• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جعفر بن ابی‌طالب (دانشنامه‌جهان‌اسلام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




‌جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ پسرعموی‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و برادر حضرت‌ علی‌ (علیه‌السلام)‌ و از شهدای‌ بزرگ‌ صدر اسلام است.



جعفر بن‌ ابی ‌طالب، کنیه‌اش‌ ابوعبد الله‌، پسر عموی‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)‌، برادر حضرت‌ علی‌ (علیه‌السلام)‌، و از شهدای‌ بزرگ‌ صدر اسلام‌. مادرش‌، فاطمه‌ بنت‌ اسد بن‌ هاشم‌، نخستین‌ زن‌ هاشمی‌ بود که‌ با مردی‌ هاشمی‌، یعنی‌ ابوطالب‌، ازدواج‌ کرد و به‌ ترتیب‌ چهار پسر به‌ نامهای‌ طالب‌، عقیل‌، جعفر و علی‌ به‌ دنیا آورد که‌ فاصله زمانی‌ میان‌ هر کدام‌ ده‌ سال‌ بود.
جعفر بن‌ ابی ‌طالب بیست‌ سال‌ پس‌ از عام ‌الفیل‌ (۵۷۰ میلادی‌) در مکه‌ به‌ دنیا آمد.
[۴] بهادلی، علی، موته (عراق الماضی و روح ذی الجناحین)، ص۱۷.
[۵] بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۳۵.
هنگامی‌ که‌ در مکه‌ خشکسالی‌ شد و ابوطالب‌ دچار مضیقه مالی‌ گردید، به‌ پیشنهاد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، عباس ‌بن‌ عبدالمطلب‌ نزد برادرش‌ ابوطالب‌ رفت‌ و جعفر را به‌ خانه خود برد و کفالتش‌ را برعهده‌ گرفت‌. جعفر همچنان‌ نزد عمویش‌ ماند تا اینکه‌ اسلام‌ آورد و بعد از وی‌ بی ‌نیاز شد.

۱.۱ - اسلام آوردن

بر اساس‌ روایتی‌، او در همان‌ سال‌ اول‌ بعثت‌، اندکی‌ پس‌ از برادرش‌ علی‌ (علیه‌السلام)
[۸] اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ص۸.
اسلام‌ آورد. روایت‌ شده‌ است‌ که‌ ابوطالب‌ وقتی‌ دید حضرت‌ علی (علیه‌السلام)‌‌ در سمت‌ راست‌ پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)‌ به‌ نماز ایستاده‌، به‌ جعفر گفت‌ برو و در سمت‌ چپ‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بایست‌ و نماز بگزار و او نیز چنین‌ کرد و این‌ نخستین‌ نماز جماعتی‌ بود که‌ در اسلام‌ بر پا گردید. بر اساس‌ برخی‌ روایات‌، جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ سومین‌ یا بیست‌ و ششمین‌ یا سی‌ و دومین‌ نفر
[۱۲] ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۷۲، ص۱۲۶- ۱۲۷.
بود که وارد خانه ارقم شد و به اسلام ایمان آورد.
[۱۵] ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۷۲، ص۱۲۵.



بر اثر افزایش‌ فشار و شکنجه کفار قریش‌ و توصیه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به‌ مسلمانان‌ برای‌ مهاجرت‌ از مکه‌ به‌ حبشه‌، جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ در سال‌ پنجم‌ بعثت، در دومین‌ مهاجرت مسلمانان‌ به‌ حبشه‌، همراه‌ همسرش‌ اسماء بنت‌ عمیس‌ به‌ حبشه‌ رفت.‌پیامبر اکرم‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، به‌ همراه‌ جعفر، به‌ عنوان‌ امیر و سرپرست‌ تمام‌ مسلمانان‌ مهاجر به‌ حبشه‌
[۲۵] ابن ‌قدامه‌، عبدالله ابن احمد، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین، ص۱۱۳ـ ۱۱۴‌.
، نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ نجاشی‌، پادشاه‌ آن‌ سرزمین‌، فرستاد و در آن‌، ضمن‌ دعوت‌ وی‌ به‌ اسلام‌، از او خواست‌ تا به‌ اوضاع‌ جعفر و دیگر مسلمانان‌ مهاجر و پناهنده‌ به‌ وی‌، رسیدگی‌ کند.
[۲۸] قلقشندی، ابوالعباس،‌ ج۶، ص۳۷۹.

وقتی‌ کفار قریش‌، عمرو بن‌ عاص‌ و عبدالله ‌بن‌ مسعود بن‌ ابی‌ ربیعه‌ مخزومی‌ و به‌ روایتی‌ عماره بن‌ ولید را با هدایایی‌ نزد نجاشی‌ فرستادند تا شاید بتوانند مسلمانان‌ مهاجر را به‌ مکه‌ بازگردانند، سخنگوی‌ مسلمانان پناهنده‌ به‌ حبشه‌، جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ بود. او در جلسات‌ مناظره‌ به‌ خوبی‌ مواضع‌ و دیدگاه‌ اسلام‌ را بیان‌ کرد تا جایی‌ که‌ نجاشی‌ و اسقفهایش‌ را متقاعد ساخت‌ و فرستادگان‌ قریش‌ ناامید به‌ مکه‌ بازگشتند.گفته‌ شده‌ است‌ که‌ نجاشی‌ پس‌ از سخنان‌ جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ اسلام‌ آورد.

۲.۱ - فرزندان جعفر از اسماء

جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ در حبشه‌ از همسرش‌ اسماء بنت‌ عمیس‌ صاحب‌ سه‌ فرزند، به‌ نامهای‌ عبدالله‌ و محمد و عون‌، شد که‌ عبدالله‌ نخستین‌ مولود مسلمان‌ در حبشه و نسل‌ جعفر از وی‌ بود. به‌ روایتی‌، دو فرزند دیگر وی‌ در کربلا و به‌ روایتی‌ دیگر، در جنگ‌ صفین‌ شهید شدند. روایتی‌ نیز حاکی‌ از آن‌ است‌ که‌ عون‌ و محمد در زمان‌ خلافت‌ عمر در شوشتر به‌ شهادت‌ رسیدند؛ اما، بلاذری‌ این‌ را نادرست‌ دانسته‌ است‌. اکنون‌ در جنوب‌ شهر دزفول‌ بقعه‌ای‌ به‌ نام‌ محمد بن‌ جعفر طیار زیارتگاه‌ است‌
[۴۲] اقتداری‌، احمد، دیار شهریاران، ج۱، ص۳۱۶ـ ۳۲۰.
برخی‌ بر این‌ باورند که‌ جعفر از اسماء صاحب‌ هشت‌ فرزند شد که‌ همگی‌ در حبشه‌ به‌ دنیا آمدند.
[۴۴] بهادلی‌، علی‌، المنهاج،‌ ص۲۳۵.
[۴۵] ابن ‌قدامه‌، عبدالله ابن احمد، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین‌، ص‌۱۱۶ـ ۱۲۰.
[۴۷] حبیب‌، جمیل‌ ابراهیم،‌ القول‌ الجازم‌ فی‌ نسب‌ بنی‌هاشم، ص۱۰۲ـ ۱۰۵.



به‌ گزارش‌ برخی‌ مورخان‌، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)‌ پس‌ از ورودش‌ به‌ مدینه‌ میان‌ مهاجران‌ و انصار پیمان‌ برادری‌ بست‌. در این‌ پیمان‌، جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ با معاذ بن‌ جبل‌ انصاری‌ برادر شد؛ اما، با توجه‌ به‌ اینکه‌ جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ در آن‌ زمان‌ در حبشه‌ اقامت‌ داشته‌ است‌، این‌ خبر نمی‌تواند صحیح‌ باشد مگر آنکه‌ این‌ پیمان‌ غیابا بسته‌ شده‌ باشد. جایگاه‌ و منزلت‌ جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ چنان‌ والا بود که‌ پیامبر اکرم‌ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) برای‌ وی‌ سهمی‌ از غنایمنبرد بدر را، با اینکه‌ در آن‌ حضور نداشت‌، در نظر گرفت‌.
[۵۵] ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق، ج۳۲، ص۲۹‌.



در اواخر سال‌ ششم‌ هجرت‌، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) سفیرش‌، عمرو بن‌ امیه‌ ضمری، را نزد نجاشی‌ فرستاد و از وی‌ خواست‌ مسلمانان‌ را بازگرداند. نجاشی‌ نیز دو کشتی‌ در اختیار جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ و مسلمانان‌ و گروهی‌ از حبشیان‌ مسلمان‌ شده‌ قرار داد و آنان‌ را راهی‌ مدینه‌ کرد.
جعفر و همراهانش‌ پس‌ از غزوه خیبر در سال‌ هفتم‌ هجرت‌، به‌ مدینه‌ رسیدند
[۶۴] مسعودی‌، علی بن الحسین، مروج‌ الذهب، ج۳، ص۲۹ـ ۳۰ .
[۶۶] خطاب‌، محمود شیت،‌ مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی،‌ ص۱۳۴.
وقتی‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) جعفر را دید میان‌ دو چشمش‌ را بوسید و او را دربرگرفت‌ و با شادی‌ بسیار گفت‌: «به‌ خدا قسم‌ نمی‌دانم‌ به‌ کدام‌ یک‌ شادتر شوم‌ از آمدن‌ جعفر یا از فتح‌ خیبر»آنگاه‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در کنار مسجد خانه‌ای‌ را به‌ او اختصاص‌ داد. و از غنایم‌ غزوه خیبر به‌ او و مهاجران‌ همراه‌ وی‌ سهمی‌ عطا کرد.

۴.۱ - صاحب الهجرتین

با آمدن‌ جعفر و دیگر مهاجران‌ حبشه‌ به‌ مدینه‌، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) وی‌ و همراهانش‌ را صاحب‌ الهجرتین‌ (دو هجرت‌، یکی‌ به‌ حبشه‌ و دیگری‌ به‌ مدینه‌) نامید.


در سال‌ هشتم‌ هجرت‌ هنگامی‌ که‌ حارث‌ بن‌ عمیر أزدی‌، فرستاده پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نزد پادشاه‌ بُصری‌'‌، به‌ دست‌ شرحبیل‌ بن‌ عمرو یا عمیر ازدی‌ غسانی در روستای‌ موته‌ کشته‌ شد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بسیار غمگین‌ شد و سپاهی‌ سه‌ هزار نفری‌ تدارک‌ دید که‌ بعدها به‌ سپاه‌ امرا معروف‌ شد و فرماندهی‌ آن‌ را به‌ ترتیب‌ برعهده سه‌ تن‌ از صحابه‌، که‌ یکی‌ از آنها جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ بود، قرار داد تا در صورت‌ شهادت‌ یکی‌، دیگری‌ فرماندهی‌ را بر عهده‌ گیرد.
بر اساس‌ برخی‌ روایت‌ها، نخستین‌ فرمانده‌ سپاه‌ امرا جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ بود.و بنا به‌ روایتهای‌ دیگر، او دومین‌ فرمانده‌ و جانشین‌ زید بود.


سپاه‌ سه‌ هزار نفری‌ مسلمانان‌ در جمادی‌الاولی‌ سال‌ هشتم‌ در روستای‌ موته‌ در سرزمین‌ بلقاء به‌ مصاف‌ سپاه‌ دویست‌ هزار (یا صد هزار) نفری‌ رومیان‌ به‌ سرکردگی‌ هرقل‌ و عربهای‌ شام‌ به‌ فرماندهی‌ شرحبیل ‌بن‌ عمرو رفت‌. در گرماگرم‌ نبرد، جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ از اسبسرخ‌ موی‌ خود پیاده‌ شد و آن‌ را کشت‌ و آنگاه‌ پیاده‌ جنگید تا به‌ شهادت‌ رسید.درباره چگونگی‌ شهادت‌ جعفر روایات‌ مختلف‌ است.
در همان روز شهادت جعفر طیار، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از طریق وحی از شهادت ایشان آگاه شد و بسیار‌ اندوهگین گشت. مردم مدینه را فرا خواند و واقعه موته و چگونگی شهادت ایشان را به اطلاع رسانید و ایشان را شهید خواند. ایشان در هنگام شهادت چهل و یک سال داشت.
در این‌ نبرد هر دو دستجعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ قطع‌ شد، ولی‌ نگذاشت‌ پرچم‌ روی‌ زمین‌ بیفتد؛ از این‌رو، پیامبر فرمود که‌ خداوند به‌ جعفر، به‌ جای‌ دستهایش‌، دو بال‌ از یاقوت‌ داده‌ است‌ و او با فرشتگان‌ در بهشت‌ به‌ هر جا که‌ می‌خواهد پرواز می‌کند و به‌ همین‌ سبب‌، او را جعفر طیار و نیز ذوالجناحین‌ خوانده‌اند.پس‌ از شهادتش‌، همسرش‌ اسماء بنت‌ عمیسو حسان ‌بن‌ ثابت‌ و کعب‌ بن‌ مالک‌ اشعاری‌ در سوگ‌ وی‌ سرودند.


و دارای‌ عقل‌ و درایت‌ و هوش‌ سرشار و اراده راسخ‌ بود و شخصیتی‌ نافذ داشت‌ و سرداری‌ برجسته‌ و آگاه‌ به‌ مسائل‌ دینی‌ و آشنا به‌ فنون‌ و اصول‌ جنگ‌ بود.
[۱۱۹] خطاب‌، محمود شیت‌، مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی،‌ ص۱۵۴ـ ۱۵۵.
ذهبی وی‌ را سالار شهید و والامقام‌ و مجاهد بزرگ‌ خوانده‌ است‌. جعفر در عصر جاهلیت‌ به‌ داشتن‌ چهار خصلت‌ متمایز بود: پرهیز از شرابخواری‌ و دروغ‌ و فحشاء و بت ‌پرستی‌.
[۱۲۱] ابن‌ عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق، ج۷۲، ص۱۲۶‌.

در باره فضائل‌ و مناقبجعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ احادیث‌ و گزارشهای‌ متعددی‌ نقل‌ شده‌ است‌بر اساس‌ روایاتی‌ که‌ از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نقل‌ شده‌، جعفر جزو بهترین‌ مردم‌ بوده‌ و با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از یک‌ طینت‌ و سرشت‌ و از یک‌ درخت‌ خلق‌شده‌ و از نظر خلق‌ و خوی‌ شبیه‌ترین‌ افراد به‌ پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بوده‌ است‌. همچنین‌ باز به‌ نقل‌ از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) او را جزو حواریان، نقبا و نجبا
[۱۳۳] ابن‌ عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق ج۷۲، ص۱۲۷.
، عترت‌ نبویو از سابقین‌ در اسلام‌ به‌شمار آورده‌اند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به‌ جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ لقبابوالمساکین‌ (پدر بینوایان‌) اعطا کرد، زیرا او به‌ مستمندان‌ و فقیران بسیار رسیدگی‌ می‌کرد، با آنها نشست‌ و برخاست‌ داشت‌ و به‌ ایشان‌ خدمت‌ می‌کرد و اموالش‌ را میان‌ آنان‌ تقسیم‌ می‌نمود.


ارادت‌ و علاقه‌مندی‌ حضرت‌ علی (علیه‌السلام)‌ به‌ برادرش‌ جعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ تا جایی‌ بود که‌ هیچگاه‌ درخواستی‌ از درخواستهای‌ عبدالله‌ بن‌ جعفر را، چنانچه‌ حضرت‌ را به‌ جان‌ جعفر قسم‌ می‌داد، رد نمی‌کرد.


او از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) روایتی‌ نقل‌ کرده‌ است‌ و کسانی‌ چون‌ پسرش‌ عبدالله‌، ابوموسی‌ اشعری‌، عبدالله بن عمر بن خطاب‌، عبدالله‌ بن‌ مسعود، عمرو بن‌ عاص‌، عایشه‌ و ام‌ سلمه‌ نیز از او روایت‌ کرده‌اند.
[۱۴۴] ابن‌ عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق، ‌ج۷۲، ص۱۲۰.



مزار جعفر طیار و سایر شهدای‌ موته‌ در منطقه‌ای‌ معروف‌ به‌ شهر مزار در اطراف‌ موته‌ (شهرستانی‌ در استان‌ کرک‌ در اردن‌) قرار دارد. هر چند بر اساس‌ برخی‌ روایات‌، سه‌ فرمانده‌ شهید موته‌ را در یک‌ قبر دفن‌ و آن‌ قبر را پنهان‌ کردند، ولی‌ امروزه‌ مدفن‌ آنان‌ شناخته‌ شده‌ و زیارتگاه‌ است‌
[۱۴۸] بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۳۸ـ ۲۴۲‌.
گفته‌ می‌شود ظاهر بیبرس اول، چهارمین‌ سلطان‌ از ممالیک‌ مصر (متوفی‌ ۶۷۶)، مزار جعفر را تجدید بنا کرد و اوقاف‌ بسیاری‌ به‌ آن‌ اختصاص‌ داد. در ۱۳۷۵ ش‌/ ۱۹۹۶ بر روی‌ بقعه جعفر گنبد و بارگاهی‌ بناشده‌ است.
[۱۴۹] بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۲۷ .
[۱۵۰] بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص ۲۳۲ـ ۲۳۴.
[۱۵۱] بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۳۸ـ ۲۳۹.

زیارت یاران صالح و نیک رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، از جمله جعفر طیار در موته مستحب است. از نمازهای مستحب، که فضیلت بسیار و ثواب بی شمار دارد نماز جعفر طیار است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به ایشان تعلیم دادند.


ابن ‌ابی‌ الحدید، شرح‌ نهج‌ البلاغة، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ‌ افست‌ بیروت‌.
ابن ‌اثیر، اسد الغابة فی‌ معرفة الصحابة، چاپ‌ محمد ابراهیم‌ بنا و محمد احمد عاشور، قاهره‌ ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳.
ابن ‌جوزی‌، صفة الصفوة، چاپ‌ محمود فاخوری‌ و محمد رواس‌ قلعه‌ جی‌، حلب‌ ۱۳۸۹ـ۱۳۹۳/ ۱۹۶۹ـ۱۹۷۳.
ابن ‌حبیب‌، کتاب‌ المحبر، چاپ‌ ایلزه‌ لیشتن‌ اشتتر، حیدرآباد دکن‌ ۱۳۶۱/۱۹۴۲، (چاپ‌ افست‌ بیروت‌).
ابن ‌حجر عسقلانی‌، کتاب‌ الاصابة فی‌ تمییز الصحابة، مصر ۱۳۲۸، ( چاپ‌ افست‌ بیروت‌).
ابن‌ سعد، الطبقات الکبری، (بیروت‌).
ابن‌ عبد البر، الاستیعاب‌ فی‌ معرفة الاصحاب‌، چاپ‌ علی‌ محمد بجاوی‌، قاهره‌(۱۳۸۰/۱۹۶۰ ).
ابن‌ عساکر، تاریخ‌ مدینة دمشق‌، چاپ‌ علی‌ شیری‌، بیروت‌ ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
ابن ‌عنبه‌، عمدة الطالب‌ فی‌ انساب‌ آل‌ ابی‌ طالب، چاپ‌ مهدی‌ رجایی‌، قم‌ ۱۳۸۳ ش‌.
ابن ‌قدامه‌، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین‌، چاپ‌ محمد نایف‌ دلیمی‌، بیروت‌ ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
ابن‌ کثیر، البدایة و النهایة فی‌ التاریخ‌، قاهره‌ (۱۳۵۱ـ ۱۳۵۸).
ابن‌ هشام‌، السیرة النبویة، چاپ‌ مصطفی‌ سقا، ابراهیم‌ ابیاری‌، و عبدالحفیظ‌ شلبی‌، قاهره‌ ۱۳۵۵/۱۹۳۶.
ابو الفرج‌ اصفهانی‌، مقاتل‌ الطالبیین‌، چاپ‌ کاظم‌ مظفر، نجف‌ ۱۳۸۵/۱۹۶۵.
احمد بن‌ عبد الله‌ ابو نعیم‌، حلیة الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء، بیروت‌ ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
احمد بن‌ عبد الله‌ ابو نعیم‌، معرفة الصحابة، چاپ‌ محمدحسن‌ محمدحسن‌ اسماعیل‌ و مسعدعبدالحمید سعدنی‌، بیروت‌ ۱۴۲۲/۲۰۰۲.
احمد اقتداری‌،دیار شهریاران، تهران‌ ۱۳۵۳ـ۱۳۵۴ ش‌.
امین، سید محسن، اعیان الشیعه‌ .
محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، کتاب‌ التاریخ‌ الکبیر، بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
احمد بن‌ یحیی‌ بلاذری‌، انساب‌ الاشراف، چاپ‌ محمد باقر محمودی‌، بیروت‌ ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
علی‌ بهادلی‌، المنهاج‌، مؤتة: عراقه الماضی‌ و روح‌ ذی‌الجناحین‌، سال‌ ۱، ش‌ ۴ (شتاء ۱۴۱۷).
جمیل‌ ابراهیم‌ حبیب‌، القول‌ الجازم‌ فی‌ نسب‌ بنی‌هاشم‌، بغداد ۱۹۸۷.
حسان‌ بن‌ ثابت‌، دیوان‌، چاپ‌ ولید عرفات‌، لندن‌ ۱۹۷۱.
خلیفة بن‌ خیاط‌، تاریخ‌ خلیفة بن‌ خیاط‌، چاپ‌ مصطفی‌ نجیب‌ فواز و حکمت‌ کشلی‌ فواز، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
• خلیفة بن‌ خیاط‌،کتاب‌ الطبقات، روایة موسی ‌بن‌ زکریا تستری‌، چاپ‌ اکرم‌ ضیاء عمری‌، بغداد ۱۹۶۷.
محمد بن‌ احمد ذهبی‌، تاریخ‌ الاسلام‌ و وفیات‌ المشاهیر و الاعلام‌، السیرة النبویة، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹، المغازی، بیروت‌ ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
محمد بن‌ احمد ذهبی‌،سیراعلام‌ النبلاء، چاپ‌ شعیب‌ أرنؤوط‌ و دیگران‌، بیروت‌ ۱۴۰۱ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۸.
طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌).
قلقشندی‌.
محمود شیت‌ خطاب‌، «القادة الشهداء فی‌ مؤتة من‌ قادة النبی‌ صلی‌الله‌علیه‌وسلم‌»، مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی‌، ج۳۵، ش‌ ۲ (رجب‌ ۱۴۰۴).
علی‌ خان ‌بن‌ احمد مدنی‌، الدرجات‌ الرفیعة فی‌ طبقات‌ الشیعة، قم‌ ۱۳۹۷.
مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌).
یحیی ‌بن‌ شرف‌ نووی‌، تهذیب‌ الاسماء و اللغات‌، مصر: ادارة الطباعة المنیریة، (چاپ‌ افست‌ تهران‌).
احمد بن‌ عبدالوهاب‌ نویری‌، نهایة الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب‌، قاهره۱۹۲۳ـ۱۹۹۰.
محمد بن‌ عمر واقدی‌، کتاب‌ المغازی‌ للواقدی‌، چاپ‌ مارسدن‌ جونز، لندن‌ ۱۹۶۶.
یاقوت‌ حموی‌، معجم البلدان.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی‌.

۱. ابن خیاط، ابو عمرو بن ابی هبیره، تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۳۵.    
۲. اصفهانی‌، ابو الفرج،‌ مقاتل‌ الطالبیین،‌ ص۱۶.    
۳. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، ص۴۵۷.    
۴. بهادلی، علی، موته (عراق الماضی و روح ذی الجناحین)، ص۱۷.
۵. بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۳۵.
۶. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۴۶.    
۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۱۳.    
۸. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، ص۸.
۹. اصفهانی‌، ابو الفرج،‌ مقاتل‌ الطالبیین،‌ ص۱۶.    
۱۰. ابن ‌اثیر، اسد الغابة فی‌ معرفة الصحابة ج۱، ص۳۴۱.    
۱۱. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۴، ص۱۱۹.    
۱۲. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۷۲، ص۱۲۶- ۱۲۷.
۱۳. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسد الغابة، ج۱، ص۳۴۱.    
۱۴. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، ج۱، ص‌۵۹۲.    
۱۵. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۷۲، ص۱۲۵.
۱۶. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۵۹.    
۱۷. مدنی‌، علی‌ خان ‌بن‌ احمد، الدرجات‌ الرفیعة فی‌ طبقات‌ الشیعة، ص۷۱.    
۱۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴.    
۱۹. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۲۷.    
۲۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۲۳.    
۲۱. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴.    
۲۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۵۷.    
۲۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴- ۲۵.    
۲۴. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴.    
۲۵. ابن ‌قدامه‌، عبدالله ابن احمد، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین، ص۱۱۳ـ ۱۱۴‌.
۲۶. نووی‌، یحیی ‌بن‌ شرف،‌ تهذیب‌ الاسماء و اللغات، ج۱، ص۱۴۸.    
۲۷. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۹۹.    
۲۸. قلقشندی، ابوالعباس،‌ ج۶، ص۳۷۹.
۲۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۵۲.    
۳۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۳۳۴ - ۳۵۲.    
۳۱. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق،‌ ج۴۶، ص۱۱۹ ۱۲۳.    
۳۲. ابن ‌جوزی‌، ابو الفرج، صفة الصفوة، ج۱، ص۱۹۷- ۲۰۰.    
۳۳. ذهبی‌، شمس الدین، تاریخ‌ الاسلام،‌ ج۱، ص۱۸۸ ۱۹۴.    
۳۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۶۵۲ ۶۵۳.    
۳۵. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴.    
۳۶. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، ص۱۰۷.    
۳۷. نووی‌، یحیی ‌بن‌ شرف،‌ تهذیب‌ الاسماء و اللغات، ج۱، ص۱۴۸.    
۳۸. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵.    
۳۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۴۹۴.    
۴۰. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴.    
۴۱. بلاذری‌، احمد بن‌ یحیی،‌ انساب‌ الاشراف، ج۲، ص۴۴ ۴۵.    
۴۲. اقتداری‌، احمد، دیار شهریاران، ج۱، ص۳۱۶ـ ۳۲۰.
۴۳. ابن ‌عنبه‌، أحمد بن علی، عمدة الطالب‌ فی‌ انساب‌ آل‌ ابی‌ طالب، ص۳۶.    
۴۴. بهادلی‌، علی‌، المنهاج،‌ ص۲۳۵.
۴۵. ابن ‌قدامه‌، عبدالله ابن احمد، التبیین‌ فی‌ انساب‌ القرشیین‌، ص‌۱۱۶ـ ۱۲۰.
۴۶. مدنی‌، علی‌ خان ‌بن‌ احمد، الدرجات‌ الرفیعة فی‌ طبقات‌ الشیعة، ص‌۱۶۸.    
۴۷. حبیب‌، جمیل‌ ابراهیم،‌ القول‌ الجازم‌ فی‌ نسب‌ بنی‌هاشم، ص۱۰۲ـ ۱۰۵.
۴۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۵۰۵.    
۴۹. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، ج۱، ص‌۵۹۲.    
۵۰. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۵۰۵.    
۵۱. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۸۴.    
۵۲. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵.    
۵۳. ذهبی‌، شمس الدین، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۳، ص۱۳۶.    
۵۴. واقدی‌، محمد بن‌ عمر، المغازی،‌ ج۱، ص۱۵۳.    
۵۵. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق، ج۳۲، ص۲۹‌.
۵۶. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۷ ۲۰۸.    
۵۷. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۷۹.    
۵۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۴۳.    
۵۹. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۵۹.    
۶۰. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۷۹.    
۶۱. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۶۸۳.    
۶۲. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۷ ۲۰۸.    
۶۳. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۴۳۵.    
۶۴. مسعودی‌، علی بن الحسین، مروج‌ الذهب، ج۳، ص۲۹ـ ۳۰ .
۶۵. ذهبی‌، شمس الدین، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱، ص۲۰۶.    
۶۶. خطاب‌، محمود شیت،‌ مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی،‌ ص۱۳۴.
۶۷. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۵۹.    
۶۸. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۶۸۳.    
۶۹. بلاذری‌، احمد بن‌ یحیی،‌ انساب‌ الاشراف، ج۲، ص۴۳.    
۷۰. بلاذری‌، احمد بن‌ یحیی،‌ انساب‌ الاشراف، ج۲، ص۴۴.    
۷۱. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب‌ فی‌ معرفة الاصحاب، ‌ج۱، ص۲۴۲.    
۷۲. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۵.    
۷۳. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۶.    
۷۴. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۶.    
۷۵. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص ۲۸۱.    
۷۶. بخاری، محمد بن‌ اسماعیل‌، التاریخ‌ الکبیر، ج۲، ص۱۸۵.    
۷۷. اصفهانی، ابو نعیم‌، معرفة الصحابة، ج۲، ص۵۱۱.    
۷۸. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح‌ نهج‌ البلاغة، ج۱۵، ص۶۱.    
۷۹. نویری‌، احمد بن‌ عبدالوهاب،‌ نهایة الارب‌ فی‌ فنون‌ الادب، ج۱۷، ص۲۸۰.    
۸۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۵۵ ۷۵۶.    
۸۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۷۳.    
۸۲. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۸.    
۸۳. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶.    
۸۴. یعقوبی‌، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی،‌ ج۲، ص۶۵.    
۸۵. یعقوبی‌، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی،‌ ج۲، ص۶۵.    
۸۶. اصفهانی‌، ابو الفرج،‌ مقاتل‌ الطالبیین، ‌ص۱۶.    
۸۷. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح‌ نهج‌ البلاغة، ج۱۵، ص۶۲.    
۸۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۷۳.    
۸۹. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶.    
۹۰. ابن خیاط، ابو عمرو بن ابی هبیره، تاریخ‌ خلیفة بن‌ خیاط،‌ ص۵۲.    
۹۱. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، ص۱۲۳.    
۹۲. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۵۶ ۷۶۱.    
۹۳. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۷۸.    
۹۴. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۵۳۰.    
۹۵. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۷.    
۹۶. طبری‌، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۶ ۳۹.    
۹۷. اصفهانی‌، ابو الفرج،‌ مقاتل‌ الطالبیین، ‌ص۱۶.    
۹۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۷۸.    
۹۹. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۸.    
۱۰۰. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۶۱.    
۱۰۱. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۲۴۳.    
۱۰۲. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۸۰.    
۱۰۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸.    
۱۰۴. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۶۲.    
۱۰۵. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۶۸.    
۱۰۶. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۲، ص‌۷۶۲.    
۱۰۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج‌۲، ص ۷۶۷.    
۱۰۸. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۲، ص۳۷۸.    
۱۰۹. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۹.    
۱۱۰. بلاذری‌، احمد بن‌ یحیی‌، انساب‌ الاشراف، ج۲، ص۴۳.    
۱۱۱. ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، ج۱، ص۵۰۵.    
۱۱۲. بلاذری‌، احمد بن‌ یحیی‌، انساب‌ الاشراف، ج۲، ص۴۳.    
۱۱۳. طبری‌، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۴ ۴۲۵.    
۱۱۴. ابن ‌اثیر، علی بن أبی الکرم، اسد الغابة، ج۱، ص۳۴۱- ۳۴۴.    
۱۱۵. ابن‌ کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۴، ص۲۵۳‌.    
۱۱۶. ابن‌ کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۴، ص۲۵۷.    
۱۱۷. ابن‌ کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۴، ص۲۶۰‌.    
۱۱۸. ابن‌ هشام‌، السیرة النبویة ج۲، ص۳۸۵- ۳۸۶.    
۱۱۹. خطاب‌، محمود شیت‌، مجلة المجمع‌ العلمی‌ العربی،‌ ص۱۵۴ـ ۱۵۵.
۱۲۰. ذهبی‌، شمس الدین، سیراعلام‌ النبلاء، ج۱، ص۲۰۶.    
۱۲۱. ابن‌ عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق، ج۷۲، ص۱۲۶‌.
۱۲۲. اصفهانی‌، ابو الفرج،‌ مقاتل‌ الطالبیین،‌ ص۱۶.    
۱۲۳. ابن‌ عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبد الله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۲۴۴‌.    
۱۲۴. ابن ‌اثیر، علی بن أبی الکرم، اسد الغابة، ج۱، ص۳۴۲.    
۱۲۵. مدنی‌، علی‌ خان ‌بن‌ احمد، الدرجات‌ الرفیعة فی‌ طبقات‌ الشیعة، ص۶۹ ۷۰.    
۱۲۶. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه،‌ ج۴، ص۱۲۰.    
۱۲۷. واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۷۳۹.    
۱۲۸. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۶.    
۱۲۹. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۱۵۹ ۱۶۰.    
۱۳۰. اصفهانی‌، ابو الفرج،‌ مقاتل‌ الطالبیین،‌ ص۱۶.    
۱۳۱. ابن ‌ابی‌ الحدید، عبدالحمید، شرح‌ نهج‌ البلاغة، ج۱۵، ص۷۲ ۷۳.    
۱۳۲. بغدادی، محمد بن حبیب، المحبر، ص۴۷۴.    
۱۳۳. ابن‌ عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق ج۷۲، ص۱۲۷.
۱۳۴. ابن ‌اثیر، علی بن أبی الکرم، اسد الغابة، ج۱، ص۳۴۲.    
۱۳۵. ذهبی‌، شمس الدین، تاریخ‌ الاسلام‌، ج۲، ص۴۹۲.    
۱۳۶. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۱.    
۱۳۷. ابن‌ سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۱.    
۱۳۸. اصفهانی، ابو نعیم‌، حلیة الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء، ج‌۱، ص‌۱۱۴.    
۱۳۹. اصفهانی، ابو نعیم‌، حلیة الاولیاء و طبقات‌ الاصفیاء، ج۱، ص۱۱۷.    
۱۴۰. ابن ‌جوزی‌، ابوالفرج، صفة الصفوة، ج‌۱، ص‌۱۹۷.    
۱۴۱. ابن ‌اثیر، علی بن أبی الکرم، اسد الغابة، ج۱، ص۳۴۴.    
۱۴۲. ذهبی‌، شمس الدین، تاریخ‌ الاسلام‌، ج۲، ص۴۹۲.    
۱۴۳. اصفهانی، ابو نعیم‌، معرفة الصحابة، ج۲، ص۵۱۴.    
۱۴۴. ابن‌ عساکر، علی بن حسن، تاریخ‌ مدینة دمشق، ‌ج۷۲، ص۱۲۰.
۱۴۵. ذهبی‌، شمس الدین، سیراعلام‌ النبلاء، ج۱، ص۲۰۶.    
۱۴۶. ابن ‌عنبه‌، أحمد بن علی، عمدة الطالب‌ فی‌ انساب‌ آل‌ ابی‌ طالب، ص۳۶.    
۱۴۷. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه،‌ ج۴، ص۱۱۹.    
۱۴۸. بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۳۸ـ ۲۴۲‌.
۱۴۹. بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۲۷ .
۱۵۰. بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص ۲۳۲ـ ۲۳۴.
۱۵۱. بهادلی‌، علی،‌ المنهاج، ص۲۳۸ـ ۲۳۹.
۱۵۲. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲.    
۱۵۳. عاملی، محمد بن مکی‌، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۱۶.    
۱۵۴. حر عاملی، محمد بنحسن، وسائل الشیعة، ج۸، ص۴۹.    



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله « جعفر ابن ابی طالب»، شماره۴۶۹۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جلد۳، صفحه۹۵.    
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «جعفر بن ابی طالب»، تاریخ بازیابی۹۵/۹/۱۰.    






جعبه ابزار