• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حمید بن قحطبه طایی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حُمَیْد بن قَحْطَبَة بن شَبیب طایی، سردار و والی دوره عباسیان در قرن دوم بود.



حمید از ابتدای دعوت عباسی، همواره در کنار پدر و برادرش حسن ‌بن قحطبه، در تلاش برای گسترش و تحکیم این دعوت و سپس خلافت بنی‌عباس بود.
قحطبه از نقبای دوازده‌ ‌گانه دعوت عباسی و از سرداران آن‌ها بود.
حمید و حسن از «نُظَراء النُقَباء» یعنی جانشینان بودند.
حمید در محرّم ۱۳۲ در یکی از جنگ‌های اواخر دوره دعوت عباسی و در آستانه پیروزی بنی‌عباس، همراه پدرش در رویارویی با لشکر ابن ‌هُبَیْره، والی عراق، شرکت داشت.
هنگامی که سپاه قحطبه از رود فرات عبور کرد، قحطبه ناپدید و بنابه قولی در آب فرات غرق شد. پس از آن، لشکر ابن ‌هبیره شکست خورد.
قحطبه به سپاه خود گفته بود که هرگاه مرا از دست دادید، امیر لشکر، حمید و اگر نبود، حسن است.
بر این اساس، لشکریان با حمید بن قحطبه بیعت کردند و حمید چهار شب پس از ناپدید شدن قحطبه، وارد کوفه شد.
[۱] اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۲۱۹، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
[۲] اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۲۲۱، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
[۳] اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۲۵۵، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
[۴] اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۳۷۱، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
[۵] یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۴۳ـ۳۴۵.
حسن ‌بن قحطبه نیز به سپاه پدر پیوست و همراه آنان وارد کوفه شد.
قبل از رسیدن سپاه به کوفه، محمد بن خالد بن عبداللّه قَسری در کوفه قیام کرد و مردم را به طرفداری از عباسیان برانگیخت و حاکم شهر را که از طرف ابن ‌هبیره منصوب شده بود، بیرون کرد.
حسن ‌بن قحطبه برای جنگ با ابن ‌هبیره، به سوی واسط رفت و او را محاصره کرد. حمید نیز برای سرکوبی گروه دیگری از امویان رهسپار مداین شد.
هنگامی که ابوالعباس سفّاح بر تخت خلافت نشست، یحیی ‌بن جعفر بن تمّام را به یاری حمید به مداین فرستاد.
[۷] اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۳۷۷، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
[۸] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۰۴ـ۴۰۶.

پس از مرگ سفّاح، برادرش ابوجعفر منصور به خلافت رسید، اما عموی سفّاح،عبداللّه ‌بن علی به مخالفت برخاست و ادعای خلافت کرد. حمید بن قحطبه و جماعتی از فرماندهان با وی بیعت کردند و حمید بن قحطبه زمام امور او را به دست گرفت، ولی عبداللّه ‌بن علی به حمید بن قحطبه بدگمان شد و تصمیم گرفت او را از میان بردارد. بنابراین، او را به حکومت حلب منصوب کرد و نامه‌ای به او داد تا به زُفَر بن عاصم، حاکم حلب، برساند. عبداللّه در آن نامه دستور قتل حمید را به حاکم حلب داده بود. حمید بن قحطبه در بین راه نامه را گشود و چون از نقشه عبداللّه‌ بن علی آگاه شد، با عده بسیاری از یاران خود از راه رُصافه به عراق رفت.
او در پی جدایی از عبداللّه‌ بن علی، به نزد ابومسلم رفت و این مطلب بر عبداللّه ‌بن علی گران آمد و ترسید که دیگر فرماندهان خراسان نیز چنان کنند.
حمید بن قحطبه و ابومسلم خراسانی به یاری حسن ‌بن قحطبه که فرمانده دست راست سپاه ابومسلم بود، برای سرکوبی عبداللّه ‌بن علی به نصیبین لشکر کشیدند و عاقبت او شکست خورد و به بصره گریخت.
[۱۰] یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۶۴ـ۳۶۶.
[۱۱] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۷، ص۴۷۴ـ۴۷۸.

در سال ۱۳۷، مُلَبَّد بن حَرْمَله شیبانی با شعار «لاحُکمَ الّالِلّه»، در ناحیه جزیره قیام کرد و چندین ‌بار لشکریان عباسی را شکست داد. حمید بن قحطبه که در آن زمان امیر جزیره بود، به سوی او لشکر کشید اما شکست خورد و ناگزیر به پرداخت صدهزار درهم به ملبّد شد.
حمید و حسن‌ بن قحطبه در زمینه‌سازی برای قتل ابومسلم نیز بی‌تأثیر نبودند و با سخنان خود، بر بدگمانی منصور عباسی به ابومسلم افزودند.
[۱۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۷، ص۴۸۱.
[۱۵] میرخواند، ج۳، ص۳۹۸.

در سال ۱۴۲، حمید بن قحطبه به امارت مصر منصوب شد اما در سال بعد، از این سمت معزول گردید.
[۱۶] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۱۰.
[۱۷] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۱۲.
[۱۸] محمد بن یوسف کندی، ولاة مصر، ج۱، ص۱۳۲ـ۱۳۳، چاپ حسین نصّار، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
[۱۹] ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۱، ص۳۴۹، قاهره (۱۳۸۳) ـ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
[۲۰] ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۲، ص۱، قاهره (۱۳۸۳) ـ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
با این حال، حمید بن قحطبه همچنان به عنوان فرماندهی وفادار در تحکیم خلافت عباسی کوشید.
وی در سال ۱۴۵ فرمانده مقدمه سپاهی بود که به سرداری عیسی ‌بن موسی هاشمی، برای سرکوب کردن قیام محمد بن عبداللّهبن حسن، معروف به نفس زکیّه، به مدینه فرستاده شد.
[۲۱] ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۷۸، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
از سوی دیگر، ابراهیم‌ بن عبداللّه نیز هم‌زمان با برادرش در بصره خروج کرد و سپس آهنگ جنگ با منصور عباسی نمود.
منصور در مأموریتی دیگر، عیسی ‌بن موسی را به همراهی حمید بن قحطبه و با سپاهی بسیار مأمور سرکوبی ابراهیم کرد. در جنگی سخت که در قریه باخَمری روی داد، لشکر ابراهیم شکست خورد و وی کشته شد.
[۲۳] یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۷۶ـ۳۷۸.

منصور در ۱۵۱ حمید بن قحطبه را والی خراسان کرد.


وی تا ۱۵۹ که در خراسان درگذشت، همچنان در این مقام بود.


(۱) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ.
(۲) ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهره (۱۳۸۳) ـ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
(۳) ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
(۴) ابن‌قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
(۵) اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
(۶) طبری، تاریخ (بیروت).
(۷) محمد بن یوسف کندی، ولاة مصر، چاپ حسین نصّار، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
(۸) میرخواند.
(۹) یعقوبی، تاریخ.


۱. اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۲۱۹، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
۲. اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۲۲۱، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
۳. اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۲۵۵، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
۴. اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۳۷۱، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
۵. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۴۳ـ۳۴۵.
۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۰۳.    
۷. اخبارالدولة العباسیة و فیه‌اخبار العباس و ولده، چاپ عبدالعزیز دوری و عبدالجبار مطلبی، ج۱، ص۳۷۷، بیروت: دارالطلیعة للطباعة و النشر، ۱۹۷۱.
۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۰۴ـ۴۰۶.
۹. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۱۶.    
۱۰. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۶۴ـ۳۶۶.
۱۱. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۷، ص۴۷۴ـ۴۷۸.
۱۲. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۶۴۴۶۵.    
۱۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۸۲.    
۱۴. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۷، ص۴۸۱.
۱۵. میرخواند، ج۳، ص۳۹۸.
۱۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۱۰.
۱۷. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۱۲.
۱۸. محمد بن یوسف کندی، ولاة مصر، ج۱، ص۱۳۲ـ۱۳۳، چاپ حسین نصّار، بیروت ۱۳۷۹/۱۹۵۹.
۱۹. ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۱، ص۳۴۹، قاهره (۱۳۸۳) ـ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
۲۰. ابن‌تغری بردی، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، ج۲، ص۱، قاهره (۱۳۸۳) ـ۱۳۹۲/ (۱۹۶۳) ـ ۱۹۷۲.
۲۱. ابن‌قتیبه، المعارف، ج۱، ص۳۷۸، چاپ ثروت عکاشه، قاهره ۱۹۶۰.
۲۲. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۴۷۵۴۹.    
۲۳. یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۷۶ـ۳۷۸.
۲۴. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۵، ص۲۹۰، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵۱۴۲۱/ ۱۹۹۵۲۰۰۱.    
۲۵. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۶۰۸.    
۲۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۷-۳۸.    
۲۷. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۴۱.    



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حمید بن قحطبه»، شماره۶۵۷۹.    






جعبه ابزار