نَفْس (مفرداتقرآن)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نَفْس (به فتح نون و سکون فاء) از
واژگان قرآن کریم به معنای
ذات شیء است.
نَفْس در
قرآن مجید در چند معنی به کار رفته، مانند: ۱-
روح، ۲- ذات و شخص، ۳- تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان و
غرائز او و
وجدان و
ادراک آدمی، ۴-
قلوب و
باطن و ۵-
بشر اولّی.
نَفْس در اصل به معنای ذات شیء است.
در
صحاح گفته: نفس به معنی روح است،
«خرجت نفسه» یعنی روحش خارج شد.
ایضا نفس به معنی
خون است،
«ما لیس له نَفْسٌ سائلة لا ینجس الماء اذا مات فیه» آنکه خون جهنده ندارد اگر در آبی بمیرد
آب نجس نمیشود، تا میگوید، نفس به معنی عین و ذات شیء است.
به مواردی از
نَفْس که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
نَفْس در
قرآن مجید در چند معنی به کار رفته، مانند: ۱- روح، ۲- ذات و شخص، ۳- تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان، غرائز او، وجدان و ادراک آدمی، ۴- قلوب و باطن ۵- بشر اولّی.
(وَ ما یَخْدَعُونَ اِلَّا اَنْفُسَهُمْ.)
(و جز خودشان را
فریب نمىدهند.)
طبرسی ذیل آیه فوق فرموده: نَفْس سه معنی دارد: یکی به معنی
روح، دیگری به معنی تاکید، مثل:
«جائنی زید نفسه» سوم به معنی ذات و اصل همان است.
ظاهرا خون را از آن نفس گفتهاند که روح با آن از بدنش خارج میشود.
(اللَّهُ یَتَوَفَّی الْاَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْاُخْری اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی.)
«
خدا ارواح را در حین
موت از ابدان میگیرد و روحی را که بدنش نمرده در وقت
خواب قبض میکند، آنگاه روحی را که در خواب گرفته نگاه میدارد اگر مرگ را بر صاحب آن نوشته باشد و دیگری را تا وقتی معین به
بدن میفرستد.»
چون برای روح مرگی نیست لذا باید در
(مَوْتِها)
مضاف مقدر کرد و یا قائل به
مجاز عقلی شد، یعنی:
«حین موت ابدانها» ایضا در
(وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ)
باید گفت:
«وَ الَّتی لَمْ تَمُتْ بَدَنُها.»درباره روح
مجرّد از نظر قرآن در «روح» شرحی نوشتهایم.
در این آیه به معنای روح است.
(وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً.)
«بترسید از روزی که کسی از کسی کفایت نمیکند.»
در این آیه به معنای ذات و شخص است.
(وَ ما اُبَرِّئُ نَفْسِی اِنَ النَّفْسَ لَاَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی.)
(من خودم را تبرئه نمىكنم، كه نفس سركش بسيار به بدیها امر مىكند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم كند.)
نَفْس گاهی به معنای تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان، غرائز او، وجدان و ادراک آدمی به کار میرود. که در این آیه اینگونه است.
(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها • فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها.)
(و
سوگند به روح آدمى و آن كس كه آن را آفريده و موزون ساخته، سپس
فجور و
تقوایش [شر و
خیرش] را به او
الهام كرده است.)
میشود منظور تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان و
غرائز او باشد که با اختیاری که داده شده میتواند آنها را در مسیر
حق یا
باطل قرار دهد، لذا فرموده:
(قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها • وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها.)
(كه هر كس نفس خود را پاک و
تزکیه كرده،
رستگار شده و آن كه نفس خويش را با
معصیت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است.)
(وَ لا اُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ.)
(و سوگند به نفس ملامتگر و وجدان بيدار كه
رستاخیز، حق است.)
ایضا در آیه فوق ظاهرا وجدان و ادراک آدمی مراد است.
(وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی.)
(و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از
هوا باز دارد.)
ایضا در آیه فوق ظاهرا وجدان و ادراک آدمی مراد است.
(فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ اَخِیهِ.)
(نفس سركش، به تدريج او را به
کشتن برادرش ترغيب كرد.)
ایضا در آیه فوق ظاهرا وجدان و ادراک آدمی مراد است.
(وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً.)
(پروردگارت را در درون خود، از روى
تضرّع و
خوف ياد كن.)
نَفْس در این جا به معنای قلوب و باطن به کار میرود.
(وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ.)
(و در دل خود چيزى را پنهان مىداشتى كه
خداوند آن را آشكار مىكند.)
(فَاَسَرَّها یُوسُفُ فِی نَفْسِهِ.)
(
یوسف سخت ناراحت شد و اين ناراحتى را در درون خود پنهان داشت.)
(فَاَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُوسی.)
(
موسی ترس خفيفى در دل احساس كرد مبادا مردم گمراه شوند.)
(رَبُّکُمْ اَعْلَمُ بِما فِی نُفُوسِکُمْ.)
(پروردگار شما از درون دلهايتان آگاهتر است.)
مراد از نفس و نفوس در این آیات باید قلوب و باطن انسانها باشد، یعنی این چیز در درون آدمی است. در «قلب» آیاتی در این زمینه نقل کردهایم،
که در بعضی از آیات به جای نفوس، قلوب ذکر شده، نظیر:
(وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما فِی قُلُوبِکُمْ.)
(و خدا آنچه را در دلهاى شماست مىداند.)
(یا اَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا کَثِیراً وَ نِساءً. )
(مردم! از مخالفت پروردگارتان بپرهيزيد، همان كسى كه همه شما را از يک انسان آفريد و
همسر او را نيز از جنس او خلق كرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانى در روى
زمین منتشر ساخت.)
در این آیه به معنای بشر اولی است.
(وَ هُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ.)
(او كسى است كه شما را از يک
انسان آفريد.)
(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَ.)
(اوست كسى كه همه شما را از يک فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد.)
(خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها.)
(او همه شما را از يک انسان آفريد و همسرش را از جنس او خلق كرد.)
به نظر میآید مراد از نفس در این آیات
بشر اوّلی است.
قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «نفس»، ج۷، ص۹۴.