هیزم
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
هیزم چوب یا گیاه خشکی که معمولا برای سوزاندن و ایجاد
گرما به کار میرود.
از این عنوان به مناسبت در بابهای همچون
طهارت،
تجارت،
شرکت،
وصیت،
غصب،
احیاء موات و
ارث سخن گفتهاند.
غسل کردن با آبی که با هیزمهای غصبی گرم شده صحیح است و صاحب هیزمها تنها مستحق عوض هیزمها است و شریک در
آب و صاحب حقی در آن نخواهد بود.
تیمم بر
خاکستر حاصل از هیزم صحیح نیست.
از آنجا که هیزم معمولا به صورت بسته یا پشتهای
خرید و فروش میشود، نه وزنی و کیلی،
ربا در آن جریان ندارد؛ از اینرو، فروختن بستهای از آن در ازای بسته کمتر یا بیشتر از آن جایز است؛
مگر در
بیع سلف که باید مقدار کالا بر حسب وزن یا پیمانه معلوم باشد؛ از اینرو، فروختن هیزم به صورت پشتهای صحیح نیست؛ لیکن با تعیین وزن آن صحیح خواهد بود.
هیزم موجود در بیابانها و زمینهای فاقد مالک از مباحات به شمار میرود که تصرف در آن برای عموم جایز است و با
حیازت ملک جمع کننده آن میشود.
اگر موصی به
میوه درختان باغ برای کسی (موصی له)
وصیت کند، در صورت شکسته شدن
درخت یا شاخههای آن و خشک شدن آن،
وارث –نه موصی له– میتواند از آن به عنوان هیزم استفاده کند؛ زیرا خود درختان ملک وارث است نه موصی له.
کسی که هیزمی را غصب کرده است، چنانچه به مالک هیزمها –بدون اعلام اینکه این هیزمها مال او است– بگوید: با این هیزمها
تنور را گرم کن و نان بپز، ذمهاش بری نمیشود؛ بلکه ضامن هیزمها خواهد بود.
سرقت هر چیزی که از نظر
عرف مال به شمار میرود؛ خواه اصلش اباحه باشد، مانند هیزم –که با حیازت مالک آن شده است– یا غیر اباحه، با وجود شرایط، موجب ثبوت
حد سرقت است.
از شرایط ثبوت حد سرقت، دزدیدن مال از
حرز است.
حرز هیزم به این است که مقداری از آن را روی هم گذاشته و
ریسمان یا طنابی گرد آن ببندد؛ به گونهای که اگر کسی بخواهد شاخهای از آن را بردارد، دشوار باشد.
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسلام)، ج۹، ص۵۷۲.