی، ابوالقاسم:

۲.۴.۱ - اتّهام

کذّاب، صاحب بدعت و غالی بوده است.
[۹۵] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی او را فاسد المذهب و غالی معرّفی می‌کند. ابن غضائری و صاحب خلاصة الاقوال و علاّمه مامقانی، او را غالی و صاحب بدعت معرفی کرده‌اند.
[۹۷] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
مرحوم آیت‌الله خویی، او را کذّاب و فاسد المذهب می‌داند و می‌گوید برخی روایات تحریف قرآن را او نقل کرده است.

۲.۱۰.۳ - شرح‌حال

او ادّعا می‌کرده که از «آل ابی طالب» است. در آخر عمرش به غلو دچار شد و مذهب او فاسد گشت و در ناحیه‌ای به نام «کرمی» در سال ۳۵۲ درگذشت، که آن ناحیه در پنج فرسخی فسا و بیست فرسخی شیراز است. غلات مقام او را بلند می‌دانند.

۲.۲.۳ - تالیفات

۱ ـ کتابی در موضوع غلو و تخلیط،
[۹۹] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.

۲ تا ۵۱ ـ کتاب‌هایی با عناوین: الانبیاء ـ الاوصیاء ـ البدع المحدثة ـ التّبدیل والتّحریف ـ تحقیق اللّسان فی وجوه البیان ـ الاستشهاد ـ تحقیق ما الّفه البلخی فی المقالات ـ منازل النّظر و الاختیار ـ ادب النّظر والتّحقیق ـ تناقض احکام المذاهب الفاسدة ـ الاصول فی تحقیق المقالات ـ الابتداء ـ معرفة وجوه الحکمة ـ معرفة ترتیب ظواهر الشّریعة ـ التّوحید ـ مختصر فی فضل التّوبة ـ تثبیت نبوّة الانبیاء ـ مختصر فی الامة ـ مختصر فی الارکان الاربعة ـ الفقه علی ترتیب المزنیّ ـ الآداب و مکارم الاخلاق ـ فساد اقاویل الاسماعیلیة ـ الرّدّ علی ارسطاطالیس ـ المسائل والجوابات ـ فساد قول البراهمة ـ تناقض اقاویل المعتزلة ـ الرّدّ علی محمّد بن بحر الرّهنی ـ الفحص عن مناهج الاعتبار ـ الاستدلال فی طلب الحقّ ـ تثبیت المعجزات ـ الردّ علی من یقول انّ المعرفة من قبل الموجود ـ ابطال مذهب داود بن علی الاصبهانی ـ الردّ علی الزّیدیة ـ تحقیق وجوه المعرفة ـ ما تفرّد به امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) من الفضائل ـ الصّلاة والتسلیم علی النّبی وامیرالمؤمنین ـ الرّسالة فی تحقیق الدّلالة ـ الرّد علی اصحاب الاجتهاد فی الاحکام ـ فی الامامة ـ فساد الاختیار ـ رسالة الی بعض الرؤساء ـ الردّ علی المثبتة ـ الرّاعی والمرعی ـ الدّلائل والمعجزات ـ ماهیة النّفس ـ میزان العقل ـ ابّان حکم الغیبة ـ الرّد علی الاسماعیلیة فی المعاد ـ تفسیر القرآن ـ کتاب فی النفس. نجاشی در پایان عناوین تالیفات او می‌افزاید که اکثر کتاب‌های او فاسد است.

۲.۱۴ - محمّد بن بشیر کوفی

محمّد بن بشیر، کوفی (من موالی بنی اسد):

۲.۲.۱ - اتهام

ملعون، غالی و واقفی است؛ به امام کاظم (علیه‌السّلام) دروغ می‌بست.
[۱۰۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
دلیل: کشّی می‌گوید که او به امام کاظم (علیه‌السّلام) دروغ می‌بست.
[۱۰۲] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
صاحب خلاصة الاقوال می‌گوید که او ملعون و غالی است.
[۱۰۳] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
علاّمه مامقانی نیز او را ملعون می‌داند.
[۱۰۴] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
امام رضا (علیه‌السّلام) او را لعنت و نفرین کرد و نیز امام کاظم (علیه‌السّلام) از او تبرّی جست.
[۱۰۵] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.


۲.۱۰.۳ - شرح‌حال

محمدبن بشیر، کسی است که در زمان امام کاظم (علیه‌السّلام) و امام رضا (علیه‌السّلام) زندگی می‌کرده است و پس از فوت امام کاظم (علیه‌السّلام) واقفی شد و ادّعا کرد که امام هفتم همان قائم است که در بین مردم زندگی می‌کند و برای اهل نور، با نور ظاهر است. او که شعبده‌باز بود و کارهای خارق‌العاده انجام می‌داد، ادّعا کرد که جانشین موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) است و عدّه‌ای پیرو او شدند و برای بعد از وفات، وصیت کرد که فرزندش (سمیع بن محمّد) جانشین او باشد.
[۱۰۶] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.


۲.۲.۳ - تالیفات

او دارای کتابی نیز بوده است.
[۱۰۷] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.

تذکّر مهم: دو راوی به نام «محمّد بن بشیر» وجود دارد:
الف: محمّد بن بشیر کوفی، از اصحاب امام کاظم (علیه‌السّلام) که ملعون است و ذکر او گذشت.
ب: محمّد بن بشیر کوفی که برادر علی بن بشیر است و هر دو ثقه هستند. نجاشی از آنها نام می‌برد و می‌گوید: کتاب نوادر از این شخص ثقه است و در قم وفات یافت. نکته قابل‌ذکر، این است که رجالیان هیچ نشانه روشنی برای تمییز آن دو نفر مشترک، ذکر نکرده‌اند.
[۱۰۹] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵ .
[۱۱۰] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۹.


۲.۱۵ - محمّد بن علی صّیرفی

محمّد بن علی، ابو سمینة، الصّیرفی (بن ابراهیم بن موسی ابوجعفر القرشی):

۲.۴.۱ - اتّهام

مشهور به دروغگویی بوده است؛
[۱۱۱] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
غالی، فاسد الاعتقاد و ضعیف است.

۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی رجال می‌گوید که او در کوفه مشهور به بوده است و علاّمه مامقانی، دروغگویی او را نقل می‌کند
[۱۱۳] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
و آیة اللّه خویی در معجم الرّجال، او را ضعیف می‌داند. ابن ولید، روایاتی را که «محمد بن احمد بن یحیی» از ابی سمینة نقل می‌کند، استثنا کرده و ضعیف ندانسته است.

۲.۱.۴ - نظریّه

از ابن ولید، عجیب است که از چنین فرد دروغ‌گو و منحرفی، روایات را قبول می‌کند شاید ایشان قرائنی بر صحّت داشته، که البتّه یقین و عقیده‌اش برای ما حجّت نیست.

۲.۱۵.۴ - شرح حال

او در کوفه مشهور به دروغگویی بود و سپس وارد قم شد و مدّتی مهمان احمد بن محمد بن عیسی بود. سپس مشهور به غلو شد و مخفی گشت؛ امّا احمد بن محمد بن عیسی او را از قم اخراج کرد. او را از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) دانسته‌اند.

۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب الدّلائل،
ب- کتاب الوصایا،
ج- کتاب العتق،
د- کتاب «عمّ یتسائلون»،
ه- کتاب الآداب.

۲.۱۶ - محمّد بن مقلاص

محمّد بن مقلاص، ابو زینب الاسدی، ابو الخطّاب الاجدع، الزّراد (البزّاز ـ السّراد ـ البرّاد)، مولی بنی اسد، (ابالطّیبات ـ ابا اسماعیل):

۲.۴.۱ - اتّهام

مورد لعنت امام صادق (علیه‌السّلام) واقع شده است؛
[۱۱۸] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
ملعون است؛ چراکه به امام صادق (علیه‌السّلام) دروغ می‌بست و چیزهایی را که نفرموده بود، منتشر می‌کرد و امام (علیه‌السّلام) را می‌ترسانید.
[۱۱۹] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۴۶۶-۶۴۷ و ….


۲.۱.۵ - دلیل

علاّمه مامقانی در مقباس
[۱۲۰] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
و صاحب بهجة الآمال و خلاصة الاقوال و غضائری و دیگران نقل کرده‌اند که او مورد نفرین و لعنت امام صادق (علیه‌السّلام) واقع شده است.
[۱۲۱] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۶۴۶-۶۴۷ و….
در این مورد، روایات کثیری نقل شده است و حتی از نزدیکی به او و پیروانش نهی شده است و در توقیعی که صادر شد، همه ائمه (علیهم‌السّلام) از ابوالخطّاب برائت جسته‌اند.
[۱۲۲] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۶۴۶-۶۴۷ و….


۲.۱۰.۳ - شرح‌حال

ابوالخطّاب، فرد احمق و کندذهنی بود که مطالب و احادیث را حفظ نمی‌شد، ولذا مطالبی را از خود به آنها اضافه می‌کرد. او فاسدترین افراد کوفه بود. در مورد نماز مغرب عقیده داشت که تا وقتی ستاره‌ها در شب ظاهر نشوند، برگزار نشود. پیروان او را خطّابیّه گویند که عقاید عجیبی در مورد نماز و روزه داشته‌اند.
[۱۲۳] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۶۴۶-۶۴۷ و….


۲.۱۷ - محمّد بن موسی سّمّان

محمّد بن موسی بن عیسی الهمدانی السّمّان، ابوجعفر:

۲.۲.۱ - اتهام

غالی، جاعل احادیث و اصول، و ضعیف است.
[۱۲۴] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی نقل می‌کند که قمی‌ها او را به خاطر غلو تضعیف کرده‌اند و ابن ولید گفته که او جعل حدیث می‌کرده است.
[۱۲۵] نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۳۸.
مرحوم مامقانی از محمّد بن الحسن بن ولید نقل می‌کند که او دو «اصل» به نامهای «اصل النّرسی» و «اصل زید الزّرّاد» را جعل کرده است.
[۱۲۶] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.


۲.۲.۳ - تالیفات

الف- کتاب ما روی فی ایّام الاسبوع،
ب- کتاب الردّ علی الغلات.

۲.۱۸ - محمّد بن فرات جعفی

محمّد بن فرات، الجعفی الکوفی (الجزمی):

۲.۴.۱ - اتّهام

ضعیف است؛ ادّعای نبوّت داشته و غالی و شارب خمر بوده است. بر امام رضا (علیه‌السّلام) دروغ می‌بست و لذا مورد لعن حضرت قرار گرفت.
[۱۲۹] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۵۵۱.


۲.۱.۵ - دلیل

کلام نجاشی و ابن غضائری بر تضعیف او و روایات کشّی بر مذمّت او دلالت دارد.
[۱۳۰] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۵۵۱.
کشّی نقل می‌کند که امام رضا (علیه‌السّلام) فرمود: «یا یونس، اما تری الی محمّد بن فرات و مایکذب علیّ… یا یونس، انّما قلت ذلک لیحذر عنه اصحابی وتامرهم بلعنه والبرائة منه فانّ اللّه هو برئ منه».
[۱۳۱] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص۵۵۲.


۲.۲.۳ - تالیفات

الف- نجاشی می‌گوید کتابی داشته است ولی نام آن را نمی‌برد؛
ب- مطالبی در تفسیر از او نقل شده است، ازجمله اینکه از امام باقر (علیه‌السّلام) نقل می‌کند که: سالته عن قول اللّه عزّوجلّ: «وتقلّبک فی السّاجدین». قال: «فی اصلاب النبیّین»
[۱۳۳] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص۵۵۲.


۲.۱۹ - مغیرة بن سعید

المغیرة بن سعید، رأس المغیرة:

۲.۴.۱ - اتّهام

کذّاب بود
[۱۳۴] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.
و به امام باقر (علیه‌السّلام) دروغ می‌بست و احادیثی را داخل احادیث حضرت می‌نمود؛ غالی بود و احادیثی را بر مذهب غلو جعل می‌کرد.

۲.۱.۵ - دلیل

کشّی او را کذّاب می‌داند و روایات متعدّدی از امام صادق (علیه‌السّلام) و امام رضا (علیه‌السّلام) نقل می‌کند که مغیره را نفرین و لعنت می‌کنند. مرحوم مامقانی و آیة اللّه خویی (رحمة‌الله‌علیه) نیز او را کذاب و ملعون معرفی می‌کنند.
[۱۳۶] مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.

برای مثال، چند روایت را ذکر می‌کنیم. کشّی با سند خود، از هشام بن حکم نقل می‌کند: انّه سمع ابا عبداللّه (علیه‌السّلام) یقول: «لاتقلبوا علینا حدیثا الاّ ما وافق القرآن والسنة او تجدون معه شاهدا من احادیثنا المتقدمة، فانّ المغیرة بن سعید لعنه اللّه دسّ فی کتب اصحاب ابی احادیث لم یحدث بها ابی؛ فاتّقوا اللّه ولاتقبلوا علینا ماخالف قول ربّنا تعالی و سنّة نبیّنا محمّد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فانّا اذا حدّثنا قلنا: قال اللّه عزّوجلّ وقال رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم)» و نیز: عن یونس عن هشام بن الحکم، انّه سمع ابا عبداللّه (علیه‌السّلام) یقول: «کان المغیرة بن سعید یتعمّد الکذب علی ابی، ویاخذ کتب اصحابه وکان اصحابه المستترون باصحاب ابی یاخذون الکتب من اصحاب ابی فیدمغونها الی المغیرة، فکان یدسّ فیها الکفر والزّندقة ویسندها الی ابی ثم یدفعها الی اصحابه، فیامرهم ان یثنوها فی الشیعة، فکلّما کان فی کتب اصحاب ابی من الغلوّ فذاک ممّا دسّه المغیرة بن سعید فی کتبهم» همچنین: عن ابی عبداللّه (علیه‌السّلام) قال سمعته یقول: «لعن اللّه المغیرة بن سعید؛ انّه کان یکذب علی ابی، فاذقه اللّه حرّ الحدید؛ لعن اللّه من قال فینا مالانقوله فی انفسنا؛ لعن اللّه من ازلنا عن العبودیة للّه الذی خلقنا والیه مآبنا ومعادنا وبیده نواصینا»

۲.۲۰ - مفضّل بن صالح النّحاس

مفضّل بن صالح، ابوجمیلة النّحاس الاسدی (النّخّاس):

۲.۲.۱ - اتهام

کذّاب، جاعل حدیث و ضعیف است.
[۱۴۱] ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی او را تضعیف می‌کند؛ بلکه تضعیف او را مورد قبول همه اصحاب می‌داند. و نیز ابن غضائری او را کذّاب و واضع حدیث می‌داند. البته او از کسانی است که در اسناد کامل الزّیارات واقع شده است و برخی مثل «المحقّق الوحید» سعی کرده‌اند او را توثیق کنند؛ چرا که از بزرگان (اصحاب اجماع) نقل حدیث می‌کند. امّا مرحوم خویی (رحمة‌الله‌علیه) در معجم الرّجال، او را موثّق نمی‌داند. چرا که نقل تضعیف نجاشی، با وقوع او در اسناد کامل الزّیارات معارض است. ابن غضائری نقل می‌کند که از مفضّل شنیده شده است که گفته: من نامه معاویه به محمّد بن ابی بکر را جعل کردم.

۲.۱۵.۴ - شرح حال

او را از اصحاب امام صادق (علیه‌السّلام) شمرده‌اند و در زمان امام رضا (علیه‌السّلام) فوت کرده است. برخی گفته‌اند: نخّاس (نحّاس) بوده و برخی او را حدّاد (آهنگر) دانسته‌اند. او در موارد زیادی از امام صادق (علیه‌السّلام) و امام رضا (علیه‌السّلام) روایت نقل می‌کند.

۲.۲۱ - یزید صّائغ



۲.۲.۱ - اتهام

دروغگو،
[۱۴۸] ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.
واقفی، و ضعیف است.
[۱۴۹] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۱۵.


۲.۱.۵ - دلیل

کلام کشّی که او را از کذّاب‌های مشهور می‌داند.
[۱۵۰] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۱۵.
مؤلّف الوجیزة او را ضعیف می‌داند.
[۱۵۱] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۱۵.
و مرحوم مامقانی او را دروغگو معرفی می‌کند.
[۱۵۲] ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.


۲.۲۲ - یونس بن ظبیان کوفی

یونس بن ظبیان الکوفی:

۲.۴.۱ - اتّهام

دروغگو، ضعیف، مخلّط و وضّاع (زیاد جعل کننده حدیث) است.
[۱۵۳] ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.


۲.۱.۵ - دلیل

نجاشی او را جدّا ضعیف می‌داند و همه کتاب‌های او را تخلیط می‌شمرد. ابن غضائری او را غالی و کذّاب و جاعل حدیث می‌داند.
[۱۵۵] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۴.
کشّی با سند خود از امام کاظم (علیه‌السّلام) نقل می‌کند که حضرت بر او هزاران بار لعنت فرستاد (لعن یوسف بن ظبیان الف لعنة یتبعها الف لعنة).
[۱۵۶] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۵.


۲.۲۲.۳ - تذکّر

بعضی روایات از امام صادق (علیه‌السّلام) در مورد مدح یونس وارد شده است که یا سند آن ضعیف است و یا حمل بر تقیه می‌شود و یا اینکه یونس در زمان امام صادق (علیه‌السّلام) هنوز غالی نشده بوده است.
[۱۵۷] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۵.
شرح حال: او کسی بود که ادّعا می‌کرد در حال طواف به او ندا می‌شد که «انّی انا اللّه لا اله انا فاعبدنی واقم الصّلاة لذکری…».
[۱۵۸] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۵.


۲.۲.۳ - تالیفات

از کلام نجاشی و غیر او استفاده می‌شود که یونس کتاب‌هایی داشته است ولی آنها را نام نبرده‌اند.
[۱۵۹] تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۵، ص۳۵۴.

منبع:
برگرفته از فصلنامه علوم حدیث>شماره ۳


۱. برقی، احمد بن محمد، المحاسن،، ص ۱، ص ۲۲۷.    
۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۴۷، ح ۱۵.    
۳. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص ۲۲۸.    
۴. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص ۲۳۰.    
۵. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص ۲۳۰.    
۶. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص، علاّمه مامقانی (۱۲۹۰-۱۳۵۱ ق)، تلخیص استاد علی‌اکبر غفاری، نشر جامعه امام صادق (علیه‌السّلام) ۱۳۶۹، تهران، ص ۲۶۶.
۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۱۲۹.    
۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۱۲۹.    
۹. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص۷۱، به نقل از ابن غضائری.    
۱۰. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۱۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۱، به نقل از شیخ.    
۱۲. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۳، ص ۷۲، به نقل از ابن غضائری.    
۱۳. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۱، به نقل از شیخ.    
۱۴. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۱۵. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، باب المتصیّد یجب علیه التمام او التقصیر، ص ۸۴۶.
۱۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۲.    
۱۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص۷۲، به نقل از ابن غضائری.    
۱۸. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، (۳۷۲-۴۵۰ ق)، ۱۴۱۶ ق، چاپ جامعه مدرّسین، ۱۴۱۶ ق، قم، ص ۸۰، شرح حال احمد بن محمّد سیاری.    
۱۹. شیخ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۸۶۵.    
۲۰. شیخ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۲۸۳ ـ ۲۸۴.
۲۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۲۲. خوئی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القران، ص ۲۲۶.    
۲۳. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۸۰.    
۲۴. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۲، به نقل از ابن غضائری.    .
۲۵. شیخ طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال.
۲۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۲.    
۲۷. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار،ج۱، ص۲۳۷.    
۲۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۲.    
۲۹. خوئی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص ۲۲۶.    
۳۰. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۷۱، به نقل از ابن غضائری.    
۳۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۱۰.    
۳۲. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۳۳. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، شرح حال احمد بن محمّد ابوعبداللّه الآملی، ص ۹۶.    
۳۴. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۱۰.    
۳۵. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۳۶. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۳۷. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۳۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۲۲۹.    
۳۹. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۷۳ ۷۴.    
۴۰. علامه حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص۳۱۸.    
۴۱. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۲۲۹.    
۴۲. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۲۳.    
۴۳. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۳، ص ۲۲۰.    
۴۴. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۶.
۴۵. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۲.    
۴۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۴، ص۵۰.    
۴۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۴، ص۵۰.    
۴۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۴، ص ۷۲.    
۴۹. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۴، ص۵۰.    
۵۰. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۴، ص ۷۲.    
۵۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.
۵۲. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۶۰.    
۵۳. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۱۳۹.
۵۴. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۱۳۹.
۵۵. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۶۰.    
۵۶. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۱۳۹.
۵۷. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.
۵۸. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۶.    
۵۹. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.
۶۰. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۶.    
۶۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.
۶۲. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۷.
۶۳. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۶۴.    
۶۴. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۲۰۶.
۶۵. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۳، ص ۲۰۶.
۶۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، مقدّمة.
۶۷. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۶۴.    
۶۸. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۶۹. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
۷۰. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
۷۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۷۲. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
۷۳. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۳۰۴.
۷۴. تبریزی، علی، بهجة الآمال ج ۴، ص ۳۰۶- ۳۰۷.
۷۵. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۱۸۸.    
۷۶. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۷۷. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۱۸۲.    
۷۸. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۴۷۶-۴۷۷.
۷۹. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۸۰. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۴۷۶-۴۷۷.
۸۱. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۱۸۲.
۸۲. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۱۸۲.    
۸۳. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۸۴. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۷-۴۸۶.
۸۵. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۷-۴۸۶.
۸۶. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۸۷. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۴، ص ۴۸۷-۴۸۶.
۸۸. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۸۹. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۹۰. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۶.
۹۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۹۲. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۵، به نقل از فهرست ابن ندیم.
۹۳. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۶.
۹۴. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۵، ص ۲۷۵.
۹۵. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۹۶. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۲۶۵ ۲۶۶.    
۹۷. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۹۸. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۲۶۵ ۲۶۶.    
۹۹. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۰۰. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۲۶۵-۲۶۶.    
۱۰۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۰۲. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
۱۰۳. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
۱۰۴. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۰۵. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
۱۰۶. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
۱۰۷. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵-۳۱۸.
۱۰۸. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۴۴.    
۱۰۹. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۵ .
۱۱۰. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۳۱۹.
۱۱۱. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۱۲. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۷، ص۳۹۷.    
۱۱۳. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۱۴. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۱۹.    
۱۱۵. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۱۹.    
۱۱۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۲۱.    
۱۱۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۷، ص ۳۲۰.    
۱۱۸. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۱۹. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۴۶۶-۶۴۷ و ….
۱۲۰. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۸.
۱۲۱. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۶۴۶-۶۴۷ و….
۱۲۲. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۶۴۶-۶۴۷ و….
۱۲۳. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۶۴۶-۶۴۷ و….
۱۲۴. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.
۱۲۵. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۳۸.
۱۲۶. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.
۱۲۷. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۳۸.    
۱۲۸. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۶۳.    
۱۲۹. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۵۵۱.
۱۳۰. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص ۵۵۱.
۱۳۱. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص۵۵۲.
۱۳۲. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص ۳۶۳.    
۱۳۳. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج ۶، ص۵۵۲.
۱۳۴. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.
۱۳۵. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۹، ص ۲۹۹.    
۱۳۶. مامقانی، عبدالله، تلخیص مقباس الهدایة، ص ۲۶۹.
۱۳۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۷۵.    
۱۳۸. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۱۸، ص ۲۷۵.    
۱۳۹. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ۳۰۰.    
۱۴۰. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۲۹۹.    
۱۴۱. ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.
۱۴۲. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۱۱.    
۱۴۳. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۱۱.    
۱۴۴. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۱۲.    
۱۴۵. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۱۲.    
۱۴۶. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۱۲.    
۱۴۷. خوئی، سیدابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج۱۹، ص۳۱۲.    
۱۴۸. ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.
۱۴۹. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۱۵.
۱۵۰. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۱۵.
۱۵۱. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۱۵.
۱۵۲. ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.
۱۵۳. ما‌مقا‌نی‌، عبدالله‌، تلخیص مقباس الهدایة، ص۲۶۹.
۱۵۴. نجاشی، احمد بن عباس، رجال النجاشی، ص۴۴۸.    
۱۵۵. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۴.
۱۵۶. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۵.
۱۵۷. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۵.
۱۵۸. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۷، ص۳۵۵.
۱۵۹. تبریزی، علی، بهجة الآمال، ج۵، ص۳۵۴.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «دروغ پردازان در حوزه حدیث شیعه»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۱/۱۸.    


رده‌های این صفحه : مقالات پژوهه




جعبه ابزار