و (صرف و نحو)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
و از واژگان کاربردی در
ادبیات عرب،
حرف مبنی،
قمری،
معتلّ، و در
حساب ابجد، معادل عدد ۶ است.
همچنین
حرف معنا و
حرف فرعی نصب است.
و کاربردهای متعددی دارد؛ از جمله:
و از واژگان کاربردی در
ادبیات عرب، حرف مبنى، قمری، معتل، و در حساب ابجد، معادل عدد ۶ است.
اين حرف، جزو
حروف بدون نقطه، داراى استفال و
رخوت است.
نیز حرف معنا و
مبنی بر
حرکت خود است و
محلّی از اعراب ندارد.
همچنين حرف فرعى نصب است و
فعل مضارع را با «
أنْ» مقدّر،
منصوب مىكند:
وَ لَبْسُ عَباءَةٍ وَ تَقَرُّ عَيْني (و پوشیدنِ عبایی در حالی که چشمم روشن باشد)؛ با
مفعول معه نيز مىآيد و «واو» معيّت ناميده مىشود:
سِرْتُ وَ الجَبَلَ. (همگام با کوه، راه رفتم).
از کاربردهای
و میتوان موارد زیر را برشمرد:
۱.
حرف ابتدا و
استیناف است و پس از آن جملهاى مستقل مىآيد كه يا جملۀ استيناف است:
وَ أَنْتَ أَيْضًا تُساعِدُهُ (و تو نیز، او را یاری میکنی)؛ يا جملۀ حاليّه، و «واو» حاليّه ناميده مىشود:
جاءَ زَيْدٌ وَ الشَّمْسُ طالِعَةٌ. (زید آمد در حالی که خورشید، طلوع کرده بود).
۲. حرف تصريف و جزو حروف «سألتمونيها» است كه در ساختن
اسم مشتق و
اسم مزید به كار مىرود.
۴. حرف تقليل به معناى «
رُبَّ» است:
وَ لَيْلٍ كَمَوْجِ البَحْرِ أَرْخى سُدولَهُ (و چه بسا شبى چون موج دریا که پردههاى خود را فرو افکند)، و مانند «
رُبَّ»،
اسم را
مجرور مىكند.
۵. حرف زايد است و گاه پس از «
إِلاّ» مىآيد:
ما مِنْ أَحَدٍ إِلّا وَ فيهِ عُيوبٌ. (هیچکس نیست مگر اینکه در او عیبهایی است).
۶. حرف ظرف است:
(فَأَجْمِعواْ أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءكُمْ.)
(توانایى خود و معبودهایتان را جمع کنید).
۷. حرف عطف است و ميان اسم و اسم، يا جمله و جمله مىآيد:
جاءَ سَميرٌ وَ خالِدٌ؛ قامَ وَ قَعَدَ. (سمیر و خالد آمدند؛ برخاست و نشست).
۸. حرف قسم است، بر سر اسم ظاهر مىآيد و آن را مجرور مىكند:
وَ اللَّهِ لَأَفْعَلَنَّ. (به خدا سوگند، قطعاً انجام خواهم داد).
برخی از شواهد قرآنی مربوط به
و در ادامه ارائه خواهد شد:
•
فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی، دحداح، انطوان، ص۴۰۴.