• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تقابل دیدگاه‌های مخترعه و مطرفیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زیدیه در لفظ به گروهی که منسوب به زید بن علی بن حسین ابن علیبن‌ابی‌طالب (علیهمالسلام) هستند، اطلاق می‌شود.
[۱] ابن خلدون، عبد‌الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت: دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸هـ. ق/۱۹۸۸م، ج۱، ص۲۴۸.
اندیشه «منصوص بودن امامت» و اعتقاد به وجود نص بر امامت اهل بیت (علیهالسّلام) نقطه پیوندی است که زیدیه و امامیه را تحت عنوان عام «تشیع» قرار می‌دهد.
[۲] شفق خواتی، محمد، امامت از دیدگاه زیدیه و امامیه، مجله طلوع، بهار ۱۳۸۶، شماره۲۱، ص۲۳.




زید که فرزند امام سجاد (علیهالسّلام) است؛ در سال ۱۲۲ هـ. ق با قیام علیه حکومت هشام بن عبدالملک (۷۱-۱۲۵ هـ. ق)، (هشام بن عبد الملک بن مروان از پادشاهان اموی که در دمشق به دنیا آمد و بعد از برادرش یزید بن عبد الملک به حکومت رسید.) پایه‌گذار مکتب زیدیه در جهان اسلام شد.
[۳] ابو عمرو خلیفة بن خیاط بن ابی هبیرة اللیثی العصفری ملقب به شباب، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت: دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۵ هـ ق/۱۹۹۵ م، ص۲۲۹.
دیدار زید با واصل بن عطا (رئیس معتزله) و ابوحنیفه (رئیس مذهب فقهی حنفی) از نکات قابل توجه در این دوره است. پس از قیام او، تدوین عقاید زیدیه آغاز شد. با توجه به باز بودن باب اجتهاد در فرقه زیدیه و شرائط سیاسی- اجتماعی در دوره‌های زمانی مختلف، این تدوین عقاید با تغییرات گسترده در نگرش فقهی و اعتقادی مواجه شد.
جارودیه، صالحیه و سلیمانیه مهمترین دیدگا‌ها و تفکرات کلامی بودند که همزمان با نخستین قیام‌های زیدیان بوجود آمدند.

۱.۱ - مکتبهای برگرفته از زیدیه

با تشکیل حکومت از سوی زیدیان مکاتب فکری، کلامی و فقهی دیگری مطرح شدند. در شمال ایران، ناصر اطروش (۳۰۴ هـ. ق) (پیروان مکتب فقهی حسن بن علی بن عمر بن علی بن الحسین (علیهالسّلام) را می‌گویند.) که در منابع به ناصرللحق نیز شناخته شده است، پایه‌گذار مهمترین مکتب فقه زیدی به نام «ناصریه» شد.
[۶] موسوی نژاد، علی، زیدیه از ظهور تا تاسیس حکومت، مجله طلوع، شماره۱۴-۱۳، ص۲۵۵.
در حجاز جریان دیگری را قاسم بن ابراهیم رسی (م ۲۴۶ هـ. ق) (قاسم بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی (علیهالسّلام) متولد سال ۱۶۹ق/ ۷۸۵م را موسس این مکتب فقهی و کلامی در جزیرة العرب می‌دانند.) پدید آورد که به آرای کلامی معتزله نزدیک تر بود و به «قاسمیه» معروف شد. این جریان بعدها در یمن و با تغییراتی جزئی در آراء الهادی الی الحق یحیی بن حسین (م ۲۹۸ هـ. ق) (یحیی بن حسین بن قاسم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب (علیهمالسّلام) ملقب به الهادی الی الحق المبین.)
[۷] یحی بن حسین بن قاسم بن محمد، انباء الزمن، تصحیح محمد عبدالله ماضی، مکتبة الثقافیة الدینیة، بی تا، ص۷.
با نام «هادویه» تداوم یافت.
علماء زیدی یمن بعدها و تحت تاثیر انشقاق جامعه معتزله عراق به دو شاخه معتزله بصره و بغداد؛ به دو گروه تقسیم شدند. مطرفیه با پیروی از اندیشه‌های معتزله بغداد در مقابل گروه دوم از دانشمندان زیدی قرار گرفتند.


از یک سو ایجاد زمینه‌های مناسب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و از سوی دیگر شکل‌گیری و پیدایش اندیشه و اعتقادی نو از سوی یک شخص یا یک گروه، جریاناتی مؤثر در پیدایش جنبش‌ها و قیام‌های فرقه‌ای بوده‌اند.
تاریخ یمن به علت موقعیت خاص آب و هوایی و جغرافیایی با تحولات و فراز و فرودهای فراوان همراه بوده است. یمنیان که در زمان رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و در سال ششم هجری از طریق دو فرستاده باذان -حاکم ایرانی یمن-
[۸] بلعمی، ابو علی محمد بن محمد، تاریخنامه طبری، تحقیق محمد روشن، تهران، جلد ۱و۲ سروش، چ دوم، ۱۳۷۸ش، جلد ۳، ۴، ۵ البرز، چ ۳، ۱۳۷۳هـ. ش، ج۲، ص۸۲۵-۸۴۱.
و ارسال فرستادگان از سوی پیامبر از جمله حضرت علی (علیهالسّلام) نزد قبیله همدان و ابوموسی اشعری به عنوان قاضی، با اسلام آشنا شده بودند،
[۱۰] حسن سلیمان محمود، تاریخ الیمن السیاسی فی عصر الاسلامی، عراق، مجمع العالمی العراقی، ۱۹۶۹م، الطبعة الاولی، ص۴۸ – ۵۰.
پس از رحلت رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در دوران خلفاء و پس از آن در عصر اموی و دوره عباسی از فعال‌ترین گروه‌ههای اجتماعی بودند.
با توجه به حمایت یمنیان از اهل بیت (علیهمالسّلام) و حمایت آنان از شخصیت‌ها و جریانات شیعی، زمینه مناسبی برای توجه فرقه‌های مختلف شیعی از جمله زیدیه به آن بخش از جهان اسلام شد. از این رو در قرن سوم هجری اولین حکومت شیعی توسط یحی بن حسین بن قاسم رسی –ملقب به هادی الی الحق- و در سال ۲۸۴ هـ. ق در یمن شکل گرفت.
[۱۱] احمد بن ابراهیم حسنی، همان، ص۵۸۳.
تاسیس این حکومت در جنوب شبه جزیره به زیدیان یمن این اجازه را داد تا با تثبیت ارکان فکری و کلامی به حضور علمی و فرهنگی خود در یمن تداوم بخشند.

۲.۱ - موسس مطرفیه

در این دوران نسبتا طولانی که نزدیک به دوازده قرن ادامه دارد، دانشمندانی فراوان و با دیدگا‌ههای متفاوت ظهور کردند. در دوران انزوای زیدیان یمن، یکی از بزرگان زیدی مذهب به نام مطرف بن شهاب بن عمرو بن عباد شهابی (متوفای بعد از ۴۵۹) ظهور کرد.
[۱۲] حسین بن احمد العرشی، بلوغ المرام فی شرح مسک الختام فی من تولی ملک الیمن من ملک و امام، (مکتبة الثقافیة الدینیة، بی تا)، ص۲۴.

او با تمرکز بر عوامل تاریخی، سیاسی، اجتماعی و بهره گیری از عقاید معتزله بغداد، خاصه آرای ابوالقاسم بلخی (م ۳۱۹ هـ. ق) دیدگاههای جدیدی کلامی ارائه کرد.
[۱۳] ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ترجمه جواد قاسمی، انتشارات آستان قدس، ص۲۷۳.
طرفداران دیدگاه‌های ابن شهاب که به مطرفیه مشهور بودند،
[۱۴] علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، صنعا: المرکز الفرنسی للدراسات الیمنیه، ۱۹۹۷م، ط۱، ص۶۵.
قائل به ماهیت طبیعی اعراض و پدیدآمدن آن به نحو طبیعی بودند. و می‌گفتند: خداوند چهار عنصر آب، آتش، باد و خاک را آفریده و باقی اشیاء را از این چهار عنصر پدید آورده است.
[۱۵] ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ص۲۷۵.

این عناصر به واسطه تضاد و تاثیر بر یکدیگر موجب تغییر می‌شوند (احاله) و گاه خود تغییر حالت می‌دهند (استحاله). بنابراین معتقد شدند که همه تغییرات جهان از طبایع اجسام حادث می‌شوند و خداوند تاثیری در این تغییرات ندارد. از این‌رو با رد اراده الهی در خلقت، منکر توحید در ربوبیت او شدند.
[۱۶] علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۲۵۹.

رواج آرای مطرفیه یمن در دوران فترت و انزواء سیاسی، سبب نگرانی برخی زیدیان شد. با احیاء مجدد زیدان یمن از سال ۵۳۲هـ ق که حدودا تا پنج قرن ادامه داشت، زیدیان مخالف مطرفیه که در منابع یمنی از ایشان به مخترعه یاد می‌شود، ظهور کردند. مخترعه گروه دیگر زیدیه و متاثر از مکتب اعتزال بصره با تفکرات مطرفیه به شدت مخالفت کردند و از اختراع اعراض در اجسام، توسط خداوند متعال سخن گفتند و بر خلاف مطرفیه این ادعا را که طبیعت اجسام با یکدیگر اختلاف داشته، هر یک بر طبع خود عمل می‌کند را رد کردند.
[۱۷] علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۲۶۱-۲۶۳.
عالمان زیدی طرفدار آرای کلامی معتزله بصره، وظیفه شرعی خود دانستند تا به مخالفت و مقابله با این گونه افکار بپردازند. مخالفت با مطرفیان زیدی به حدی شدت گرفت که سبب مهاجرت علمای زیدی مذهب از ایران به یمن شد. با اقدامات احمد بن سلیمان و خصوصا جانشین بعدی او المنصور بالله عبدالله بن حمزه که یکی دیگر از نوادگان امام هادی الی الحق بود جریان فکری- اعتقادی مطرفیه در یمن رو به ضعف نهاد.
[۱۸] تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۱۱و۸۸. .


۲.۲ - مقابله با مطرفیه

احمد بن سلیمان برای مقابله با جریان مطرفیه دست به دامن زیدیان ایران شد. عبدالله بن حمزه با تالیفات و مبارزات سیاسی، نظامی، و علمی علیه مطرفیه تبدیل به مهمترین و مؤثرترین رهبر زیدیان شد.
[۱۹] تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۱۲.

با مهاجرت عالمان زیدی ایران، چون زید بن حسن بروقنی بیهقی (متوفای ۵۵۲ هـ. ق) به یمن
[۲۰] علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۷۵.
و ترویج آرای معتزله بصره، برخی از عالمان مطرفیه از عقاید خود دست برداشتند. قاضی جعفر بن عبدالسلام مسوری (م ۵۷۲) در ابتدا اسماعیلی بود، بعدا به مذهب مطرفیه درآمد و سرانجام در منازعات میان زیدیان به سخنگوی عمده آنان تبدیل شد.
[۲۱] ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، چ۱، ۱۳۷۵، ص۲۷۲.
وی که شخصی جدلی و سریع الجواب بود از سوی امام المتوکل احمد بن سلیمان به مهم‌ترین عالم زیدیی تبدیل شد که به زید بن حسن بیهقی پیوست و به مبارزه با مطرفیه پرداخت.
[۲۲] علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۸۱-۸۶.
قاضی جعفر علاوه بر مسافرت به نواحی ری و جبال، و انتقال میراث زیدیه ایران به یمن، نقش مهمی در کم رنگ کردن فعالیت مطرفیه و از بین بردن افکار آنها داشت.
او در کتاب‌های مقاود الانصاف فی مسائل الخلاف و مسائل الهدیة فی مذهب الزیدیة، آراء مطرفیه را نقد کرده است. ردیه نویسی علیه مطرفیه در میان زیدیه قرن ششم و هفتم متداول شد.
[۲۳] ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ص۲۷۹.
ایمن فؤادسید فهرستی از این آثار را آورده است.
[۲۴] ایمن فواد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی البلاد الیمن حتی نهایت القرن السادس الهجری (دار المصر اللبنانیه، ط۱، ۱۴۰۸ هـ ق/۱۹۸۸ م)، ص۲۹۱-۲۹۲.

با آغاز امامت عبدالله بن حمزه در ۵۹۴ هـ. ق، سخت گیری نسبت به مطرفیه شدت یافت.
[۲۵] ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ص۲۷۲.
در سال ۶۱۱ هـ. ق، عبدالله بن حمزه، مسجد مطرفیه را در «سنع»، جنوب صنعا خراب کرد و شهر «وقش» (وقش: بالتحریک. شهری در نزدیکی صنعا بوده است.) و هجرتگاهش را ویران نمود.
تداوم نگارش آثاری در رد مطرفیه تا اوایل قرن هشتم، از سوی عالمان زیدی که به مخترعه شهرت داشتند، نشان دهنده وجود مکتب فکری مطرفیه تا این زمان می‌باشد.
[۲۷] حسن انصاری قمی، یادداشتی دربارۀ مطرفیه و ردیۀ قاضی جعفر ابن عبد السلام، کتاب ماه دین، شماره‌های ۴۹ـ ۵۰، آبان ـ آذر ۱۳۸۰، ص۱۲۲-۱۲۴.
[۲۸] ایمن فواد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی البلاد الیمن حتی نهایت القرن السادس الهجری، ص۲۸۵ـ۲۸۸.



به طور کلی اختلافات میان این دو گروه زیدی را می‌توان در موارد زیر دانست:
۱. اختلاف این دو نشات گرفته از تفاوت در دیدگاه‌ها و مسائل کلامی میان دو مکتب معتزلی بصره و بغداد بوده است. این اختلاف در دیدگاه‌ها از اواخر قرن چهارم و اواسط قرن پنجم هجری، به انشقاق جامعه زیدیه یمن به دو گروه مطرفیه و مخترعه منجر شد.
[۲۹] ایمن فواد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی البلاد الیمن، ص۲۴۱ـ۲۴۲.

۲. مهمترین دیدگاه مطرفیه به مسائلی پیرامون اعراض باز می گردد. مطرفیه قائل بود که خداوند چهار عنصر آب، آتش، باد و خاک را آفریده و باقی اشیاء را از این چهار عنصر پدید آورده است. بنابراین بر اثر تاثیر و تاثیرات بین این چهار عنصر تغییرات طبایع اجسام حاصل می‌شود و خداوند تاثیری در این تغییرات ندارد. بنابراین لزومی ندارد که خداوند به صفات مربوط به این مسائل متصف گردد. گویا این نکته حرف تازه‌ای نبود و برخی از معتزله بغداد همچون ابوالقاسم بلخی نیز به آن معتقد بوده‌اند. ولی علمای زیدیه و معروف به مخترعه این دیدگاه را نپذیرفته و قائل بودند که خداوند اعراض را در اجسام اختراع می‌کند و می‌آفریند از این‌رو به این گروه مخترعه می‌گفتند. تبلیغ عدم دخالت باری تعالی در اعراض اشیاء باعث برانگیخته شدن خشم برخی از علمای زیدیه شده و باعث تکفیر مطرفیه گردید و ردیه‌های بسیاری علیه آنها نوشته شد.
[۳۰] رحمتی، محمدکاظم، مجله هفت آسمان، شماره ۱۹، مدخل مطرفیه، مجله کتاب ماه دین، ص۴۹ـ۵۰.

۳. مطرفیه و مخالفانشان که موسوم به مخترعه بودند، دست به تقابل وسیع‌تری از نقطه نظر فکری و ایدئولوژیک زدند. هر یک رساله‌ها و کتابهایی در تایید عقاید خود و یا رد بر عقاید مخالف می‌نگاشتند و از اندیشه‌ها و مبانی کلامی مختلف در این مسیر یاری می‌گرفتند. در حالی که مخترعه اندیشه‌های خود را با مکتب معتزلی بصری نزدیکتر می‌یافتند. آنها اساسا تلاش داشتند که عقاید زیدی خود را هم برای تقابلی روشن‌تر نسبت به شافعیان اشعری و هم برای تحدید و مرز‌بندی با مطرفیه، در چارچوب تفکرات کلامی معتزلی به طور ساختاری‌تری بازنویسی کنند و کتابهای امامان گذشته یمن از مکتب قاسم رسی و الهادی را در این چارچوب تفسیر و بازخوانی کنند. در مقابل مطرفیه به تدریج با بهره‌مندی از کتابهای معتزلی که از حدود اواخر سده پنجم و به ویژه از اوائل سده ششم قمری به یمن راه یافته بودند، سعی در تبیین و تایید مبانی فکری و کلامی یعنی مکتب بغداد داشتند و از آثار آنان و عقاید ایشان در تایید مبانی خود بهره‌مند می‌شدند. بدین ترتیب تقابل مطرفیه و مخترعه رنگ تقابل دیدگاه‌های کلامی بغدادی و بصری به خود گرفت.
[۳۱] حسن انصاری قمی، کتاب ماه دین، ص۳۴-۳۵.

۴. تغییر موضع برخی از عالمان مطرفیه و گرایش به مخترعه سبب تضعیف جریان فکری مطرفیه شد. منابع زیدی اشخاصی همچون قاضی شمس الدین جعفر بن احمد بن عبدالسلام بن ابی یحیی زیدی (د. ۵۷۳ ق) را ذکر کرده‌اند که در آغاز بر مذهب مطرفیه بود. اما پس از آنکه نزد فقیه زیدبن علی دانش آموخت به مذهب مخترعه گروید. قاضی جعفر علاوه بر تغییر مشی فکری به عنوان یکی از همکاران امام المتوکل بر ضد مذهب مطرفیه که در این هنگام گسترش پیدا گرده بود، قدم برداشت. فقیه زید در واقع با تعلیمات خود توانست در جهت تضعیف مطرفیه گامهای مهمی بردارد، به طوری که حسین بن شبیب شهابی نیز همچون قاضی جعفر تحت تاثیر فقیه زید از تطریف دست کشید. با تغییر تفکرات حسین بن شبیب نزدیک به پانصد تن از اتباع او نیز به دلیل آنکه شیخ آنان از مذهب مطرفیه دست کشیده بود به مکتب سایر زیدیان یعنی مخترعه پیوستند.
[۳۲] حسن انصاری قمی، کتاب ماه دین، ص۳۶.



مطرفیه؛ زیدیه؛ مفسران زیدیه؛ تفاسیر کلامی زیدیه.


۱. ابن خلدون، عبد‌الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، تحقیق خلیل شحادة، بیروت: دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸هـ. ق/۱۹۸۸م، ج۱، ص۲۴۸.
۲. شفق خواتی، محمد، امامت از دیدگاه زیدیه و امامیه، مجله طلوع، بهار ۱۳۸۶، شماره۲۱، ص۲۳.
۳. ابو عمرو خلیفة بن خیاط بن ابی هبیرة اللیثی العصفری ملقب به شباب، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق فواز، بیروت: دار الکتب العلمیة، ط الاولی، ۱۴۱۵ هـ ق/۱۹۹۵ م، ص۲۲۹.
۴. مؤلف مجهول، اخبار الدولة العباسیة و فیه اخبار العباس و ولده، تحقیق عبد العزیز الدوری و عبد الجبار المطلبی، بیروت، دار الطلیعة، ۱۳۹۱، ص۲۳۰.    
۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت:دار التراث، ۱۳۸۷ه ق/۱۹۶۷ م، ج۷، ص۱۶۰-۱۸۰.    
۶. موسوی نژاد، علی، زیدیه از ظهور تا تاسیس حکومت، مجله طلوع، شماره۱۴-۱۳، ص۲۵۵.
۷. یحی بن حسین بن قاسم بن محمد، انباء الزمن، تصحیح محمد عبدالله ماضی، مکتبة الثقافیة الدینیة، بی تا، ص۷.
۸. بلعمی، ابو علی محمد بن محمد، تاریخنامه طبری، تحقیق محمد روشن، تهران، جلد ۱و۲ سروش، چ دوم، ۱۳۷۸ش، جلد ۳، ۴، ۵ البرز، چ ۳، ۱۳۷۳هـ. ش، ج۲، ص۸۲۵-۸۴۱.
۹. محمد بن جریر، الطبری، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابو الفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث، طبعة الثانیة، ۱۳۸۷/۱۹۶۷، ج۳، ص۱۳۲.    
۱۰. حسن سلیمان محمود، تاریخ الیمن السیاسی فی عصر الاسلامی، عراق، مجمع العالمی العراقی، ۱۹۶۹م، الطبعة الاولی، ص۴۸ – ۵۰.
۱۱. احمد بن ابراهیم حسنی، همان، ص۵۸۳.
۱۲. حسین بن احمد العرشی، بلوغ المرام فی شرح مسک الختام فی من تولی ملک الیمن من ملک و امام، (مکتبة الثقافیة الدینیة، بی تا)، ص۲۴.
۱۳. ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ترجمه جواد قاسمی، انتشارات آستان قدس، ص۲۷۳.
۱۴. علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، صنعا: المرکز الفرنسی للدراسات الیمنیه، ۱۹۹۷م، ط۱، ص۶۵.
۱۵. ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ص۲۷۵.
۱۶. علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۲۵۹.
۱۷. علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۲۶۱-۲۶۳.
۱۸. تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۱۱و۸۸. .
۱۹. تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۱۲.
۲۰. علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۷۵.
۲۱. ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، چ۱، ۱۳۷۵، ص۲۷۲.
۲۲. علی محمد زید، تیارات معتزلة الیمن فی القرن السادس الهجری، ص۸۱-۸۶.
۲۳. ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ص۲۷۹.
۲۴. ایمن فواد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی البلاد الیمن حتی نهایت القرن السادس الهجری (دار المصر اللبنانیه، ط۱، ۱۴۰۸ هـ ق/۱۹۸۸ م)، ص۲۹۱-۲۹۲.
۲۵. ویلفرد مادلونگ، مکتب‌ها و فرقه‌های اسلامی در سده‌های میانه، ص۲۷۲.
۲۶. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۳۸۱.    
۲۷. حسن انصاری قمی، یادداشتی دربارۀ مطرفیه و ردیۀ قاضی جعفر ابن عبد السلام، کتاب ماه دین، شماره‌های ۴۹ـ ۵۰، آبان ـ آذر ۱۳۸۰، ص۱۲۲-۱۲۴.
۲۸. ایمن فواد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی البلاد الیمن حتی نهایت القرن السادس الهجری، ص۲۸۵ـ۲۸۸.
۲۹. ایمن فواد سید، تاریخ المذاهب الدینیة فی البلاد الیمن، ص۲۴۱ـ۲۴۲.
۳۰. رحمتی، محمدکاظم، مجله هفت آسمان، شماره ۱۹، مدخل مطرفیه، مجله کتاب ماه دین، ص۴۹ـ۵۰.
۳۱. حسن انصاری قمی، کتاب ماه دین، ص۳۴-۳۵.
۳۲. حسن انصاری قمی، کتاب ماه دین، ص۳۶.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «تقابل دیدگاههای مخترعه و مطرفیه» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۱/۱۰.    






جعبه ابزار