• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ورود

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: ورود


ورود از ابداعات شیخ انصاری و از اصطلاحات کاربردی علم اصول فقه و به معنای خارج شدن یکی از دو دلیل و اثر زوال موضوع دلیل دیگر است که این خروج فقط از طریق تعبد و تشریع شارع مقدس تحقق می‌یابد.
اصول شرعی امثال برائت شرعی ، هم با ورود اماره شرعی بر حرمت نجاست چیزی، موضوع خود را از دست می‌دهند و اماره به منزله علم، سبب از بین رفتن موضوع این اصول می‌شود.
تفاوت ورود و تخصّص در این است که تخصّص خارج‌کردن موضوع به صورت تکوینی و خارجی است، در حالی که ورود هرچند خروج حقیقی است؛ لیکن به عنایت تعبّد و تشریع از جانب شارع مقدس می‌باشد.



ورود و حکومت از ابداعات و نوآوری‌های شیخ انصاری است.
ورود، به معنای برداشتن یکی از دو دلیل، موضوع دلیل دیگر را است. ورود در اصول فقه، به همین معنا آمده است. و در لغت به معنای دخول است.
ورود عبارت است از اینکه دلیلی وارد شود و حقیقتاً سبب از بین رفتن موضوع دلیل دیگر گردد و منشا این زوال، صرفاً تعبد از جانب شارع مقدس باشد، نه تکوینی خارجی.
به دلیل نخست «وارد» به دلیل دوم که موضوعش با دلیل اول از بین می‌رود «مورود» گویند، مانند امارات نسبت به اصول عقلی و شرعی. موضوع اصول عقلی.
همچون اصل برائت عقلی که موضوع آن عدم بیان از جانب شارع است و اصل اشتغال که موضوعش احتمال عقاب با علم به تکلیف و شک در مکلف به می‌باشد و اصل تخییر که موضوعش تحیّر و عدم وجود مرجّح است، با آمدن اماره شرعی به دلیل ثبوت حجیت آن با دلیل قطعی مرتفع می‌شود؛ زیرا اماره شرعی در مورد اول، بیان؛ در مورد دوم، ایمنی بخشی از عقاب و در مورد سوم، مرجّح و از بین برنده تحیّر است.
اماره هرچند مفید ظنّ است، نه علم وجدانی، لیکن پس از ثبوت حجیت آن به دلیل قطعی، به منزله علم و رافع موضوع اصول عقلی یاد شده خواهد بود. قطعاً اگر این اماره و تعبد از جانب شارع مقدس نبود، اماره در عرض این اصول قرار می‌گرفت، نه وارد و مقدم و از بین برنده موضوع آنها.
اصول شرعی، همچون اصل برائت شرعی، اصل حلیّت و طهارت هم همین حکم را دارند و با ورود اماره شرعی بر حرمت یا نجاست چیزی، موضوع آنها منتفی می‌شود؛ زیرا مجرای این اصول، صورت عدم علم به حرمت یا نجاست و شک در آن دو می‌باشد و اماره به منزله علم است؛ از این رو، موضوع این اصول را بر طرف می‌کند و از بین می‌برد.

• در تخصّص همچون ورود، موضوع یکی از دو دلیل از موضوع دلیل دیگر، به طور حقیقی خارج است؛ لیکن این خروج، تکوینی و خارجی است؛ بدین معنا که از ابتدا داخل نبوده تا نیاز به خارج کردن باشد، از قبیل خروج جاهل از موضوع وجوب اکرام عالم که از ابتدا داخل در موضوع وجوب اکرام نبوده است، مانند اینکه دلیلی بگوید: خمر حرام است و دلیلی دیگر بگوید: سرکه حلال است. سرکه از موضوع دلیل نخست (حرمت خمر) تخصّصاً خارج است.
• در حالی که در ورود، هرچند خروج حقیقی است؛ لیکن به عنایت تعبّد و تشریع از جانب شارع مقدس می‌باشد، نه تکوینی خارجی.




• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۳۴۳_ ۳۴۴.


رده‌های این صفحه : اصطلاحات اصولی | فقه




جعبه ابزار