باتو
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
باتو،
امیر مغول، فاتح
روسیه و مؤسس
اردوی زرین (۶۲۴ـ۶۵۳/۱۲۲۷ـ۱۲۵۵) که در سالهای اول
قرن هفتم/ سیزدهم متولد شد و دومین پسر
جوجی بود.
جوجی، پسر ارشد
چنگیزخان، در زمان
حیاتِ پدر سرزمین گسترده ای را، از ناحیه
قیالیغ (قیالیق) و
خوارزم تا
سَقسین و
بلغار در
ساحل ولگا و تاجایی که
سم ستوران تا
تارها رسیده بود، به عنوان «یورت» یا اقطاع در اختیار داشت.
پس از
مرگِ جوجی (۶۲۴/ ۱۲۲۷)، قسمت شرقی این ناحیه وسیع، یعنی
سیبری غربی و
قزاقستان کنونی و حوضه
سفلای سیر دریا (
سیحون)، به پسر ارشد وی ارده رسید و قسمت غربی یعنی خوارزم و
دشتِ قپچاق تا شمال و شمالِ شرقی
دریای سیاه (بحراسود) نصیب باتو شد.
از ده سال اول
سلطنت باتو فقط این (
قوریلتای) را میدانیم که وی در مجمع
امیران مغول که در ۶۲۴/۱۲۲۹ در
مغولستان تشکیل شد حضور داشته است. در این مجمع،
اوکتای به عنوان
خانِ بزرگ انتخاب شد. باتو احتمالاً در مجمع ۶۳۲/۱۲۳۵ که در آن تصمیم گرفته شد جنگ با
روسها و
اقوام مجاور تجدید شود نیز شرکت داشته است پس از این وی هرگز در
آسیای شرقی نبوده است.
در لشکرکشی
بهارِ ۶۳۳/۱۲۳۶، پسران
جَغَتای و نیز اوکتای و
تولی حضور داشتند، اما باتو
فرمانده کل بود.
گفتهاند که نیروهای
مغول در
پاییز همین سال به سرزمین
بلغارهای ولگا رسیدند، اما به نظر نمیرسد که انهدام شهر
بلغار پیش از پاییز ۶۳۵/۱۲۳۷ رخ داده باشد، زیرا در آن سال مغولان با
ترکان قپچاق در محل کنونی
روسیه جنوبی زد وخورد داشتند.
در ربیع الاول ـ ربیع الثانی ۶۳۵/نوامبر ۱۲۳۷ مغولان از ولگای منجمد گذشتند و به امیرنشینهای
روسیه حمله ور شدند و شهرها را یکی پس از دیگری به تصرف در آوردند تا اینکه در حدود
رجب ۶۳۵/
مارس ۱۲۳۸، راه
نووگورود بازشد.
مغولان به حدود صد کیلومتری شهر رسیده بودند که ناگهان به سوی جنوب عقب نشینی کردند.
ظاهراً از این بیم داشتند که بر اثر
آب شدن
یخها در بهار نتوانند از
جادهها عبور کنند.
پس از یک دوره استراحتِ طولانی در حوضه سفلای
رودِ دُن و
جنگهای کوتاه مدت در
قفقاز (۶۳۶/۱۲۳۹)، جنگ با روسیه در ۶۳۷/۱۲۴۰ دوباره آغاز شد و در ۱۹
جمادی الاولی /۶
دسامبر همان سال به سقوط کیف انجامید.
از
اوکراین همزمان به
لهستان و
مجارستان حمله شد.
مغولان از لهستان به
سیلزی نفوذ کردند و
دوک هنری پارسا را در
لیگنیتس شکست دادند و سپس برای پیوستن به
قشون اصلی، که باتو آن را هدایت میکرد، از موراوی گذشتند.
باتو پس از عبور از
جبالِکارپات به
مجارستان رخنه کرد و در ۲۷
رمضان ۶۳۸/۱۱
آوریل ۱۲۴۱ در موهی مجارها را شکست داد.
نیروهای مغول، که به یکدیگر ملحق شده بودند،
تابستان و
پاییز را در
جلگه مجارستان سپری کردند و در روز
میلادِ مسیح باتو شخصاً از
دانوبِ یخزده به قصد تصرف شهر
اشترگوم عبور کرد. لشکرکشی از طریق
کروآسی و
دالماسی تا سواحل
آدریاتیک، برای تعقیب
بِلای چهارم شاه مجار، آخرین عملیات مهم نظامی ایشان بود.
ظاهراً قشون آماده حمله بزرگی به
اروپای غربی بود که در ۵
جمادی الاخری ۶۳۹/۱۱
دسامبر ۱۲۴۱ خبر وفات خان بزرگ،
اوکتای، واصل شد و باتو تصمیم به عقب نشینی گرفت و سرانجام در ۶۴۰/ اواخر ۱۲۴۲ از راه
بالکان به اردوگاهِ خود در
ولگای سفلی رسید.
در این هنگام باتو
اردوی زرین را بنیاد نهاد.
از سرزمینهایی که در ۶۳۵ـ۶۳۹/۱۲۳۷ـ۱۲۴۱ تصرف شده بود، تنها
روسیه تابع مغولان باقیمانده بود.
در حدود ۶۳۹/۱۲۴۲،
دوکِبزرگ،
یاروسلاو اولِ ولادیمیری برای ابراز وفاداری به اردوی باتو آمد و از جانب خان به عنوان ارشد همه امیران روس تأیید شد.
در ۶۴۳/۱۲۴۵ امیر
دانیل گالیسی نیز ناچار شد به همین طریق با اظهار تبعیت نسبت به باتو مقام خود را تثبیت کند.
در این دوره توجه باتو بیشتر به وقایع
شرق معطوف بود.
گیوک، پسرِارشد
اوکتای که با باتو خصومت شخصی داشت، در مجمع ۶۴۴/۱۲۴۶ به جانشینی پدر به
تخت سلطنت نشانده شده بود.
به نوشته رشیدالدین فضل الله، باتو به بهانه کسالت از حضور در مراسم عذر خواست و پنج تن از
برادران او نمایندگی وی را عهده دار بودند. در اوایلِ ۶۴۶/۱۲۴۸، خانِ جدید از
قروم به جانب
باختر حرکت کرد و، به نوشته رشیدالدین فضل الله، اعلام کرد که برای استراحت عازم
یورتِ خویش واقع در
ایمیل (امیل) (واقع در
قزاقستان شرقی فعلی) است، اما
بیوة تولی که حدس میزد که قصد واقعیش حمله به باتوست، به وی هشدار داد.
گیوک ناگهان در راه، در محلی به نام قوم ـ
سِنگیر، در ساحل
ارنگوی علیا، و بنا به روایت یو آن شیه در فاصله ۳۰
ذیقعده ـ ۲۹ ذیحجه ۶۴۵/۲۷ مارس ـ ۲۴ آوریل ۱۲۴۸ درگذشت.
جوینی و
رشیدالدین فضل الله در اینکه باتو در موقع
مرگ گیوک کجا بوده است توافق ندارند.
به نوشته جوینی، باتو به دعوت خان برای ملاقات با وی به سوی شرق عازم بود که خبرمرگ او را در مکانی به نام
الاقماق شنید.
این محل به اندازه یک هفته فاصله از
قیالیغ و احتمالاً در
جبالِ آلاتو واقع در جنوب
ایلی قرار داشت.
باتو به بهانه ناتوانی و خستگی اسبهایش، امیران را دعوت کرد که در این مکان وی را ملاقات کنند.
از طرف دیگر، بنا به روایت رشیدالدین فضل الله، این ملاقات در قلمرو باتو رخ داد، و پسران
اوکتای و
جغتای و
گیوک تن به این سفر طولانی تا دشتِ قپچاق ندادند و آن را رد کردند.
نتیجه این ملاقاتِ جمعی، هر کجا که واقع شد، این بود که
مُنکو فرزند ارشد
تولی، به پیشنهاد باتو، به عنوان خانِ اعظم و جانشین گیوک انتخاب و تأیید شد و تصمیم گرفته شد که مراسم جلوس وی بر مسندِخانی در سال بعد در مجمعی که در مغولستان تشکیل میشد برگذار شود.
این تشریفات در واقع تا ۹
ربیع الثانی ۶۴۹/۱
ژوئیه ۱۲۵۱ انجام نشد و در آن
برکه برادرِ باتو به نمایندگی وی شرکت داشت.
در حالی که
جشن هنوز ادامه داشت، توطئه ای بر ضد خان اعظم کشف شد، که در رأس آن بعضی از امیران خانواده جغتای و اوکتای بودند، و در نتیجه بیشتر آنها به نقاط دوردست قلمرو مغولان
تبعید شدند.
یسو (یسور) پسر و اولین جانشینِ جغتای و همچنین بوری، یکی از نوادگان وی، تسلیم باتو شدند بوری که ظاهراً در منازعه میان باتو و گیوک دست داشت به امر باتو کشته شد.
در نتیجه تمام قلمرو مغولان میان منکو و باتو تقسیم شد.
گیوم روبروکی گفته منکو را در ۶۵۱/۱۲۵۴ چنین نقل میکند: «همچنان که خورشید پرتو خود را به همه جا میفرستد، سلطنت من و باتو نیز همه جا را فرا میگیرد.
سرحد میان قلمرو آنها، برحسب قول
روبروکی، در
جلگه میان طراز و چو قرار داشت و در قلمرو فرمانروایی منکو احترام و رعایت بیشتری نسبت به قومِ باتو نشان داده میشد تا عکس آن.
مسلم است که باتو، هم از آن نظر که بر سایر بازماندگان چنگیز تقدم سنّی داشت و هم از آن جهت که منکو تاج و تخت خود را مرهون وی میدانست، از حیثیت شایانی برخوردار بود.
حتی در سرزمینهایی چون
ماوراءالنهر که خارج از قلمرو اجدادیش واقع بود تا حدّی حقوق فرمانروایی داشت و برحسب قول جوینی، پسر
تیمور ملک، مدافع
خجند، را در تملکِ ملکِ پدری تأیید کرد.
از نوشته روبروکی چنین بر میآید که باتو در اواخر سلطنتش در
ساحل شرقی ولگا به سر میبرد و در تابستان در امتداد
رود تا ۵۲ درجه عرض شمالی بالا میرفت و
زمستان را نزدیک مصبّ رود به سر میبرد و در آنجا در همین دوره شهرِ سرای را در ساحل
اَختوبا، شعبه ای از
دلتا، واقع در صد کیلومتری شمالِ
حاجی طرخان، بناکرد.
باتو، که فقط روسها وی را فاتحی بیرحم میشناختند، از جانب مغولان معاصر خود «سین» یعنی
نیک یا شاید
خردمند لقب یافته بود.
منهاج سراج که بهیچ وجه در طرفداری از مغولان اصراری ندارد، وی را به عنوان فرمانروایی عادل و کاردان ستوده است.
به روایت جوینی، باتو به هیچ دین و ملت مایل و متعصب هیچکدام از
ملل و
ادیان نبود وهمان را شیوه
یزدان شناسی میدانست،
که مقصود پرستش آسمان به سنّت نیاکان است.
روبروکی نقل میکند که باتو ۲۶
زن داشت و رشیدالدین فضل الله میگوید که وی دارای چهار
پسر بود.
در سالهای آخر زندگانی ظاهراً بعضی از اختیارات خود را به پسر ارشدش
سَرتاق که
مسیحی نسطوری بود واگذاشت.
از ۶۴۷/۱۲۴۹ به بعد، امیرانِ روس نسبت به سرتاق ابراز وفاداری کردند.
در منابع اختلاف قابل ملاحظه ای درباره تاریخِ وفاتِ باتو وجود دارد.
محتملترین قول این است که وی در ۶۵۳/۱۲۵۵ درگذشته است.
منابع :
(۱) عطاملک بن محمد جوینی، تاریخ جهانگشای، چاپ محمد بن عبدالوهاب قزوینی، لیدن ۱۹۱۱ـ۱۹۳۷.
(۲) رشیدالدین فضل الله، جامع التواریخ، ج ۲، چاپ ادگار بلوشه، لیدن ۱۹۱۱.
(۳) عثمان بن محمد منهاج سراج، طبقات ناصری، چاپ عبدالحی قندهاری، کابل ۱۳۴۲ـ۱۳۴۳ ش؛
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «باتو»، شماره۷۰.