کشش قیمتی تقاضا (اقتصاد)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
کشش تقاضا، از جمله مباحث
علم اقتصاد است.
که اختصار کشش تقاضا در برابر
قیمت است.
با کاهش قيمت کالا این موارد ایجاد میشود:
به عبارت ديگر باید جهت تغييرات (و نه مقدار تغيير) توجه داشت که برای اندازهگيری مقدار واکنش تقاضا به تغيير عوامل موثر بر تقاضا،
اقتصاددانان از مفهوم
کشش استفاده میکنند.
کشش تقاضا، معیار سنجش واکنش تقاضا، برای کالایی مشخص، در برابر تغییرات قیمت است.
به عبارت دیگر در مقابل چند درصد تغییر در قیمت فلان کالا، چه مقدار تغییر در مقدار فروش آن کالا ایجاد میگردد.
در کشش قیمتی، مفهوم نسبی دلالت بر این دارد که
کشش مطلق مد نظر نیست، بلکه حساسیت نسبی مقدار مورد تقاضا، نسبت به تغییر در قیمت کالا را بیان میکند.
کشش تقاضا که اختصار کشش تقاضا در برابر قیمت میباشد، عموما با حرف یونانی η (اتا، Ecta) نشان داده میشود که به صورت فرمول زیر خلاصه میگردد:
% (تغییر در قیمت)/ % (تغییر در مقدار تقاضا): nd کشش عموما بر حسب درصد بیان میشود.
هر قدر درصد تغییر در مقدار تقاضا در مقایسه با درصد تغییر در قیمت بالاتر باشد، خارج قسمت این کسر نیز بزرگتر خواهد بود که بیانگر واکنش تقاضا در برابر تغییرات قیمت است.
دامنه کشش قیمتی تقاضا به این شرح است:
کشش تقاضا، بر حسب تغییر در مقدار تقاضا و تغییر در قیمت در سه دسته زیر دستهبندی میگردد:
درصد تغییر در مقدار تقاضا بزرگتر از درصد تغییر در قیمت است.
در این حالت واکنش نسبت به قیمت بزرگتر از یک است که اصطلاحا "
تقاضای با کشش" نامیده میشود.
درصد تغییر در مقدار تقاضا مساوی با درصد تغییر در قیمت است.
در این حالت که واکنش تقاضا برابر ۱ است، تقاضا با "
کشش واحد" نامیده میشود.
درصد تغییر در مقدار تقاضا کوچکتر از درصد تغییر در قیمت است.
در این حالت "
تقاضا بیکشش" خوانده میشود.
این وضعیت یعنی بیان واکنش تقاضا مبحث بسیار مهمی برای اقتصاددانان در مباحث
مالیات و غیره محسوب میشود.
یعنی اگر تقاضا با کشش واحد باشد بیانگر این است که یک درصد کاهش در قیمت، مقدار تقاضا را ۱% افزایش میدهد.
اگر تقاضا با کشش باشد به معنی این است که ۱ درصد تغییر در قیمت (مثلا کاهش)، مقداری زیادتر از ۱% مقدار فروش را افزایش میدهد و تقاضای بی کشش بیانگر این است که یک درصد کاهش قیمت سبب افزایش کمتر از یک درصد در فروش است.
لازم به ذکر است که در فرمول کشش تقاضا، یک منفی وجود دارد که به جهت سهولت آن را نمیآورند.
علامت منفی بیانگر واکنش معکوس تقاضا نسبت به قیمت است.
یعنی کاهش تقاضا افزایش قیمت را در پی دارد.
در حالتهای تقاضای با کشش و بی کشش، وقتی تقاضا کاملا بی کشش باشد، به آن تقاضای دارای
کشش صفر گویند و اگر تقاضا کاملا با کشش باشد اصطلاحاً به آن
تقاضای با کشش بینهایت میگویند.
عموما برای به دست آوردن تغییرات قیمت و مقدار به علت تفاوت (p۲-p۱) با (p۱-p۲) از کشش تقاضای قوسی استفاده میشود.
که با ساده سازی به فرمول مقابل میرسیم: لازم به ذکر است که با توجه به اینکه در جای جای منحنی تقاضای خطی، نسبت تغییر میکند، در نقاط مختلف
منحنی تقاضا، کشش نیز متفاوت خواهد بود.
به علت اینکه برای کالاهای متفاوت، کششهای متفاوتی وجود دارد، عوامل موثر بر کشش تقاضا را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
وجود کالای جانشین برای کالای مورد نظر،
اثر جانشینی تغییر قیمت در کالاهایی که فاقد جانشین نزدیک هستند اندک است ماندن
واکسن ضد هاری لذا تقاضا برای آن کاملا بی کشش است.
اما اثر جانشینی برای برخی کالای دیگر مثل نمک کاملا بالا است به دلیل اینکه اثر جانشینی میان مارکهای نمک زیاد است.
بنابراین با افزایش قیمت یک مارک خاص از نمک تقاضا برای دیگر مارکهای نمک بالا میرود.
در حالت کلی قدر مطلق کشش قیمیت با دسترسی بیشتر به جانشینیهای مطلوب افزایش خواهد یافت.
هرچه کالا به صورت جزییتر تعریف شود، کشش بیشتری خواهد داشت.
مثلا بنز فول آپشن سفید مدل فلان پر کششتر از اتومبیل به مفهوم عام آن است.
هرچه زمان بلندتر باشد کشش نیز بیشتر خواهد بود.
مثلا واکنش تقاضا نسبت به کاهش قیمت در طول یک ماه کمتر است تا در طول یکسال.
سهم بودجه هرچه سهم هزینهای کالا در مخارج کل بیشتر باشد، اثر درامدی آن بیشتر خواهد بود.
کالایی مانند نمک و یا نایلون، که اغلب سهم آن از کل
بودجه فرد پایین است اثر درآمدی ناچیزی دارد و برعکس کالایی مانند مسکن و تحصیلات عالی اثر درآمدی بیشتری خواهد داشت لذا هرچه سهم هزینهای یک کالا در مخارج کل کمتر باشد کشش قیمتی تقاضا پایین تر خواهد بود.
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «کشش قیمتی تقاضا »، تاریخ بازیابی ۱۴۰۴/۱۱/۰۳.