• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

گوش

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: گوش


گوش به اندام شنوایی در پستانداران گفته می‌شود.
از آن در باب‌های طهارت، صلات، صوم، حج، عتق، قصاص و دیات سخن گفته‌اند.

فهرست مندرجات

۱ - احکام مرتبط
       ۱.۱ - طهارت
       ۱.۲ - صلات
       ۱.۳ - صوم
       ۱.۴ - حج
       ۱.۵ - نکاح
       ۱.۶ - عتق
       ۱.۷ - قصاص
       ۱.۸ - دیات
۲ - پانویس
۳ - منبع


احکام گوش در باب‌هایی از فقه بیان شده است.

۱.۱ - طهارت

داخل کردن کافور در گوش، چشم و بینی میت مکروه است.
از آداب تلقین میت، نزدیک کردن دهان تلقین کننده به گوش مـیـت هنگام تلقین گفتن است.
در غسل، شستن ظاهر اعضا کفایت می‌کند و شستن آن قسمت از داخل گوش و بینی که دیده نمی‌شود، لازم نیست؛ لیکن به تصریح برخی، شستن آن قسمت از داخل گوش و بینی که دیده می‌شود، لازم است.

۱.۲ - صلات

مستحب است اذان‌گو هنگام اذان گفتن، انگشت خود را در دو گوش خود قرار دهد.
به قول مشهور، مستحب است نمازگزار هنگام تکبیر دست‌هایش را تا محاذی نرمی گوش‌ها یا صورت و یا فرورفتگی گلو (جای نحر) بالا ببرد و بالاتر بردن دست‌ها از گوش‌ها مکروه است. مستحب است هنگام سجده دست‌ها به صورت بسته محاذی گوش‌ها بر روی زمین باشد.
گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ نوزاد در روز تولد و پیش از افتادن ناف او مستحب است. همچنین اذان گفتن در گوش کسی که تندخو شده یا چهل روز گوشت نخورده (زیرا تندخو می‌شود) و نیز در گوش حیوان چموش، مستحب است.

۱.۳ - صوم

به قول مشهور، ریختن دارو در گوش موجب بطلان روزه نمی‌شود.
برخی تصریح به کراهت آن کرده‌اند. در مقابل، برخی قدما قائل به بطلان روزه و وجوب قضای آن شده‌اند.

۱.۴ - حج

ذبح حیوان گوش بریده، هرچند بریدگی‌اش‌ اندک باشد، از قربانی واجب، کفایت نمی‌کند؛ لیکن اگر حیوان، مادرزاد گوش ندارد یا گوشش کوچک است، کفایت می‌کند؛ هر چند مکروه است.
برخی در کفایت آن اشکال کرده و احتیاط را در قربانی نکردن چنین حیوانی دانسته‌اند. همچنین اگر گوش حیوان سوراخ یا شکافته باشد و چیزی از آن بریده نشده باشد، کفایت می‌کند؛ هر چند به تصریح برخی، مکروه است.
در اینکه گوش، جزء سر به شمار می‌رود و پوشاندن آن برای مرد در حال احرام حرام است یا نه، مسئله محل اختلاف است.

۱.۵ - نکاح

از آداب و سنن ولادت، سوراخ کردن گوش نوزاد، اعم از پسر و دختر، در هفتمین روز ولادت است.

۱.۶ - عتق

به قول مشهور، بریدن گوش، بینی و دیگر اعضای مملوک توسط مولا حرام است و موجب آزادی قهری وی می‌گردد.

۱.۷ - قصاص

جنایت عمدی بر گوش موجب ثبوت قصاص است و گوش ناشنوا در برابر شنوا، کوچک در برابر بزرگ و بالعکس در قصاص می‌شود. همچنین گوش صحیح در برابر گوش سوراخ شده، در صورتی که سوراخ نقص به شمار نرود، قصاص می‌شود؛ لیکن اگر گوشِ آسیب دیده پارگی یا سوراخی داشته باشد که نقص و عیب محسوب گردد، در قصاص تمامی گوش سالم یا قصاص تا محل شکاف و پارگی در فرد آسیب دیده، اختلاف است. بــرخــی گفته‌اند: تا محل شکاف و پارگی قصاص می‌شود و در باقی مانده ارش ثابت است. برخی دیگر گفته‌اند: با رد دیه شکاف به جانی، تمامی گوش وی قصاص می‌شود. در بعض گوش به نسبت مقدار قطع شده به تمامی گوش، قصاص ثابت است؛ از این‌رو، اگر نصف گوش بزرگ بریده شود و گوش جانی کوچک باشد، نصف گوش او در برابر آن قصاص می‌شود.
چنانچه آسیب دیده، پیش از اقدام به قصاص، گوش خود را پیوند بزند و بهبود یابد، بنابر قول مشهور، قصاص ساقط نمی‌شود و او می‌تواند جانی را قصاص کند. از برخی قدما سقوط قصاص نقل شده است. چنان‌که برخی معاصران نیز قصاص را در این فرض ساقط دانسته‌اند.
اگر جانی پس از قصاص، گوش خود را پیوند بزند و بهبود یابد، آیا آسیب دیده می‌تواند بریدن دوباره آن را مطالبه کند یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. همچنین اگر آسیب دیده پس از قصاص جانی، گوش خود را پیوند زند و خوب شود، آیا جانی می‌تواند ازاله آن را مطالبه کند یا نه؟ مسئله اختلافی است.

۱.۸ - دیات

دیه هر دو گوش، دیه کامل و دیه هر کدام، نصف دیه است و در قطع بخشی از گوش بر حسب نسبت آن به گوش آسیب دیده، دیه توزیع می‌شود. برای نمونه، دیه بریدن یک سوم گوش، ثلث دیه گوش خواهد بود، جز نرمی گوش که دیه تعیین شده دارد و به قول مشهور، ثلث دیه گوش است. بنابر قول برخی، در پارگی گوش، یک سوم دیه ثابت است. برخی، در پارگی نرمی گوش، یک سوم دیه نرمی گوش را ثابت دانسته‌اند.
اگر بر اثر جنایت، گوش چروکیده و خشک (شَل) شود، دیه آن دو سوم دیه گوش است و اگر چنین گوشی قطع شود، دیه‌اش یک سوم دیه گوش خواهد بود.


۱. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۸۲.    
۲. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۴، ص۱۹۷.    
۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴، ص۳۰۵ - ۳۰۶.    
۴. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۲۰.    
۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳، ص۸۴ – ۸۵.    
۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۶۳.    
۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۹، ص۲۲۹ - ۲۳۲.    
۸. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۶، ص۸۲ – ۸۵.    
۹. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۳، ص۱۶۹.    
۱۰. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۴۷۰.    
۱۱. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۵۷۳.    
۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج٩، ص۱۴۸.    
۱۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۵۱ – ۲۵۲.    
۱۴. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۴۱۱.    
۱۵. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱۳، ص۱۴۶.    
۱۶. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج١٠، ص۲۷۰.    
۱۷. ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۸۳.    
۱۸. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۲۶۲.    
۱۹. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۲۶۴.    
۲۰. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج١، ص۴٣٧.    
۲۱. موسوی عاملی، سید محمد، مدارک الاحکام، ج۸، ص٣٢ – ٣٣.    
۲۲. سبزواری، محمدباقر، کفایة الاحکام، ج۱، ص۳۵۰.    
۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۴۵.    
۲۴. حکیم، سیدمحسن، دلیل الناسک، ص۳۷۶.    
۲۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۴۳ - ۱۴۴.    
۲۶. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۴، ص۲۶۶.    
۲۷. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج٢، ص٣١.    
۲۸. محقق سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۳، ص۵۹۹.    
۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۳ - ۳۸۴.    
۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۶۳.    
۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۴، ص۱۹۱-۱۹۲.    
۳۲. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۵، ص۵۰۹ - ۵۱۰.    
۳۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۳۸۵.    
۳۴. خمینی، روح‌الله، تحریر الوسیلة، ج۲، ص۵۴۴.    
۳۵. فاضل لنکرانی، محمد، تفصیل الشریعة (القصاص)، ص۳۸۵ – ۳۸۶.    
۳۶. شیخ طوسی، المبسوط، ج۷، ص۹۲.    
۳۷. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج۲، ص۴۸۰.    
۳۸. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۵، ص۵۱۰.    
۳۹. قطان حلی، محمد بن شجاع، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۲، ص۵۶۶.    
۴۰. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۵، ص۲۷۷.    
۴۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۳۶۴ - ۳۶۵.    
۴۲. خوئی، سیدابوالقاسم، تکملة منهاج الصالحین، ص۹۰.    
۴۳. شیخ طوسی، الخلاف، ج۵، ص۲۰۱.    
۴۴. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج۲، ص۴۸۰.    
۴۵. محقق حلی، شرائع الاسلام، ج۴، ص۱۰۰۸.    
۴۶. علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۳، ص۶۳۹ – ۶۴۰.    
۴۷. قطان حلی، محمد بن شجاع، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۲، ص۵۶۶.    
۴۸. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۵، ص۲۷۷ - ۲۷۸.    
۴۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۲، ص۳۶۴ – ۳۶۶.    
۵۰. خوئی، سیدابوالقاسم، مبانی تکملة المنهاج، ج۲، ص۱۶۱ – ۱۶۲.    
۵۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۰۰ – ۲۰۱.    
۵۲. شیخ طوسی، الخلاف، ج۵، ص۲۳۴.    
۵۳. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۹، ص۳۶۸.    
۵۴. ابن حمزه‌ طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۴۴۶.    
۵۵. صیمری بحرانی، مفلح، تلخیص الخلاف، ج۳، ص۱۶۸.    
۵۶. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۳، ص۳۸۲.    
۵۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۷، ص۱۲۵.    
۵۸. علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۳، ص۶۷۳.    
۵۹. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱۱، ص۳۴۳.    
۶۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۲۰۳.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۷، ص۲۹۷.


رده‌های این صفحه : حج | دیات | صلاة | صوم | طهارت | قصاص | گوش




جعبه ابزار