(واذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم واشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیامة انا کنا عن هذا غافلین)؛ "و هنگامی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهی دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این (امر) غافل بودیم ".
این آیه به "توحید فطری" و وجود ایمان به خدا در اعماق روح آدمی اشاره دارد و از پیمانی خبر میدهد که میان خداوندسبحان و فرزندان آدم برقرار شده است. از جزئیات این پیمان، در متن این آیه چیزی نیامده است؛
ولی مفسران با استفاده ازروایات، نظراتی را مطرح کردهاند که مهمترین آنها این است که منظور ازعالمذر، عالم استعدادها و منظور از پیمان، پیمان فطرت، تکوین و آفرینش است؛ به این معنا که هنگام خروج فرزندان آدم (به صورت نطفه) ازصلبپدران به رحممادران که در آن هنگام ذراتی بیش نیستند، خداوند، استعداد و آمادگی برای حقیقتتوحید را هم در نهاد و فطرتشان به صورت یک حس درون ذاتی، و هم در عقل و خردشان به صورت یک حقیقت خودآگاه به ودیعه گذاشته است.
بنابراین، همه بشر دارای روح توحیدند، و پرسش خداوند از آنها، به زبان تکوین و آفرینش، و پاسخ آنها نیز به همین زبان است. این گونه تعابیر کنایی و زبان حال در گفت و گوهای روزانه و نیز در سخنان ادیبان و خطبای عرب و غیر آن و همچنین در آیاتقرآن کریم یافت میشد.