• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خادم‌الحرمین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



خادم الحرمین، از القاب رسمی‌برخی از سلاطین مملوک مصر و نیز پادشاهان عثمانی بود.



به معنای خدمتگزار و نگهبان دو شهر مکه و مدینه .


این لقب از ۹۲۳، که سلطان سلیم اول شام و مصر را فتح کرد، رایج شد.
مدرکی دالّ بر کاربرد این لقب برای خلفای عباسی بغداد و جانشینان رسمی‌آنان در قاهره ، یافته نشده است. در دوره فاطمی‌ (۲۹۷ـ۵۶۷)، از عنوانی برای سرپرستی امور مکه و مدینه به صورت نظارت بر امر «الحَرَمَیْنِ المَحْروسَیْن» یاد شده است.
[۱] السجلات المستنصریة، چاپ عبدالمنعم ماجد، ج۱، ص۱۹۲، مصر: دارالفکر العربی، ۱۹۵۴.
[۲] ایمن فؤاد سید، الدولة الفاطمیة فی مصر: تفسیر جدید، ج۱، ص۲۱۲، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰.



عُلَیمیحنبلی ،
[۳] مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، ج۱، ص۳۱۸، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
پس از بیان آن‌که صلاح الدین ایوبی (حک: ۵۶۴ـ۵۸۹) در ۵۸۳ چگونه بیت المقدس را فتح کرد، القابی را برای وی ذکر کرده است که به نظر می‌رسد رسمآ به کار می‌رفته‌اند و خادم الحرمین الشریفین نیز از جمله آنهاست. به علاوه در کتیبه قُبّة یوسف در بیت المقدس، که متعلق به ۵۸۷ است، صلاح الدین با این لقب خوانده شده است.


ابن خلّکان
[۴] ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۵، ص۸۲.
نیز به نقل از کسی که در دوره ملک کامل ایوبی در مکه بود، گفته است که خطیب جمعه ، ملک کامل را خادم الحرمین الشریفین می‌خواند.


سلاطین مملوک مصر خادم الحرمین الشریفین را در خطبه ها ، نامه ها ، وقفنامه ‌ها و کتیبه ‌ها جزو القاب رسمی‌خویش به کار می‌بردند.
[۵] ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، ج۱، ص۳۳۴، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
[۶] ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، ج۱، ص۳۸۵، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
[۷] قلقشندی، ج۶، ص۴۶.
[۸] مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، ج۲، ص۲۸۲، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.



گاه عبارتهایی چون «المسجدالاقصی و مسجدالخلیل النیِرِّیْن»، «صاحب القِبْلَتَیْن» و «مالک القبلتین» نیز به خادم الحرمین عطف می‌شد.
[۹] ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، ج۱، ص۳۳۴، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
[۱۰] مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، ج۲، ص۲۸۲، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.



سلاطین عثمانی پیش از فتح مصر، ممالیک را بدان دلیل که مکه و مدینه جزو قلمروشان بود سلطان حرمین بابام یا خادم حرمین خطاب می‌کردند.
[۱۱] درویش احمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاریخی، ج۱، ص۲۰۹، چاپ عالیبیگ، استانبول ۱۳۳۲.



سلطان سلیم اول عثمانی، پس از فتح حلب در ۹۲۲ و سپس قاهره در ۹۲۳ خود را خادم الحرمین الشریفین خواند.
[۱۲] ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۸، ص۱۴۵.
[۱۳] محمدبک فرید، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، چاپ احسان حقی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
[۱۴] کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، ج۳، ص۱۹۸، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.
او که مدعی شده بود متوکل سوم، واپسین خلیفه عباسی مصر، حق مشروع خلافت را به او واگذار کرده است، با اشتیاق فراوان این لقب را برای خویش برگزید تا تسلط خود را بر جهان اسلام اعلام دارد و در نخستین فرصت پس از فتح قلمرو ممالیک دستور داد که واعظان در خطبه ‌ها وی را خادم الحرمین بخوانند.
[۱۵] کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، ج۳، ص۱۹۸، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.
[۱۶] توماس واکر آرنولد، خلافت، ج۱، ص۱۴۲ـ۱۴۵، لندن ۱۹۶۵.

زمانی که در جامع حلب، خطیب برای اولین بار، سلطان سلیم را بدین لقب خواند، او از خوشحالی ردای گرانقیمتش را به وی بخشید.
[۱۷] ژوزف فون هامر ـ پورگشتال، Geschichte DES osmanischen Reiches، ج۲، ص۴۷۶، گراتس ۱۹۶۳.
پس از سلیم اول، سلاطین عثمانی در نامه های رسمی، خطبه ها، کتیبه ‌ها و سکه ها، لقب خادم الحرمین را به کار بردند. این لقب در اواخر دوره عثمانی به عنوان لقب خلیفه به کار برده می‌شد.


برگزیدن لقب خادم الحرمین، که به معنای حکومت بر شهرهای مکه و مدینه بود، موجب افتخار و مباهات ممالیک و عثمانی‌ها بود.


صاحب این لقب در نظر مردم و حتی حکمرانان سرزمینهای دیگر، از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بود.


ابن تغری بِردی
[۱۸] ابن تغری بردی، النجومالزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۱، ص۲، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
در آغاز کتابش النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة یادآور شده که چون سلاطین مصر خادم الحرمین بودند و بر دیگران رجحان داشتند، تصمیم گرفت تاریخ این سرزمین را بنویسد.

حتی تیمور گورکان نیز در نامهای که به سلطان بایزید اول عثمانی نوشته، داشتن این لقب را سبب کمال مباهات و اعظم سعادت دانسته و از این‌که سلاطین مملوک خود را سلطان الحرمین خوانده اند، شکایت کرده است.
[۱۹] احمد فریدون بیگ پاشا، منشآت السلاطین، ج۱، ص۱۳۰، (استانبول) ۱۲۷۴ـ۱۲۷۵.



دفاع از شهرهای مکه و مدینه و نیز دیگر سرزمینهای اسلامی‌از وظایف مهم خادم الحرمین بود. به همین دلیل گاه القاب حامی‌الحرمین یا حامی‌القبلتین و خدیم الحرمین نیز برای این سلاطین به کار می‌رفت.
[۲۰] قلقشندی، ج۶، ص۱۲۴.
[۲۱] قلقشندی، ج۸، ص۸۸.
[۲۲] کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، ج۳، ص۱۹۸، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.



به رسمیت شناختن لقب خادم الحرمین برای سلطان عثمانی، از طرف شریف مکه، اهمیت بسیاری برای عثمانی‌ها داشت و به همین دلیل تلاش می‌کردند با ارسال هدایا، توجه و حمایت شریف را جلب کنند. پس از آن‌که سلطان سلیم قاهره را فتح کرد، شریف مکه مفاتیح کعبه و هدایایی برای سلطان فرستاد و سلطان نیز خدمت حرمین و کفالت مشایخ و فقرای آن شهر را به او سپرد و شریف نیز به نام سلطان خطبه خواند
[۲۳] اولیا چلبی، سیاحت‌نامه اولیاء چلبی‌، ج۱۰، ص۱۱۶ـ۱۱۷.
[۲۴] اولیا چلبی، سیاحت‌نامه اولیاء چلبی‌، ج۱۰، ص۱۲۴ـ۱۲۵.
[۲۵] احمد بن لطف اللّه منجم باشی، صحائف الاخبار، ج۳، ص۵۶۷، (ترجمه ترکی)، ج ۳، (استانبول) ۱۲۸۵.
[۲۶] ژوزف فون هامر ـ پورگشتال، Geschichte DES osmanischen Reiches، ج۲، ص۵۲۰ـ۵۲۲، گراتس ۱۹۶۳.



جانشین و پسر سلیم، سلطان سلیمان نیز پس از جلوس در ۹۲۶ نامه ای به شریف مکه نوشت و از او خواست برای پدرش، که خادم بیت اللّه الحرام بود، در حرم مکه و در مدینه نماز بخواند و دعا کند.
[۲۷] احمد فریدون بیگ پاشا، منشآت السلاطین، ج۱، ص۵۰۰ـ۵۰۱، (استانبول) ۱۲۷۴ـ۱۲۷۵.



تأمین رفاه و آسایش اهالی مکه و مدینه و ایجاد بن اهای عام المنفعه در این شهر‌ها و نیز تعمیر خانه کعبه، وظیفه ای افتخارآمیز برای خادم الحرمین به شمار می‌رفت.
[۲۸] ایوب صبری پاشا، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرةالعرب، ج۲، ص۶۷۳، اشرف علی ترجمت‌ها محمد حرب، قاهره ۱۴۲۴/ ۲۰۰۴.

هدایای نقدی و غیرنقدی که خادم الحرمین سالانه برای ساکنان این دو شهر می‌فرستاد صُرّه همایون خوانده می‌شد. همچنین، تهیه و ارسال پوشش خانه کعبه از افتخارات خادم الحرمین بود که هر سال در ماه رجب و شوال صورت می‌گرفت و با کاروان عظیمی‌به نام محمل به مکه فرستاده می‌شد.


پس از جدا شدن مکه و مدینه از قلمرو عثمانی نیز این لقب برای عثمانی‌ها به کار می‌رفت. عبدالمجید که از سوی مجلس ترکیه به عنوان خلیفه برگزیده شد، لقب خادم الحرمین الشریفین داشت.


با الغای خلافت در ۱۳۰۳ش/۱۹۲۴ این لقب نیز ملغا گردید تا این‌که ملک فهد پادشاه عربستان سعودی در ۱۳۶۴ش/۱۹۸۶، خود را خادم الحرمین الشریفین، خواند.
[۲۹] مصطفی عبدالکریم خطیب، معجم المصطلحات و الالقاب التاریخیة، ج۱، ص۱۵۶، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.



(۱) ابن تغری بردی، النجومالزاهره فی ملوک مصر و القاهره، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
(۲) ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
(۳) ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان.
(۴) ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب.
(۵) اولیاچلبی.
(۶) ایمن فؤاد سید، الدولة الفاطمیة فی مصر: تفسیر جدید، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
(۷) مصطفی عبدالکریم خطیب، معجم المصطلحات و الالقاب التاریخیة، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
(۸) السجلات المستنصریة، چاپ عبدالمنعم ماجد، مصر: دارالفکر العربی، ۱۹۵۴.
(۹) ایوب صبری پاشا، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرةالعرب، اشرف علی ترجمت‌ها محمد حرب، قاهره ۱۴۲۴/ ۲۰۰۴.
(۱۰) درویش احمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاریخی، چاپ عالیبیگ، استانبول ۱۳۳۲.
(۱۱) مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
(۱۲) کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.
(۱۳) محمدبک فرید، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، چاپ احسان حقی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۱۴) احمد فریدون بیگ پاشا، منشآت السلاطین، (استانبول) ۱۲۷۴ـ۱۲۷۵.
(۱۵) قلقشندی.
(۱۶) احمد بن لطف اللّه منجم باشی، صحائف الاخبار، (ترجمه ترکی)، ج ۳، (استانبول) ۱۲۸۵.
(۱۷) توماس واکر آرنولد، خلافت، لندن ۱۹۶۵.
(۱۹) ژوزف فون هامر ـ پورگشتال، Geschichte DES osmanischen Reiches، گراتس ۱۹۶۳.


۱. السجلات المستنصریة، چاپ عبدالمنعم ماجد، ج۱، ص۱۹۲، مصر: دارالفکر العربی، ۱۹۵۴.
۲. ایمن فؤاد سید، الدولة الفاطمیة فی مصر: تفسیر جدید، ج۱، ص۲۱۲، قاهره ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۳. مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، ج۱، ص۳۱۸، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
۴. ابن خلّکان، وفیات الاعیان وأنباء أبناء الزمان، ج۵، ص۸۲.
۵. ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، ج۱، ص۳۳۴، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
۶. ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، ج۱، ص۳۸۵، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
۷. قلقشندی، ج۶، ص۴۶.
۸. مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، ج۲، ص۲۸۲، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
۹. ابن حبیب، تذکرةالنبیه فی ایام المنصور و بن یه، ج۱، ص۳۳۴، چاپ محمد محمدامین، قاهره ۱۹۷۶ـ۱۹۸۶.
۱۰. مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد عُلَیمیحنبلی، الاُّنس الجلیل بتاری خالقدس و الخلیل، ج۲، ص۲۸۲، نجف ۱۳۸۸/۱۹۶۸.
۱۱. درویش احمد عاشق پاشازاده، عاشق پاشازاده تاریخی، ج۱، ص۲۰۹، چاپ عالیبیگ، استانبول ۱۳۳۲.
۱۲. ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۸، ص۱۴۵.
۱۳. محمدبک فرید، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة، ج۱، ص۱۹۲ـ۱۹۳، چاپ احسان حقی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۱۴. کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، ج۳، ص۱۹۸، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.
۱۵. کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، ج۳، ص۱۹۸، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.
۱۶. توماس واکر آرنولد، خلافت، ج۱، ص۱۴۲ـ۱۴۵، لندن ۱۹۶۵.
۱۷. ژوزف فون هامر ـ پورگشتال، Geschichte DES osmanischen Reiches، ج۲، ص۴۷۶، گراتس ۱۹۶۳.
۱۸. ابن تغری بردی، النجومالزاهره فی ملوک مصر و القاهره، ج۱، ص۲، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۹۲/ ۱۹۶۳ـ۱۹۷۲.
۱۹. احمد فریدون بیگ پاشا، منشآت السلاطین، ج۱، ص۱۳۰، (استانبول) ۱۲۷۴ـ۱۲۷۵.
۲۰. قلقشندی، ج۶، ص۱۲۴.
۲۱. قلقشندی، ج۸، ص۸۸.
۲۲. کامل غَزّی، کتاب نهرالذهب فی تاریخ حلب، ج۳، ص۱۹۸، چاپ شوقی شعث و محمود فاخوری، حلب ۱۴۱۲ـ۱۴۱۳/ ۱۹۹۱ـ ۱۹۹۳.
۲۳. اولیا چلبی، سیاحت‌نامه اولیاء چلبی‌، ج۱۰، ص۱۱۶ـ۱۱۷.
۲۴. اولیا چلبی، سیاحت‌نامه اولیاء چلبی‌، ج۱۰، ص۱۲۴ـ۱۲۵.
۲۵. احمد بن لطف اللّه منجم باشی، صحائف الاخبار، ج۳، ص۵۶۷، (ترجمه ترکی)، ج ۳، (استانبول) ۱۲۸۵.
۲۶. ژوزف فون هامر ـ پورگشتال، Geschichte DES osmanischen Reiches، ج۲، ص۵۲۰ـ۵۲۲، گراتس ۱۹۶۳.
۲۷. احمد فریدون بیگ پاشا، منشآت السلاطین، ج۱، ص۵۰۰ـ۵۰۱، (استانبول) ۱۲۷۴ـ۱۲۷۵.
۲۸. ایوب صبری پاشا، موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرةالعرب، ج۲، ص۶۷۳، اشرف علی ترجمت‌ها محمد حرب، قاهره ۱۴۲۴/ ۲۰۰۴.
۲۹. مصطفی عبدالکریم خطیب، معجم المصطلحات و الالقاب التاریخیة، ج۱، ص۱۵۶، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «خادم الحرمین»، شماره۶۷۲۵.    






جعبه ابزار