• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نماز معاده

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: نماز (مقالات مرتبط).


نماز معاده نمازی است که فرد ابتدا آن را فرادی انجام داده و سپس مستحب است آن را به جماعت اعاده کند.
این استحباب در مورد نمازهای فرادا صادق است و محل اختلاف است که آیا شامل نمازی که قبلاً به جماعت خوانده شده هم می‌شود یا خیر.
همچنین در مورد نیت این اعاده به نیت وجوب یا استحباب و کفایت آن در صورت باطل بودن نماز اول، اختلاف نظر وجود دارد.



نماز معاده به نماز اعاده شده به جماعت اطلاق می‌شود.
نمازی که فرادا خوانده، سپس به جماعت اعاده شده است، نماز معاده نامیده می‌شود.
از آن در باب صلات نام برده‌اند.


• کسی که فرادا نماز خوانده، مستحب است آن را به جماعت اعاده کند؛ امام باشد یا ماموم.
• آیا استحباب اعاده به جماعت شامل کسی که نماز اول خود را به جماعت خوانده نیز می‌شود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
۱. برخی قایل به اختصاص آن به نماز فرادا شده‌اند.
۲. ظاهر کلمات جمعی نیز اختصاص است.
۳. این قول به اشهر، بلکه مشهور نسبت داده شده است.
۴. در مقابل، جمعی قایل به شمول شده‌اند.
۵. برخی نیز در مسئله تردید و توقف کرده‌اند.

• اگر نمازگزار بخواهد وجه نماز؛ یعنی استحباب یا وجوب آن را نیت کند، آیا باید نماز دوم را به نیت استحباب به جا آورد یا به نیت وجوب نیز می‌تواند باشد؟ مسئله محل اختلاف است.
• چنانچه نماز معاده به نیت استحباب گزارده شود، آیا اکتفا به آن در صورت کشف بطلان نمازی که فرادا خوانده، جایز است یا نه؟ مسئله محل بحث و اختلاف است.
• گزاردن نماز مستحب به جماعت جایز نیست، مگر در مواردی، از جمله جایی که استحباب نماز عارضی باشد و نماز در اصل واجب بوده است، مانند نماز معاده.
[۳۰] شهید اول، البیان، ص۲۲۴.



۱. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۷۰.    
۲. شهید اول، البیان، ص۱۳۹.    
۳. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۲۲۳.    
۴. سید بن طاووس، علی بن موسی، ذخیرة المعاد، ص۳۹۵.    
۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۴۲.    
۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۶۳.    
۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۶۵.    
۸. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۹.    
۹. ابن حمزه، حمزة بن علی، الوسیلة، ص۱۰۶.    
۱۰. علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۳۱۶.    
۱۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۶۳.    
۱۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۶۵.    
۱۳. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۲۸۹.    
۱۴. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۱۵.    
۱۵. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۴، ص۳۸۱.    
۱۶. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۹۸۹.    
۱۷. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۷۲.    
۱۸. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۳۳.    
۱۹. کاشف الغطاء، احمد، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۴۹.    
۲۰. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۲۶.    
۲۱. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۲۸۹.    
۲۲. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۳۳.    
۲۳. شهید اول، البیان، ص۲۳۹.
۲۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۴۲.    
۲۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۵۹.    
۲۶. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۱۵.    
۲۷. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۲۲۳.    
۲۸. شهید ثانی، روض الجنان، ج۲، ص۹۸۹.    
۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۵۹.    
۳۰. شهید اول، البیان، ص۲۲۴.
۳۱. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۱۶-۱۱۵.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۱۷۷.






جعبه ابزار