• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مریم (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





مَرْيَم (به فتح میم و سکون راء و فتح یاء) از واژگان قرآن کریم به معنی دختر عمران، مادر عيسى (عليه‌السّلام)، زنی كه قرآن به پاكى او شهادت‌ داده است. نامش سى و چهار بار در كلام اللّه مجيد ذکر شده است.



مَرْيَم دختر عمران، مادر عيسى (عليه‌السّلام)، زنی كه قرآن به پاكى او شهادت‌ داده است.


قسمتى از آن چه قرآن مجيد درباره مريم آورده به قرار ذيل است:

۲.۱ - ولادت‌

زن عمران نذر كرد: خدايا بچّه‌ای كه در شكم دارم در راه تو و در خدمت دين تو خواهد بود، زن اميدوار بود كه آن بچّه پسر باشد، ولى دختر به دنيا آمد، مادرش نام او را مريم گذاشت و او و فرزندش را كه می‌دانست در آينده به وجود خواهد آمد از شرّ شيطان در پناه خدا قرار داد. خداوند اين نذر را قبول فرمود و زير لطف خدایى مريم به بهترين وجهى تربيت شد و خداوند زکریّا (علیه‌السّلام) را بر او كفيل قرار داد.

۲.۲ - كرامات‌

(كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ‌ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ) (هر زمان زكريا وارد محراب او مى‌شد، غذاى مخصوصى در كنار او مى‌ديد. پس از او پرسيد: «اى مريم! اين روزى از كجا نصيب تو شده؟!» گفت: «اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد، بى‌حساب روزى مى‌دهد.»)
(هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ ) (آن جا بود كه زكريا، با مشاهده آن همه شايستگى در مريم، پروردگار خويش را خواند و گفت: «پروردگارا! از سوى خود، فرزند پاكيزه‌اى نيز به من عطا فرما، كه تو دعا را مى‌شنوى.»)
می‌توان از ظهور آيه به دست آورد كه طعام حاضر در نزد مريم مائده آسمانى بوده است كه زكريّا (عليه‌السّلام) با تعجّب می‌پرسد: اين از كجاست؟ مريم جواب می‌دهد: از نزد خدا است. ظاهر آن است كه ديدن اين وضع زكريّا را دلگرم كرده تا از خدا فرزندى بخواهد با آن كه به شهادت (او گفت: «پروردگارا! چگونه ممكن است پسرى براى من باشد، در حالى كه پيرى به سراغ من آمده، و همسرم نازا است؟!» فرمود: «بدين‌گونه خداوند هر كارى را بخواهد انجام مى‌دهد.) همين سوره و آيات اوایل سوره مريم، زكريّا آن روز پير فرتوت و زنش از اوّل عقيم بود. يعنى: اى خدا حالا كه تو به مريم لطف فرموده مائده آسمانى نازل می‌فرمایى مرا نيز با آن كه پير فرتوتم فرزندى عنايت فرما. در روايات هست كه: زكريّا می‌ديد در زمستان ميوه تابستان و در تابستان ميوه زمستان در نزد مريم هست. در احاديث لفظ صريحى نيافتم كه تصريح به مائده آسمانى بودن آن‌ طعام داشته باشد ولى روی هم از آنها استفاده می‌شود و لحن آيه چنان كه گفته شد حاكى از آن است.
زمخشری در کشّاف و بیضاوی در تفسير خود ذيل آيه‌ (قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‌) نقل كرده‌اند: روزى فاطمه (علیها سلام) دو قرص نان و مقدارى گوشت به محضر رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) به هديه آورد، حضرت آن را پس داد و فرمود: دختر عزيزم بگير. فاطمه چون پرده طبق را برداشت ديد پر است از نان و گوشت، متحيّر شد و دانست كه از جانب پروردگار است، حضرت فرمود: «أَنَّى لَكِ هذا؟» اين از كجاست فاطمه در جواب عرض كرد: (مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ)
حضرت فرمود: حمد خدا را كه تو را مانند سيّده زنان بنی اسراییل قرار داد، سپس آن حضرت علی بن ابی طالب، حسن، حسین (عليهم‌السلام) و همه اهل بيتش را جمع كرد تا از آن خوردند، سير شدند و طعام همچنان ماند و فاطمه (عليها‌السلام) به همسايگان نيز از آن طعام هديه كرد. اين روايت با اندكى تفاوت در تفسير عياشى نيز نقل شده است.
(وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ‌ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‌ نِساءِ الْعالَمِينَ‌) (و به ياد آوريد هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خدا تو را برگزيده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برترى بخشيده است.)
(إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ‌ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ‌ مَرْيَمَ‌ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‌) (به ياد آوريد هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‌اى وجود با عظمتى‌ از سوى خود بشارت مى‌دهد كه نامش «مسيح، عيسى پسر مريم» است؛ در حالى كه در دنيا و آخرت، آبرومند؛ و از مقرّبان الهى خواهد بود)
(فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا) ( در اين هنگام، ما روح و فرشته مقرب خود را به سوى او فرستاديم؛ و او در شكل‌انسانى بى‌عيب و نقص، بر مريم ظاهر شد.)
(قالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا ) (مريم سخت ترسيد و گفت: «اگر خدا ترس هستى، من از تو، به خداى رحمان پناه مى‌برم»)
(قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا) (گفت: «من تنها فرستاده پروردگار توام؛ آمده‌ام تا پسر پاكيزه‌اى به تو ببخشم.»)
(قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا) (گفت: «چگونه ممكن است پسرى براى من باشد؟! در حالى كه تاكنون انسانى با من تماس نداشته، و زن آلوده‌اى نبوده‌ام)
(قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا) (گفت: «اين گونه پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است. ما او را مى‌آفرينيم تا او را براى مردم نشانه‌اى قرار دهيم؛ و رحمتى باشد از سوى ما؛ و اين امرى است پايان يافته و گفتگو ندارد.»)
آيات صريح‌اند در اين كه: ملائكه مريم را ندا كرده‌اند و او صداى آنها را شنيده و جواب گفته و جواب شنيده‌ است، ايضا فرشته پيش او آمده و او فرشته را ديده و بشارت عيسى را از زبان فرشته شنيده است. و نيز صراحت دارند كه ولادت عیسی (علیه‌السّلام) از قدرت خداوند و به طور غير معمول بوده است.
می‌دانيم كه مريم پيغمبر نبود پس ديدن ملک و شنيدن صداى ملک براى بندگان پاک خداوند ميسّر است در كافى بابى تحت عنوان: امامان محدّث‌اند و مفهم هستند. منعقد كرده و در آن رواياتى درباره اينكه ائمّه كلام ملائكه را مى‌شنوند نقل شده است و در بابى تحت عنوان: ملائكه به منازل ائمه وارد می‌شوند و برای آنها اخبار می‌آورند. رواياتى راجع به اين مضمون نقل كرده است.
اينها هيچ يک مخالف دين نيستند و آيات قصّه مريم چنان كه نقل شد دليل بارز اين مطلب است ايضا در كافى باب مولد الزهراء به سند صحيح از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده‌ «قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلَامُ مَكَثَتْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً وَ كَانَ دَخَلَهَا حُزْنٌ شَدِيدٌ عَلَى أَبِيهَا وَ كَانَ يَأْتِيهَا جَبْرَئِيلُ فَيُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِيهَا وَ يُطَيِّبُ نَفْسَهَا وَ يُخْبِرُهَا عَنْ أَبِيهَا وَ مَكَانِهِ وَ يُخْبِرُهَا بِمَا يَكُونُ بَعْدَهَا فى ذُرِّيَّتِهَا وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَكْتُبُ ذَلِكَ.» روايت صريح است در اينكه جبرئيل محضر حضرت فاطمه (سلام اللّه عليها) می‌آمده و به او از آينده و از حالات پدرش (صلّى اللّه عليه و آله) خبر می‌داده است و امير المؤمنين (عليه‌السّلام) آنها را می‌نوشته است.

۲.۳ - بهتان بر مريم

(وَ بِكُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلى‌ مَرْيَمَ‌ بُهْتاناً عَظِيماً) « و در اثر كفر بنى اسرایيل و اين كه به مريم بهتان بزرگى را نسبت دادند.» طيّباتى را كه بر آنها حلال شده بود حرام كرديم يا به قلوب‌شان مهر زديم ظاهرا متعلّق‌ «بِكُفْرِهِمْ» حرمت طيّبات يا طبع قلوب است.
ظاهرا مراد از بهتان و كفر همان است كه به مريم نسبت زنا داده و گفتند: عيسى را از زنا زاده است در مجمع نقل شده: عيسى به گروهى از يهود گذشت بعضى به بعضى گفتند: ساحر پسر ساحره و زناكار پسر زن زناكار آمد عيسى (عليه‌السلام) چون آن سخن شنيد گفت: خدايا تو پروردگار منى و مرا آفريده‌اى و از جانب خودم به آنها مبعوث نشده‌ام‌. اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ سَبَّنِي وَ سَبَّ وَالِدَتِي خدا دعاى عيسى را مستجاب كرد و آنها را مسخ نمود و به صورت خوک‌ها در آورد.

۲.۴ - عبادت مريم

(وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ‌ مَرْيَمَ‌ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ...) (و به ياد آوريد آن‌گاه كه‌ خداوند به عيسى بن مريم مى‌گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را به عنوان دو معبود در برابر خداى يكتا انتخاب كنيد؟!»، او مى‌گويد: «منزّهى تو.) آيه چنان كه از آيات ما بعد روشن می‌شود راجع به قيامت است و خدا در قيامت اين سخن را به عيسى (عليه‌السّلام) خواهد فرمود. و روشن می‌شود كه بعد از آن حضرت عده‌اى از نصارى حتى مادرش مريم را نيز معبود گرفته‌اند.
در المیزان از تفسیر آلوسی نقل شده كه گفته: ابو جعفر امامى از بعض نصارى نقل كرده كه در گذشته قومى بودند به نام مريميّه، عقيده داشتند كه مريم خدا و معبود است. و از المنار نقل كرده: امّا عبادت مريم مادر عيسى در كليساهاى شرق و غرب بعد از قسطنطين (كنستانتين) مورد اتفاق همه بود سپس فرقه پروتستان كه بعد از اسلام به وجود آمد عبادت مريم را انكار كردند و لغو نمودند. آنگاه شواهد و نمونه‌هایى در اين زمينه از المنار نقل كرده است.


مریم سى و چهار بار در كلام اللّه مجيد مذكور می‌باشد.


۱. قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج۶، ص۲۵۱.    
۲. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، دار القلم، ج۱، ص۷۶۶.    
۳. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-الحسینی، ج۶، ص۷۷.    
۴. آل عمران/سوره۳، آیه۳۵-۳۷.    
۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۷۴.    
۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۷۲.    
۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۴.    
۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۵۲.    
۹. آل عمران/سوره۳، آیه۳۷.    
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۴.    
۱۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۷۴.    
۱۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۷۲.    
۱۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۴.    
۱۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۵۲.    
۱۵. آل عمران/سوره۳، آیه۳۸.    
۱۶. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۵.    
۱۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۷۵.    
۱۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی،ج۳، ص۲۷۴.    
۱۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۶.    
۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۵۵.    
۲۱. آل عمران/سوره۳، آیه۴۰.    
۲۲. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۵.    
۲۳. زمخشری، کشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، ص۳۵۸.    
۲۴. بیضاوی، تفسیر البیضاوی (انوار التنزیل واسرار التاویل)، ج۲، ص۳۴.    
۲۵. آل عمران/سوره۳، آیه۳۷.    
۲۶. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۴.    
۲۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۷۴.    
۲۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۷۲.    
۲۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۴.    
۳۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۵۲.    
۳۱. عیاشی، محمدبن مسعود، تفسیرعیاشی، ج۱،ص۱۷۱.    
۳۲. آل عمران/سوره۳، آیه۴۲.    
۳۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ج۱، ص۵۵.    
۳۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۸۸.    
۳۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۹۴.    
۳۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۹۰.    
۳۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۶۵.    
۳۸. آل عمران/سوره۳، آیه۴۵.    
۳۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۵.    
۴۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۸۹.    
۴۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۹۹.    
۴۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۹۴.    
۴۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۷۲.    
۴۴. مریم/سوره۱۹، آیه۱۷.    
۴۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۶.    
۴۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۳۵.    
۴۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۴۵.    
۴۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۱۰.    
۴۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۵۴.    
۵۰. مریم/سوره۱۹، آیه۱۸.    
۵۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۶.    
۵۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۱.    
۵۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۵۳.    
۵۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۱۱.    
۵۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۵۵.    
۵۶. مریم/سوره۱۹، آیه۱۹.    
۵۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۶.    
۵۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۱.    
۵۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۵۳.    
۶۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۱۱.    
۶۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۵۵.    
۶۲. مریم/سوره۱۹، آیه۲۰.    
۶۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۶.    
۶۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۱.    
۶۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۵۴.    
۶۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۱۱.    
۶۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۵۵.    
۶۸. مریم/سوره۱۹، آیه۲۱.    
۶۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۶.    
۷۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۴۲.    
۷۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۴، ص۵۴.    
۷۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۱۶.    
۷۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۵۹.    
۷۴. نساء/سوره۴، آیه۱۵۶.    
۷۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۳۲.    
۷۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۲۱۶.    
۷۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۳۲.    
۷۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۱۳۱.    
۷۹. مائده/سوره۵، آیه۱۱۶.    
۸۰. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۲۷.    
۸۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۲۴۱.    
۸۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۳۴۷.    
۸۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۵۹.    
۸۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۲۴۶.    
۸۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۲۴۳.    
۸۶. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج ۷، ص ۲۱۹.    



قرشی بنایی، علی اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «مریم»، ج۶، ص۲۵۱.    






جعبه ابزار