• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کَلْم (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





کَلْم (به فتح کاف و سکون لام) از واژگان قرآن کریم به معنای تاثیری‌ است که با چشم یا گوش درک شود کلام با گوش و کلم (زخم) با چشم درک می‌شود.
مشتقات کلم که در قرآن مجید به کار رفته عبارتند از:
تَکلیم ( به فتح تاء و سکون کاف) و تَکَلُّم ( به فتح تاء و کاف) هر دو به معنی سخن گفتن؛
کَلِمه (به فتح کاف و کسر لام) به چند معنا آمده؛ لفظ و سخن، عیسی (علیه‌السلام) و وعده؛
کَلَمات (به فتح کاف و لام) به دو معنی آمده؛ جمع کلمه و الفاظ و موجودات؛
کَلام (به فتح کاف) به معنی مطلق و دستور؛
کَلِم (به فتح کاف و کسر لام) جمع کلمه است.


فهرست مندرجات

۱ - معنای کَلْم
۲ - کاربردها
       ۲.۱ - تکلیم و تکلم
              ۲.۱.۱ - کَلَّمَ‌ (آیه ۱۶۴ سوره نساء)
              ۲.۱.۲ - یَتَکَلَّمُونَ‌ (آیه ۳۸ سوره نبأ)
       ۲.۲ - کَلِمَه
              ۲.۲.۱ - کَلِمَةَ (آیه ۷۴ سوره توبه)
              ۲.۲.۲ - کَلِمَةً (آیه ۵ سوره کهف)
              ۲.۲.۳ - کَلِمَتُهُ‌ (آیه ۱۷۱ سوره نساء)
              ۲.۲.۴ - بِکَلِمَةٍ (آیه ۴۵ سوره آل عمران)
              ۲.۲.۵ - بِکَلِمَةٍ (آیه ۳۹ سوره آل عمران)
              ۲.۲.۶ - کَلِمَةٌ (آیه ۱۹ سوره یونس)
              ۲.۲.۷ - كَلِمَتُ (آیه ۱۱۵ سوره انعام)
              ۲.۲.۸ - كَلِمَتُ (آیه ۱۳۷ سوره اعراف)
              ۲.۲.۹ - كَلِمَتُ (آیه ۳۳ سوره یونس)
              ۲.۲.۱۰ - كَلِمَةٌ (آیه ۱۱۰ سوره هود)
              ۲.۲.۱۱ - کَلِمَةُ (آیه ۱۹ سوره زمر)
              ۲.۲.۱۲ - کَلِمَةُ (آیه ۲۱ سوره شوری)
              ۲.۲.۱۳ - کَلِمَةً (آیه ۲۸ سوره زخرف)
              ۲.۲.۱۴ - کَلِمَةَ (آیه ۲۶ سوره فتح)
       ۲.۳ - کلمات
              ۲.۳.۱ - کَلِماتٍ‌ (آیه ۳۷ سوره بقره)
              ۲.۳.۲ - لِکَلِماتِ‌ (آیه ۱۰۹ سوره کهف)
              ۲.۳.۳ - کَلِماتُ‌ (آیه ۲۷ سوره لقمان)
              ۲.۳.۴ - بِکَلِماتٍ‌ (آیه ۱۲۴ سوره بقره)
              ۲.۳.۵ - لِکَلِماتِ‌ (آیه ۳۴ سوره انعام)
              ۲.۳.۶ - لِکَلِماتِ‌ (آیه ۶۴ سوره یونس)
       ۲.۴ - کلام
              ۲.۴.۱ - کَلامَ‌ (آیه ۷۵ سوره بقره)
              ۲.۴.۲ - بِکَلامِی‌ (آیه ۱۴۴ سوره اعراف)
       ۲.۵ - کَلِم
              ۲.۵.۱ - الْکَلِمُ‌ (آیه ۱۰ سوره فاطر)
۳ - پانویس
۴ - منبع


کَلْم : راغب می‌گوید: کلم تاثیری‌ است که با چشم یا گوش درک شود کلام با گوش و کلم (زخم) با چشم درک می‌شود «کلّمته» یعنی به او زخمی زدم که اثرش ظاهر شد.
در مجمع فرموده: کلم به معنی زخم است و معنای اصلی آن تاثیر می‌باشد کلم (زخم) اثری است دلالت بر زخمزن دارد و کلام اثری است دلالت بر معنی دارد.
ظاهرا کلام راغب نیز به کلام مجمع راجع است.
در شرح جامی گوید: علّت این تسمیه آن است که کلمه و کلام در نفوس و اذهان اثر می‌کند مانند زخم‌ها که در اجسام اثر می‌کند.
پس منطوق انسان را از آن جهت کلمه و کلام گویند که در اذهان اثر می‌گذارند به واسطه دلالت بر معانی خود است.


به موردی از کَلْم که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ - تکلیم و تکلم

تکلیم و تکلّم هر دو به معنی سخن گفتن است و در اولی مفعول منظور است به خلاف دومی

۲.۱.۱ - کَلَّمَ‌ (آیه ۱۶۴ سوره نساء)

(وَ کَلَّمَ‌ اللَّهُ مُوسی‌ تَکْلِیماً)

      
«خدا با موسی به طور مخصوصی سخن گفت.»


۲.۱.۲ - یَتَکَلَّمُونَ‌ (آیه ۳۸ سوره نبأ)

(لا یَتَکَلَّمُونَ‌ اِلَّا مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ‌)

      
«سخن نمی‌گویند مگر آن که خدا اذنش داده است.»

۲.۲ - کَلِمَه

کلمه در قرآن به چند معنی آمده است:

۱- لفظ و سخن:

۲.۲.۱ - کَلِمَةَ (آیه ۷۴ سوره توبه)

(یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ)

      
(به خدا سوگند ياد مى‌كنند كه در غياب پیامبر، سخنان كفر آميز نگفته‌اند؛ در حالى كه به يقين سخنان كفرآميز گفته‌اند.)
مراد از «کَلِمَة» کلام کفر آمیز است‌.


۲.۲.۲ - کَلِمَةً (آیه ۵ سوره کهف)

(کَبُرَتْ‌ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ اَفْواهِهِمْ اِنْ یَقُولُونَ اِلَّا کَذِباً)

      
(سخن بزرگى از دهانشان خارج مى‌شود! آنها فقط دروغ مى‌گويند.)

۲- عیسی (علیه‌السّلام‌):

۲.۲.۳ - کَلِمَتُهُ‌ (آیه ۱۷۱ سوره نساء)

(اِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ‌ اَلْقاها اِلی‌ مَرْیَمَ‌)

      
«مسیح عیسی بن مریم فقط پیامبر خدا و اثر خداست که به وجود مریم‌ انداخته و در وجود او قرار داده است.»


۲.۲.۴ - بِکَلِمَةٍ (آیه ۴۵ سوره آل عمران)

(اِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ‌ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ‌)

      
«ای مریم خدا به تو مژده می‌دهد اثری و فرزندی که از جانب خدا به تو داده می‌شود نام مبارکش عیسی و پسر مریم است.»
ظاهرا عیسی (علیه‌السّلام) از آن جهت کلمه خوانده شده که وجودش اثر به خصوصی بود از جانب خدا، گر چه مخلوق همه کلمات اللّه‌ اند ولی این عنایت در اثر بی‌پدر بودن در عیسی (علیه‌السّلام) بیشتر است.
بعضی گفته‌اند: علت این تسمیه آن است که آن حضرت در اثر کلمه‌ «کُنْ» از جانب خدا «فَیَکُونُ» شده است ولی کلمه‌ «کُنْ» در باره همه است‌.

(اِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ‌ءٍ اِذا اَرَدْناهُ اَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ‌)

      
(وقتى چيزى را اراده مى‌كنيم، سخن ما اين است كه مى‌گوييم: «موجود باش!» بى‌درنگ موجود مى‌شود.)

درباره آدم آمده‌

(خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ‌)

      
( او را از خاک آفريد، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» و بى درنگ موجود شد.)
ولی به آدم کلمه اطلاق نشده است.
اقوال دیگری نیز در این باره هست که باید در کتب دیگر دید در المنار چهار وجه و در مجمع وجوهی نقل شده است.


۲.۲.۵ - بِکَلِمَةٍ (آیه ۳۹ سوره آل عمران)

(اَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیی‌ مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ‌)

      
(خدا تو را به يحيى بشارت مى‌دهد؛ (كسى) كه كلمه خدا مسيح‌ را تصديق مى‌كند.)
در آیه‌ فوق مجموع مفسّران گفته‌اند مراد از «کَلِمَة» عیسی است یعنی‌ ای زکریّا خدا به تو مژده می‌دهد یحیی را که تصدیق کننده کلمه‌ای از جانب خداست در این صورت یحیی از مبشّران عیسی (علیه‌السّلام) بوده است، فقط ابو عبیده قائل است که مراد از «کَلِمَة» کتاب یا وحی است.

۳- وعده:

۲.۲.۶ - کَلِمَةٌ (آیه ۱۹ سوره یونس)

(وَ ما کانَ النَّاسُ اِلَّا اُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ فِیما فِیهِ یَخْتَلِفُونَ‌)

      
(در آغاز همه مردم جز امّت واحدى نبودند؛ سپس اختلاف كردند؛ و اگر وعده قطعى پروردگارت درباره عدم مجازات سريع آنان از قبل صادر نشده بود، در ميان آنها در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‌شد.)
مراد از «کَلِمَة» در اینجا چنان که گفته‌اند وعده است و مراد از وعده چنان که در المیزان آمده‌ است

(وَ لَکُمْ فِی الْاَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ اِلی‌ حِینٍ‌)

      
(و براى شما در زمين، تا مدّت معيّنى محل اقامت و وسيله بهره‌بردارى خواهد بود.)
که خدا به هنگام هبوط آدم این وعده و این مهلت را داده است و گرنه لازم بود که در اختلاف امّت اهل باطل از بین بروند.

در المنار گفته مراد از کلمه آیه ۹۳ سوره یونس است که فرموده:

(اِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ فِیما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ‌)

      
(پروردگار تو روز قيامت، در آن چه اختلاف مى‌كردند، ميان آنها داورى مى‌كند.) که خدا قضاوت در اختلاف را به روز قیامت موکول فرموده است.


۲.۲.۷ - كَلِمَتُ (آیه ۱۱۵ سوره انعام)

(وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ)

      
(و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام حاصل شد؛ هيچ كس نمى‌تواند كلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست.)


۲.۲.۸ - كَلِمَتُ (آیه ۱۳۷ سوره اعراف)

(وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُواْ)

      
( و وعده نيك پروردگارت بر بنى‌اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتى كه به خرج دادند، تحقّق يافت.)


۲.۲.۹ - كَلِمَتُ (آیه ۳۳ سوره یونس)

(كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ)

      
(اينچنين فرمان پروردگارت بر فاسقان (مسلّم شده كه آنها پس از اين همه لجاجت و گناه)، ايمان نخواهند آورد.)


۲.۲.۱۰ - كَلِمَةٌ (آیه ۱۱۰ سوره هود)

(وَ لَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ)

      
( و اگر فرمان پيشين خدا در زمينه آزمايش و اتمام حجّت بر آنها نبود، در ميان آنان داورى مى‌شد.)

در آیات فوق و سایر آیات نیز کلمه به معنی وعده است.
النهایه بعضی در وعده عذاب و بعضی در وعده رحمت و بعضی در وعده مهلت است. مثل‌

۲.۲.۱۱ - کَلِمَةُ (آیه ۱۹ سوره زمر)

(اَ فَمَنْ حَقَّ عَلَیْهِ‌ کَلِمَةُ الْعَذابِ...)

      
(آيا تو مى‌توانى كسى را كه فرمان عذاب درباره او قطعى شده رهايى بخشى.)
این آیه، صریح در وعده عذاب است.


۲.۲.۱۲ - کَلِمَةُ (آیه ۲۱ سوره شوری)

(وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ‌)

      
(اگر وعده قطعى الهى و اجل معينى براى آنها نبود، در ميانشان داورى مى‌شد.)
در این آیه، ظاهرا مراد وعده تاخیر عذاب است.


۲.۲.۱۳ - کَلِمَةً (آیه ۲۸ سوره زخرف)

(وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ‌)

      
(او كلمه توحيد را كلمه پاينده‌اى در نسل‌هاى بعد از خود قرار داد، شايد به سوى خدا بازگردند.)
در ما قبل این آیه قول ابراهیم (علیه‌السّلام) ذکر شده که به بت‌پرستان فرمود:

(اِنَّنِی بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ‌)

      
(من از آن چه شما مى‌پرستيد بيزارم.)
ظاهر آن است که «هاء» در «جَعَلَها» راجع به برائت است و برائت از بت‌ها عبارت اخرای توحید می‌باشد یعنی: خدا برائت از شرک را در فرزندان ابراهیم همیشگی فرمود تا آنها به توحید برگردند.


۲.۲.۱۴ - کَلِمَةَ (آیه ۲۶ سوره فتح)

(فَاَنْزَلَ اللَّهُ سَکِینَتَهُ عَلی‌ رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْزَمَهُمْ‌ کَلِمَةَ التَّقْوی‌ وَ کانُوا اَحَقَّ بِها وَ اَهْلَها...)

      
(خداوند آرامش و سکینه خود را بر پیامبرش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقيقت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هركس شايسته‌تر و اهل آن بودند.)
جمهور مفسّران آن را کلمه توحید و بعضی سکینه گفته‌اند، المیزان بعید نمی‌داند روح ایمان باشد که به تقوی امر می‌کند.
بعید نیست که بگوییم «التَّقْوی‌» بیان کلمه است و اطلاق کلمه بر آن بدین لحاظ است که تقوی اثری است در قلب یعنی: «خدا آرامش خویش را بر رسول و مؤمنان نازل فرمود و تقوی را ملازم آنها کرد آنها به تقوی لایق و اهل آن بودند.»


۲.۳ - کلمات

کلمات نیز مانند کلمه در قرآن کریم مصادقی دارد:

۱- جمع کلمه و الفاظ :

۲.۳.۱ - کَلِماتٍ‌ (آیه ۳۷ سوره بقره)

(فَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ‌ کَلِماتٍ‌ فَتابَ عَلَیْهِ اِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ‌)

      
(سپس آدم از پروردگارش كلماتى دريافت داشت؛ و با آنها توبه كرد. و خداوند توبه او را پذيرفت؛ زيرا او توبه‌پذير و مهربان است.)

کلماتی که آدم و زنش از خدا اخذ کرده و خدا را با آن‌ها خواندند و خدا توبه‌شان را قبول کرد ظاهرا همان است که در آیه آمده‌

(قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ‌)

      
(گفتند: «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم؛ و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، به يقين از زيانكاران خواهيم بود.»)

عیاشی چهار حدیث در این باره‌ نقل کرده در دو حدیث کلمات نظیر آیه اعراف است و چهارم از علی (علیه‌السّلام) است که فرمود: کلماتی که آدم از خدا اخذ کرد گفت: «یَا رَبِّ اَسْاَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَیَّ» خدا فرمود: محمد را از کجا دانستی؟ گفت: او را آن‌گاه که در جنّت بودم در سراپرده اعظم تو نوشته دیدم.

در مجمع نقل شده: آدم دید در عرش اسمائی معظّم و مکرّم نوشته شده است از آن نام‌ها پرسید گفته شد: اینها نام‌های کسانی است که بهترین خلق در نزد خدا هستند، نام‌ها عبارت بودند از: محمد، علی،فاطمه، حسن و حسین، آدم با آن‌ها به خدا متوسّل شد تا خدا توبه او را پذیرفت.
ناگفته نماند: مانعی نیست که آدم نام‌های مقدس پنج تن (علیهم‌السّلام) را با کلمات آیه فوق به زبان آورده باشد.

۲- موجودات :

۲.۳.۲ - لِکَلِماتِ‌ (آیه ۱۰۹ سوره کهف)

(قُلْ لَوْ کانَ الْبَحْرُ مِداداً لِکَلِماتِ‌ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ اَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ‌ رَبِّی وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً)

      
(بگو: «اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگارم مركّب شود، دريا پايان مى‌گيرد. پيش از آن‌كه كلمات پروردگارم پايان يابد؛ هر چند همانند آن دريا را كمک آن قرار دهيم.»)
آیه زیر از این آیه روشن‌تر است‌.


۲.۳.۳ - کَلِماتُ‌ (آیه ۲۷ سوره لقمان)

(وَ لَوْ اَنَّ ما فِی الْاَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ اَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ اَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ‌ کَلِماتُ‌ اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ‌)

      
(و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مركّب گردد، و هفت دريا به آن افزوده شود، اينها همه تمام مى‌شود ولى كلمات خدا پايان نمى‌گيرد؛ خداوند توانا و حکیم است.)

آنچه به نظر می‌آید این است که مراد از «کلمات» در هر دو آیه موجودات و مخلوقات خداست، هر فرد فرد موجود اثری از خداست، مرکّب بودن دریا برای نوشتن شمارش آنها اشاره است به این که بشر از تعداد و شمارش مخلوقات خداوند عاجز است چنان که از شمارش نعمت‌های خدا،

(وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها)

      
(و اگر نعمت‌هاى خدا را بشماريد، هرگز نمى‌توانيد آنها را احصا كنيد.)
ولی بی‌نهایت بودن مخلوقات را نمی‌رساند، شاید اطلاق کلمه به مخلوق از آن جهت باشد که مخلوقات دلالت بر وجود خدا دارند مثل دلالتی که کلمه بر معنایش دارد.

قطع نظر از موجودات منظومه شمسی برای نمونه کافی است بدانیم که کهکشان ما همان راه شیری در آسمان محتوی صد میلیارد ستاره است و در میدان نفوذ تلسکوب پنج‌ متری چند میلیارد کهکشان مجزّا وجود دارد و در فاصله ۸۵ میلیون سال نوری کهکشان‌های دیگری کشف کرده‌اند که هر یک دارای میلیاردها ستاره‌ هستند آن وقت ملاحظه فرمایید مخلوقات خدا چه قدر و تا کجا هستند (سبحان من خلق العالم) و حتی اگر ذرّات آب دریا با خود آن نوشته شود به خودش هم کفایت نخواهد کرد کجا مانده به موجودات دیگر. از اینجا است که‌ «لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ اَنْ تَنْفَدَ کَلِماتُ‌ رَبِّی»       

معنى آيه اول        : بگو اگر براى شمردن مخلوقات پروردگارم دريا مركّب بود هر آينه پيش از تمام شدن موجودات دريا تمام ميشد و اگر درياى ديگرى مانند آن را به كمک می‌آورديم باز تمام ميشد.
آيه دوم        : اگر همه درختان روى زمين قلم بودند و دريا با هفت درياى ديگر مركّب می‌بود (در شمارش مخلوقات خداوندى درياها تمام می‌شدند ولى) مخلوقات خدا تمام نميشد حقّا كه خدا عزيز و حكيم است.
هفت دريا براى مثال است نه اينكه مثلا هشت دريا كفايت ميكرد.

در مجمع ذیل آیه اول        کلمات را آن چه خدا از کلام و حکمت‌ها در قدرت دارد.
و در ذیل آیه دوم        مقدورات و معلومات خداوند گرفته که با کلمات تعبیر آورده می‌شوند.
در المیزان آمده: خدا با دهان سخن نمی‌گوید قول خدا همان فعل خدا است، فعل خدا کلمه خوانده می‌شود که بر وجود خدا دلالت دارد. . و از این معلوم می‌شود هر چه به وجود می‌آید و هر واقعه‌ای که به وجود می‌پیوندد از این حیث که دالّ بر خداست کلمه خوانده می‌شود، در ذیل آیه دوم نظیر این سخن را گفته و علت تمام نشدن کلمات را غیر متناهی بودن آنها دانسته است. ولی چنان که گفتیم از آیات غیر متناهی بودن کلمات استفاده نمی‌شود مگر آنکه مراد از آنها مثل قول مجمع مقدورات خداوند باشد.


۲.۳.۴ - بِکَلِماتٍ‌ (آیه ۱۲۴ سوره بقره)

(وَ اِذِ ابْتَلی‌ اِبْراهِیمَ رَبُّهُ‌ بِکَلِماتٍ‌ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ اِماماً...)

      
(و ياد كنيد هنگامى كه پروردگار ابراهيم، او را با دستوراتى آزمود؛ و او به طور كامل از عهده آنها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم».)
راجع به این آیه در«عهد» مشروحا سخن گفته‌ایم. کلماتی که ابراهیم (علیه‌السّلام) با آنها امتحان شده در آن جا گفته‌ایم که ظاهرا قربانی اسماعیل، اسکان دادن خانواده‌اش در سرزمین خالی مکّه و نظیر آن‌هاست و علت اطلاق کلمات بر آن‌ها به نظر من آن است که دلالت بر ثبات و استقامت آن حضرت داشتند.

۳- وعده‌ها و سنت‌های الهی:

۲.۳.۵ - لِکَلِماتِ‌ (آیه ۳۴ سوره انعام)

(وَ اُوذُوا حَتَّی اَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ‌ لِکَلِماتِ‌ اللَّهِ‌)

      
(و در اين راه، آزار ديدند، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد. و هيچ چيز سنّت‌هاى خدا را تغيير نمى‌دهد.)


۲.۳.۶ - لِکَلِماتِ‌ (آیه ۶۴ سوره یونس)

(لَهُمُ الْبُشْری‌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لا تَبْدِیلَ‌ لِکَلِماتِ‌ اللَّهِ‌)

      
(شادمانى حقيقى در زندگى دنيا و در آخرت تنها براى آنهاست؛ وعده‌هاى الهى تخلف‌ناپذير است.)
ظاهرا مراد از کلمات در این گونه آیات وعده‌های خداست.


۲.۴ - کلام

کلام در استعمال قرآن مطلق سخن و دستور است‌.

۲.۴.۱ - کَلامَ‌ (آیه ۷۵ سوره بقره)

(وَ قَدْ کانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ‌ کَلامَ‌ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ‌)

      
(با اين‌كه عدّه‌اى از آنان، سخنان خدا را مى‌شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مى‌كردند.)


۲.۴.۲ - بِکَلامِی‌ (آیه ۱۴۴ سوره اعراف)

(اِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَی النَّاسِ بِرِسالاتِی وَ بِکَلامِی‌)

      
«من تو را برگزیدم به دستورهای خودم و به سخن گفتنم با تو.»
می‌شود گفت: کلام در این آیه مصدر است.


۲.۵ - کَلِم

کَلِم جمع کلمه است و کلمه شامل اسم، فعل و حرف است و به کمتر از سه کلمه اطلاق نمی‌شود.
کَلِم چهار بار در قرآن آمده است.                            

۲.۵.۱ - الْکَلِمُ‌ (آیه ۱۰ سوره فاطر)

(اِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ‌ الطَّیِّبُ‌)

      
(سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‌كند.)



۱. ↑ قرشی بنایی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۶، ص۱۴۰.    
۲. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات، دار القلم، ص۷۲۲.    
۳. ↑ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت-حسینی، ج۶، ص۱۵۵.    
۴. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات، دار القلم، ص۷۲۲.    
۵. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۷۴.    
۶. ↑ جامی، عبدالرحمن، شرح ملا جامی علی متن الکافیة فی النحو، ج۱، ص۱۶.    
۷. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۶۴.    
۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۲۰۸.    
۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۴۰.    
۱۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۱۵۲.    
۱۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۴۲.    
۱۲. ↑ نبأ/سوره۷۸، آیه۳۸.    
۱۳. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۲۷۶.    
۱۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۱۷۰.    
۱۵. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۶، ص۲۵۲.    
۱۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۲۴۸.    
۱۷. ↑ توبه/سوره۹، آیه۷۴.    
۱۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۹۹.    
۱۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۹، ص۴۵۷.    
۲۰. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۳۴۰.    
۲۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۱۵۹.    
۲۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۹۱.    
۲۳. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۵.    
۲۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۹۴.    
۲۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۳۲۹.    
۲۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۳۹.    
۲۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۹.    
۲۸. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۳۱۰.    
۲۹. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.    
۳۰. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۲۴۴.    
۳۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۴۹.    
۳۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۱۶۱.    
۳۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۴۷.    
۳۴. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۴۵.    
۳۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۳۰۱.    
۳۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۹۲.    
۳۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۷۲.    
۳۸. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۹۴.    
۳۹. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۴۰.    
۴۰. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۷۱.    
۴۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۳۶۱.    
۴۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۲۴۸.    
۴۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۲۶۰.    
۴۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۱۵۷.    
۴۵. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۵۹.    
۴۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۷.    
۴۷. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۳۳۲.    
۴۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۱۲.    
۴۹. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۰۱.    
۵۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۱۰.    
۵۱. ↑ رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج۳، ص۲۶۳.    
۵۲. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۱۰.    
۵۳. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۳۹.    
۵۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۵.    
۵۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۲۷۶.    
۵۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۷۵.    
۵۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۵۶.    
۵۸. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۶.    
۵۹. ↑ رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج۳، ص۲۴۴.    
۶۰. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۲۸۶.    
۶۱. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۱۹.    
۶۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۱۰.    
۶۳. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۴۵.    
۶۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۳۳.    
۶۵. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۲۷۶.    
۶۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۷۰.    
۶۷. ↑ بقره/سوره۲، آیه۳۶.    
۶۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۶.    
۶۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۲۰۷.    
۷۰. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۱۳۱.    
۷۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۱۳۸.    
۷۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۷۳.    
۷۳. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۹۳.    
۷۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۱۹.    
۷۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۱۷۶.    
۷۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۱۲۰.    
۷۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۳۵۳.    
۷۸. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۲۴.    
۷۹. ↑ رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج۱۲، ص۱۳۵.    
۸۰. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۱۵.    
۸۱. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۴۲.    
۸۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۴۵۱.    
۸۳. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۳۲۸.    
۸۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۲۴۰.    
۸۵. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۱۴۳.    
۸۶. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۳۷.    
۸۷. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۶۶.    
۸۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۲۹۳.    
۸۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۲۸.    
۹۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۳۳.    
۹۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۳۴۵.    
۹۲. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۳۳.    
۹۳. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۱۲.    
۹۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۷۶.    
۹۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۵۴.    
۹۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۲۹۲.    
۹۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۱۸۵.    
۹۸. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۱۰.    
۹۹. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۳۴.    
۱۰۰. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۵۸.    
۱۰۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۴۵.    
۱۰۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۱۳۵.    
۱۰۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۳۴۱.    
۱۰۴. ↑ ابن‌اثیر، مجدالدین، النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ج۴، ص۱۹۸.    
۱۰۵. ↑ زمر/سوره۳۹، آیه۱۹.    
۱۰۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۶۰.    
۱۰۷. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۳۸۱.    
۱۰۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۵۱.    
۱۰۹. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۱، ص۱۶۱.    
۱۱۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۳۹۲.    
۱۱۱. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۲۱.    
۱۱۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۸۵.    
۱۱۳. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۵۸.    
۱۱۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۴۱.    
۱۱۵. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۱۲۶.    
۱۱۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۴۷.    
۱۱۷. ↑ زخرف/سوره۴۳، آیه۲۸.    
۱۱۸. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۹۱.    
۱۱۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۱۴۳.    
۱۲۰. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۹۶.    
۱۲۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۲۰۸.    
۱۲۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۷۶.    
۱۲۳. ↑ زخرف/سوره۴۳، آیه۲۶.    
۱۲۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۹۱.    
۱۲۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۱۴۱.    
۱۲۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۹۵.    
۱۲۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۲، ص۲۰۸.    
۱۲۸. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۷۶.    
۱۲۹. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۲۶.    
۱۳۰. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۵۱۴.    
۱۳۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۴۳۲.    
۱۳۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۸، ص۲۸۹.    
۱۳۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۳، ص۱۷۰.    
۱۳۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۲۱۰.    
۱۳۵. ↑ بقره/سوره۲، آیه۳۷.    
۱۳۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۶.    
۱۳۷. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۲۰۴.    
۱۳۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۱۳۳.    
۱۳۹. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۱۴۰.    
۱۴۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۷۵.    
۱۴۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۲۳.    
۱۴۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۵۳.    
۱۴۳. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۴۱.    
۱۴۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۵.    
۱۴۵. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۷۳.    
۱۴۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۲۳۴.    
۱۴۷. ↑ عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیّاشی‌، ج۱، ص۴۱.    
۱۴۸. ↑ مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، ج۱۱، ص۱۸۷.    
۱۴۹. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۷۵.    
۱۵۰. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۹.    
۱۵۱. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۳۰۴.    
۱۵۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۳، ص۵۵۳.    
۱۵۳. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۴۰۴.    
۱۵۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۵، ص۱۳۶.    
۱۵۵. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۳۹۵.    
۱۵۶. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۲۷.    
۱۵۷. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۱۳.    
۱۵۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۶، ص۳۴۷.    
۱۵۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۶، ص۲۳۲.    
۱۶۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۹، ص۱۹۴.    
۱۶۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۹۲.    
۱۶۲. ↑ ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۴.    
۱۶۳. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۶۰.    
۱۶۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۸۵.    
۱۶۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۶۰.    
۱۶۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۱۳۸.    
۱۶۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۱۴۶.    
۱۶۸. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۹.    
۱۶۹. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۹.    
۱۷۰. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۲۷.    
۱۷۱. ↑ کهف/سوره۱۸، آیه۱۰۹.    
۱۷۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۳۹۵.    
۱۷۳. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۲۷.    
۱۷۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۹۲.    
۱۷۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیرالمیزان، ج۱۳، ص۴۰۴.    
۱۷۶. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۲۴.    
۱۷۷. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۹.    
۱۷۸. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۴۰۶.    
۱۷۹. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۶۸.    
۱۸۰. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۲۴.    
۱۸۱. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۳۷۳.    
۱۸۲. ↑ انعام/سوره۶، آیه۳۴.    
۱۸۳. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۳۱.    
۱۸۴. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۸۶.    
۱۸۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۶۳.    
۱۸۶. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۷۱.    
۱۸۷. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۴۴.    
۱۸۸. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۶۴.    
۱۸۹. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۲۱۶.    
۱۹۰. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۰، ص۱۳۶.    
۱۹۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۹۳.    
۱۹۲. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۳۲۴.    
۱۹۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۲۰۶.    
۱۹۴. ↑ بقره/سوره۲، آیه۷۵.    
۱۹۵. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۱.    
۱۹۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۳۲۱.    
۱۹۷. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۱۳.    
۱۹۸. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۲۲۴.    
۱۹۹. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۲۷۰.    
۲۰۰. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۴۴.    
۲۰۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۳۱۳.    
۲۰۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۴۳.    
۲۰۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۵۰.    
۲۰۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۳۵۴.    
۲۰۵. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۱۰.    
۲۰۶. ↑ نساء/سوره۴، آیه۴۶.    
۲۰۷. ↑ مائده/سوره۵، آیه۱۳.    
۲۰۸. ↑ مائده/سوره۵، آیه۴۱.    
۲۰۹. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۱۰.    
۲۱۰. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۴۳۵.    
۲۱۱. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۷، ص۲۸.    
۲۱۲. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۷، ص۲۳.    
۲۱۳. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۰، ص۳۱۱.    
۲۱۴. ↑ طبرسی، فضل‌ بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۸، ص۲۳۵.    



• قرشی بنایی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «کلم»، ج۶، ص۱۴۰.    






جعبه ابزار