• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

گاو

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: گاو
مقالات مرتبط: بقر، بقر (مقالات مرتبط).


گاو از حیوانات پستاندار، نشخوارکننده و علف‌خوار، و از مهم‌ترین چارپایان اهلی است.
از آن در باب‌های طهارت، صلات، زکات، حج، تجارت، عاریه، اطعمه و اشربه، لقطه، حدود و دیات سخن گفته‌اند.

فهرست مندرجات

۱ - احکام مرتبط
       ۱.۱ - طهارت
       ۱.۲ - صلات
       ۱.۳ - زکات
       ۱.۴ - حج
       ۱.۵ - تجارت
       ۱.۶ - عاریه
       ۱.۷ - اطعمه و اشربه
       ۱.۸ - لقطه
       ۱.۹ - حدود
       ۱.۱۰ - دیات
۲ - پانویس
۳ - منبع


احکام گاو در باب‌هایی از فقه بیان شده است.

۱.۱ - طهارت

اگر گاو نر در چاه آب بیفتد و بمیرد، تمامی آب چاه کشیده می‌شود و اگر گاو ماده باشد به‌اندازه یک کرّ آب کشیده می‌شود. برخی کشیدن به مقدار یک کرّ را برای هر دو گاو نر و ماده کافی دانسته‌اند. البته در اینکه کشیدن این مقدار آب از چاه واجب است یا مستحب، میان قدما و متاخران اختلاف است.
ادرار و سرگین گاو پاک است.

۱.۲ - صلات

نمازگزاردن در محل نگهداری گاو مکروه است.

۱.۳ - زکات

گاو از چارپایانی است که با فراهم بودن شرایط، زکات به آن تعلق می‌گیرد.
گاو و گاومیش یک جنس به شمار می‌روند و چنانچه مجموع آنها به حد نصاب برسد، زکات واجب می‌شود و دادن هر یک به عنوان زکات از دیگری کفایت می‌کند.

۱.۴ - حج

گاو از چارپایانی است که می‌توان در حج، قربانی کرد و واجب است یکساله باشد؛ چنان‌که مستحب است ماده باشد. همچنین است قربانی مستحب.
[۱۲] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۱۹.

قربانی کردن گاومیش و گاو نر مکروه است. برخی قدما قربانی کردن گاو نر را کافی ندانسته‌اند.
در حج قران، حاجی می‌تواند با انجام دادن عمل تقلید، احرام ببندد. تقلید با افکندن نعل کهنه‌ای که در آن نماز گزارده است، بر گردن گاو یا گوسفندی که به عنوان قربانی آورده، محقق می‌شود.
کشتن گاو وحشی در حال احرام، حرام و موجب ثبوت کفّاره، و کفّاره آن قربانی کردن یک گاو اهلی است؛ لیکن کشتن گاو اهلی جایز است؛ هرچند توحش بر آن عارض شده باشد.
کسی که در حج دو بار به دروغ جدال کند بنابر قول مشهور باید یک گاو به عنوان کفاره قربانی کند؛ چنان‌که کفاره آمیزش با همسر در عمره و خارج شدن منی به سبب نگاه به نامحرم بنابر قول مشهور برای متوسطین یک گاو است. همچنین کفاره قطع درختان بزرگ حرم بنابر قول مشهور، یک گاو می‌باشد.

۱.۵ - تجارت

چنانچه گاو به بیع سلف معامله شود، باید به‌اندازه‌ای که رفع جهالت شود، اوصاف آن در معامله ذکر و مشخص گردد.
اگر کسی به قصد فروش با قیمت بالاتر، گاو شیرده را ندوشد تا پستانش پر از شیر گردد و پرشیر به نظر آید، آنگاه آن را با قیمت بالاتر بفروشد، چنین معامله‌ای مصداق تدلیس و حرام است و برای خریدار خیار ثابت می‌باشد.
گوشت گاو و گاومیش یک جنس به شمار می‌روند و معامله یکی در برابر دیگری به بیشتر یا کمتر، ربا و حرام است. شیر آن دو نیز همین حکم را دارد.

۱.۶ - عاریه

آیا عاریه دادن گـاو بـرای استفاده از شیر آن صحیح است یا باطل؟ مسئله محل اختلاف است.

۱.۷ - اطعمه و اشربه

گاو از حیوانات حلال گوشت و خوردن گوشت آن پس از تذکیه شرعی جایز است.
برخی قدما خوردن گوشت گاومیش را مکروه دانسته‌اند. در روایتی، شیر گاو دوا، چربی آن شفا و گوشت آن درد توصیف شده است؛ از این‌رو، خوردن گوشت آن مکروه است.
مستحب است هنگام ذبح گاو، دست‌ها و پاهایش بسته و دمش رها باشد.
گاوی که عادت به خوردن نجاست (مدفوع) انسان کرده است، گوشت و شیر آن حرام می‌شود و حلال شدن آن منوط به بازداشتن آن از خوردن نجاست و خوراندن علوفه است. مدت استبرا بنابر قول مشهور بیست روز است.

۱.۸ - لقطه

اگر مالک گاو به جهت بیماری یا شکستگی استخوان و مانند آن، گاو را رها کند، چنانچه منطقه فاقد آب و علف برای ادامه حیات حیوان باشد، به قول مشهور، گرفتن حیوان برای دیگری جایز است و گیرنده مالک آن می‌شود، بدون اینکه ضمانتی متوجه او شود.

۱.۹ - حدود

گوشت و نسل گاوی که انسان با آن آمیزش کرده حرام و کشتن و سوزاندن آن واجب است. انسان بالغی که مرتکب چنین عملی شده است، تعزیر می‌گردد.

۱.۱۰ - دیات

در ارتکاب جنایت قتل، در صورت انتخاب گاو به عنوان دیه مقتول، دویست گاو، دیه کامل مرد مسلمان می‌باشد.


۱. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۰۸ - ۲۰۹.    
۲. صیمری بحرانی، مفلح، کشف الالتباس، ص۵۷ – ۵۸.    
۳. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۲، ص۳۸۲ – ۳۸۶.    
۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۸، ص۳۹۴- ۳۹۵.    
۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۶۵.    
۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۸۲- ۸۳.    
۷. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۱، ص۴۷.    
۸. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۱، ص۶۱.    
۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۱۵۱.    
۱۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۳۵-۱۳۶.    
۱۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۱۵۴.    
۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۱۹.
۱۳. محقق حلی، المختصر النافع، ص٩٠.    
۱۴. ابن حمزه‌ طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۱۸۶.    
۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۲۰۵.    
۱۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۱۷۴.    
۱۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۲۰ – ۴۲۴.    
۱۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۳۸۳.    
۱۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۳۸۵.    
۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۲۵-۴۲۸.    
۲۱. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج٣، ص۲۵۰.    
۲۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۴، ص۲۸۵.    
۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۲۶۲.    
۲۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۳۵۵.    
۲۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۳۵۷.    
۲۶. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی (تکملة) ج۱، ص۲۷.    
۲۷. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۴، ص۲۵۸.    
۲۸. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۶، ص۶۶.    
۲۹. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۵، ص۱۴۵.    
۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۲۶۴.    
۳۱. ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۲۷۹.    
۳۲. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۲۵، ص۴۵.    
۳۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۲۷۰-۲۷۱.    
۳۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۱۳۲-۱۳۳.    
۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۲۷۷.    
۳۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۲۲۷.    
۳۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۶۳۶-۶۳۷.    
۳۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۷، ص۲۴۳.






جعبه ابزار