• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ادنی الحل

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ادنی الحل نزدیک‌ترین منطقه حل به حرم، از مواقیت احرام در موارد خاص و اضطراری می‌باشد.



واژه «ادنی» صفت و از ریشه «د ـ ن ـ و» به معنای نزدیک تر و نزدیک‌ترین است.مقصود از «الحل» منطقه بیرون از محدوده حرم مکی است.مراد از اصطلاح ادنی الحل در منابع فقهی ، نزدیک‌ترین منطقه حل به حرم، یعنی مناطق بیرون از حدود حرم و چسبیده به مرز آن است.
[۴] المجموع، نووی، ج۷، ص۳۰۵.
گاه از این مناطق مرزی حرم به «ادنی الحرم» نیز تعبیر شده است.
[۷] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۵۱۲.



ادنی الحل در مبحث حج منابع فقهی، به منزله یکی از مواقیت احرام (میقات‌ها یا مکان‌هایی که احرام گزاران باید از آن جا محرم شوند) در برخی موارد خاص یا اضطراری است که مهم‌ترین مصادیق آن عبارتند از:

۲.۱ - میقات عمره مفرده برای ساکنان مکه

به نظر فقیهان امامی و برخی از اهل سنت
[۱۲] فتح العزیز، رافعی، ج۷، ص۹۷.
[۱۳] عمدة القاری، عینی، ج۹، ص۱۳۱.
[۱۴] نیل الاوطار، شوکانی، ج۵، ص۲۳.
میقات ساکنان مکه ، خواه مردم مکه و خواه مسافران مقیم، در عمره مفرده و نیز عمره پس از حج قران و افراد، ادنی الحل است. پشتوانه فقیهان شیعه ، حدیث‌های نقل شدهاز امامان: درباره عمره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم است که از مکان‌هایی جز میقات‌های پنج گانه حج تمتع محرم شدند؛ از جمله جعرانه در شمال شرقی مکه؛ و نیز حدیث‌هاییچون روایت عمر بن زید که میقات‌های احرام را برای عمره مکیان، جعرانه و حدیبیه در شمال غربی مکه دانسته و با تعبیر «و ما اشبههما» آن را به همه مناطق ادنی الحل گسترش داده است.فقیهان اهل سنت نیز به حدیث‌هایی استناد کرده‌اند که مفاد آن‌ها گزارش عمره‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و دستور ایشان به عبدالرحمن بن ابی بکر برای محرم کردن عایشه از تنعیم در شمال مکه است.
[۱۹] صحیح البخاری، بخاری، ج۴، ص۱۴.
[۲۰] سنن ابن ماجه، ابن ماجه، ج۲، ص۹۹۷_ ۹۹۹.
[۲۱] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۲۱۰.
فقیهان شیعه
[۲۴] الدروس، شهید اول، ج۱، ص۳۳۸.
و اهل سنت
[۲۵] المجموع، نووی، ج۷، ص۲۰۴.
به پشتوانه این روایات ، به ویژه حدیث‌های گزارش دهنده از سیره نبوی ، محرم شدن عمره گزار مقیم مکه را از یکی از سه مکان یاد شده در این حدیث‌ها (تنعیم، جعرانه و حدیبیه) مستحب شمرده‌اند. بیشتر فقیهان شیعه
[۲۸] الدروس، شهید اول، ج۱، ص۳۳۸.
و برخی از اهل سنت
[۳۰] المجموع، نووی، ج۷، ص۲۰۴-۲۰۵.
جعرانه را از آن رو که میقات شخص پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بوده، بر تنعیم ترجیح داده و برخی دیگر از اهل سنت
[۳۱] الفقه الاسلامی، وهبه زحیلی، ج۳، ص۴۵۳.
تنعیم را از آن جا که نزدیک‌ترین منطقه حل به مکه است، برتر دانسته‌اند. اندکی از آن‌ها نیز حدیبیه را ترجیح داده
[۳۲] المجموع، نووی، ج۷، ص۲۰۵.
و شماری دیگر از فقیهان هیچ تمایزی میان آن‌ها برنشمرده‌اند.
[۳۳] شرح معانی الآثار، طحاوی، ج۲، ص۲۴۱.
[۳۴] عمدة القاری، عینی، ج۱۰، ص۱۲۰.

به شماری از فقیهان امامی نسبت داده‌اند که در هر عمره مفرده، خواه عمره گزار ساکن مکه باشد و خواه آفاقی غیر ساکن در مکه ، میقات را ادنی الحل شمرده‌اند.
[۳۵] المعتمد، خلخالی، ج۲، ص۴۲۹.
برخی فقیهان امامی
[۳۶] المعتمد، خلخالی، ج۲، ص۳۹۳.
[۳۷] التهذیب، تبریزی، ج۲، ص۱۰۶.
میقات عمره گزار آفاقی را تنها در صورتی ادنی الحل دانسته‌اند که وی در حال مسافرت بدون قصد عمره به حدود حرم نزدیک شود و در آن جا قصد عمره مفرده کند. پشتوانه آن‌ها حدیثی حاکی از احرام پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از جعرانه در مسیر بازگشت از غزوه حنین است. برخی به مالک بن انس نسبت داده‌اند که وی میقات عمره گزاران از مکه را تنها منطقه تنعیم می‌دانسته است.
[۳۸] صحیح مسلم، نووی، ج۸، ص۱۵۲.
اندکی از فقیهان پیشین اهل سنت بر آن بوده‌اند که میقات عمره واجب برای مکیان همان میقات‌های پنج گانه احرام؛ و میقات عمره مستحب برای آنان ادنی الحل است.
[۳۹] الانصاف، ابن منیر، ج۴، ص۵۴.


۲.۱.۱ - میقات قضای عمره از گاه شیعه و سنی

به نظر فقیهان شیعهو اهل سنت
[۴۳] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۳۷۹.
[۴۴] المجموع، نووی، ج۷، ص۳۹۰.
میقات قضای عمره مفرده نیز برای ساکنان مکه، در صورت افساد عمره، ادنی الحل است. البته به نظر برخی از فقیهان اهل سنت
[۴۵] فتح العزیز، رافعی، ج۷، ص۴۷۵.
از جمله احمد حنبل ، در عمره قضا، میقات همان مکان احرام عمره اداء است. برخی فقیهان محرم شدن مکیان را در عمره مفرده از میقات‌های پنج گانه نیز تجویز کرده‌اند.
[۴۶] فتح العزیز، رافعی، ج۷، ص۴۷۵.
حتی وجوب آن در ماه‌های حج از احمد حنبل گزارش شده است.
[۴۸] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۲۱۱.
به نظر فقیهان امامی و شماری از فقیهان اهل سنت
[۵۱] المجموع، نووی، ج۸، ص۲۶۵.
احرام مکی برای عمره از منطقه حرم، بدون رفتن به منطقه ادنی الحل منعقد نمی‌شود و تجدید آن از ادنی الحل لازم است. البته بیشتر فقیهان اهل سنت احرام چنین فردی را صحیح، ولی مشمول کفاره دانسته‌اند.
[۵۲] المجموع، نووی، ج۸، ص۲۶۵.
[۵۳] مواهب الجلیل، حطاب رعینی، ج۴، ص۴۰.

کسی که از ادنی الحل محرم می‌شود، مستحب است تا لحظه دیدن بیت الله الحرام ، گفتن تلبیه (لبیک اللهم لبیک...) را ادامه دهد.
[۵۴] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۴۱۸.


۲.۲ - میقات مجاوران در مکه

میقات مجاوران در مکه که مشمول حکم آفاقی هستند و هنوز حکم اهل مکه را نیافته‌اند.
به نظر فقیهان امامی، فرد مقیم در مکه که پیشتر حج تمتع بر او واجب شده، قطعا باید برای احرام عمره تمتع از مکه بیرون شود. برخی فقیهان به پشتوانه حدیث‌هایی از جمله روایت‌های حلبی و حماد از امام صادق علیه‌السّلام بر آنند که میقات این گونه اشخاص، ادنی الحل است. فقیهان دیگر میقات اصلی آنان را میقات سرزمین خود و در صورت وجود عذر و اضطرار، میقات آن‌ها را ادنی الحل دانسته‌اند.برخی دیگر به دلیل وجود حدیث‌های گوناگون در این زمینه، به تخییر میان میقات بودن ادنی الحل و یکی از میقات‌های پنج گانه قائل شده‌اند.
[۶۱] المعتمد، خلخالی، ج۲، ص۲۱۸-۲۲۲.


۲.۳ - میقات اضطراری

میقات اضطراری برای کسانی که به سبب وجود مانع، فراموشی یا جهل، از میقات‌ها گذشته باشند.
به نظر مشهور فقیهان امامی
[۶۲] شرائع الاسلام، شهید ثانی، ج۱، ص۱۷۸.
به پشتوانه حدیث‌هایی، کسانی که به سبب وجود عذر مانند مانع خارجی، فراموشی و جهل بدون احرام برای عمره تمتع از میقات خود بگذرند، لازم است در نخستین فرصت به میقات مزبور باز گردند و از آن جا محرم شوند. اگر بازگشتن به میقات به علت تنگی وقت یا سبب‌های دیگر ممکن نباشد، اینان باید به ادنی الحل بروند و از آن جا محرم گردند.به این دلیل و نیز به پشتوانه حدیث‌های خاص میقات اضطراری بانوانی که به گمان جایز نبودن احرام برای آنان به سبب حیض ، بدون احرام وارد مکه شوند، نیز ادنی الحل است، مشروط بر آن که نتوانند از میقات اصلی محرم شوند.
[۶۸] شرائع الاسلام، شهید ثانی، ج۱، ص۱۸۷.
حتی برخی فقیهاندر صورت عبور عمدی شخص از میقات‌های پنج گانه بدون احرام در عمره مفرده، میقات وی را ادنی الحل دانسته‌اند.

۲.۴ - میقات انجام‌دهندگان میقات‌های اصلی

میقات کسانی که از میقات‌های اصلی یا هم راستای آن‌ها عبور نکنند.
به نظر برخی فقیهان امامی، میقات حج گزارانی که از یکی از میقات‌های سفارش شده یا هم راستای آن‌ها عبور نکنند، ادنی الحل است. پشتوانه این حکم، ادله‌ای چون اصل برائت از تکلیف زاید به ضمیمه حرمت ورود به حرم بدون احرام و نیز این نکته است که ادنی الحل میقاتی اضطراری است. افزون بر موارد یاد شده، اندکی از فقیهان امامی گاه ادنی الحل را میقات اضطراری دانسته‌اند؛ از جمله برای کسانی که منزل آن‌ها میان منطقه حرم و میقات‌های اصلی جای دارد، کسی که به نیابت از میت در حالت اضطرار و تنگی وقت حج به جا آوردو تازه مسلمانی که محرم شدنش از میقات سرزمین خود ناممکن باشد.


امام خمینی در تحریر الوسیله می‌فرماید: «ادنی الحل» و آن میقات برای هر عمره مفرده‌ است چه بعد از حج قران یا افراد باشد یا نه. و افضل آن است که از حدیبیّه یا جعرانه یا تنعیم‌ باشد. و تنعیم‌ به مکه از غیر آن نزدیک‌تر است.»

۳.۱ - میقات عمره مفرده برای آفاقی

و «کسانی که (از راه دور) برای عمره مفرده به مکه مشرف می‌شوند و باید به یکی از مواقیت معروفه بروند، نمی‌توانند بدون احرام از میقات تجاوز کنند و در صورت تجاوز، واجب است به میقات برگردند و از آنجا مُحرم شوند، و اگر کسی نتوانست برگردد هرجا که هست مُحرم شود.»

۳.۲ - میقات عمره تمتع برای آفاقی حاضر در مکه

و «کسی که در غیر ماه‌های حج به مکه رفته و عمره مفرده به جا آورده و در مکه مانده تا ماه‌های حج، برای احرام عمره تمتع، باید به یکی از مواقیت پنج‌گانه معروفه برود و نمی‌تواند از تنعیممُحرم شود.» و «اگر شخص در مکه باشد و بخواهد عمره تمتع به جا آورد و به عللی از رفتن به میقات عمره تمتع معذور باشد، لازم است به خارج حرم برود و از آنجا مُحرم شود و از ادنی الحل کافی است.»

۳.۳ - میقات ایرانیان شاغل در جده

میقات برای شاغلین در جده از ایرانیان و غیر آنها در عمره تمتع و عمره مفرده همان مواقیت معروفه است، و نمی‌توانند از جده یا ادنی‌ الحل‌ مُحرم شوند، و اگر از روی جهل به مساله در جای دیگر مُحرم شوند، احرام آنها صحیح نیست و محرمات احرام بر آنها حرام نمی‌شود، چنانچه در صورت علم و عمد هم حُکم همین است، هرچند در صورت جهل اگر بعد از اعمال، مساله را فهمیده‌اند، عمل آنان صحیح است.

۳.۴ - میقات اضطراری در صورت عدم کفایت ترکه

اگر ترکه برای اجیر گرفتن از میقات کافی نباشد مگر برای میقات اضطراری، مثل مکه یا ادنی‌ الحل‌، واجب است. و اگر امر دائر بین میقات اضطراری و اجیر گرفتن از شهر (میّت) باشد دومی مقدّم است و از اصل ترکه داده می‌شود. و اگر به جز از شهر (میّت) ممکن نباشد واجب است. و اگر میّت بدهی یا خمس یا زکات داشته باشد در صورتی که ترکه کافی نباشد به نسبت بین آن‌ها تقسیم می‌شود.

۳.۵ - جواز استظلال در تنعیم

و ازآنجاکه مسجد تنعیم‌ در حال حاضر داخل مکه است و به نظر عرف محل حتی مقداری قبل از تنعیم‌ را هم مکه می‌گویند برای کسی که محرم شود در مسجد مذکور برای عمره و به‌جانب مسجد الحرام برود پس چون «مکه منزل است و استظلال در آن مانع ندارد.»


الانصاف فیما تضمنه الکشاف: ابن المنیر الاسکندری (م. ۶۸۳ق.) ، مصر، مصطفی البابی، ۱۳۸۵ق؛ الایضاح: الفضل بن شاذان (م. ۲۶۰ق.) ، به کوشش الحسینی الارموی، دانشگاه تهران، ۱۳۶۳ش؛ تاج العروس: الزبیدی (م. ۱۲۰۵ق.) ، به کوشش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق؛ تحریر الاحکام الشرعیه: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، به کوشش بهادری، قم، مؤسسة الامام الصادق۷، ۱۴۲۰ق؛ تذکرة الفقهاء: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۴ق؛ تهذیب الاحکام: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش؛ التهذیب فی مناسک الحج و العمره: جواد بن علی تبریزی (م. ۱۴۲۷ق.) ؛ جواهر الکلام: النجفی (م. ۱۲۶۶ق.) ، به کوشش قوچانی و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ الحدائق الناضره: یوسف البحرانی (م. ۱۱۸۶ق.) ، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۶۳ش؛ الخلاف: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ق؛ الدروس الشرعیه: الشهید الاول (م. ۷۸۶ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۲ق؛ سنن ابن ماجه: ابن ماجه (م. ۲۷۵ق.) ، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۹۵ق؛ شرائع الاسلام: المحقق الحلی (م. ۶۷۶ق.) ، به کوشش سید صادق شیرازی، تهران، استقلال، ۱۴۰۹ق؛ شرح معانی الآثار: احمد بن سلامه الطحاوی (م. ۳۲۱ق.) ، به کوشش النجار، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق؛ صحیح البخاری: البخاری (م. ۲۵۶ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق؛ صحیح مسلم بشرح النووی: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق؛ العروة الوثقی: سید محمد کاظم یزدی (م. ۱۳۳۷ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۰ق؛ عمدة القاری: العینی (م. ۸۵۵ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ العین: خلیل (م. ۱۷۵ق.) ، به کوشش المخزومی و السامرائی، دار الهجره، ۱۴۰۹ق؛ فتح العزیز: عبدالکریم بن محمد الرافعی (م. ۶۲۳ق.) ، دار الفکر؛ الفقه الاسلامی و ادلته: وهبة الزحیلی، دار الفکر، دمشق؛ الکافی فی الفقه: ابوالصلاح الحلبی (م. ۴۴۷ق.) ، به کوشش استادی، اصفهان، مکتبة امیر المؤمنین۷، ۱۴۰۳ق؛ لسان العرب: ابن منظور (م. ۷۱۱ق.) ، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق؛ المبسوط فی فقه الامامیه: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش بهبودی، تهران، المکتبة المرتضویه؛ مجمع الفائدة و البرهان: المحقق الاردبیلی (م. ۹۹۳ق.) ، به کوشش عراقی و دیگران، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق؛ المجموع شرح المهذب: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، دار الفکر؛ مدارک الاحکام: سید محمد بن علی الموسوی العاملی (م. ۱۰۰۹ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۰ق؛ مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام: الشهید الثانی (م. ۹۶۵ق.) ، قم، معارف اسلامی، ۱۴۱۶ق؛ مستند الشیعه: احمد النراقی (م. ۱۲۴۵ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۵ق؛ المعتبر: المحقق الحلی (م. ۶۷۶ق.) ، مؤسسه سید الشهداء، ۱۳۶۳ش؛ المعتمد فی شرح المناسک: محاضرات الخوئی (م. ۱۴۱۳ق.) ، الخلخالی، قم، مدرسة دار العلم، ۱۴۱۰ق؛ المغنی: عبدالله بن قدامه (م. ۶۲۰ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ المقنعه: المفید (م. ۴۱۳ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۰ق؛ من لا یحضره الفقیه: الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق؛ مناسک الحج: سید علی سیستانی، قم، شهید، ۱۴۱۳ق؛ مواهب الجلیل: الحطاب الرعینی (م. ۹۵۴ق.) ، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق؛ نیل الاوطار: الشوکانی (م. ۱۲۵۵ق.) ، بیروت، دار الجیل، ۱۹۷۳م؛ وسائل الشیعه: الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق.) ، به کوشش ربانی شیرازی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.


۱. العین، خلیل بن احمد، ج۸، ص۷۵، «دنو».    
۲. لسان العرب، ابن منظور، ج۵، ص۲۴۱.    
۳. تاج العروس، زبیدی، ج۳۸، ص۶۸، «دنو».    
۴. المجموع، نووی، ج۷، ص۳۰۵.
۵. مسالک الافهام، شهید ثانی، ج۲، ص۲۰۲.    
۶. الخلاف، طوسی، ج۲، ص۲۸۱.    
۷. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۵۱۲.
۸. تذکرة الفقهاء، علامه حلی، ج۸، ص۲۳۹-۲۴۰.    
۹. الخلاف، طوسی، ج۲، ص۲۸۱.    
۱۰. الکافی فی الفقه، ابوصلاح حلبی، ص۲۰۲.    
۱۱. تحریر الاحکام، علامه حلی، ج۱، ص۹۳ و ۹۴.    
۱۲. فتح العزیز، رافعی، ج۷، ص۹۷.
۱۳. عمدة القاری، عینی، ج۹، ص۱۳۱.
۱۴. نیل الاوطار، شوکانی، ج۵، ص۲۳.
۱۵. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۲، ص۴۵۰-۴۵۱.    
۱۶. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۲، ص۴۵۴.    
۱۷. مستند الشیعه، احمد نراقی، ج۱۱، ص۱۸۹-۱۹۰.    
۱۸. الحدائق، یوسف بحرانی، ج۱۴، ص۴۵۵.    
۱۹. صحیح البخاری، بخاری، ج۴، ص۱۴.
۲۰. سنن ابن ماجه، ابن ماجه، ج۲، ص۹۹۷_ ۹۹۹.
۲۱. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۲۱۰.
۲۲. تحریر الاحکام، علامه حلی، ج۱، ص۹۳ و ۹۴.    
۲۳. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۴۹۰.    
۲۴. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۳۳۸.
۲۵. المجموع، نووی، ج۷، ص۲۰۴.
۲۶. تذکرة الفقهاء، علامه حلی، ج۷، ص۱۹۴-۱۹۵.    
۲۷. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۴۹۰.    
۲۸. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۳۳۸.
۲۹. جواهر الکلام، نجفی، ج۱۸، ص۱۱۹.    
۳۰. المجموع، نووی، ج۷، ص۲۰۴-۲۰۵.
۳۱. الفقه الاسلامی، وهبه زحیلی، ج۳، ص۴۵۳.
۳۲. المجموع، نووی، ج۷، ص۲۰۵.
۳۳. شرح معانی الآثار، طحاوی، ج۲، ص۲۴۱.
۳۴. عمدة القاری، عینی، ج۱۰، ص۱۲۰.
۳۵. المعتمد، خلخالی، ج۲، ص۴۲۹.
۳۶. المعتمد، خلخالی، ج۲، ص۳۹۳.
۳۷. التهذیب، تبریزی، ج۲، ص۱۰۶.
۳۸. صحیح مسلم، نووی، ج۸، ص۱۵۲.
۳۹. الانصاف، ابن منیر، ج۴، ص۵۴.
۴۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۳۳۷.    
۴۱. تحریر الاحکام، علامه حلی، ج۱، ص۱۲۰.    
۴۲. مناسک الحج، سید علی سیستانی، ص۶۵.    
۴۳. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۳۷۹.
۴۴. المجموع، نووی، ج۷، ص۳۹۰.
۴۵. فتح العزیز، رافعی، ج۷، ص۴۷۵.
۴۶. فتح العزیز، رافعی، ج۷، ص۴۷۵.
۴۷. تذکرة الفقهاء، علامه حلی، ج۷، ص۱۹۴.    
۴۸. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۲۱۱.
۴۹. تذکرة الفقهاء، علامه حلی، ج۷، ص۲۰۵.    
۵۰. جواهر الکلام، نجفی، ج۱۸، ص۱۳۳.    
۵۱. المجموع، نووی، ج۸، ص۲۶۵.
۵۲. المجموع، نووی، ج۸، ص۲۶۵.
۵۳. مواهب الجلیل، حطاب رعینی، ج۴، ص۴۰.
۵۴. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۳، ص۴۱۸.
۵۵. المقنعه، شیخ مفید، ص۳۹۶.    
۵۶. الحدائق، بحرانی، ج۱۴، ص۴۱۲-۴۱۳.    
۵۷. التهذیب الاحکام، طوسی، ج۵، ص۳۵.    
۵۸. الحدائق، بحرانی، ج۱۴، ص۴۱۲ ۴۱۴.    
۵۹. المعتبر، محقق حلی، ج۲، ص۷۹۹.    
۶۰. مستند الشیعه، احمد نراقی، ج۱۳، ص۱۱۴.    
۶۱. المعتمد، خلخالی، ج۲، ص۲۱۸-۲۲۲.
۶۲. شرائع الاسلام، شهید ثانی، ج۱، ص۱۷۸.
۶۳. تحریر الاحکام، علامه حلی، ج۱، ص۹۴.    
۶۴. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۱، ص۳۲۸-۳۳۱.    
۶۵. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۳۴۱.    
۶۶. مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج۶، ص۱۷۱.    
۶۷. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۱، ص۳۲۹-۳۳۰.    
۶۸. شرائع الاسلام، شهید ثانی، ج۱، ص۱۸۷.
۶۹. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۳۴۹.    
۷۰. العروة الوثقی، سید محمد کاظم یزدی، ج۴، ص۶۴۹.    
۷۱. تحریر الاحکام، علامه حلی، ج۱، ص۹۴ و ۹۵.    
۷۲. مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج۶، ص۱۸۶.    
۷۳. ایضاح الفوائد، فخر المحققین، ج۱، ص۲۸۴.    
۷۴. مدارک الاحکام، موسوی عاملی، ج۷، ص۲۲۴.    
۷۵. مسالک الافهام، شهید ثانی، ج۲، ص۲۰۲.    
۷۶. مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج۷، ص۳۹۱.    
۷۷. مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج۶، ص۸۰-۸۱.    
۷۸. مجمع الفائده، محقق اردبیلی، ج۶، ص۹۶-۹۷.    
۷۹. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۴۳۳، کتاب الحج، القول فی المواقیت، مسالة ۷.    
۸۰. موسوعة الامام الخمینی، ج۳۱، مناسک حج، ص۶۰، مساله ۷.    
۸۱. موسوعة الامام الخمینی، ج۳۱، مناسک حج، ص۵۹، مساله ۶.    
۸۲. موسوعة الامام الخمینی، ج۳۱، مناسک حج، ص۶۰، مساله ۸.    
۸۳. موسوعة الامام الخمینی، ج۳۱، مناسک حج، ص۶۰، مساله ۹.    
۸۴. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۴۳۳، کتاب الحج، القول فی شرائط وجوب حجة الاسلام، مسالة ۶۰.    
۸۵. موسوعة الامام الخمینی، ج۳۶، استفتائات، ج۵، ص۱۱۱، سؤال ۵۷۲۵.    



حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله«ادنی الحل».    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۱، ص۳۵۴.    
ساعدی، محمد، (مدرس حوزه و پژوهشگر)    ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی    






جعبه ابزار