• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ابن‌ملجم عبدالرحمان مرادی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابن‌ملجم عبدالرحمان مرادی
نسب‌شناسی
نام عَبدالرّحمن بن عمرو بن مُلْجَم مُرادی
نسب مرادی
قبیله قبیله مراد
از خوارج نهروان، قاتل امام علی (علیه‌السلام)

اِبْن‌مُلْجَم، عبدالرحمان مرادی (م ۴۰ق/۶۶۱م)، مردی از خوارج و قاتل امام اول شیعیان امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه‌السلام) می‌باشد.



بلاذری به نقل از کلبی او را عبدالرحمان بن عمرو بن ملجم خوانده است. گفته‌اند تبار وی به اعراب حمیری می‌رسد. ابن ملجم از قبیله مراد بود که با بنی جبّله از قبیله کنده هم پیمان بودند.
برخی نیز او را از قبیله تجوب، یکی از قبایل حمیری و هم پیمان قبیله مراد خوانده‌اند،
[۳] ابن حبیب، محمد، اسماء المغتالین، ج۱، ص۱۶۰.
اما بلاذری گوید که تجوب جد او بوده است.


از زندگی ابن ملجم اطلاع روشنی در دست نیست، زیرا نامش تنها در آخرین روزهای زندگی و در نتیجه به شهادت رساندن علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) زبانزد شد. قدر مسلم این است که ابن ملجم از پیروان حضرت علی (علیه‌السلام) بود که پس از ماجرای حکمیت در جنگ صفین به خوارج پیوست.
ابن‌حجر عسقلانی گوید که او جاهلیت را درک کرده است، همو از قول ابوسعید بن یونس در تاریخ مصر، آورده است که ابن ملجم در گشودن مصر شرکت داشت. عمرو بن عاص، فرمانروای مصر، وی را که از سواران و قاریان بود و قرائت قرآن را از معاذ بن جبل آموخته بود، از مقربان و همراهان خود قرار داد.
گفته‌اند هنگامی که عمرو بن عاص از خلیفه عمر درباره مشکلات قرآن یاری خواست، عمر طی نامه‌ای به وی فرمان داد که عبدالرحمان ابن ملجم را در کنار مسجد جای دهد تا او قرآن و فقه به مردم بیاموزد، عمرو خانه‌ای را در کنار خانه ابن عدیس به ابن ملجم اختصاص داد.
اگر این دو روایت ابن حجر درست باشد، باید پذیرفت که ابن ملجم هنگام مرگ چندان جوان نبوده است، نیز روشن می‌گردد که وی در قرائت قرآن و معارف دینی آن روزگار چندان مهارت داشت که خلیفه مسلمانان و عمرو بن عاص او را رسماً به کار تعلیم قرآن گماردند.


درباره چگونگی شهادت امام علی (علیه‌السلام) و انگیزه ابن ملجم، روایت مشهوری هست که تمامی مورخان و محدثان با تفاوت‌هایی آن را نقل کرده‌اند.

۳.۱ - روایت ابن‌سعد

به دنبال سرکوبی خوارج در نهروان، ۳ تن از آنان، عبدالرحمان بن ملجم، بُرَک بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بُکَیر تمیمی در مکه گرد آمدند.
نام دو همدست ابن ملجم به گونه‌های مختلف نقل شده است، مثلاً دینوری، آن دو را نزّال بن عامر و عبدالله بن مالک صیداوی نامیده است.
اینان پس از رایزنی برآن شدند که همزمان، علی (علیه‌السلام)، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبدالرحمان کشتن علی (علیه‌السلام) را به عهده گرفت، برک و عمرو نیز تعهد کردند که معاویه و عمرو بن عاص را بکشند، آنگاه هر یک به سوی محل اجرای مأموریت خود رفتند. عبدالرحمان به کوفه آمد و با یارانش از خوارج دیدار کرد، اما هدفش را پنهان نگه داشت.
روزی به تصادف زن زیبارویی به نام قطام دختر شجنة بن عدی (یا اخضر بن شجنه) را که از تیم الرباب بود، دید و به او دل باخت و از او خواستگاری کرد، زن که پدر و برادرش در نهروان کشته شده بودند، این پیشنهاد را پذیرفت و یکی از شرایط ازدواج را کشتن علی (علیه‌السلام) قرار داد، پس از آن عبدالرحمان، شبیب بن بَجَرة اشجعی را دیدار کرد و او را با خود همراه ساخت.
بلاذری گوید: شخصی به نام وردان بن مجالد تمیمی پسر عموی قطام نیز همراه او شد.
در شب سوء قصد عبدالرحمان و شبیب در مسجد بیتوته کردند و چون علی (علیه‌السلام) برای نماز صبح به مسجد آمد، عبدالرحمان با شعار «لله الحکم یا علی لالک: ای علی فرمانروایی از آن خداست نه از آن تو»، شمشیر خود را بر فرق وی فرود آورد، سپس شبیب با شمشیر بر علی (علیه‌السلام) حمله برد، ولی شمشیر او بر طاق فرود آمد، مردم ابن ملجم را دستگیر کردند، اما شبیب گریخت.
با وجود برخی اقوال نادر در مورد تاریخ این واقعه، منابع شیعی ۱۹ ماه رمضان را شب ضربت خوردن آن حضرت دانسته‌اند.

۳.۲ - ابن‌اعثم کوفی

در روایت ابن سعد، که دیگران نیز عمدتاً همان را نقل کرده‌اند، انگیزه ابن ملجم در کشتن علی (علیه‌السلام) انتقام بوده است، اما ابن اعثم کوفی روایت دیگری آورده است که با گزارش پیشین تفاوت بسیار دارد و براساس آن ابن ملجم تنها از سر سودازدگی عاشقانه به کشتن علی (علیه‌السلام) دست یازید.
بنا به نوشته ابن اعثم، پس از جنگ نهروان و پیش از رسیدن علی (علیه‌السلام) به کوفه، ابن ملجم به کوفه وارد شد و خبر کشته‌شدن خوارج را به هوادارانشان داد، او در کوفه به زنی به نام قطام دختر اضبع تمیمی دل باخت و از او تقاضای ازدواج کرد. این روایت کشتن علی (علیه‌السلام) را یکی از شرایط پذیرش ازدواج از سوی قطام برشمرده است.
بنابراین روایت، عبدالرحمان در شب ۲۳ رمضان در خانه قطام به سر برد و شراب نوشید و مست افتاد و چون بانگ اذان صبح برخاست، قطام او را بیدار کرد و به مسجد کوفه فرستاد و سرانجام چون علی (علیه‌السلام) خواست در رکعت دوم به سجده رود، شمشیر ابن ملجم بر سرش فرود آمد.
در این روایت هیچ گونه توطئه سازمان یافته و گروهی دیده نمی‌شود، ابن ملجم نیز بدون انگیزه سیاسی و اعتقادی، و تنها برای دستیابی به وصال زن دلخواهش که در آتش انتقام گرفتن از علی (علیه‌السلام) می‌سوخت، دست به قتل می‌یازد.

۳.۳ - بررسی روایات مختلف

اما روایت مذکور با دیگر منابع تاریخی چندان سازگار نمی‌نماید، ظاهراً اینکه در جریان سوء قصد پای زنی انتقامجو در میان بوده، جای انکار ندارد، اما از یک سو خود این زن به عنوان یکی از زنان متعصب خوارج جلوه می‌کند، به گونه‌ای که مشارکت وی در قتل علی (علیه‌السلام) بیشتر جنبه اعتقادی و فرقه‌ای به خود می‌گیرد، و از سوی دیگر منش ابن ملجم و وابستگی او به خوارج و به ویژه تعصب شدید عقیدتی و ضدیت او با علی (علیه‌السلام) نشان می‌دهد که وی از انگیزه‌ای نیرومند و مستقل برخوردار بوده است.


درباره سرونوشت ابن ملجم چند نقل وجود دارد.

۴.۱ - قول مشهور

پس از شهادت علی (علیه‌السلام) ابن ملجم را برای قصاص نزد حسن بن علی (علیه‌السلام) آوردند و حسن بن علی (علیه‌السلام) او را با یک ضربت شمشیر گردن زد.

۴.۲ - نقل غیر مشهور

در مورد چگونگی کشته شدن ابن ملجم روایتی دیگر حکایت از آن دارد که او را پیش از کشتن مثله کرده، حتی در چشمانش میله گداخته فرو بردند.
اما روایت مذکور با اسناد تاریخی دیگر سازگار نیست، نیز نمی‌توان پذیرفت که فرزندان علی (علیه‌السلام) برخلاف وصیت صریح پدرشان اجازه چنان کاری را داده باشند، شگفت این‌که چنین روایتی حتی در برخی از منابع شیعی راه یافته است.


ظاهراً جسد ابن ملجم در کوفه دفن شد. ابن بطوطه جهانگرد معروف مسلمان که در قرن هشتم هجری، وارد کوفه شده است، می‌نویسد: در سمت غربی قبرستان کوفه، جای بسیار سیاه و تیره‌ای را در میدانگاه سفیدی دیدم، از احوال آن جویا شدم، گفتند که آن گور ابن ملجم شقی است و مردم کوفه هر ساله هیزم می‌آورند و به مدت ۷ روز بر گور او آتش می‌افروزند.
به گفته «محمد سعید طریحی»، عادت برافروختن آتش روی قبر ابن ملجم، در گذشته، همه ساله در ایام شهادت امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) در ماه رمضان، برقرار بوده است، اما امروزه این عادت، به‌طور کامل فراموش شده است، محل آن نیز نزدیک ضلع غربی مسجد سهله قرار داشته و دست‌کم تا چند دهه گذشته، آثار سیاهی خاک آنجا بر اثر آتش‌سوزی، نمایان بوده است.
[۲۴] طريحى، محمدسعيد، العتبات المقدسة فی الکوفة، ص۱۸۱.



اخیراً نظر تازه‌ای درباره خوارج، ابراز شده که با منابع کهن تاریخ مغایر است.

۶.۱ - عقیده سلیمان بن داوود

سلیمان بن داوود، یکی از عالمان اباضی الجزایری در کتاب الخوارج هم انصار الامام علی نظری یکسره دگرگونه درباره خوارج اظهار کرده است.
به اعتقاد وی خوارج نه تنها دشمن علی (علیه‌السلام) نبودند، بلکه از یاران وفادار وی به شمار می‌آمدند، تا جایی که پس از شهادت علی (علیه‌السلام) نیز به وی وفادار ماندند
[۲۵] سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۲۸.
نقشه قتل حضرت علی (علیه‌السلام) را نیز اشعث بن قیس کندی - جاسوس و عامل معاویه در میان یاران علی (علیه‌السلام) - کشید
[۲۶] سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۹۴.
و ابن ملجم را به اجرای آن وادار ساخت.
داستان گرد آمدن ۳ تن از بازماندگان خارجی جنگ نهروان در مکه و طرح قتل ۳ شخصیت یاد شده به کلی بی‌اساس است.
[۲۷] سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۹۵-۱۹۷.

به عقیده سلیمان بن داوود، ابن ملجم از خوارج نبود و حتی از قبیله او نیز کسی خارجی نبود، به نظر این مؤلف، ابن ملجم مانند اشعث از قبیله کنده بوده و عامل خویشاوندی نیز در تأثیر اشعث بر وی دخالت داشته است.
[۲۸] سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۹۴.


۶.۲ - نقد

مؤلف نامبرده ادله قابل ذکری برای اثبات مدعان خود اقامه نکرده است، به ویژه آن‌که ابن ملجم بعدها به مثابه یک قهرمان و مؤمن واقعی مورد تکریم خوارج قرار گرفت و در مدح او شعر نیز گفته شد.
اما این درست است که دست‌کم، اشعث از قتل علی (علیه‌السلام) آگاهی داشته است، در این صورت، می‌توان تصور کرد که اشعث و خوارج با هم نقشه قتل را کشیده باشند، ولی این همدستی، با توجه به دشمنی انکارناپذیر اشعث با خوارج
[۳۰] سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۸۸.
منطقی به نظر نمی‌رسد.


(۱) ابن اعثم کوفی احمد، الفتوح، حیدرآباد دکن، دائرةالمعارف العثمانیة.
(۲) ابن بطوطه، رحله، بیروت، ۱۳۸۴ق/۱۹۶۴م.
(۳) ابن حبیب محمد، اسماءالمغتالین، قاهره، ۱۳۷۴ق/۱۹۴۲م.
(۴) ابن حجر عسقلانی احمد، الاصابة، کلکته، ۱۸۳۵م.
(۵) ابن حجر عسقلانی احمد، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۹-۱۳۳۱ق.
(۶) ابن سعد محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.
(۷) ابن طاووس عبدالکریم، فرحة الغری، نجف، ۱۳۶۸ق.
(۸) ابن قتیبه عبدالله، الامامة و السیاسة، قاهره، ۱۳۸۸ق/۱۹۶۹م.
(۹) ابن منظور، لسان العرب.
(۱۰) ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۳۶۸ق/۱۹۴۹م.
(۱۱) بلاذری احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
(۱۲) دینوری احمد، الاخبار الطوال، به کوشش عبدالمنعم عامر و جمالالدین شیال، بغداد، ۱۳۷۹ق/ ۱۹۵۹م.
(۱۳) سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی، الجزایر، ۱۴۰۳ق.
(۱۴) طبرسی فضل الله، اعلام الوری، به کوشش علی اکبر غفاری، بیروت، ۱۳۹۹ق/ ۱۹۷۹م.
(۱۵) مبرد محمد، الکامل، به کوشش محمد احمد والی، بیروت، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶م.
(۱۶) مجلسی محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
(۱۷) مسعودی، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
(۱۸) یعقوبی احمد، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق/۱۹۶۰م.


۱. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۸۸.    
۲. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۵.    
۳. ابن حبیب، محمد، اسماء المغتالین، ج۱، ص۱۶۰.
۴. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱، ذیل ماده «تجوب».    
۵. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۵۰۷.    
۶. عسقلانی، احمد، الاصابة فی تمییز الصحابة، ج۵، ص۸۵.    
۷. عسقلانی، احمد، لسان المیزان، ج۳، ص۴۴۰.    
۸. عسقلانی، احمد، لسان المیزان، ج۳، ص۴۴۰.    
۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰.    
۱۰. دینوری، احمد، الاخبار الطوال، ج۱، ص۲۱۳.    
۱۱. ابوالفرج اصفهانی، محمد بن حسین، مقاتل الطالبیین، ج۱، ص۱۹.    
۱۲. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۵-۳۶.    
۱۳. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۳.    
۱۴. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۵-۳۷.    
۱۵. مبرد، محمد بن یزید، الکامل فی اللغة و الادب، ج۳، ص۱۴۵-۱۴۷.    
۱۶. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۳۰۹.    
۱۷. کوفی، ابن اعثم، الفتوح، ج۴، ص۲۷۵-۲۸۲.    
۱۸. بلاذری، احمد، انساب الاشراف، ج۲، ص۵۰۵.    
۱۹. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۹-۴۰.    
۲۰. ابن قتیبه، عبدالله، الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۸۱.    
۲۱. ابن طاووس، عبدالکریم، فرحة الغری، ج۱، ص۴۴.    
۲۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۳۰۶.    
۲۳. ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحله، ج۱، ص۱۶۷.    
۲۴. طريحى، محمدسعيد، العتبات المقدسة فی الکوفة، ص۱۸۱.
۲۵. سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۲۸.
۲۶. سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۹۴.
۲۷. سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۹۵-۱۹۷.
۲۸. سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۹۴.
۲۹. مبرد، محمد بن یزید، الکامل فی اللغة و الادب، ج۳، ص۱۲۵.    
۳۰. سلیمان بن داوود، الخوارج هم انصار الامام علی علیه‌السلام، ج۱، ص۱۸۸.



دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابن ملجم مرادی»، ج۴، ص۱۸۱۰.    
زیارت‌گاه‌های عراق، محمدمهدی فقیه بحرالعلوم، مقاله «قبر ابن‌ملجم مرادی»، ج۱، ص۱۴۷.    






جعبه ابزار