کوچ
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
کوچ به معنای رفتن از جایی به جایی دیگر به صورت جمعی است.
از احکام آن در بابهای
صلات،
حج و
جهاد سخن گفتهاند.
احکام کوچ در بابهایی از فقه بیان شده است.
از کسانی که
نماز و
روزه آنان در
سفر نیز تمام است و
قصر نماز و
افطار روزه برای آنان جایز نیست، خانه به دوشاناند؛ یعنی کسانی که در یک جا استقرار ندارند و همراه خانواده و وسائل زندگی، پیوسته از مکانی به مکانی دیگر کوچ میکنند.
خواندن نماز در اول وقت،
مستحب مؤکد است. مواردی از این حکم استثنا شده است. یکی از آنها استحباب تاخیر
نماز مغرب و
عشاء برای کوچ کننده از
عرفات به
مشعر جهت وقوف در این سرزمین و گزاردن نماز در آنجا است.
بر حاجی
واجب است پس از
غروب آفتاب روز نهم
ذیحجه (
روز عرفه) از عرفات به مشعر الحرام کوچ کند
و در صورت کوچ کردن قبل از غروب از روی عمد و علم،
کفّاره -کــه بنابر
قول مشهور یک
شتر میباشد- واجب میشود.
کوچ کردن قبل از طلوع فجر از مشعر به منی برای غیر صاحبان عذر جایز نیست و در صورت کوچ عمدی، کفاره واجب میشود که یک
گوسفند است. برخی این عمل را موجب بطلان
حج دانستهاند.
بنابر قول جمعی، بر حاجی واجب است پس از طلوع آفتاب روز دهم ذیحجه از مشعر به منی کوچ کند.
برخی، کوچ کردن قبل از طلوع آفتاب (کمی مانده به طلوع) را برای غیر
امیر الحاج جایز دانستهاند؛ لیکن برای امیر الحاج، کوچ کردن قبل از طلوع آفتاب جایز نیست.
قرآن کریم از این دو کوچ، به «
افاضه» تعبیر کرده است.
سومین کوچ حاجی در حج، کوچ از منی به
مکّه است که در کلمات فقها از آن به «
نفر» تعبیر شده و در دو مرحله انجام میگیرد: نفر اول، روز دوازدهم ذیحجه و نفر دوم، روز سیزدهم.
حجگزار مخیّر است روز دوازدهم بعد از زوال تا غروب آفتاب از مـنـی بــه مکه کوچ کند و یا روز سیزدهم پس از طلوع خورشید. این تخییر بنابر قول مشهور در فرضی است که از
صید و زنان -از
محرمات احرام- اجتناب کرده باشد.
قول مقابل مشهور، اجتناب از همه محرمات بنابر نظر برخی و محرمات موجب کفاره بنابر نظر برخی دیگر است. بنابراین، بر کسانی که از صید و زن اجتناب نکردهاند، واجب است روز سیزدهم به مکه کوچ کنند.
مقصود از ارتکاب صید و زنان، شکار کردن و
آمیزش است؛ اما ارتکاب دیگر محرمات مرتبط با این دو، همچون خوردن از گوشت شکار یا
بوسیدن و لمس کردن
زن از روی
شهوت محل بحث است که آیا ملحق به صید و آمیزش است یا نه؟ برخی تصریح به عدم الحاق کرده و برخی، الحاق را مطابق احتیاط دانستهاند.
همچنین در اینکه ترک محرمات، اختصاص به احرام
حج تمتع دارد یا احرام
عمره تمتع را هم به جهت ارتباطش با حج، در بر میگیرد، محل بحث است.
برخی احتیاط را در تعمیم دانستهاند.
در نفر اول (روز دوازدهم) بر عدم جواز کوچ قبل از زوال، جز هنگام ضرورت، ادعای
اجماع شده است.
مستحب است امام (امیر الحاج) قبل از زوال روز سیزدهم کوچ کند و
نماز ظهر و
عصر را در مکه بخواند؛
چنانکه بر او مستحب است روز دوازدهم در منی بعد از نماز ظهر یا عصر خطبه بخواند و حاجیان را از اعمال و عباداتی که باید انجام دهند، از قبیل زمان کوچ از منی، آگاه سازد.
در نفر دوم (روز سیزدهم) مستحب است حاجی هنگام بازگشت از منی در وادی
محصّب فرود آید و اندکی استراحت کند.
زمینی که مالکش آن را رها و به مکانی دیگر کوچ کرده از
انفال است. از این کوچ به جلاء و انجلاء تعبیر شده است.
قرآن کریم بــه کوچ کردن گروهی از مردم برای فراگیری
علوم دینی، سپس بازگشت به میان
قوم و
قبیله خود برای
انذار و تعلیم آنان امر کرده است.
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسلام)، ج۷، ص۲۱۳.