• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سَکَر (لغات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





سَكَر: (تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً)
در اين‌جا «سَكَر» يعنى مسكر و شرابى را كه از انگور و خرما مى‌گرفتند. درست در مقابل رزق حسن قرار داده، و آن را يک نوشيدنى ناپاک و آلوده شمرده است. درست است كه‌ «سَكَر» در لغت معانى مختلفى دارد، ولى در اينجا به معناى مسكرات و مشروبات الكلى است، و معناى مشهور آن همين است.



ترجمه و تفاسیر آیات مربوط با سَکَر:

۱.۱ - آیه ۶۷ سوره نحل

(وَ مِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَ الأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) (و از ميوه‌هاى درختان خرما و انگور، مسكرات ناپاک و روزى خوب و پاكيزه مى‌گيريد؛ در اين، نشانه روشنى است براى گروهى كه مى‌انديشند.)
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: راغب در مفردات گفته: سكر - به ضمه سين- آن حالتى را گويند كه عارض‌ بر انسان و عقل انسان مى‌شود، و ميان عقل آدمى و خود او حايل مى‌گردد- تا آن‌جا كه مى‌گويد- سكر - به فتحه سين و كاف- آن چيزى است كه براى آدمى سكر مى‌آورد، چنان‌چه خداى تعالى فرموده: (تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً)
در مجمع البيان گفته: سكر در لغت بر چهار وجه آمده: اول: به معناى هر شرابى كه سكرآور باشد. دوم: هر طعامى كه طعم داشته باشد. سوم: سكون است، و به همين جهت مى‌گويند: ليلة ساكرة- شبى آرام . چهارم: مصدر است وقتى مى‌گويى سكر فلان سكرا يعنى فلانى حيران شد حيران شدنى، و از همين باب است تسكير كه به معناى تحيير يعنى حيران كردن است. در قرآن كريم هم آمده:(سُكِّرَتْ أَبْصارُنا) يعنى حيران شد ديدگان ما. ظاهرا اصل در معناى اين كلمه زوال عقل بخاطر استعمال چيزى است كه عقل را زايل مى‌كند، و بقيه معانى كه برايش ذكر كرده‌اند به نوعى استعاره يا توسع، از آن معنا گرفته شده است. (دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان: )

۱.۲ - آیه ۱۹ سوره ق

(وَ جَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ) (و سرانجام، سكرات مرگ حقيقت را پيش چشم او مى‌آورد و گفته مى‌شود: اين همان چيزى است كه تو از آن مى‌گريختى.)
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید: مراد از سكره و مستى موت، حال نزع و جان كندن آدمى است، كه مانند مستان‌ مشغول به خودش است، نه مى‌فهمد چه مى‌گويد و نه مى‌فهمد اطرافيانش در باره‌اش چه مى‌گويند. اگر آمدن سكره موت را مقيد به قيد حق كرد، براى اين است كه اشاره كند به اينكه مساله مرگ جزء قضاهاى حتمى است كه خداى تعالى در نظام عالم رانده، و از خود مرگ غرض و منظور دارد. (دیدگاه شیخ طبرسی در مجمع البیان:)


۱. نحل/سوره۱۶، آیه۶۷.    
۲. ق/سوره۵۰، آیه۱۹.    
۳. مائده/سوره۵، آیه۹۱.    
۴. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۴۱۶.    
۵. طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۳، ص۳۳۴.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۵، ص۹۲.    
۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۳۱۸.    
۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۲۶۳.    
۹. نحل/سوره۱۶، آیه۶۷.    
۱۰. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۷۴.    
۱۱. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۴۱۶.    
۱۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۴۱۸.    
۱۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۲۸۹.    
۱۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۸.    
۱۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۷۲.    
۱۶. ق/سوره۵۰، آیه۱۹.    
۱۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۱۹.    
۱۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۵۲۱.    
۱۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۳۴۸.    
۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۲۴۶.    
۲۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۱۷.    



شیرازی، ناصر، لغات در تفسیر نمونه‌، برگرفته از مقاله «سَکَر»، ص۲۹۴.    






جعبه ابزار