• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

وضو

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: وضو
مقالات مرتبط: وضو (مقالات مرتبط).


وضو در شرع مقدس بر طهارتی ویژه، ترکیب یافته از شستن صورت و دو دست و مسح سر و دو پا به قصد قربت اطلاق می‌شود. بنابراین، وضو از عبادات به شمار می‌رود.
در منابع فقهی، دربارهٔ نواقض وضو، انواع آب، و شرایط صحت آن مانند ترتیب، موالات و طهارت آب به تفصیل بحث شده است. وضو با آب مطلق صحیح است و با آب مضاف یا نجس باطل می‌شود.
وضو به اقسام واجب، مستحب و تجدیدی تقسیم می‌گردد و هر یک بر حسب قصد و اثر، احکام خاصی دارد.
برخی از آثار وضو عبارتند از:
• شرط صحت عباداتی چون نماز و طواف.
• عامل طهارت معنوی و رفع کراهت برخی اعمال.
• مقدمه وصول به قرب الهی و پاکی درونی.
از احکام آن به تفصیل در باب طهارت سخن گفته‌اند.



وضو به خودی خود واجب (واجب نفسی) نیست، آیا مستحب (مستحب نفسی) است یا نه؟ استحباب نفسی وضو به دو معنا است:

۱. به معنای با طهارت بودن. مقابل آن، وضو برای غایات مستحب، همچون تلاوت قرآن قرار دارد که وضو برای آن غایات مستحب غیری است.
۲. به معنای رجحان ذاتیِ وضو، از این جهت که فعلی است مشتمل بر دو شستن و دو مسح کردن. مقابل آن وضویی است که برای غایتی اختیاری؛ اعم از واجب، مانند نماز واجب، و مستحب، مانند تلاوت قرآن، یا غایتی غیر اختیاری، همچون با طهارت بودن که به طور قهری بر وضو مترتب می‌گردد، انجام می‌شود.

در استحباب نفسی وضو به معنای نخست، اختلافی نیست؛ لیکن به معنای دوم (رجحان ذاتی آن)، اختلاف وجود دارد.


وضو به لحاظ آثار مترتب بر آن دارای اقسامی است؛ زیرا یا شرط صحت عملی است، مانند نماز؛ اعم از واجب و مستحب و یا شرط کمال عملی، مانند تلاوت قرآن، یا شرط جواز عملی، مانند مسّ نوشته قرآن یا رافع کراهت عملی، مانند خوردن برای جنب و یا شرط تحقق امری است، مانند با طهارت بودن.


مقصود از غایت‌های وضو اموری است که وضو برای آنها واجب یا مستحب می‌گردد. این غایت‌ها دو گونه‌اند: واجب و مستحب.

۳.۱ - غایات واجب

وضو برای این غایت‌ها واجب است:

۱. گزاردن نماز واجب؛ اعم از ادا و قضا و نیز به جا آوردن اجزای فراموش شده نماز، همچون تشهّد و یک سجده و بنابر قول برخی، دو سجده سهو.
۲. انجام دادن طواف واجب؛ یعنی طوافی که جزئی از اعمال حج یا عمره است؛ هرچند خود حج یا عمره مستحب باشد.
۳. مسّ نوشته قرآن در صورت وجوب آن به سبب نذر و مانند آن و یا افتادن آن در جایی که بیرون آوردنش از آنجا واجب است و یا برای تطهیر آن در صورت توقف بیرون آوردن یا تطهیر بر مسّ نوشته، بنابر قولی، نام‌های خدا و صفات خاص او و نیز نام‌های معصومان (علیهم‌السّلام) در این حکم ملحق به قرآن‌اند.
(ببینید: اسماء متبرک)

۴. وضوی واجب به سبب نذر، عهد یا قسم.

وجوب وضو برای غایات یاد شده، جز نذر، عهد و قسم، در صورت نداشتن طهارت (محدث بودن) و در موارد نذر، عهد و قسم تابع آنها است؛ بدین‌معنا که اگر متعلق نذر، عهد یا قسم با طهارت بودن باشد، وضو تنها در صورت محدِث بودن واجب خواهد بود؛
(ببینید: حدث)
اما اگر متعلق آنها وضوی تجدیدی باشد، باید وضو بگیرد؛ هرچند وضو داشته باشد.

۳.۲ - غایات مستحب

برخی، این نوع وضو را به سه قسم تقسیم کرده‌اند:

۱. وضوی مستحب در حالت محدث بودن به حدث اصغر که مفید طهارت است.
۲. وضوی مستحب در حالت با طهارت بودن که حاصل آن طهارت بر طهارت است.
(ببینید: وضوی تجدیدی)

۳. وضوی مستحب در حالت محدِث بودن به حدث اکبر. این وضو مفید طهارت نیست؛ لیکن برای رفع کراهت حصول کمال کاری مستحب است.


۳.۲.۱ - قسم اول

غایات این قسم از وضو عبارت‌اند از:

۱. نمازهای مستحب. البته وضو شرط صحت آنها نیز می‌باشد.
۲. طواف مستحب؛ یعنی طوافی که جزء اعمال حج و عمره نیست. البته وضو شرط صحت نماز طواف است.
۳. بنابر قولی، جهت آماده شدن برای نماز در اول وقت یا اول زمان امکان اقامه آن در صورت عدم امکان به جا آوردن آن در اول وقت.
۴. ورود به مسجد.
۵. ورود به مشاهد مشرفه.
۶. گزاردن مناسک حج، جز طواف و نماز آن که وضو برای آن دو واجب است.
۷. نماز میت.
۸. زیارت اهل قبور.
۹. تلاوت، نگارش، لمس حاشیه یا حمل قرآن کریم.
۱۰. دعا و طلب حاجت از خدای تعالی.
۱۱. زیارت معصومان (علیهم‌السّلام)؛ هرچند از راه دور.
۱۲. سجده شکر و سجده تلاوت.
۱۳. اذان و اقامه. برخی در اقامه، طهارت را شرط صحت آن نیز دانسته‌اند.
۱۴. داخل شدن زوج بر زوجه در شب زفاف.
۱۵. ورود مسافر بر خانواده‌اش قبل از ورود.
۱۶. خوابیدن.
۱۷. آمیزش با همسر باردار.
۱۸. نشستن قاضی در مجلس قضاوت. برخی گفته‌اند: دلیلی بر آن نیافته‌اند.
۱۹. با طهارت بودن.
۲۰. مسّ نوشته قرآن کریم، در صورت عدم وجوب مسّ به سبب نذر و مانند آن؛ البته بنابر مشهور، وضو شرط جواز مسّ نوشته قرآن است و بدون وضو مس آن حرام می‌باشد.


۳.۲.۲ - قسم دوم

وضو برای تجدید طهارت مستحب است.
(ببینید: وضوی تجدیدی)


۳.۲.۳ - قسم سوم

وضو برای این غایات جهت حصول کمال یا رفع کراهت عملی مستحب است:

۱. ذکر گفتن به مقدار به جا آوردن نماز در اوقات آن برای حایض، بنابر مشهور. از برخی قدما وجوب آن نقل شده است.
۲. جهت خوردن، نوشیدن، خوابیدن، آمیزش و غسل دادن میت، برای فرد جنب.
۳. جهت آمیزش برای کسی که مسّ میت کرده، لیکن غسل آن را به جا نیاورده است.
۴. جهت کفن کردن یا خاک سپردن میت، برای کسی که میت را غسل داده، لیکن غسل مسّ میت به جا نیاورده است. برخی گفته‌اند: در این مورد نصّی وجود ندارد؛ لیکن فقها تصریح به استحباب کرده‌اند. در مورد سوم نیز گفته‌اند: مفاد روایت خصوص غسل‌دهنده میت می‌باشد، نه هر کس که آن را مس کرده است.



اسباب وضو و نیز آنچه وضو را نقض و باطل می‌کند، شش چیز است:

ادرار؛ مدفوع؛ باد معده خارج شده از محل خروج مدفوع؛ خوابی که بر اثر آن انسان نشنود و نبیند و نفهمد، نه صِرف چرت زدن که به این حد نرسیده باشد؛ هر آنچه عقل آدمی را زایل کند، مانند بیهوشی، مستی و دیوانگی، و استحاضه.
(ببینید: استحاضه)

• آنچه در شرع محکوم به ادرار است نیز حکم ادرار را دارد، مانند رطوبت خارج شده بعد از ادرار و قبل از استبراء.
(ببینید: استبراء)

• در ادرار و مدفوع، خروج از محل اصلی و طبیعی شرط است. چنانچه نسبت به شخصی، محل خروج، غیر محل طبیعی در دیگران باشد و آن محل بر حسب این شخص طبیعی به شمار رود یا محل طبیعی بسته و مخرج دیگری برای آن دو باز شود، در هر دو مورد، خروج ادرار و مدفوع موجب وضو می‌شود؛ اما اگر باز شدن مخرج جدید، مخرج طبیعی هم باز باشد، آیا خروج آن دو از مخرج غیر اصلی موجب وضو می‌شود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر مشهور میان متاخران، در صورت عادت شدن خروج ادرار و مدفوع از محل غیر اصلی، خروج موجب بطلان وضو است.
• خروج غیر ادرار و مدفوع از انسان، همچون خروج کرم یا هسته موجب بطلان وضو نیست. در بطلان وضو به باد معده، تفاوتی بین با صدا و بدون صدا، بودار و بدون بو بودن آن نیست؛ لیکن خروج باد از قُبُل زن یا مرد یا خروج از غیر معده موجب بطلان وضو نمی‌شود.
• از برخی، بطلان وضو با خروج باد از قُبُل زن یا مرد و یا خصوص زن نقل شده است. خروج خون یا چرک از مخرج ادرار و مدفوع، موجب بطلان وضو نیست. چنان‌که بنابر مشهور، خروج مَذی (رطوبت حاصل از ملاعبه) موجب وضو نمی‌شود.
وَدی (رطوبت بیرون آمده پس از ادرار و استبرا) و وَذی (رطوبت بیرون آمده پس از خروج منی) نیز حکم مَذی را دارند.


به گفته جمعی، وضو در پی حدوث امور زیر مستحب است؛ هرچند باطل‌کننده وضو نیستند:
• خروج مَذی، وَذی و وَدی. البته دلیلی بر وضو پس از خروج وَدی یافت نشده است.
دروغ گفتن؛ ستم کردن به دیگری؛ بسیار شعر باطل خواندن؛ استفراغ کردن؛ خندیدن در نماز؛ خون دماغ؛ خلال کردنی که موجب خون آمدن شود؛ بوسیدن از روی شهوت؛ مسّ فرج هرچند فرج خود؛ مسّ درونِ دُبُر و آلت تناسلی؛ فراموش کردن شستن مخرج ادرار پس از ادرار، در صورتی که وضو گرفته باشد که مستحب است آن را بشوید سپس وضو بگیرد و مسّ سگ از دیگر اموری هستند که مستحب است پس از پیدایی آنها انسان وضو بگیرد. هرچند پیش از آن وضو داشته باشد. البته در این موارد، دلیلی بر استحباب وضو یافت نشده است؛ از این‌رو، برخی استحباب در هیچ یک از موارد یاد شده را ثابت ندانسته و روایات وارده شده را حمل بر تقیه کرده‌اند‌. ‌


این امور در وضو واجب است:

۶.۱ - نیّت

در نیّت قصد تقرّب به خدای تعالی و امتثال امر او واجب است‌. ‌
آیا قصد وجه (قصد وجوب در وضوی واجب و استحباب در وضوی مستحب) و نیز قصد رفع حدث یا مباح شدن عملِ مشروط به طهارت، مانند نماز، واجب است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است‌. ‌
بنابر مشهور، مستحب است هنگام شستن دست‌ها نیت وضو کند‌. ‌
[۴۷] شهید اول، البیان، ج۱، ص۴۳.
برخی آن را جایز دانسته‌اند‌. ‌ برخی نیز نیت هنگام مضمضه و استنشاق را جایز دانسته‌اند‌. ‌
تاخیر نیّت از آغاز شستن صورت جایز نیست. ‌
استمرار حکم نیّت تا پایان وضو واجب است‌. ‌
(ببینید: نیت)


۶.۲ - شستن صورت

مقصود از صورت در طول، حدّ فاصل روییدن مو در جلو سر و انتهای چانه و در عرض، محدوده پوشش انگشت‌های شست و وسط است‌. ‌ بیرون از این محدوده از صورت به شمار نمی‌رود و شستن آن در وضو واجب نیست‌. ‌
نَزَعَتان (دو طرف سر که به پیشانی احاطه دارد و در بیشتر مردان فاقد مو است) از صورت به شمار نمی‌رود و شستن آن واجب نیست؛ چنان‌که گیجگاه همین حکم را دارد‌. ‌
آیا عِذار (برآمدگی محاذی گوش که از آن به خطّ ریش تعبیر می‌کنند) جزء صورت به شمار می‌رود و شستن آن واجب است یا نه؟ مسئله اختلافی است‌. ‌ چنان‌که این اختلاف در عارضان‌. ‌ (موهای دو طرف صورت از انتهای عِذار تا بالای چانه)
(ببینید: عارضان)
همچنین مواضع تحذیف‌. ‌ (حدّ فاصل انتهای عِذار و نَزعه که متصل به موی سر است) نیز وجود دارد‌. ‌
بنابر مشهور، واجب است صورت از بالا به پایین شسته شود و شستن عکس آن موجب بطلان وضو می‌شود‌. ‌ برخی عکس آن را نیز جایز دانسته‌اند‌. ‌
شستن آن مقدار از ریش که بیرون از حدّ صورت است واجب نیست‌. ‌ چنان‌که رساندن آب به پوست زیر ریش واجب نمی‌باشد؛ بلکه شستن روی آن کفایت می‌کند‌. ‌
آیا این حکم (عدم وجوب) اختصاص به دارندهٔ موهای پرپشت که پوست از میان آنها دیده نمی‌شود دارد یا دارندهٔ موهای تُنُک و کم‌پشت که پوست از میان آنها دیده می‌شود را نیز شامل می‌شود؟ مسئله محل اختلاف است. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است‌. ‌

۶.۳ - شستن دو دست

واجب است دست‌ها از آرنج تا سر انگشتان شسته شوند. آرنج نیز داخل در شستن دست است؛ لیکن در اینکه شستن آن از باب مقدمه برای حصول یقین به شستن ذراع است یا اینکه شستن آن بالاصاله -و نه از باب مقدمه– واجب می‌باشد، مسئله محل اختلاف است‌. ‌
بنابر مشهور، شستن دست را باید از آرنج آغاز کند و عکس آن موجب بطلان وضو است‌. ‌ برخی عکس آن را مکروه دانسته‌اند نه مبطل‌. ‌
واجب است ابتدا دست راست و پس از آن دست چپ شسته شود‌. ‌ کسی که بعض دو دستش از پایین آرنج قطع شده است، واجب است باقی مانده را از آرنج بشوید؛ اما اگر از بالای آرنج قطع شده باشد، شستن ساقط است‌. ‌

۶.۴ - مسح سر

بنابر مشهور، واجب در مسح، مسمّای آن است‌. ‌ چنان‌که مشهور، در مسح سر و پا، اکتفا به مسح یک انگشت است‌. ‌ بسیاری به وجوب مسمّای مسح تصریح کرده‌اند‌. ‌ برخی مسح سر به کمتر از سه انگشت بسته را جایز ندانسته‌اند‌. ‌ بسیاری نیز حکم به استحباب آن کرده‌اند‌. ‌
بر داشتن روسری یا مقنعه از سر هنگام مسح؛ بویژه در نماز صبح و مغرب، بر زن مستحب است؛ چنان‌که مسح با سه انگشت بر وی مستحب می‌باشد. لیکن می‌تواند روسری را برندارد و با یک انگشت از زیر آن مسح کند‌. ‌ ظاهر کلام برخی قدما، وجوب برداشتن روسری هنگام مسح در صبح و مغرب است‌. ‌
واجب است جلوی سر مسح شود و مسح پشت سر کفایت نمی‌کند‌. ‌ بر این حکم، ادعای اجماع شده است‌. ‌ البته موضع بعض جلوی سر کفایت می‌کند و نیازی به مسح همه قسمت جلو نیست‌. ‌
واجب است مسح سر با رطوبت آب وضو صورت گیرد و مسح با آب جدید صحیح نیست‌. ‌ از ابن جنید، جواز مسح سر با آب جدید در صورت زوال رطوبت دست و صورت، نقل شده است؛ ‌ لیکن اجماع فقها پس از ایشان، بر عدم جواز آن است‌. ‌
مسح سر با دست راست واجب نیست؛ هرچند مستحب است‌. ‌ ظاهر کلام برخی وجوب آن است‌. ‌ مقصود از دست در مسح با آن، کف دست است؛ نه پشت آن‌. ‌
با زوال رطوبت دست برای مسح، از رطوبت ریش و دیگر جاهای دارای رطوبت مواضع وضو کمک می‌گیرد‌. ‌ و در صورت عدم وجود رطوبت در هیچ یک از مواضع، باید دوباره وضو بگیرد‌. ‌
بنابر قول منسوب به مشهور، افضل در مسح سر، مسح از بالا به پایین است و عکس آن کراهت دارد‌. ‌ برخی قائل به عدم جواز آن شده‌اند‌. ‌ بعضی این قول را به مشهور نسبت داده‌اند‌. ‌
مسح بر موهای جلوی سر، در صورتی که آنقدر بلند نباشد که اگر کشیده شوند، از حدّ سر فراتر روند، جایز است؛ خواه موها تُنُک و کم‌پشت باشد یا پرپشت‌. ‌ در صورت فراتر بودن از حدّ سر، مسح بر مقدار اضافی صحیح نیست‌. ‌

۶.۵ - مسح دو پا

بنابر مشهور، مسح روی پا از سر انگشتان تا برآمدگی استخوان روی پا [کَعب] واجب است‌. ‌ برخی مسح پا را از سر انگشتان تا مفصل میان ساق و قدم واجب دانسته‌اند‌. ‌
آیا عکس کیفیت یاد شده (از کعب تا سر انگشتان) جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف و مشهور جواز آن است‌. ‌ لیکن برخی آن را جایز ندانسته‌اند‌. ‌
بنابر مشهور، رعایت ترتیب در مسح دو پا از راست به چپ واجب نیست؛ از این‌رو، مسح پای چپ قبل از پای راست و مسح هر دو با هم جایز است‌. ‌
جمعی رعایت ترتیب و تقدیم مسح پای راست بر پای چپ را واجب دانسته‌اند‌. ‌
آیا مسح دو پا با یک دست کفایت می‌کند یا باید مسح با دو دست انجام گیرد؟ برخی به قول نخست تصریح کرده‌اند. بنابراین، مسح هر دو پا با یک دست و مسح پای چپ با دست راست و بالعکس، جایز و کافی خواهد بود. برخی به استحباب مسح پای راست با دست راست و پای چپ با دست چپ تصریح کرده‌اند‌. ‌ چنان‌که در مسح سر گذشت، مشهور، واجبِ در مسح پا نیز اکتفا به مسح با یک انگشت است‌. ‌
واجب است مسح بر خود پا صورت گیرد، از این‌رو، مسح بر حایلی همچون جوراب یا کفش صحیح نیست‌. ‌


شرایط صحت وضو عبارت‌اند از:

۷.۱ - ترتیب

ترتیب بدین‌گونه: نخست شستن صورت؛ سپس دست راست؛ پس از آن دست چپ و بعد از آن مسح سر و در پایان، مسح دو پا. عمل بر خلاف این ترتیب موجب بطلان وضو است‌. ‌

۷.۲ - موالات

موالات شرط صحت وضو و ترک آن موجب بطلان وضو است‌. ‌ لیکن در معنای آن اختلاف است. برخی آن را به شستن هر عضو قبل از خشک شدن اعضای قبلی تعریف کرده‌اند‌. ‌ این تعریف به مشهور نسبت داده شده است‌. ‌
برخی دیگر آن را به پی‌درپی انجام دادن اعمال وضو در حال اختیار (بدون عذر و ضرورت) تعریف کرده‌اند. بنابراین، هر عضو باید بدون فاصله بعد از عضو قبلی شسته شود، مگر در حال ضرورت که موالات عبارت از خشک نشدن اعضای قبلی خواهد بود‌. ‌

۷.۳ - مباشرت

مقصود آن است که کسی دیگر او را وضو ندهد؛ بلکه خودش باید اقدام به شستن و مسح کند، مگر در حال ضرورت‌. ‌ البته کمک خواستن از دیگری در مقدمات وضو، همچون ریختن آب به دست وضوگیرنده، جایز است‌. ‌
وضو دادن توسط دیگری در حال ضرورت، جایز بلکه واجب است؛ هرچند در ازای دریافت اجرت باشد‌. ‌

۷.۴ - اطلاق آب

وضو با آب مضاف‌ صحیح نیست و آب وضو باید مطلق باشد‌. ‌
(ببینید: آب مطلق)

برخی قدما قائل به جواز وضو با گلاب شده و از برخی دیگر جواز وضو با آب مضاف در صورت نبود آب مطلق نقل شده است‌. ‌

۷.۵ - موارد دیگر

پاکی آب و مواضع وضو:
آب وضو باید پاک باشد و وضو با آب نجس باطل است‌. همچنین بنابر مشهور، مواضع وضو (صورت، دست‌ها، سر و پاها) باید قبل از وضو پاک باشند و یک شستن، هم به قصد تطهیر محل و هم به قصد وضو کافی نیست‌. ‌
مباح بودن آب، ظرف، مکان و محل ریختن آب وضو:
با غصبی بودن یکی از آنها وضو صحیح نخواهد بود‌. ‌ البته در شرط بودن اباحه آب اختلاف نیست‌. ‌ لیکن در شرط بودن اباحه ظرف آب، مکان وضو و محل ریختن آب آن اختلاف است‌. ‌
آب وضو در تطهیر نجس به کار نرفته باشد:
بنابراین، وضو گرفتن با آبی که در شست‌وشوی چیز نجس به کار رفته است، هرچند پاک باشد، مانند آب استنجا‌ء صحیح نیست‌. ‌ برخی در صورت پاکی آب، وضو با آن را صحیح دانسته‌اند‌. ‌
آیا وضو گرفتن با آبی که در حدث اکبر، همچون جنابت به کار رفته، صحیح است یا نه؟ مسئله اختلافی است‌. ‌
عدم وجود مانع از استعمال آب بنابر قولی:
برخی گفته‌اند از شرایط صحت وضو آن است که مانعی از استعمال آب، همچون بیماری و بیم از غلبه تشنگی نداشته باشد؛ چه اینکه با وجود مانع، وظیفه تیمم است و اگر وضو بگیرد، باطل خواهد بود‌. ‌
گنجایش وقت برای وضو و نماز بنابر قولی:
چنانچه وقت برای وضو و نماز گنجایش نداشته باشد، وظیفه تیمم است و اگر وضو بگیرد، به گفته برخی باطل خواهد بود‌. ‌
از طلا و نقره نبودن ظرف آب بنابر قولی:
برخی گفته‌اند اگر از آب ظرف طلا و نقره وضو بگیرد، باطل است‌. ‌
(ببینید: ظرف)

عدم وجود مانع از رسیدن آب به پوست‌. ‌
نیت وضو؛ چنان‌که در واجبات وضو گذشت‌.


مقصود، کسانی‌اند که به سبب عذری نمی‌توانند مانند غیر معذوران وضو بگیرند؛ مانند کسی که جایی از مواضع وضوی او همچون دستش شکسته یا زخم برداشته و با بسته شده است‌. در این صورت، وضو احکام ویژه‌ای دارد که در عنوان جبیره به تفصیل آمده است‌. ‌
(ببینید: جبیره)



کسی که می‌داند حدث مبطل وضو، همچون خوابیدن، از او سرزده، لیکن در طهارت (وضو گرفتن پس از آن) شک دارد، باید برای نماز و سایر امور مشروط به طهارت وضو بگیرد‌. ‌
و اگر به هر دو (طهارت و حدث) یقین دارد، لیکن نمی‌داند کدام یک مقدم بوده است، بنابر مشهور در این صورت نیز باید وضو بگیرد‌. ‌ این قول به همه فقها نسبت داده شده است‌. ‌
کسی که به ترک شستن یا ترک مسح عضوی از اعضای وضو یقین دارد، باید شستن یا مسح آن عضو و مابعد آن را به جا آورد، مگر آنکه رطوبت اعضای قبلی خشک شده باشد، که در این صورت به جهت فوت موالات باید وضو را اعاده کند‌. ‌
اگر در حال اشتغال به وضو در انجام دادن یکی از افعال آن شک کند، باید آن فعل و مابعدش را به جا آورد‌. ‌
کسی که می‌داند وضو گرفته است لیکن در باطل شدن آن به سبب شک در عروض حدث، همچون خوابیدن پس از آن، شک دارد، وضویش را اعاده نمی‌کند‌. ‌
چنانچه پس از فراغت از وضو، در به جا آوردن یکی از افعال آن شک کند، به شک خود اعتنا نمی‌کند و وضویش محکوم به صحت است‌. ‌
برخی حصول شک پس از انتقال از محل وضو را، هرچند به گونه تقدیری –مانند نشستن طولانی در آن محل که در حکم انتقال است– شرط عدم اعتنا به شک دانسته‌اند‌. ‌
کسی که پس از تخلیّ‌، بدون شستن محل ادرار و مدفوع، وضو بگیرد و نماز بگزارد، بنابر مشهور واجب نیست وضو را اعاده کند؛ لیکن پس از تطهیر موضع باید نماز را دوباره بخواند‌. ‌


امور زیر در وضو مستحب است‌.

۱. قرار دادن ظرف آب در سمت راست بنابر مشهور‌. ‌ برخی روبه‌رو قرار دادن آن را اولی دانسته‌اند‌. ‌
۲. برداشتن آب با دست راست‌. ‌
۳. گفتن «بسم‌ الله الرحمن الرحیم» و خواندن دعای وارد شده قبل از وضو‌. ‌
۴. شستن دست‌ها تا مچ قبل از داخل کردن آن در ظرف آب، یک بار در صورتی که موجب وضو خوابیدن یا ادرار کردن باشد و دو بار در صورتی که موجب آن خروج مدفوع باشد‌. ‌
۵. مضمضه و استنشاق‌. ‌
۶. خواندن دعاهای وارد شده هنگام شستن و مسح اعضای وضو‌. ‌
۷. ابتدا کردن مرد به شستن ظاهر ذراع و زن به باطن آن‌. ‌
۸. وضو گرفتن با یک مُدّ‌
(ببینید: مدّ)
آب‌.
۹. مسواک زدن، هرچند با مالیدن انگشت دست و افضل با چوب اراک‌ است‌. ‌
۱۰. شستن هر یک از صورت و دست دو بار بنابر مشهور‌.
۱۱. ریختن آب از بالای هر عضو؛ البته شستن از بالا واجب است‌.
۱۲. شستن اعضا با ریختن آب بر آنها، نه فرو بردن آنها در آب‌.
۱۳. کشیدن دست بر مواضع شستن در وضو، هرچند بدون آن، شستن محقق شود‌.
۱۴. حضور قلب در طول وضو‌.
۱۵. قرائت سوره قدر هنگام وضو و بعد از آن‌.
۱۶. قرائت آیة الکرسی بعد از وضو‌.
۱۷. گشوده بودن چشم‌ها هنگام شستن صورت‌. ‌



این امور در وضو مکروه است‌.

۱. کمک گرفتن از دیگری در مقدمات وضو‌. ‌
۲. خشک کردن رطوبت وضو با دستمال و مانند آن بنابر مشهور‌. ‌ برخی قائل به عدم کراهت آن شده‌اند‌. ‌
۳. وضو گرفتن در محل استنجا‌.
۴. وضو گرفتن از ظرفی که در آن نقره به کار رفته یا دارای تصویر است‌.
۵. وضو گرفتن با برخی آبها مکروه است، مانند آب گرم‌شده به آفتاب و نیز آب تغییر یافته به غیر نجاست؛ آب قلیلی که در آن مار یا عقرب یا وزغ مرده باشد؛ آب نیم‌خورده زن حائض‌؛
(ببینید: سؤر)
همچنین نیم‌خورده موش، اسب، قاطر، الاغ، حیوان نجاست‌خوار و هر حیوان حرام‌گوشت‌. ‌



۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۸.    
۲. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۳.    
۳. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۴۳–۱۴۵.    
۴. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص. ۳۳۳.    
۵. اصفهانی، سیدابوالحسن، وسیلة النجاة، ص۳۱–۳۲.    
۶. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۶.    
۷. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۳.    
۸. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۲۰.    
۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۴.    
۱۰. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۶۱.    
۱۱. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۲۰.    
۱۲. گروه محققان، رساله‌های خطی فقهی (شارع‌ النجاة)، ص۲۸۰.    
۱۳. فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۲۶۵.    
۱۴. بحرانی، یوسف، الحدائق ‌الناضرة، ج۲، ص۱۴۰.    
۱۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۵.    
۱۶. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۶۷.    
۱۷. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف ‌اللثام، ج۱، ص۱۲۶.    
۱۸. بحرانی، یوسف، الحدائق‌ الناضرة، ج۲، ص۱۴۵.    
۱۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۵.    
۲۰. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۴۶.    
۲۱. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۷۲–۱۷۹.    
۲۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۳. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروةالوثقی، ج۱، ص۳۳۰–۳۳۱.    
۲۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.    
۲۶. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۱۴.    
۲۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۹۳.    
۲۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.    
۲۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۰.    
۳۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۹۴.    
۳۱. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.    
۳۲. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۲۶۰.    
۳۳. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.    
۳۴. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۳۲–۱۳۶.    
۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۴۱۵.    
۳۶. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.    
۳۷. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۳۲.    
۳۸. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۱۳۶–۱۳۹.    
۳۹. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۴، ص۴۵۷–۴۶۱.    
۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۷۵.    
۴۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۸۶.    
۴۲. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۸۱.    
۴۳. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۸۹–۹۳.    
۴۴. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۱.    
۴۵. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۰.    
۴۶. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۵.    
۴۷. شهید اول، البیان، ج۱، ص۴۳.
۴۸. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۰۸.    
۴۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۰۴.    
۵۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۰۵.    
۵۱. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۹.    
۵۲. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.    
۵۳. ابن زهره، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ج۱، ص۵۴.    
۵۴. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۸.    
۵۵. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۳۹.    
۵۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۰۵.    
۵۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۱۹۷.    
۵۸. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۲۴–۵۲۶.    
۵۹. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۲۶.    
۶۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۳۸.    
۶۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۴۳–۱۴۴.    
۶۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۴۵.    
۶۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۴۶.    
۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۴۶.    
۶۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۱۹۹.    
۶۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۴۸.    
۶۷. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۰.    
۶۸. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۲۶.    
۶۹. شهید اول، البیان، ج۱، ص۸.    
۷۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۰۱.    
۷۱. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۷۶.    
۷۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۵۵.    
۷۳. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۱.    
۷۴. محقق ‌کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۴.    
۷۵. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۷.    
۷۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۵۹–۱۶۱.    
۷۷. فاضل مقداد، مقداد بن عبداللّه، التنقیح الرائع، ج۱، ص۸۰.    
۷۸. فاضل‌ هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۳۳.    
۷۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۶۲–۱۶۳.    
۸۰. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.    
۸۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۶۳.    
۸۲. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۳۶.    
۸۳. فاضل‌ هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۳۵.    
۸۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۶۳–۱۶۴.    
۸۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۰۷.    
۸۶. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۸۹.    
۸۷. شیخ طوسی، الرسائل العشر (الجمل و العقود)، ج۱، ص۱۵۹.    
۸۸. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۱.    
۸۹. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۴.    
۹۰. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۷۹.    
۹۱. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۵.    
۹۲. محقق ‌کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۸.    
۹۳. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.    
۹۴. شیخ طوسی، النهایة، ج۱، ص۱۴.    
۹۵. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۸.    
۹۶. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۱–۸۲.    
۹۷. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۱۰۱.    
۹۸. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۵.    
۹۹. علامه ‌حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۰۳.    
۱۰۰. محقق ‌کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۱۸.    
۱۰۱. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۴۱.    
۱۰۲. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۳.    
۱۰۳. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۹.    
۱۰۴. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۵.    
۱۰۵. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.    
۱۰۶. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.    
۱۰۷. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۴.    
۱۰۸. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۴۹.    
۱۰۹. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.    
۱۱۰. سید شریف مرتضی، سیدعلی بن حسین، الانتصار، ج۱، ص۱۰۳.    
۱۱۱. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.    
۱۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۷۹.    
۱۱۳. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۰.    
۱۱۴. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.    
۱۱۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۰.    
۱۱۶. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۹–۲۸۰.    
۱۱۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۸۱–۱۸۲.    
۱۱۸. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۶.    
۱۱۹. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۳۸.    
۱۲۰. محقق ‌کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۲.    
۱۲۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۸۱.    
۱۲۲. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۸۷.    
۱۲۳. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.    
۱۲۴. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج۱، ص۴۴.    
۱۲۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۸۵.    
۱۲۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۸۹.    
۱۲۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۱۹۴.    
۱۲۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۴.    
۱۲۹. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۷۹.    
۱۳۰. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.    
۱۳۱. سید شریف مرتضی، سیدعلی بن حسین، الانتصار، ج۱، ص۱۰۳.    
۱۳۲. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.    
۱۳۳. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۸۳.    
۱۳۴. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.    
۱۳۵. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۲.    
۱۳۶. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۴۶.    
۱۳۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۵.    
۱۳۸. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۲۵۲.    
۱۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۰۱–۲۰۲.    
۱۴۰. ابن زهره، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ج۱، ص۵۶.    
۱۴۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۱۵–۲۲۰.    
۱۴۲. فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۳۲۱.    
۱۴۳. علامه ‌حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۰۳.    
۱۴۴. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۳.    
۱۴۵. ابن فهد ‌حلی، الرسائل العشر، ج۱، ص۲۸۲.    
۱۴۶. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۵۳.    
۱۴۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۲۴.    
۱۴۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۲۶.    
۱۴۹. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.    
۱۵۰. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۴.    
۱۵۱. سید شریف مرتضی، سیدعلی بن حسین، الانتصار، ج۱، ص۱۱۵.    
۱۵۲. ابن ‌ادریس حلی، محمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۹۹.    
۱۵۳. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۹۸.    
۱۵۴. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۵۵.    
۱۵۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۲.    
۱۵۶. ابویعلی دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویة، ج۱، ص۳۸.    
۱۵۷. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۵.    
۱۵۸. محقق ‌کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۴.    
۱۵۹. شهید اول، اللمعة الدمشقیة، ج۱، ص۱۷.    
۱۶۰. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۶.    
۱۶۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۲.    
۱۶۲. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۸۹.    
۱۶۳. شهید اول، الالفیة و النفلیة، ج۱، ص۹۳.    
۱۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۲۳۰.    
۱۶۵. علامه ‌حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۴۴.    
۱۶۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۳.    
۱۶۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۳۲.    
۱۶۸. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۲.    
۱۶۹. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۹۵–۹۶.    
۱۷۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۵.    
۱۷۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۴۶.    
۱۷۲. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۹۳.    
۱۷۳. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۱.    
۱۷۴. علامه ‌حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۸۸.    
۱۷۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۶.    
۱۷۶. شیخ طوسی، الرسائل العشر (الجمل و العقود)، ج۱، ص۱۵۹.    
۱۷۷. ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ج۱، ص۱۳۳.    
۱۷۸. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج۱، ص۴۵.    
۱۷۹. ابن ‌حمزه طوسی، محمد، الوسیلة، ج۱، ص۵۰.    
۱۸۰. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۷۰.    
۱۸۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۲۶–۲۲۸.    
۱۸۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۵۲.    
۱۸۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۵۵.    
۱۸۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۲۵۲.    
۱۸۵. شیخ مفید، المقنعة، ج۱، ص۴۷.    
۱۸۶. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۳.    
۱۸۷. علامه ‌حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۸۹.    
۱۸۸. سید شریف مرتضی، سیدعلی بن حسین، الانتصار، ج۱، ص۱۱۷–۱۱۸.    
۱۸۹. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۶۲.    
۱۹۰. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۲.    
۱۹۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۱۱.    
۱۹۲. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۶۲.    
۱۹۳. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۳.    
۱۹۴. نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۲، ص۳۱۳.    
۱۹۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸.    
۱۹۶. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۲.    
۱۹۷. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۲۶.    
۱۹۸. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۵۷.    
۱۹۹. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۳۷۰.    
۲۰۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۳۷۷.    
۲۰۱. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷۸–۳۷۹.    
۲۰۲. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۱–۳۸۲.    
۲۰۳. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۶.    
۲۰۴. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۶۲.    
۲۰۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۱–۳۸۳.    
۲۰۶. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۴۲۶–۴۲۷.    
۲۰۷. آملی، محمدتقی، مصباح الهدی، ج۳، ص۳۶۲–۳۶۶.    
۲۰۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۸.    
۲۰۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۸.    
۲۱۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱، ص۴۷۷.    
۲۱۱. ابن فهد حلی، المقتصر، ج۱، ص۴۴.    
۲۱۲. سبزواری، محمدباقر، کفایة الاحکام، ج۱، ص۵۵.    
۲۱۳. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۸.    
۲۱۴. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۹۹.    
۲۱۵. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۹.    
۲۱۶. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۴۰۰–۴۰۱.    
۲۱۷. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۹۵.    
۲۱۸. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۸۰.    
۲۱۹. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۷۰.    
۲۲۰. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۴۲.    
۲۲۱. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۸۴.    
۲۲۲. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۴۱.    
۲۲۳. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۲۰۶.    
۲۲۴. محقق‌حلی، جعفر، المختصر النافع، ج۱، ص۷.    
۲۲۵. علامه ‌حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۸۴.    
۲۲۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۶.    
۲۲۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۶.    
۲۲۸. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۵۸۶–۵۸۷.    
۲۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۵۴.    
۲۳۰. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۱۲۳.    
۲۳۱. محقق ‌حلی، المعتبر، ج۱، ص۱۷۱.    
۲۳۲. علامه ‌حلی، منتهی المطلب، ج۲، ص۱۳۹.    
۲۳۳. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۴۵.    
۲۳۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۷.    
۲۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۵۹–۳۶۱.    
۲۳۶. شهید ثانی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۹۴.    
۲۳۷. خوانساری، حسین، مشارق الشموس، ج۱، ص۱۴۰.    
۲۳۸. علامه ‌حلی، مختلف الشیعة، ج۱، ص۲۶۹.    
۲۳۹. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۲۴۳.    
۲۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۶۴–۳۶۷.    
۲۴۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۴.    
۲۴۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۴–۲۴۵.    
۲۴۳. فیض کاشانی، ملا محسن، معتصم‌ الشیعة، ج۱، ص۳۴۳–۳۴۴.    
۲۴۴. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۲، ص۱۷۳.    
۲۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۲۹.    
۲۴۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۳۰.    
۲۴۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۴۶.    
۲۴۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۳۵.    
۲۴۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۳۸–۳۴۰.    
۲۵۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۴۰.    
۲۵۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۴۱.    
۲۵۲. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۱، ص۳۲۷–۳۲۸.    
۲۵۳. محقق ‌کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۲۲۸.    
۲۵۴. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵۱–۳۵۲.    
۲۵۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۱، ص۲۵۱.    
۲۵۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲، ص۳۴۳.    
۲۵۷. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲، ص۴۱۳.    
۲۵۸. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۳.    
۲۵۹. طباطبایی ‌یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۵۲–۳۵۳.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۹، ص۴۸۷.


رده‌های این صفحه : طهارت | وضو




جعبه ابزار