• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مطلوبیت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



واژه مطلوبیت (به انگلیسی: Utility) به معنای فایده و سودمندی است. به بیان دیگر، عبارت است از رضایت مصرفکننده که از مصرف کالا و خدمات حاصل می‌شود. در واقع کلمهٔ کلیدی مطلوبیت رضایت است نه سودمندی. و به مطلوبیت کل (Utility Total) و مطلوبیت نهایی (اضافی) (Marginal Utility) تقسیم می‌شود.



واژه Utility به معنای فایده و سودمندی است که در فارسی اکثراً به «مطلوبیت» ترجمه می‌شود؛ البته از لحاظ لغوی نادرست و از نظر معنا نامتناسب است؛ اما چون دو واژه فایده و سودمندی در متون اقتصادی در معنای دیگری رواج دارند برای اینکه ذهن خواننده را دچار سردرگمی نکند، بهتر است از همان واژه مطلوبیت به جای Utility استفاده شود.
[۱] لیپسی، ریچاردجی و‌هاربری، کالیب، اصول علم اقتصاد۱، ارشاد فکری، نیکا، ص۸۸.

فیلسوف انگلیسی جرمی بنتهام (۱۷۴۸-۱۸۳۱) اولین کسی بود که این واژه را در معنای مصطلح خود به کار برد. البته اقتصاددانانی چون گوسن (۱۸۵۴)، جونز(۱۸۷۱)، والراس (۱۸۷۴)، اجورث (۱۸۸۱)، ایرونیگ فیشر (۱۸۹۲)، ویلفرد پارتو (۱۹۰۶) در تحول این نظریه تلاش‌های شایان تقدیری انجام داده‌اند.
[۲] فرگوسن، جی و پی، گلد، نظریه اقتصاد خرد، محمود روزبهان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۶، چاپ ششم، ج۱، ص۱۹-۲۳.

در مباحث اقتصاد خرد، تقاضا و استخراج منحنی تقاضا اهمیت زیادی دارد. منحنی تقاضا ارتباط مستقیمی با نظریه رفتار مصرفکننده دارد، اگر رفتار مصرفکننده به خوبی تجزیه و تحلیل شود می‌توان درک صحیحی از تقاضا بدست آورد. مصرفکننده برای انتخاب، از مقیاس ترجیحات استفاده می‌کند. به این معنا که کالاهای و خدمات مختلف در نزد مصرفکننده از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند.
مصرفکننده در هنگام مصرف با استفاده از مقیاس رجحان، کالاها و خدمات را رتبه‌بندی کرده و همیشه برترین‌ها را جهت حداکثر کردن رضایت خاطر خود انتخاب می‌کند. نظریه رفتار مصرفکننده صحت و سقم نظریه ترجیحات و ثبات انتخاب را آزمون و بررسی کرده و علت ترجیح کالای A بر کالای B را تبیین می‌کند.
[۳] کالوو، پیتر و ژئوفری، داک، اقتصاد خرد، ارباب، تهران، ۷۴، علامه طباطبایی، ص۵۷.
مطلوبیت و منحنی‌های بی‌تفاوتی روش‌هایی هستند که تئوری رفتار مصرف کننده را بیان می‌کنند.


هر مصرفکننده به خاطر مصرف کالاها را گزینش می‌کند و هنگامی که آنرا مصرف می‌کند از مصرف آن لذت می‌برد این نوع رضایتمندی‌ای که مصرفکننده از مصرف کالا بدست می‌آورد در نظریه مطلوبیت با یک واحد فرضی به نام "یوتیل"‌اندازه‌گیری می‌شود؛ که در بیان علت انتخاب و نحوه تقاضا موثر است. این رضایت خاطری که از مصرف کالا و خدمات نصیب مصرفکننده می‌گردد مطلوبیت نامیده می‌شود.
[۴] لفت ویچ، ریچارد اچ، سیستم قیمت‌ها و تخصیص منابع تولیدی، میرنظام سجادی، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۶، چاپ هفتم، ص۶۵.

این نظریه در واقع به دنبال ریاضی کردن مفهوم مصرف است که با استفاده از آن به استخراج منحنی تقاضا می‌پردازد؛ البته مصرف را با واحدهای فرضی می‌سنجند؛ زیرا نمی‌توان میان مطلوبیت مصرف میخ، بستنی و بنزین، واحد مشترکی تعریف کرد.


مطلوبیت کل (Utility Total) به مطلوبیت حاصل از کل کالاهای مصرف شده اطلاق می‌گردد؛ اگر مطلوبیت مصرف یک لیوان معادل ۱۰۰ واحد و دو لیوان معادل ۱۴۰ واحد و سه لیوان معادل ۱۷۰ واحد مطلوبیت برای ما داشته باشد در هر مرحله ما به مطلوبیت کل رسیده‌ایم و با مصرف ۳ لیوان معادل ۱۷۰ واحد مطلوبیت داریم هر قدر واحدهایی از یک کالا که مورد مصرف فرد در واحد زمان قرار می‌گیرد بیشتر باشد، مطلوبیت کلی که بدست می‌آید نیز بیشتر است.
مطلوبیت نهایی (اضافی) (Marginal Utility)، عبارت از آن مقدار مطلوبیتی است که بر اثر تغییر در مصرف کالائی مشخص به میزان یک واحد، طی دوره‌ای از زمان حاصل می‌گردد. یعنی اگر مطلوبیت کل حاصل از مصرف n مقدار کالایی معین را با TUn و مطلوبیت کل حاصل از مصرف n-۱ مقدار از همان کالا را طی همان دوره زمانی با TUn-۱ نمایش دهیم مطلوبیت اضافی ما عبارت خواهد بود از: TUn-TUn-۱.
[۵] لیپسی، ریچاردجی و‌هاربری، کالیب، اصول علم اقتصاد۱، ارشاد فکری، نیکا، ص۸۸.
در مثال لیوان سوم معادل (۳۰=۱۴۰-۱۷۰) یعنی ۳۰ واحد به مطلوبیت لیوان دوم افزوده شده است (مطلوبیت اضافی لیوان سوم، معادل ۳۰ واحد است). اکثر مترجمین واژه Marginal در کلمه Marginal Utility را به نهائی ترجمه کرده‌اند که به نظر برخی مترجمین باید به اضافی ترجمه می‌شده است.


یک قرن پیش وقتی اقتصاددانان در مورد مطلوبیت نظر دادند، قانون مطلوبیت نهائی نزولی را هم تشریح کردند. وقتی فردی، از یک کالایی بیشتر استفاده می‌کند میزان مطلوبیت اضافی (نهائی) وی کاسته می‌شود. علت این است که با مصرف بیشتر گرچه مطلوبیت کل به صورت کند افزایش می‌یابد؛ اما رضایت مصرفکننده از آن کالا کمتر می‌گردد.
[۶] ساموئلسن، پل و‌هاوس، نورد، اصول علم اقتصاد، مرتضی محمدخان، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴، ج‌اول، ص۱۶۵.

برای وضوح بیشتر به نمودارهای زیر توجه کنید. در نمودار الف، با مصرف کالا مطلوبیت به نقطه A رسیده و سپس سقوط می‌کند. نقطه A که مصرفکننده تمایلی به مصرف واحد اضافی ندارد، نقطه اشباع با سیری نامیده می‌شود. مطلوبیت‌های اضافی در نمودار ب نشان دهنده قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی (Law of Diminishing Marginal Utility) است.


ویلیام استانلی جونز (۱۸۳۵-۱۸۸۲) از جمله اقتصاددانان نئوکلاسیک است که مفهوم مطلوبیت بتنهام را که در شکل کاملاً متفاوتی نسبت به کاربرد امروزی او بود بسط داد؛ تا توضیح رفتار مصرف‌کنندگان را بیابد. جونز فکر می‌کرد که نظریه اقتصادی، محاسبه خوشی و رنج است. وی نشان داد که افراد عاقل، تصمیمات مصرفی خود را بر اساس مطلوبیت نهایی حاصل از‌ هر کالا می‌گیرند.
بسیاری از طرفداران فلسفه مطلوبیت‌گرایی قرن ۱۹ اعتقاد به قابل محاسبه بودن مطلوبیت داشتند. امروزه اقتصاددانان نظریه مطلوبیت قابل محاسبه عددی را رد کرده و مطلوبیت ترتیبی (Ordinal Utility) را مطرح می‌کنند که در آن با توجه به ترجیح کالای A به B می‌توان خواص منحنی‌های تقاضای بازار را اثبات کرد.
[۷] ساموئلسن، پل و‌هاوس، نورد، اصول علم اقتصاد، مرتضی محمدخان، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴، ج‌اول، ص۱۶۹.



۱. لیپسی، ریچاردجی و‌هاربری، کالیب، اصول علم اقتصاد۱، ارشاد فکری، نیکا، ص۸۸.
۲. فرگوسن، جی و پی، گلد، نظریه اقتصاد خرد، محمود روزبهان، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۶، چاپ ششم، ج۱، ص۱۹-۲۳.
۳. کالوو، پیتر و ژئوفری، داک، اقتصاد خرد، ارباب، تهران، ۷۴، علامه طباطبایی، ص۵۷.
۴. لفت ویچ، ریچارد اچ، سیستم قیمت‌ها و تخصیص منابع تولیدی، میرنظام سجادی، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۷۶، چاپ هفتم، ص۶۵.
۵. لیپسی، ریچاردجی و‌هاربری، کالیب، اصول علم اقتصاد۱، ارشاد فکری، نیکا، ص۸۸.
۶. ساموئلسن، پل و‌هاوس، نورد، اصول علم اقتصاد، مرتضی محمدخان، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴، ج‌اول، ص۱۶۵.
۷. ساموئلسن، پل و‌هاوس، نورد، اصول علم اقتصاد، مرتضی محمدخان، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۴، ج‌اول، ص۱۶۹.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «مطلوبیت»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۱۱/۲۸.    






جعبه ابزار