• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

میلاد امام حسن (علیه‌السلام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



امام حسن مجتبی (علیه‌السّلام) دومین امام شیعیان و اولین فرزند امام علی (علیه‌السّلام) و حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و سبط اکبر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) می‌باشد.
امام حسن (علیه‌السّلام) بنابر قول مشهور در پانزدهم ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شد. بنابر سنت اسلامی، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) در گوش او اذن و اقامه گفته و به امر خداوند او را حسن نام‌ نهاده و دیگر آداب اسلامی را اجرا نمودند.



حسن بن علی بن ابیطالب (علیهماالسلام) دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی (علیه‌السّلام) و حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و سبط اکبر پیامبر بزرگوار اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) بنابر قول مشهور در پانزهم ماه مبارک رمضان در سال سوم هجرت در شهر مدینه متولد شد.
[۷] نجفی یزدی، جلیل، مناقب اهل بیت، قم، انتشارات نصایح، سال ۱۳۸۱شمسی، ج۲، ص۱۶۰.
البته در این‌باره در کتاب‌های شیعه و سنی اقوال دیگری هم نقل شده که خلاف مشهور است، مثلا برخی منابع تولد ایشان را سال دوم هجرت دانسته‌اند.


آداب اسلامی درباره نوزاد توسط پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) اجرا شد.

۲.۱ - گفتن اذان و اقامه در گوش

از جمله سنت‌های اسلامی‌ درباره نوزاد، گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد، و پس از اینکه او را به دست آن حضرت دادند، در گوش راستش اذان و در گوش چپ او اقامه گفتند.

۲.۲ - آداب هفتمین روز ولادت

رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) در هفتمین روز ولادتش گوسفندی را عقیقه نموده و یک ران آن را به قابله دادند.
در پاره‌ای از روایات اهل سنت آمده که در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد، ولی ظاهر روایات شیعه آن است که از جمله مختصات ائمه اطهار آن بوده که «مختون» یعنی ختنه شده؛ به دنیا می‌آمدند، جز آنکه به عنوان استحباب و سنت، به تعبیر روایات «امرار موسی» می‌کرده‌اند. همچنین رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) دستور دادند موی سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند، و سپس بر سر نوزاد «خلوق» (نوعی عطر) مالید، و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان که خون بر سر نوزاد می‌مالیدند به اسماء که راوی حدیث است فرمود: «یا اسماء الدم فعل الجاهلیه؛ ‌ای اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از کارهای زمان جاهلیت است!»

۲.۳ - سنت تعویذ

از دیگر سنت‌های نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنی برای سلامتی و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنی و انسی به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا می‌سپارند. طبق روایات بسیاری که در کتاب‌های شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) دو فرزند خود حسن و حسین (علیهماالسلام) را به این دعا تعویذ فرمود: «اعیذ کما بکلمات الله التامه من کل شیطان وهامه و من کل عین لامه؛ شما را پناه می‌دهم به کلمات تامه و کامله پروردگار از هر شیطان بدخواهی و از هر چشم زخمی.»

۲.۴ - نام‌گذاری

در سیره پیامبر و اهل بیت (علیهم‌السّلام) انتخاب نام نیک و پسندیده برای فرزندان از حقوق اولیه آنان شمرده شده و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بدان توصیه نموده بود. از این‌رو به هنگام ولادت سبط اکبر پیامبر همگی در فکر انتخاب زیباترین نام برای او بودند.

۲.۴.۱ - نام‌گذاری به امر خدا

در میان شیعه و سنی مشهور است که انتخاب نام امام حسن و امام حسین (علیهما‌السّلام) به امر خدا، بوده و به دستور رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) نام حسنین (علیهما‌السّلام) برای امام حسن (علیه‌السّلام) و امام حسین (علیه‌السّلام) برگزیده شد.
به گفته برخی از منابع تاریخی و روایی: «مردم محیط جزیرة العرب پیش از آن با نام حسن و حسین آشنا نبودند تا فرزندان خود را به این دو اسم نام‌گذاری کنند و این دو نام از جانب خداوند بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وحی شد، تا آن حضرت بر فرزندان علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (علیهاالسّلام) این نام‌ها را بنهد.»

۲.۴.۲ - نام بهشتی

در روایات بسیاری از طریق اهل سنت آمده که این دو نام شریف «حسن» و «حسین» در جاهلیت سابقه نداشته و از نام‌های بهشتی است، و متن یکی از آن روایات که محمد بن جریر طبری در کتاب ذخائر العقبی روایت کرده، این‌گونه است که عمران بن سلیمان گفته: «الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنه، ما سمیت بهما فی الجاهلیه؛ حسن و حسین دو نام از نام‌های اهل بهشت است که در زمان جاهلیت سابقه نداشته است.»
جلال‌الدین سیوطی از علمای معروف اهل سنّت در قرن دهم نقل کرده است که: «حسن و حسین دو نام از نام‌های اهل بهشت است و مردم عرب پیش از این، این دو نام را بر فرزندان خویش نمی‌نهادند».
ابن اثیر در کتاب اسد الغابه می‌نویسد: «مردم پیش از ولادت امام حسن و امام حسین (علیه‌السّلام) با این نام آشنا نبودند تا فرزندان خود را به این دو نام‌گذاری کنند چرا که این دو اسم در زمان ولادت حسنین، از جانب خداوند بر پیامبر وحی شد، تا آن حضرت بر فرزندان علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (علیهاالسّلام) این نام‌ها را بگذارد.»
در کتاب عبقات الانوار آمده است: آن روز که امام حسن (علیه‌السّلام) متولد شد حضرت جبرئیل بر حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) فرود آمد و گفت: «ای محمد! پروردگار عالم به تو سلام رساند و فرمود که علی (علیه‌السّلام) برای تو به منزله‌ هارون برای موسی است لیکن بعد تو نبی نیست پس مسمی‌ کن این پسر خود را بنام پسر‌ هارون، که فرزندان‌ هارون: شبّر و شبّیر یعنی حسن و حسین نام داشتند.»
[۵۲] کنتوری‌، میر حامد حسین، عبقات الانوار فی امامه الائمه الاطهار، ج‌۱۱، ص۵۰.

در المناقب ابن شهر آشوب از عمران بن سلیمان و عمرو بن ثابت نقل کرده که گفته‌اند: «ان الحسن و الحسین اسمان من اسامی‌ اهل الجنه و لم یکونا فی الدنیا؛ حسن و حسین دو نام از نام‌های اهل بهشت است که در دنیا وجود نداشتند.»

۲.۴.۳ - روایت طبری

محبّ‌الدین طبری به سندش از اسماء دختر عمیس نقل کرده که گفت: «فاطمه (علیهاالسّلام) فرزندش حسن را به دنیا آورد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) بر او وارد شد و فرمود: ‌ای اسماء! فرزندم را نزد من آور. من او را در پارچه‌ای زرد پیچیده و به حضرت دادم. حضرت آن پارچه را از او جدا کرد و فرمود: آیا به شما سفارش نکردم که هیچ مولودی را در پارچه زرد نپیچید؟! اسماء می‌گوید: فرزند را در پارچه‌ای سفید پیچیدم. حضرت او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آن‌گاه به علی (علیه‌السّلام) فرمود: او را چه نام گذاردی؟ حضرت عرض کرد: من هرگز بر نام‌گذاری از شما سبقت نمی‌گیرم. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) فرمود: من نیز از پروردگارم در این امر سبقت نمی‌گیرم. جبرییل در این هنگام نازل شد و عرض کرد: ‌ای محمّد! پروردگارت تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید: علی نزد تو به منزله‌ هارون نزد موسی است، و لیکن پیامبری بعد از تو نیست. فرزندت را به اسم فرزند‌ هارون نام‌گذاری کن. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) فرمود: ‌ای جبرییل! اسم فرزند‌ هارون چه بوده است؟ جبرییل عرض کرد: شبّر. حضرت فرمود: زبان من عربی است؟ جبرییل عرض کرد: نام او را حسن بگذار. لذا حضرت او را حسن نامید.»

۲.۴.۴ - روایت خلاف مشهور

در برابر این روایت که مشهور بین شیعه و اهل سنت است، روایات دیگری هم وجود دارد به این مضمون که چون حسن (علیه‌السّلام) به دنیا آمد، علی (علیه‌السّلام) نام این نوزاد را «حرب» یا «حمزه» گذارد و چون رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) اطلاع یافت به علی (علیه‌السّلام) دستور داد آن نام را به «حسن» تغییر دهد. ولی همان‌گونه که صاحب کشف الغمه گفته است، این مطلب بعید به نظر می‌رسد، و خلاف مشهور و ضعیف است، و مشهور همان است که در روایت بالا ذکر شد، و باقر شریف در کتاب حیاة الحسین این‌گونه روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیل‌هایی بر این مطلب ذکر کرده است.

۲.۵ - انتخاب کنیه‌ و القاب

از جمله آداب و سنت‌های ولادت نوزاد پس از نام‌گذاری، تعیین کنیه برای اوست که طبق حدیثی، امام باقر (علیه‌السّلام) فرمود: «انا لنکنی اولادنا فی صغرهم مخافه النبز ان یلحق بهم؛ ما برای فرزندانمان در کودکی کنیه قرار می‌دهیم، از ترس آنکه مبادا در بزرگی دچار لقب‌های ناخوشایند گردند.» کنیه آن حضرت تقریباً در همه منابع «ابومحمد» بوده و کنیه دیگری نداشته است. فقط خصیبی به جز ابومحمد، ابوالقاسم را هم به عنوان کنیه برای امام حسن آورده است.
اما القاب آن حضرت بدین‌شرح است: القاب مشترک حسنین به نقل از کتاب القاب الرسول و عترته عبارت‌اند از: سبط رسول الله، ریحانه نبی الله، سید شباب اهل الجنه، قره عین البتول، عالم، مُلهَم الحق، و قائد الخلق.
ابن ابی‌الثلج القاب امیر، حجه، کفِی، سبط، و ولی را القاب خاص آن حضرت شمرده است.
[۸۵] ابن ابی اثلج، محمد بن احمد، تاریخ الائمه، ص۲۸.
برخی هم القاب دیگری را ذکر کرده‌اند، مثلا ابن شهرآشوب «سبط اول، امام ثانی، مقتدی ثالث، ذکر رابع، و مباهل خامس» را از القاب ایشان برشمرده است. به جز اینها، نام‌ها و القاب بسیاری در منابع شیعی می‌توان جست.
مجتبی، زکی، تقی و کریم اهل بیت از القاب معروف ایشان نزد شیعیان است.
ابن طلحه شافعی می‌نویسد: مشهورترین لقب امام «تقی» و والاترین لقب همان است که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) او را بدان ملقب فرمود و آن «سید» است. به این دلیل که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) فرمود: «انَّ ابنی هذا سیدٌ.»


زیبایی صورت و‌ اندام سلاله پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) زبان‌زد عام و خاص بود هر کس به او نگاه می‌کرد سیمای محمد و علی (علیهماالسلام) را در او می‌دید و در جمالش محو می‌گشت. ابن صباغ مالکی در زیبایی صورت و اعضای حسن بن علی (علیه‌السّلام) می‌نویسد: رنگ چهره حسن بن علی (علیه‌السّلام) سفید آمیخته با سرخی بود، چشمانش سیاه، درشت و گشاده، گونه‌هایش هموار، موی وسط سینه‌اش نرم، موی ریشش پر و انبوه، پشت گوشش پرمو، گردن آن حضرت کشیده، برّاق همچون شمشیری از نقره، مفاصلش درشت و دو شانه‌اش پهن و دور از یکدیگر بود؛ انسانی چهارشانه، میانه قد و نمکین که نیکوترین صورت را داشت، ریش خود را با رنگ سیاه خضاب می‌کرد، مویش پرچین و کوتاه و قامتش رسا بود. واصل بن عطا گفته است: صورت حسن بن علی (علیه‌السّلام) چون سیمای انبیا و هیات و شکل او چون هیات ملوک و امرا بوده است.

۳.۱ - شباهت به پیامبر

امام حسن شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) در خوی، رفتار و سیادت بودند. از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) نقل شده است که فرمود: ‌ای حسن، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق ( سیرت و رفتار) شبیه من هستی. او قامتی متوسط و محاسنی انبوه داشت و به رنگ سیاه خضاب می‌کرد.
انس بن مالک درباره امام حسن (علیه‌السّلام) می‌گوید: «لم یکن احد اشبه برسول اللّه من الحسن بن علی‌؛ هیچ فردی از امام حسن (علیه‌السّلام) شبیه‌تر به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نبوده است.»
احمد بن حنبل به نقل از علی بن ابیطالب (علیه‌السّلام) می‌نویسد: «کان الحسن اشبه برسول اللّه مابین الصدر الی الراس والحسین اشبه فیما کان اسفل من ذلک‌؛ حسن (علیه‌السّلام) از سینه تا سر شبیه‌ترین فرد به نبی گرامی‌ اسلام بود و حسین از سینه به پایین بیش‌ترین شباهت را به آن حضرت داشت.»

۳.۲ - شباهت به خدیجه کبری

ابن شهر آشوب روایتی نقل می‌کند که در آن امام مجتبی (علیه‌السّلام) خود را شبیه‌ترین فرد به حضرت خدیجه کبری (علیهاالسّلام) معرفی می‌کند و می‌نویسد: حسن بن علی بن ابیطالب (علیه‌السّلام) درباره آیه شریفه «فی ایّ صوره ما شاءَ رکّبک؛ به هر صورتی که خواست، تو را ترکیب کرد.» فرمودند: خدای سبحان علی بن ابیطالب را در صُلب ابوطالب به صورت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) آفرید، از این‌رو شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) علی بود و حسین بن علی شبیه‌ترین مردم به فاطمه (علیهاالسّلام) است و من شبیه‌ترین مردم به خدیجه کبری (علیهاالسّلام) هستم.


این امام رئوف محبوب‌ترین مردم نزد رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود؛ محبت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به حسنین به حدی بود که خطبه خود را در مسجد قطع کرد و از منبر فرود آمد تا آن دو را در آغوش گرم خود بگیرد.
[۱۱۸] نجفی یزدی، جلیل، مناقب اهل بیت، قم، انتشارات نصایح، سال ۱۳۸۱شمسی، ج۲، ص۱۶۰.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مورد امام حسن (علیه‌السّلام) فرمود: «خدایا این کودک، پسر من است و من او را دوست می‌دارم، او را دوست بدار و نیز هر کس که او را دوست می‌دارد، دوست بدار!»
[۱۱۹] ابن سعد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ناشر تهران، کتابخانه مرکزی سال ۱۳۷۰، ج۵، ص۱۲.

اینکه پیامبر حسنین را در این حد عالی مورد تکریم و محبت خویش قرار می‌داد و در حساس‌ترین حوادث تاریخ اسلام مثل روز مباهله این دو را به همراه خود بیرون برد، یک مساله عادی و اتفاقی نبوده، بلکه با معانی و مضامین مهمی که به شخصیت آن دو مربوط می‌شد، کاملا در ارتباط بود.
[۱۲۰] ابن سعد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ناشر تهران، کتابخانه مرکزی سال ۱۳۷۰، ج۵، ص۳۹.



امام حسن مجتبی علیه‌السلام؛ امامت امام حسن مجتبی.


۱. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۳۶.    
۲. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۰۲.    
۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶۱.    
۴. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۵، ص۲۰.    
۵. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۵.    
۶. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۹.    
۷. نجفی یزدی، جلیل، مناقب اهل بیت، قم، انتشارات نصایح، سال ۱۳۸۱شمسی، ج۲، ص۱۶۰.
۸. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابیطالب (علیهم‌السّلام)، ج۴، ص۲۸.    
۹. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰.    
۱۰. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۶۰.    
۱۱. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۵.    
۱۲. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۴۹.    
۱۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۴۶۱.    
۱۴. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۹.    
۱۵. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰.    
۱۶. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۵۱.    
۱۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۴۱.    
۱۸. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۳۷.    
۱۹. ترمذی، محمد بن عیسی، صحیح ترمذی، ج۴، ص۹۷.    
۲۰. ابو داود سجستانی، سلیمان بن الاشعث، صحیح ابی داود، ج۷، ص۴۳۱.    
۲۱. شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۱۱، ص۶.    
۲۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۳۲.    
۲۳. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۲۶۵.    
۲۴. نسائی، احمد بن علی، سنن النسائی، ج۷، ص۱۶۴.    
۲۵. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۳۹.    
۲۶. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۵۰.    
۲۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۵۷.    
۲۸. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۵.    
۲۹. ترمذی، محمد بن عیسی، صحیح ترمذی، ج۴، ص۹۷.    
۳۰. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۵۳.    
۳۱. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۹.    
۳۲. شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۱۰، ص۵۱۹.    
۳۳. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، فتح الباری، ج۱۰، ص۳۴۳.    
۳۴. أبو الحسن ماوردی، علی بن محمد بن محمد، الحاوی الکبیر، ج۱۳، ص۴۳۳.    
۳۵. قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج۲، ص۵۶۳.    
۳۶. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۵۳.    
۳۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۴۰.    
۳۸. قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج۶، ص۵۴۲.    
۳۹. شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۱۰، ص۵۲۰.    
۴۰. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، علل الشرائع، ج۱، ص۱۳۷.    
۴۱. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص۳۶۷.    
۴۲. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۱۱.    
۴۳. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۹.    
۴۴. بخاری، محمد بن اسماعیل، الادب المفرد، ص۲۸۶.    
۴۵. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۶، ص۳۳.    
۴۶. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۹.    
۴۷. محب الدین طبری، احمد ابن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ص۱۱۹.    
۴۸. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسین (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۳۰.    
۴۹. سیوطی، عبدالرحمن بن ابی‌بکر، تاریخ الخلفاء، ص۱۴۴.    
۵۰. مکارم شیرازی، ناصر، عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها، ص۴۱.    
۵۱. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۹.    
۵۲. کنتوری‌، میر حامد حسین، عبقات الانوار فی امامه الائمه الاطهار، ج‌۱۱، ص۵۰.
۵۳. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج‌۱، ص۳۸۴.    
۵۴. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابیطالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۱۶۶.    
۵۵. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۳۸.    
۵۶. شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۱۰، ص۴۹۲.    
۵۷. محب الدین طبری، احمد ابن عبدالله، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، ص۱۲۰.    
۵۸. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده لذوی القربی، تحقیق سید علی جمال اشرف الحسینی، چاپ اول، ناشر دارالاسوه، ج۲، ص۲۰۰.    
۵۹. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۰.    
۶۰. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۹.    
۶۱. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۳.    
۶۲. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۰.    
۶۳. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۰.    
۶۴. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۵۱.    
۶۵. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسین (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۳۱.    
۶۶. شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۱۰، ص۴۹۲.    
۶۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۵۵.    
۶۸. شوشتری، قاضی نور الله، احقاق الحق، ج۱۰، ص۴۹۸.    
۶۹. شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۲۸.    
۷۰. حنبلی، احمد بن محمد، مسند احمد، ج۱، ص۴۹۸.    
۷۱. حنبلی، احمد بن محمد، مسند احمد، ج۲، ص۱۹.    
۷۲. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسین (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۳۱.    
۷۳. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۴۱.    
۷۴. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۲۹.    
۷۵. شهید ثانی، علی بن احمد عاملی، مسالک الافهام، ج۸، ص۳۹۷.    
۷۶. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۵۴.    
۷۷. ابن قتیبه الدینوری، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۲۱۲.    
۷۸. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۵.    
۷۹. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۲.    
۸۰. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۳۹.    
۸۱. طبرسی، فضل بن الحسن، اعلام الوری، ص۴۰۲.    
۸۲. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۹.    
۸۳. خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایه الکبری، ص۱۸۳.    
۸۴. قطب الدین راوندی، سعید بن هبة الله، القاب الرسول و عترته، ص۵۲.    
۸۵. ابن ابی اثلج، محمد بن احمد، تاریخ الائمه، ص۲۸.
۸۶. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابیطالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۱۷۲.    
۸۷. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۵۵.    
۸۸. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۴۲.    
۸۹. ابن طلحه شافعی، محمد بن طلحه، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۱، ص۴۰.    
۹۰. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۵.    
۹۱. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۵۵.    
۹۲. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۸۴.    
۹۳. ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۱۳، ص۲۱۲.    
۹۴. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج‌۲، ص۱۷۱.    
۹۵. امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج‌۱، ص‌۵۵۸.    
۹۶. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج‌۲، ص۱۴۸.    
۹۷. امین عاملی، سید محسن، اعیان الشیعه، ج‌۱، ص‌۵۵۸.    
۹۸. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابیطالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۱۷۶.    
۹۹. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۲، ص۵.    
۱۰۰. ابن‌کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۳۷.    
۱۰۱. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۳۹.    
۱۰۲. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۳، ص۲۹۴.    
۱۰۳. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابیطالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۱۶۵.    
۱۰۴. قمی، شیخ عباس، انوار البهیه فی تواریخ الحجج الالهیه، ج۱، ص‌۸۸.    
۱۰۵. حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۸۴.    
۱۰۶. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۶۱.    
۱۰۷. ابن اثیر، ابو الحسن علی بن ابی الکرم، اسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج۲، ص۱۲.    
۱۰۸. قرشی، باقر شریف، حیاة الامام الحسن (علیه‌السّلام)، ج۱، ص۵۵.    
۱۰۹. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج‌۴۳، ص‌۳۰۱.    
۱۱۰. حنبلی، احمد بن محمد، مسند احمد، ج۱، ص۵۰۱.    
۱۱۱. حنبلی، احمد بن محمد، مسند احمد، ج۱، ص۵۳۶.    
۱۱۲. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۱، ص۳۸۴.    
۱۱۳. ابوالحسن اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه عن معرفه الائمه، ج۲، ص۱۶۹.    
۱۱۴. انفطار/سوره۸۲، آیه۸.    
۱۱۵. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۴، ص۳۱۶.    
۱۱۶. ابن شهر آشوب، محمد بن علی‌، مناقب آل ابیطالب (علیهم‌السّلام)، ج۳، ص۱۷۰.    
۱۱۷. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۵۲۲.    
۱۱۸. نجفی یزدی، جلیل، مناقب اهل بیت، قم، انتشارات نصایح، سال ۱۳۸۱شمسی، ج۲، ص۱۶۰.
۱۱۹. ابن سعد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ناشر تهران، کتابخانه مرکزی سال ۱۳۷۰، ج۵، ص۱۲.
۱۲۰. ابن سعد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ناشر تهران، کتابخانه مرکزی سال ۱۳۷۰، ج۵، ص۳۹.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «میلاد امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)» تاریخ بازیابی ۱۳۹۴/۱۸/۱۲.    
پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، برگرفته از مقاله «امام حسن مجتبی»، بازنویسی توسط گروه پژوهشی ویکی فقه.    






جعبه ابزار