التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج (کتاب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج تالیف دکتر
وهبه زحیلی است.
دکتر وهبه زحیلی در این باره مینویسد: «چون من نیاز شدیدی را میان گروههای گوناگون مردم، که از نظر فرهنگی در حد متوسطی هستند، احساس کردم و به این نتیجه رسیدم که مردم علاقه دارند، محتوای کتاب الهی را بدانند و بر این عقیدهاند که از مهمترین چیزهایی که در پیشگاه خداوند از انسان مورد پرسش قرار میگیرد، قرآن کریم است، چه این که اگر فرد
مسلمان به قرآن عمل کرد،
حجت بنفع وی و در صورت عمل نکردن، حجت علیه اوست، بر آن شدم
تفسیری برای پاسخگویی به نیازهای آنان بنویسم.
با توجه به اینکه
تفاسیر قدیمی به مثابه دائرة المعارفی بزرگ هستند، من به بیان مستقیم معنای آیه اهتمام ورزیدم، به گونهای که هرگاه انسان بخواهد یک آیه و یا
تفسیر آن را بخواند مقصود از آن آیه در ذهن او نقش ببندد. این نخستین گام در موفقیت
تفسیر است.
زیرا مهم این است که انسان
مضمون آیه را به عنوان کل پیوسته و ناگسسته بفهمد و سپس چگونگی پیوند آیه را به ما قبل و ما بعدش، درک کند، چون آیات قرآن، هدف و غرض مشخصی را دنبال میکنند، و من این شیوه را در
تفسیر «
المنیر» انتخاب کردم. زمانی که من در دبی رئیس دانشکده
شریعت و قانون در دانشگاه امارات بودم و زن و فرزندی با من نبود، مدت پنج سال با فراغ بال در آن جا درنگ کردم به برخی کارهای علمی پرداختم و همه این فرصت پنج ساله را تابستان و زمستان به کار این
تفسیر اشتغال داشتم و دو سال هم در
دمشق، به چاپ و نشر آن پرداختم که هفت سال کار میشود.
نام کامل
تفسیر «
التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج» میباشد.
دکتر وهبه زحیلی در آغاز، طی مقدمهای کوتاه (۷ صفحه) به انگیزه خود از تدوین این
تفسیر، شیوه
تفسیر و منابع و مآخذ آن میپردازد. آن گاه برابر شیوه معمول بیشتر
مفسران که در آغاز
تفسیر، برخی از مباحث علوم قرآنی را یادآور میشوند، به بحث و بررسی مختصر درباره بعضی از مباحث میپردازد که حدود ۳۵ صفحه را در بر میگیرد.
مباحث
علوم قرآنی مطرح شده، در این بخش بدین ترتیب است: تعریف قرآن، اسامی قرآن،
کیفیت نزول، مکی و مدنی، اول ما نزل، آخر ما نزل،
جمع قرآن در زمان رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در زمان
ابوبکر و
عثمان،
رسم الخط عثمانی،
قراءات هفت گانه و
سبعة احرف،
اعجاز قرآن و وجوه آن، عربیت قرآن،
ترجمه قرآن،
حروف مقطعه،
تشبیه،
استعاره،
کنایه،
تعریض و
مجاز در قرآن.
ایشان به اختصار درباره هر یک از گزارههای یاد شده مطالبی را مطرح و دیدگاه خود را درباره آن بیان داشته است. و نیز ایشان به مانند برخی
تفاسیر در ذیل بعضی آیات، مباحث عمده علوم قرآنی را آورده است. مثلا در ذیل آیه ۷ سوره آل عمران
درباره
محکم و
متشابه نکاتی یادآور شده است. (ج ۳ ص۱۴۹) از این رو مباحث مهم علوم قرآنی به اختصار در مقدمه
تفسیر و در ضمن
تفسیر آیات قرآنی مطرح شده است که برای دستیابی و اطلاع از موارد عنوان شده، رجوع به جلد ۱۶
تفسیر که در بردارنده فهرست موضوعات قرآن و
تفسیر است، ضروی مینماید.
پس از مقدمه
تفسیر و مباحث علوم قرآنی،
تفسیر آیات آغاز گردیده و از ابتدای قرآن تا پایان آن به ترتیب سورهها، هر سوره به چندین بخش تقسیم گردیده و نکتههای گوناگون
تفسیری آن مطرح شده است.
دکتر زحیلی در آغاز تمامی سورهها، ابتدا مضامین هر سوره را به کوتاهی بیان کرده است و در صورتی که سورهای به جز نام مشهور، دارای اسامی دیگر میباشد، زیرا عنوان «
اسامی سوره» مطالبی را بیان داشته، سپس فضیلت سوره و
روایات وارده در عظمت شان و
قراءت سوره را یاد آور شده و سازگاری سوره مورد بحث را با سوره قبل از آن با عنوان «مناسبتها لما قبلها» یا مانند آن، مورد بررسی قرار داده است.
وی هر سورهای را همچون دیگر
مفسران، به چند بخش تقسیم کرده و برای هر بخش از آیات، موارد گوناگونی را بیان کرده که تمامی آن موارد در راستای
تفسیر و کشف و پرده برداری از آیات قرآن است، این شیوه در سرتاسر
تفسیر و در تمامی بخشهای گوناگون آیات، پیاده شده است، بدین ترتیب:
اعراب،
بلاغت،
مفردات لغوی، نامگذاری،
سبب نزول، تناسب آیات و
تفسیر و بیان،
احکام آیات و فقه کاربردی و...
همچنین به تناسب بخشهای گوناگون آیات یک سوره، برخی از موارد فوق همچون سبب نزول ذکر شده و مباحث دیگری با عناوین جدید چون مسائل فقهی، پرتوی از تاریخ و... آورده شده است.
اینک به اختصار درباره هر یک از عناوین بالا که در سرتاسر
تفسیر دیده میشود و در حقیقت شیوه اصلی
مفسر در فهم و
تفسیر آیات است، مطالبی را یادآور میشویم.
مفسر هر سوره را به چند بخش از آیات تقسیم کرده و در آغاز زیر عنوان (الاعراب) کلمهها و جملههایی را که در آیه، وجه اعرابی آنها مشکل بوده یا دارای چند وجه است، بیان کرده است، از این رو فقط نقش کلمه و یا جمله را در آیات یادآور شده که در فارسی اصطلاحا «
ترکیب» نامیده میشود، ولی درباره خود کلمه (
تجزیه آن) در موارد محدودی مطالبی را آورده است، به این دلیل که
علم صرف و
لغت و مفردات به این مهم اختصاص دارد و لزومی ندارد به آن پرداخته شود. این بخش (اعراب آیات) در تمامی
تفسیر، بدون استثناء، پس از یادآوری هر بخش از آیات آورده شده است.
ماخذ و منبع
تفسیر در این بخش «
البیان فی غریب اعراب القرآن»
ابو البرکات ابن الانباری است. ولی از
تفسیر قرطبی و
کشافزمخشری و دیگر
تفاسیر هم سود جسته است.
در واقع این بخش از
تفسیر که در برگیرنده تمامی آیات قرآن است، خود یک دوره کامل
اعراب قرآن بوده و بخش زیادی از
تفسیر را به خود اختصاص داده است.
این بخش، پس از فصل اعراب آیات آورده شده و در سرتاسر
تفسیر دیده میشود و در زیر عنوان
بلاغت، مصادیق موضوعی و مباحثی که در علوم بلاغت (
معانی،
بیان و
بدیع) مطرح شده و با آیات قرآنی تطبیق گردیده است، مثلا درباره آیه دوم سوره بقره چنین آمده است: «ذلک الکتاب» ذلک
اسم اشاره دور است که به جای
اسم اشاره نزدیک آمده و علت آن بلندمرتبگی قرآن است. «هدی للمتقین»
مجاز مرسل است، زیرا که هدایت به قرآن نسبت داده شده است، ولی در حقیقت هادی خداوند است. و... فصل «بلاغت» در زیر هر بخش از آیات، بیانگر
اعجاز بیانی قرآن بوده و بسیار مفید و سودمند است و خواننده را از رجوع به
تفاسیر ادبی بی نیاز میکند.
ماخذ و منبع این بخش از
تفسیر، «
صفوة التفاسیر»
صابونی،
کشافزمخشری،
بحر المحیط ابو حیان، و
جامع الاحکام قرطبی است که گاهی
مفسر نیز با درایت خویش پارهای از موارد را برتری داده و در حقیقت دیدگاه خویش را بیان کرده است
سومین بخشی که در سرتاسر
تفسیر نیز دیده میشود، فصل شرح آیات است. در این فصل، کلماتی از قرآن، اعم از
اسم و
فعل و
حرف، که نیاز به شرح کوتاهی داشته، آورده شده و به توضیح آن پرداخته است.
این فصل از
تفسیر بسیار سودمند است، زیرا خواننده پیش از ورود در
تفسیر آیات، با مفردات و شرح لغات آن آشنا میگردد و سپس به مطالعه
تفسیر آیات میپردازد و در حقیقت این فصل خود یک دوره
تفسیر وجیز قرآن است.
مآخذ و منابع
تفسیر در این بخش آن گونه که از مقدمه
تفسیر پیداست،
تفسیر کشاف زمخشری و بحر المحیط ابو حیان بوده است، و در موارد اندکی در پاورقی،
مفرداتراغب اصفهانی را نیز به عنوان ماخذ یادآور شده است.
در این بخش که در حقیقت قلب
تفسیر و بیان کننده مراد و مقصود از آیات است نیز، بدون استثناء در سرتاسر
تفسیر ذیل هر بخشی از آیات آورده شده است.
مفسر، به طور معمول با حذف زوائد و اختلافهای
تفسیری به شرح و
تفسیر آیات پرداخته و فهم آن را برای خواننده آسان و مراد کلام الهی را تا حد توان ممکن ساخته است.
برای فهم آیات، از شیوه
تفسیر قرآن به قرآن و از روایات استمداد جسته است که با سیری در جلدهای گوناگون آن، این نکته بخوبی روشن میگردد.
خلاصه
احکام آیات و کاربرد آن در زندگی: در سرتاسر
تفسیر بحثی با عنوان «فقه الحیاة و الاحکام» آورده شده است که در زیر هر بخش از آیات، بدون استثناد آورده شده و در این بخش، برداشت از آیات با توجه به نکتههای
تفسیری آن دسته بندی شده و در همه موارد با شماره گذاری مسلسل، آن نکتهها بیان شده است و بیش تر
احکام وضعی و
تکلیفی بر گرفته از آیات و همچنین نکتههای عقیدتی و اخلاقی در این بخش به چشم میخورد.
این بخش از
تفسیر، پس از فصل
تفسیر آیات در مرتبه دوم از اهمیت قرار دارد و در حقیقت بر گرفته از
تفسیر آیات است و خواننده را با
پیام قرآن و روح آن آشنا میسازد.
در
تفاسیر قدیمی، چنین مدخلی دیده نمیشود، هر چند در برخی از آنها مطالبی که در بردارنده، مباحث یاد شده است گاهی دیده میشود. شاید بتوان گفت که یکی از ویژگیهای برجسته این
تفسیر بخش «فقه الحیاة و الاحکام» است که پس از هر چند آیه دیده میشود.
ولی مطالب این بخش با فصل
تفسیر آیات در هم شدهاند و گاه تکرار، ولی در واقع در این بخش نویسنده از زاویهای دیگر، با تقسیم بندی مناسب، به آیات و
تفسیر آن نگریسته است.
اسباب نزول آیه یا آیات: آیات قرآن در رابطه با
سبب نزول دو گروهند.
برخی از آیات بدون سبب خاص نازل گردیده و برخی دیگر با توجه به یک سبب و قضیه خاص نازل شدهاند که در مرتبه اول آن آیات اشاره به آن سبب دارد، هر چند سبب نزول خاص،
مخصص حکم آیه نیست و در موارد همانند آن، قابل
تطبیق و جاری است.
از این رو دکتر زحیلی در مواردی که آیات دارای
شان نزول مشخصی بوده، زیر عنوان «سبب النزول» روایات گوناگونی را که در این باره وارد گردیده به اختصار بیان کرده و برخی را بر برخی دیگر برتری داده است، هر چند در پارهای از موارد، راه درست را نپیموده است، مثلا درباره سوره دهر، آیه ۸ و ۹
تمامی
مفسران امامیه و برخی از دانشمندان
اهل سنت، شان نزول آن را درباره
علی علیه السلام و
فاطمه سلاماللهعلیهم و حسنین «علیهما السلام» و
فضه میدانند، ولی ایشان ضمن نقل این قضیه و استناد آن به
مفسران، این شان نزول را صحیح نمیداند.
در این بخش، منابع و مآخذ
مفسر، با توجه به آنچه که در مقدمه آمده است.
و همچنین آن گونه که در جلدهای گوناگون
تفسیر نیز به آن اشاره شده است،
اسباب النزولواحدی،
تفسیر در المنثورسیوطی و
تفسیر خازن است.
هر چند گاهی به
تفاسیر و جوامع حدیثی مشهور دیگر نیز رجوع شده است، مانند
تفسیر طبری و صحیح بخاری...
ایشان در هر مورد ماخذ و مرجعی که از آن نقل کرده، و در هنگام نقل روایات سبب نزول،
سلسله سند و راوی و صحابی نقل کننده و حاضر در جریان واقعه را یاد آور میشود.
دکتر زحیلی درباره بحث «اسباب نزول» در
تفسیر خود مینویسد: «من در این
تفسیر کوشیدهام تا شان نزولهایی را که صحیح نیست، ذکر نکنم، همچنین از میان برخی
اسرائیلیات و سخنانی که از
بنی اسرائیل از طریق کتابهای
کعب الاحبار و
وهب بن منبه در کتابهای ما وارد شده و فرهنگ بعضی از مسلمانها متاثر از آن شده است و تصور کردهاند که اینها از پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم است، ولی روشن شده که این گونه مطالب، از بنی اسرائیل است، پرهیز نمودهام و هر مطلبی را که غیر صحیح بود، ذکر نکردهام و...»
تناسب آیات و سوریکه از مباحث مهم
علوم قرآنی است که در آن به نوع پیوند آیات و سور پرداخته میشود. برخی از
مفسران به موضوع تناسب آیات و سورهها اهتمام فراوان داشته و توانستهاند بدین وسیله برخی ابهامات
تفسیری را
کشف و شرحی برای پارهای از پرسشهای قرآنی، بیابند.
دکتر وهبه زحیلی در
تفسیر خود، در آغاز هر سوره، ارتباط آن را با سوره پیشین یادآور شده است، از این رو توانسته است به پارهای از نکتههای
تفسیری از این زاویه، دست یابد.
تناسب سورهها عموما برای
مفسرانی دارای اهمیت بیشتر است که دیدگاه توقیفی بودن
ترتیب سور را پذیرفتهاند و نویسنده از این جمله است.
درباره تناسب آیات نیز ایشان غافل نبوده و در برخی مواضع آیات که تناسب مشهود و آشکار بوده است فصلی را با عنوان (المناسبة) به این مهم، اختصاص داده و به اختصار مطالب مفیدی را یادآور شده است، ذکر این نکته خالی از فایده نیست که
تناسب آیات و فهم ارتباط آنها با یکدیگر، ناگفتههای فراوانی را در قرآن هویدا میسازد که جز از این راه، از راه دیگر، فهم آن ممکن نیست، از این روی تناسب آیات بیش تر از تناسب سور در فهم آیات کاربرد دارد.
مراد از گرایش
تفسیری، یعنی این که
مفسر بیش تر به چه مباحث و موضوعاتی در قرآن، توجه کرده و یا کدام دسته از موضوعات قرآنی را به شرح بیان داشته و فرعها و دلیلهای آن را یادآور شده است، از این رو به نظر میرسد که
تفسیر المنیر دارای گرایش فقهی است، و شاید این زمینه را تحصیل و تدریس
مفسر درباره
فقهمذاهب به وجود آورده است، در زیر بحث «
آیات الاحکام» شرح آرای فقهی
مذاهب اربعه به چشم میخورد و به یاد کرد دلیلها و رد پارهای از دیدگاههای فقهی پرداخته شده است،
به عنوان مثال در جزء دوم
تفسیر که حدود چهارصد صفحه است و اختصاص به
تفسیر سوره بقره (آیات ۱۴۲- ۲۵۲) دارد، مطالب فقهی زیر به چشم میخورد: تحویل
قبله،
سعی بین
صفا و
مروه، خوردنیهای حلال و حرام،
میته و احکام آن،
قصاص،
وصیت، روزه و احکام آن،
حج و احکام آن،
شراب و
قمار و مراحل تحریم آن، حکم
ایلاء،
عده مطلقه و
احکام طلاق،
رضاع و احکام آن،
نفقه اولاد و.... هر چند سوره بقره در بردارنده آیات فراوان فقهی است، ولی
مفسر در ذیل آیات آن به تفصیل، مباحث یاد شده را مطرح کرده و اختلاف مذاهب اربعه را بیان کرده است، هر چند متاسفانه به فقه دیگر
مذاهب همچون
امامیه که دارای فقه غنی و استوار و پویا و متکی به روایات معصومان علیهالسّلام است، یا هیچ اشاره نشده و یا بسیار اندک و در موارد محدودی، دیدگاه فقهی شیعه بیان شده است.
همچنین بخش «فقه الحیاة و الاحکام» که در سراسر
تفسیر بدون استثناء وجود دارد. در بردارنده برداشت از آیات و احکام آن (
وضعیه و
تکلیفیه) است که خود نشانگر توجه
مفسر به برداشتهای فقهی از آیات است.
البته روش ایشان در
تفسیر روش تحلیلی است که عقلی و اجتهادی محسوب میگردد و از جهتی به
تقارب بین المذاهب نظر دارد.
از لحاظ فکری، گاه گرایش
اشعری گری خود را در این
تفسیر نمایانده است، از جمله در مسئله رؤیت که طبق مذهب ظاهرگرایان گذشته رفتار نموده است.
-
در مقدمه
تفسیر و پاورقی جلدهای گوناگون آن، منابع و مآخذ
تفسیر به چشم میخورد که استفاده
مفسر از آنها در یک سطح نیست و در واقع به سه دسته تقسیم میشوند.
منابع دسته اول که بسیار از آنها استفاده شده است، مانند
تفسیر قرطبی،
فخر رازی و... منابع دسته دوم و سوم که کم تر از آنها سود جسته است.
اینک به اختصار منابع و مآخذ
تفسیر را در این جا یادآور میشویم:
مانند
تفسیر قرطبی، رازی،
ابن کثیر،
کشاف،
طبری،
بحر المحیط،
المنار،
آلوسی،
بغوی،
غرائب القرآن،
بیضاوی،
خازن،
نسفی،
در المنثور، جواهر
طنطاوی،
تفسیر شیخ شلتوت و
صفوة التفاسیرصابونی، از این میان پنج
تفسیر (قرطبی، رازی، ابن کثیر، کشاف و طبری) بیش تر مورد توجه بوده است.
هر چند در مقدمه
تفسیر و سرتاسر آن و پاورقیها این نکته به چشم نمیخورد، ولی دکتر وهبه زحیلی در گفت و گویی، یادآور شده است که از
مجمع البیان شیخ
طبرسی و
تفسیر المیزان مرحوم
علامه طباطبایی، استفاده جسته و برای تدوین
تفسیر به آنها مراجعه میکرده است.
مسند احمد بن حنبل و برخی دیگر از معاجم حدیثی: شاید برخی
تفسیر المنیر را
تفسیر روایی بدانند، زیرا ایشان به روایات نبوی و نقلهای صحابه و تابعین بسیار استناد کرده و فهم آیات را گاهی از این راه فراهم ساخته است، از این رو به منابع مختلف حدیثی، همچون
صحاح سته و مسند احمد بن حنبل و برخی دیگر از معاجم مشهور اهل سنت مراجعه کرده است، هر چند متاسفانه در این زمینه هم بسیار نادر به
روایات اهل بیت علیهالسّلام تمسک جسته و در موارد اندک و بسیار محدودی به جوامع حدیثی
شیعه رجوع کرده است.
و ابن العربی: در بررسی آیات بسیاری که اشاره به مسائل فقهی دارند، از کتاب «
احکام القرآن»
جصاص و «احکام القرآن»
ابن العربی که در حقیقت
تفسیر فقهی آیات و شرح
آیات الاحکام هستند، سود جسته و در تدوین مباحث فقهی از این دو کتاب، بسیار استفاده شده است.
کتابهای علوم قرآنی و
اعراب و
لغت و
قصص قرآن : همچون
الاتقان سیوطی،
البرهانزرکشی،
المصاحفسجستانی، النشر ابن جزری، مفردات
راغب اصفهانی،
البیان فی غریب القرآن ابن الانباری و... ، و
قصص الانبیاءعبد الوهاب النجار و.... گویا در تدوین
تفسیر المنیر به منابع و ماخذ متعدد و گوناگون
تفسیری و حدیثی به شکل گسترده رجوع نشده، زیرا همان گونه که
مفسر در مقدمه یادآور شده، هدف از
تفسیر خود را رساندن
پیام قرآن به علاقمندان، با حذف زوائد و اختلافهای
تفسیری مطرح کرده است، از این روی، به منابع گوناگون کم مراجعه شده است.
تفسیر المنیر از برتریهای شایان توجهی برخوردار است از این روی سبب گردیده در بین دیگر
تفاسیر در پارهای از جنبهها درخشش ویژهای داشته باشد و پس از نشر در کم تر از پنج سال، پنج بار تجدید چاپ گردد: اینک به برخی از ویژگیها و برجستگیهای
تفسیر اشاره میشود:
آوردن عناوین برای بخشهای گوناگون آیات:
مفسر در تمامی
تفسیر، از آغاز قرآن تا پایان آن، آیات را به بخشهای گوناگون و مناسب تقسیم نموده و برای هر چند آیه، یک عنوان تعیین کرده است تا خواننده در آغاز، نمای کلی آیات را در پیش روی داشته باشد و بتواند
تفسیر و معانی آیات را در ذهن خود ترسیم کند.
به عنوان نمونه آیات آغازین سوره بقره (۱ تا ۲۰) این عناوین را دارند: آیات ۱- ۵ صفات المؤمنین و جزاء المتقین. آیات ۶ تا ۷ صفات الکافرین آیات ۸ تا ۱۶ صفات المنافقین. آیات ۱۷ تا ۲۰ ایراد الامثال للمنافقین.
در تفسیرهای قدیمی این عنوان بندی برای بخشهای گوناگون آیات قرآنی به چشم نمیخورد و در بیش تر
تفاسیر جدید نیز وجود ندارد، ذکر این عناوین به گونه فهرست بخشهای آیات، خود کتابی مستقل و سودمند خواهد بود.
روشمند بودن هر کتاب و
فصل بندی آن انگیزه و شوق مطالعه را در خواننده ایجاد میکند و تفسیرهای قرآن نیز به عنوان کتاب جامع از این قاعده مستثنی نیستند. در تفسیرهای قدیمی این موضوع رعایت نگردیده ولی در تفسیرهای جدید سعی شده است که مباحث
تفسیری در قالب بابها و فصلهای جداگانه مطرح گردد.
تفسیر المنیر در این شیوه یکی از موفقترین تفسیرهاست زیرا در ذیل هر چند آیه، فصلهای گوناگونی را با عناوینی مشخص، طرح کرده تا خواننده نیاز خود را در هر فصل و عنوان مشخصی بجوید. عناوین مشترک در سورهها بطوریکه قبلا اشاره شد از این قرار است: سوره... مناسبتها لما قبلها، ما اشتملت علیه هذه السورة، فضلها، مدنیتها مکیتها، تسمیتها، الاعراب، البلاغه، المفردات اللغویة، سبب النزول، المناسبة،
التفسیر و البیان، فقه الحیاة و الاحکام و.... این گونه فصل بندی در
تفسیر مجمع البیان نیز دیده میشود.
چون این
تفسیر مطالب گوناگونی را که در حوزه علم
تفسیر قرار میگیرد، فصل بندی و با عناوین معین، بیان کرده است، سبب گردیده تا چند
تفسیر و کتاب را در درون خود جای دهد، مطالبی که در سرتاسر
تفسیر ذیل عنوان، «الاعراب» آورده، در صورت جمع آوری در یک کتاب، یک دوره «اعراب القرآن» تقریبا جامع خواهد بود. همچنین مطالب ذیل عنوان «البلاغة» و عنوان «المفردات اللغویة» و «فضل السورة» که هر کدام کتابی را تشکیل خواهند داد.
مفسر در مقدمه یادآور شده است که اختلافهای
تفسیری را کم تر یادآور شده است تا خواننده در پذیرش راه درست و درک حقایق قرآنی سرگردان نگردد و این بسیار شایسته است. این
تفسیر، با رسالت رساندن
پیام قرآن به علاقه مندانی که به شکل گسترده پی گیر مطالب تخصصی
تفسیر و دیدگاههای گوناگون نیستند، تدوین شده است.
خلاصه
احکام آیات و کاربرد آن در زندگی: آنچه از آیات قرآن با توجه به نکتههای
تفسیری آن برداشت شده، ذیل عنوان «فقه الحیاة او الاحکام» بیان کرده است و تقریبا در همه موارد به گونهای دسته بندی شده و با شماره مسلسل، احکام تکلیفیه، وضعیه،
مسائل عقیدتی، اخلاقی و... که در آیات بدانها اشاره شده، آمده است. این بخش از
تفسیر که بدون استثناء ذیل هر بخش از آیات آمده است، بسیار مفید و سودمند بوده و در حقیقت پیام قرآن در این
تفسیر، بیش تر در همین بخش خلاصه میشود.
چون
مفسر یادآور شده که،
تفسیر را برای گروههای گوناگون مردم که از نظر فرهنگی در حد متوسطی هستند، نوشته است، از این روی با
نثر عربی روان و رسا و نه با نثری ادبی و فنی، به تدوین آن پرداخته است از این جهت محتوی را فدای واژگان و پیچیدگیهای فنی نکرده است. بدین جهت
نثر این
تفسیر برای هر علاقمند به قرآن که تا اندازهای به
ادبیات عرب آشنا باشد قابل استفاده است.
همچنین چاپ زیبا و منقح و تقریبا بی اشتباه
تفسیر به ضمیمه نثر روان آن، هر علاقمند به فرهنگ قرآنی را مجذوب خود میسازد.
یکی از امتیازات این
تفسیر جلد شانزدهم (جزء ۳۱ و ۳۲). آن است که ویژه
فهرست موضوعی قرآن و
تفسیر است و سرتاسر آن عناوین گوناگون را در بردارد که در قرآن و
تفسیر به آن اشاراتی شده است، موضوعات این
تفسیر به ترتیب
حروف ابجد، به صورت
معجم است که با ذکر جلد و صفحه مشخص شده تا به سهولت مورد استفاده واقع گردد.
روشن است که در تدوین این
تفسیر از منابع و مآخذی استفاده شده که در مقدمه
تفسیر بدانها اشاره گردیده است و ما در فصلی جداگانه در همین مقاله به آن اشاره کردیم، ولی کم و بیش در تدوین تمامی کتابها مرسوم است که در استفاده از هر منبع و مآخذی در جای جای کتاب، نام آن منبع با ویژگیهایی که دارد، آورده میشود، در حالیکه این شیوه در
تفسیر المنیر مورد
غفلت واقع شده، لذا پانوشتهای
تفسیر بسیار اندک به نظر میرسد. برخی از موارد در جلد ۱ از این قرارند: صفحههای ۱۲۸- ۲۰۴- ۲۰۵ و... جزء۱
و صفحههای ۶، ۱۳، ۱۴، ۲۰،... جزء دوم.
عدم استفاده از
روایات و معارف
اهل البیت علیه السلام
عدم استفاده از
تفسیرها و جوامع حدیثی و کتابهای شیعه: قابل توجه است که در این دو مورد، نقد متوجه اکثر
تفاسیر اهل سنت میباشد.
از جمله در مسئله
رؤیت که طبق مذهب ظاهر گرایان گذشته رفتار نموده است.
و
.
در لابلای
تفسیر از توجه به مسائل علمی که امکان اشاره به آنها در قرآن وجود دارد
غفلت ورزیده است. .
ضمن اینکه در بعض موارد توضیحات علمی مناسبی داشته است. مانند کروی بودن زمین
و
جزء ۱۳ ص۱۰۸).
فهرست مندرج در مجلد ۱۶ این
تفسیر، هم
فهرست موضوعی آیات قرآن و هم فهرست موضوعی
تفسیر است و چون همان گونه که پیش از این یادآور شدیم
مفسر برای هر بخش از آیات، عنوانی مشخص کرده، همان عناوین را به شکل فهرست موضوعی آیات قرآن دانسته و با فهرست
تفسیر تلفیق کرده و در قالب یک فهرست بر اساس حروف الفبا، درست کرده است.
التفسیر المنیر للزحیلی نویسنده:وهبة الزحیلی
نرم افزار جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور).