• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نماز جماعت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نماز جماعت به عنوان یکی از شعائر مستحب مؤکد در اسلام، با حضور حداقل دو نفر (امام و مأموم) منعقد می‌شود و در مواردی همچون نماز جمعه و نماز عیدین، برگزاری آن به صورت جمعی واجب است. برای صحت این نماز، شرایطی چون عدم وجود حایل (دیوار یا پرده) میان امام و مأموم، رعایت فاصله متعارف، عدم تقدم مأموم بر امام و متابعت از او در افعال نماز الزامی است.
همچنین امام جماعت باید دارای ویژگی‌هایی نظیر بلوغ، عقل، ایمان (شیعه دوازده‌ امامیعدالت و حلال‌زادگی باشد و در صورت تساوی چندین فرد واجد شرایط برای امامت، اولویت‌هایی مانند عالم‌تر بودن به احکام (افقه) یا بهتر خواندن قرآن (أقرأ) برای انتخاب امام در نظر گرفته می‌شود.
در احکام مأموم، قرائت حمد و سوره در دو رکعت اول نمازهای جهری و اخفاتی بر عهده امام است، اما مأموم باید در سایر اذکار و افعال از امام پیروی کند.
ثواب نماز جماعت بسیار فراتر از نماز فرادا ذکر شده و هرچه تعداد نمازگزاران بیشتر باشد، این فضیلت مضاعف می‌گردد. از آداب مستحب این نماز می‌توان به رعایت حال ناتوان‌ترین مأمومان توسط امام، ایستادن اهل فضل در صف اول و پر کردن شکاف‌های میان صفوف اشاره کرد؛ در حالی که ترک جماعت از روی بی‌اعتنایی یا ایجاد فاصله زیاد بین صفوف از امور مکروه به شمار می‌آید.



نماز جماعت در مقابل نماز فرادااست.
نماز جماعت نمازی است که به صورت جمعی با آداب و شرایطی خاص گزارده می‌شود مقابل آن نماز فرادا قرار دارد که هر مکلفی به تنهایی آن را به جا می‌آورد.
از احکام و آداب آن به تفصیل در باب صلات سخن گفته‌اند.


خواندن نمازهای واجب؛ اعم از یومیه حاضر و قضای آنها
(ببینید: قضا)
و نماز آیات به جماعت مستحب است، جز نماز جمعه مطلقا و نماز عید فطر و نماز عید قربان در صورت وجوب آن دو که گزاردن آنها به جماعت واجب خواهد بود.
آیا خواندن نماز مستحب واجب شده با نذر و نیز نماز طواف و احتیاط به جماعت جایز و صحیح است یا نه؟ مسئله محل بحث و اشکال است؛ از این رو احتیاط در ترک خواندن آنها به جماعت است.
گاهی نماز جماعت به سببی عارضی همچون نذر (نذر به جا آوردن نمازی واجب به جماعت)، ندانستن قرائت نماز و مانند آن واجب می‌شود.


بر استحباب خواندن نمازهای یومیه حاضر به جماعت؛ بویژه نمازهای صبح و مغرب و عشا بخصوص برای همسایگان مسجد و کسانی که صدای اذان را می‌شنوند تاکید بیشتری شده است.
ترک نماز جماعت بدون عذر، مکروه و از روی استخفاف، حرام و منکر آن کافر است.
در بعضی روایات ثواب نماز جماعت در مقایسه با فرادا ۲۴ و در بعضی دیگر ۲۵ برابر ذکر شده است. در روایتی فضیلت هر رکعت از نماز جماعت برابر دو هزار رکعت نماز فرادا ذکر شده است.
گزاردن نماز جماعت در مسجد ثواب آن را چند برابر می‌کند و هر مقدار تعداد نمازگزاران بیشتر باشد، ثواب آن مضاعف خواهد بود.


بنابر قول مشهور خواندن نمازهایی که در اصل مستحب‌اند، به جماعت جایز و صحیح نیست بلکه بر آن ادعای اجماع شده است مگر در نماز باران و به قول برخی نماز غدیر برخی در جواز خواندن نمازهای مستحب به جماعت تردید و توقف کرده‌اند.
اما نمازهایی که در اصل واجب‌اند و به سببی عارضی مستحب شده‌اند، مانند نماز عید در صورت عدم وجوب آن، یا نماز واجبی که فرادا خوانده شده که اعاده آن به جماعت مستحب است و یا نماز واجبی که از روی تبرع برای میّتی خوانده می‌شود، خواندن آنها به جماعت بدون اشکال است.


در انعقاد نماز جماعت امور زیر معتبر است:

۵.۱ - عدد

کمترین عددِ تحقق بخشِ نماز جماعت در غیر نماز جمعه و عیدین، دو نفر است؛ یکی امام و دیگری ماموم.
بنابراین، افزون بر آن، شرط صحت نماز جماعت نیست.
دو نفر یاد شده می‌توانند مرد باشند یا زن یا یکی مرد و دومی‌ زن. بنابراین، اگر امام مرد و ماموم زن باشد جماعت محقق می‌شود. بلکه اگر ماموم تنها کودک ممیز باشد، به تصریح برخی جماعت تحقق می‌یابد.
نماز عید به کمتر از پنج نفر منعقد نمی‌شود و بیشتر از آن نیز شرط صحت نماز عید نیست. از برخی قدما شرط بودن هفت نفر در انعقاد نماز عید، نقل شده است. نماز جمعه نیز با پنج نفر منعقد می‌شود؛ لیکن در اینکه نماز جمعه با حضور پنج نفر واجب عینی است و یا در وجوب عینی آن حضور هفت نفر لازم است و با حضور پنج نفر، نماز جمعه واجب تخییری خواهد بود اختلاف است. مشهور قول نخست است.

۵.۲ - عدم وجود حایل

از شرایط صحت جماعت، عدم وجود حایل میان امام و ماموم، جز صفهای جماعت است. وجود حایلی که مانع دیدن امام گردد، همچون دیوار و پرده، موجب بطلان نماز جماعت است مگر در اقتدای زن به مرد که وجود حایل بدون اشکال است. همچنین میان صف‌ها نیز نباید میان صفی با صف جلوتر که واسطه اتصال آن صف به امام است، حایلی باشد.
چنانچه حایل کوتاه باشد و مانع مشاهده نباشد اشکال ندارد. همچنین اگر تنها در بعضی حالات همچون حالت نشسته مانع مشاهده باشد؛ لیکن برخی در صحت نماز جماعت در فرض یاد شده عدم مشاهده در برخی حالات تردید کرده و آن را خالی از اشکال ندانسته‌اند.
بنابر مشهور، وجود حایلی که مانع تردد است، لیکن مانع مشاهده نیست از قبیل دیوار مشبک بلا اشکال است. چنان که تاریکی حایل به شمار نمی‌رود.
همچنین به تصریح برخی وجود دیوار شیشه‌ای میان امام و ماموم و مانند آن که مانع مشاهده نیست، حایل محسوب نمی‌شود؛ لیکن برخی در آن اشکال کرده‌اند.
وجود حایل میان امام و برخی مامومان یا میان بخشی از صف جلو و صف پشت سر آن در صورتی که ماموم قرار گرفته پشت حایل متصل به فاقد حایل باشد هر چند با واسطه اشکال ندارد و مشاهده امام یا مامومی که امام را مشاهده می‌کند هر چند با واسطه کفایت می‌کند.

۵.۳ - بالاتر نبودن جایگاه امام

بنابر مشهور از شرایط صحت جماعت، بلندتر نبودن جایگاه امام از جایگاه ماموم در زمین مسطح به مقدار قابل توجه است مانند قرار گرفتن امام بر سکو؛ لیکن بلندتر بودن در زمین شیب‌دار یا در زمین مسطح به مقدار‌ اندک اشکال ندارد.
قول مقابل مشهور، کراهت ارتفاع جایگاه امام از جایگاه ماموم به مقدار درخور توجه است. در مقدار بلندی درخور توجه دیدگاه‌ها مختلف است. جمعی بیش از یک گام متعارف را مصداق آن دانسته‌اند. از برخی نقل شده که بلندی بیش از یک وجب، مصداق آن است.
جمعی نیز‌ اندازه آن را به عرف واگذار کرده و گفته‌اند در اینکه چه مقدار از بلندی درخور توجه است به عرف رجوع می‌شود. از برخی قدما نقل شده است که بلندی جایگاه امام از مامومان نباید به قدری باشد که آنان افعال امام را نبینند مگر آنکه نابینا باشند.
بنابر قول مشهور در صورت ارتفاع جایگاه امام به مقدار قابل توجه نماز مامومان باطل خواهد بود؛ لیکن نماز امام صحیح است. بلند بودن جایگاه مامومان از جایگاه امام هر چند امام در سطح زمین و مامومان در پشت بام باشند، با وجود اتصال مانعی ندارد.

۵.۴ - عدم فاصله زیاد میان امام و ماموم

بنابر مشهور، عدم فاصله میان ماموم و امام، همچنین میان صف‌های نماز جماعت به مقدار زیاد (بر خلاف عادت و متعارف در جماعت) از شرایط صحت نماز جماعت است. بنابر قول مشهور تشخیص کمی یا زیادی فاصله موکول به عرف و عادت مسلمانان در نماز جماعت است. برخی ملاک را یک گام دانسته و فاصله افزون بر آن را مخل دانسته‌اند.
چنانچه بعضی صف‌های میان امام و مامومان به جهت مسافر بودن و قصر نماز یا نیت فرادا از اقتدا خارج شوند و در پی آن میان امام و ماموم فاصله بیفتد، به گفته برخی جماعت به هم می‌خورد و ماموم باید نمازش را به نیت فرادا تمام کند؛ لیکن برخی دیگر فاصله زیاد نبودن میان امام و ماموم را شرط ابتدایی دانسته و نه شرط استمراری؛ از این رو، فقدان آن در اثنای نماز مخل به جماعت نخواهد بود؛ چنان که برخی شرط صحت نماز را بقای صف‌های جماعت دانسته‌اند.
بنابراین کسانی که نمازشان در اثنا تمام می‌شود، اما در جای خود می‌مانند تا نماز امام به اتمام برسد، اقتدای مامومان به هم نمی‌خورد.
مامومی که بیم دارد اگر بخواهد به امامی که در رکوع است، ملحق شود امام سر از رکوع بر می‌دارد، می‌تواند در هر جا که هست اقتدا کند و به رکوع رود و جایز است در حال رکوع حرکت کند تا به صف ملحق شود؛ چنان‌که می‌تواند در همان‌جا با امام سجده رود و در رکعت دیگر ملحق شود. برخی جواز حرکت را به غیر حال ذکر در رکوع یا قرائت در حال قیام مقید کرده‌اند.

۵.۵ - عدم تقدم بر امام

تقدم ماموم بر امام جایز نیست؛ لیکن مساوی بودن بنابر مشهور جایز است. برخی بر جواز مساوات ادعای اجماع کرده‌اند؛ لیکن بعضی هم ردیف بودن ماموم با امام را هم جایز ندانسته‌اند. بعضی در صورتی که ماموم بیش از یک نفر باشد، مساوات را جایز ندانسته و تقدم امام بر مامومان را واجب دانسته‌اند.
میزان در تقدم و تساوی، تقدم و تساوی در پاشنه پاها است. بنابراین اگر پاشنه پاهای ماموم جلوتر از پاشنه پاهای امام باشد، نماز ماموم باطل است. برخی میزان را عرف دانسته‌اند.
بنابر قول جمعی، ماموم زن باید مؤخر از امام بایستد و جایز نیست مساوی امام بایستد. استحباب تاخر به مشهور نسبت داده شده است.
ماموم مرد اگر یک نفر باشد، بنابر مشهور، مستحب است سمت راست امام بایستد. برخی قائل به وجوب آن شده‌اند. مامومان بیشتر، مستحب است پشت سر امام بایستند.
در صحت جماعت به صورت دایره‌ای در اطراف کعبه که در بعضی اطراف، مستلزم تقدم مامومان بر امام می‌باشد اختلاف است. برخی جماعت استداره‌ای را به شرط نزدیک‌تر نبودن ماموم به کعبه از امام، جایز و صحیح دانسته‌اند. برخی صحت نماز را به مامومانی که پشت سر یا یکی از دو طرف امام ایستاده‌اند اختصاص داده و نماز مامومانی را که در دایره جلوی امام قرار گرفته‌اند باطل دانسته‌اند.

۵.۶ - متابعت از امام

متابعت ماموم از امام در افعال نماز واجب است. مقصود از متابعت بنابر قول مشهور، عدم تقدم بر امام در افعال است؛ بدین‌معنا که ماموم باید افعال نماز را همراه یا بعد از امام به جا آورد. برخی متابعت را به انجام دادن افعال نماز بعد از امام تفسیر کرده‌اند. برخی نیز به جا آوردن بعد از امام را افضل از همراه امام به جا آوردن دانسته‌اند.
همان‌گونه که تقدم بر امام در افعال مخل به متابعت است، تاخیر طولانی نیز مخل است؛ بویژه اگر منجر به فراغ امام از فعلش قبل از فعل ماموم گردد. برخی متابعت در ترک فعل مستحب را در صورت ترک امام نیز واجب دانسته‌اند. لیکن برخی در وجوب آن اشکال کرده‌اند. بنابر قول مشهور وجوب متابعت تعبدی است و شرط صحت نماز و نیز شرط استمرار و بقای احکام جماعت نیست. این قول به همه متاخران بلکه همه اصحاب نسبت داده شده است. بنابراین ترک متابعت حرام است؛ لیکن موجب بطلان نماز و نیز جماعت نمی‌شود.
اگر ماموم از روی عمد پیش از امام از رکوع بلند شود یا سر از سجده بردارد، بنابر قول مشهور باید در همان حالت بماند تا امام برخیزد یا سر بر دارد و نباید به رکوع یا سجده بازگردد. بنابر مشهور همچنین است اگر ماموم از روی عمد قبل از امام به رکوع یا سجده رود لیکن در هر دو فرض یاد شده، اگر اقدام ماموم از روی سهو باشد، برمی‌گردد و از امام متابعت می‌کند.
در تکبیرة الاحرام متابعت ماموم از امام واجب است و ماموم باید بعد از امام تکبیر بگوید؛ زیرا در صورت تقدم بر امام اقتدا تحقق نمی‌یابد؛ لیکن در سایر اقوال و اذکار آیا متابعت واجب است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. قول به عدم وجوب متابعت در اقوال به اکثر، بلکه مشهور نسبت داده شده است.
در مقابل برخی در اقوال و اذکار نیز متابعت را واجب دانسته‌اند. بنابر قول دوم متابعت در اذکار و اقوال مستحب است. ترک کردن متابعت در صورتی که منجر به از بین رفتن هیئت جماعت شود؛ به گونه‌ای که عنوان جماعت بر آن صدق نکند موجب بطلان جماعت می‌گردد.

۵.۷ - نیت نماز جماعت

از شرایط جماعت، نیت اقتدا کردن به امام است و بدون آن جماعت منعقد نمی‌شود؛ هر چند نماز به صورت فرادا صحیح خواهد بود. مگر آنکه نماز به آنچه مبطل آن است باطل گردد از قبیل ترک عمدی قرائت یا زیاد کردن رکن. همچنین قصد اقتدا به امامی معین شرط است. البته تعیین اجمالی همچون نیت اقتدا به امام حاضر کفایت می‌کند.
نیت امامت از سوی امام در غیر نماز جمعه و نماز عیدین شرط تحقق جماعت نیست. بنابراین اگر نمازگزار به کسی اقتدا کند بدون آنکه وی بداند کسی به او اقتدا کرده است جماعت صحیح است؛ چنان‌که اگر بداند و نیت امامت نکند نیز صحیح خواهد بود.

۵.۸ - اتحاد دو نماز بر حسب هیئت

بنابر قول مشهور اقتدا کردن در نماز واجب به امامی که نماز واجب می‌گزارد به شرط اتحاد دو نماز در هیئت جایز است؛ هر چند دو نماز از حیث تعداد رکعات متفاوت باشند مانند اینکه یکی قصر باشد و دیگری تمام یا نوع آن دو مختلف باشد مانند اینکه یکی ظهر و دیگری عصر یا یکی ادا و دومی قضا باشد؛ لیکن نباید از لحاظ هیئت و نظم متفاوت باشند مانند اقتدا در نماز واجب یومیه به امامی که نماز آیات یا نماز میت یا نماز عید می‌خواند که در این صورت صحیح نیست.
اقتدا در نماز مستحب به امامی که نماز مستحب می‌گزارد در مواردی همچون نماز باران و بنابر قولی نماز غدیر جایز است. همچنین اقتدا در نماز واجب به امامی که نماز واجبش را پس از اقامه به فرادا از باب استحباب به جماعت به‌جا می‌آورد. عکس آن نیز جایز است.


امام جماعت باید عاقل؛ بنابر قول اکثر بالغ؛ مؤمن (شیعه دوازده امامی)؛ عادل؛ حلال زاده و در صورت مرد بودن همه یا تعدادی از نمازگزاران مرد باشد و بنابر قول مشهور امامت زن برای زن با وجود شرایط امامت جایز است. برخی امامت کودک ممیز در آستانه بلوغ را جایز و صحیح دانسته‌اند.
به قول مشهور امامت نشسته برای ایستاده و اُمی (کسی که قرائت نماز را نمی‌داند) و لال برای غیر همسانشان جایز نیست؛ چنان‌که بنابر مشهور امامت کسی که قرائتش نادرست است یا حرفی را به حرفی دیگر تبدیل می‌کند برای غیر همانند خودش جایز نیست.

امامت حاضر برای مسافر و بالعکس بنابر مشهور مکروه است. در اینکه حکم یاد شده اختصاص به دو نماز واجب مختلف در کمیت دارد مانند نماز ظهر عصر و عشاء یا در صورت تساوی دو نماز در تعداد رکعات همچون نماز مغرب و صبح نیز جاری است اختلاف است. دیدگاه جمعی اختصاص کراهت به صورت نخست است، برخی قول دوم را برگزیده‌اند.
امامت فرد مبتلا به خوره (جذام) و پیسی و فردی که حد بر او جاری شده، بعد از توبه (نه قبل از آن به جهت فقدان وصف عدالت) بنابر مشهور میان متاخران مکروه است. جمعی از قدما و برخی متاخران حکم به عدم جواز آن کرده‌اند. برخی امامت آنان را برای همسانانشان مکروه ندانسته‌اند.
امامت کسی که از روی عذری ختنه نکرده، بنابر مشهور متاخران و نیز بنابر قول مشهور، فردی که مامومان از او ناخشنودند کراهت دارد.
بنابر مشهور میان متاخران امامت اعرابی بادیه‌نشین برای غیر اعرابی مکروه است. این قول به همه متاخران نسبت داده شده است.
همچنین بنابر مشهور امامت کسی که با تیمم نماز می‌خواند برای کسانی که با وضو یا غسل نماز می‌گزارند، مکروه است. برخی قدما حکم به عدم جواز آن کرده‌اند. در مقابل برخی کراهت آن را نفی کرده‌اند.
امامت اسیر و کسانی که حرفه‌شان بافندگی، حجامت و دباغی است برای غیر همانند خود، مکروه است.


پس از معصوم (علیه‌السّلام) که در صورت حضور از همگان شایسته‌تر به امامت است و کسی حق تقدم بر او ندارد، امام راتب مسجد، حاکم منصوب از سوی امام عادل (معصوم (علیه‌السّلام) ) و صاحب خانه در خانه‌اش در امامت جماعت بر دیگران اولویت دارند.
به تصریح برخی اولویت افراد یاد شده، سیاستی تادیبی در راستای مراعات حق افراد فوق است و نه به جهت فضیلت ذاتی آنان بنابراین در صورتی که افراد یاد شده در اقامه جماعت به دیگری اذن دهند، کراهت برطرف خواهد شد. برخی به استحباب اذن افراد یاد شده به فرد اکمل از حیث علم و تقوا با وجود وی، تصریح کرده‌اند.
در کلمات جمعی، تقدیم‌ هاشمی واجد شرایط امامت بر غیر‌هاشمی آمده است. برخی این قول را به مشهور و برخی دیگر به مشهور متاخران نسبت داده‌اند؛ لیکن بعضی گفته‌اند: اکثر فقها تقدیم‌ هاشمی را متعرض نشده‌اند؛ چنان‌که روایت معتبری نیز بر آن وجود ندارد. ظاهر کلمات کسانی که متعرض تقدیم‌ هاشمی شده‌اند این است که اولویت‌ هاشمی بعد از سه اولویت پیش گفته (امام راتب، سلطان و صاحب خانه) است. در کلمات بعضی‌ هاشمی پس از افقه آمده است. بنابراین‌ هاشمی بر فاقد مرجحاتی همچون فقیه‌تر و مسن‌تر بودن، مقدم داشته می‌شود.
چنانچه دو یا چند نفر واجد شرایط امامت در امامت جماعت اختلاف کنند، به اینکه هر کدام بخواهد امامت کند و یا دیگری را برای امامت مقدم بدارد، به قول جمعی، منتخب همه نمازگزاران، مقدم بر دیگران خواهد بود. برخی گفته‌اند: تقدیم برگزیده نمازگزاران مشروط به این است که انتخاب آنها بر اساس رجحان شرعی باشد و نه اغراض دنیوی. بسیاری از فقها انتخاب فردی را برای امامت توسط نمازگزاران به عنوان ملاک ترجیح ذکر نکرده‌اند؛ بلکه ملاک را مرجحاتی دانسته‌اند که در ادامه می‌آید. برخی برگزیده اکثر نمازگزاران (و نه همه) را نیز مقدم بر دیگران دانسته‌اند.
در صورت اختلاف نمازگزاران در تقدیم فردی برای امامت به مرجحاتی رجوع می‌شود که بنابر مشهور به ترتیب عبارت‌اند از: اقرا، افقه، اقدمُ هجرةً، مسن‌تر و خوش چهره‌تر بودن. جمعی، اقرا را به کسی که قرائتش نیکوتر است، تفسیر کرده‌اند؛ لیکن برخی آن را به کسی که قرائت، حفظ و آگاهی قرآنی او بیشتر از دیگران است تفسیر کرده‌اند. افقه به فردی که به احکام و مسائل نماز داناتر می‌باشد تعریف شده است.
اقدمُ هجرةً به فردی که در هجرت از دارالحرب به دارالاسلام بر دیگران پیشی گرفته، تعریف شده است. برخی اقدم هجرة را اعم از آن که قبل از دیگران به دارالاسلام هجرت کرده و آن‌که پیش از دیگران مسلمان شده و فرزندان کسی که قبل از دیگران به دارالاسلام مهاجرت کرده، تعریف کرده‌اند. از برخی نقل شده، اقدم هجره در این زمان، فردی است که زودتر از دیگران در پی تحصیل علم برآمده است. برخی نیز اقدم هجره را به شهرنشین مقابل بادیه‌نشین و روستایی تعریف کرده‌اند. مقصود از مسن‌تر (اسن) مسن‌تر بودن در اسلام است؛ یعنی بیش از دیگران عمرش در اسلام صرف شده است.
بنابر مشهور، أقرا و در مرحله بعد، افقه بودن مقدم بر دیگر مرجحات است. بنابراین ترجیح به افقه بودن در صورت تساوی در قرائت خواهد بود؛ لیکن برخی افقه بودن را بر اقرا بودن مقدم داشته‌اند. در صورت تساوی دو نفر در قرائت و علم به احکام نماز، برخی آن را که به احکام غیر نماز داناتر است مقدم داشته‌اند. در مقابل برخی دیگر این مرجح را نپذیرفته‌اند.
رتبة اقدم هجره بنابر مشهور پس از افقه است. بنابراین در صورت تساوی در قرائت و فقه آن که پیش از دیگران به دار الاسلام مهاجرت کرده است مقدم می‌شود. برخی ترجیح به اقدم هجره را در غیر دوران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جاری ندانسته‌اند.
نزد اکثر فقیهان در صورت تساوی دو نفر در هجرت آن که مسن‌تر است مقدم داشته می‌شود. برخی اسن را بر مرجح پیشین (اقدم هجرة) مقدم داشته‌اند. در صورت تساوی دو نفر در سن نزد اکثر زیبارو‌تر مقدم می‌شود. برخی به مرجح آخر، معروف بودن به نیکی در میان مردم را افزوده و گفته‌اند زیباروتر و یا خوش‌نام‌تر میان مردم مقدم می‌شود. جمعی نیز زیبارویی را ملاک ترجیح نشمرده‌اند. در صورت تساوی در زیبارویی یا خوش نامی بنابر قول جمعی به قرعه رجوع می‌شود.
برخی در صورت تساوی دو نفر در همه مرجحات یاد شده با تقواترین و در صورت تساوی در آن نیز گرامی‌ترین به لحاظ نسب و قدر و منزلت را مقدم دانسته و افزوده‌اند در صورت تساوی در آن، به قرعه رجوع می‌شود. تقدیم برحسب مرجحات یاد شده از باب استحباب است؛ از این‌رو در صورت نادیده گرفتن آنها و مقدم داشتن فاقد ترجیح بر واجد آن، اقتدا جایز و جماعت بدون اشکال خواهد بود.


چنانچه برای امام جماعت در اثنای نماز اتفاقی رخ دهد مانند اینکه بمیرد یا بیهوش شود یکی از مامومان جایگزین وی می‌گردد و نماز را به اتمام می‌رساند. چنان‌که در صورت پدید آمدن عذری برای امام مانند عارض شدن خون دماغ می‌تواند یکی از مامومان را جایگزین خود کند تا نماز را به اتمام رساند. جایگزین کردن مامومی که یک رکعت یا بیشتر از امام عقب می‌باشد مکروه است. نایب قرار دادن فردی برای مامومان یا امام مستحب است نه واجب و چنانچه کسی را مقدم نکنند، نماز را فرادا تمام می‌کنند. به تصریح جمعی، مستحب است امام مسافر، فردی حاضر را برای اتمام نماز با مامومان جایگزین خود کند و اگر امام کسی را مقدم نکند، مامومان این کار را انجام دهند.
در صورت اتمام نماز امام، آیا مامومانی که نمازشان تمام نشده، می‌توانند بعضی بر بعضی دیگر، اقتدا کنند؟ مسئله محل بحث و اختلاف است. چنان که جواز تبدیل نیت جماعت از امامی به امامی دیگر در غیر موارد استثنا شده، همچنین تبدیل نیت فرادا به جماعت در اثنای نماز، محل بحث و اختلاف می‌باشد. قول به عدم جواز انتقال از امامی به امامی دیگر در غیر موارد استثنایی به اکثر نسبت داده شده است. چنان‌که برخی نقل نیت از فرادا به جماعت را جایز ندانسته‌اند.
چنانچه پس از نماز برای ماموم ثابت شود نماز امام به جهتی از جهات، همچون فسق، کفر یا فقدان شرطی از شرایط صحت نماز از قبیل طهارت باطل بوده است، بنابر مشهور نماز وی صحیح خواهد بود؛ اما اگر ماموم قبل از نماز عالم به فسق، کفر یا عدم طهارت امام بوده نمازش باطل است و باید اعاده کند. در صورت علم به بطلان نماز امام در اثنای نماز، بنابر مشهور، ماموم نیت فرادا و نمازش را تمام می‌کند و نیازی به اعاده نماز نیست.


احکام مرتبط با ماموم عبارت‌اند از:

۹.۱ - قرائت

قرائت در رکعت اول و دوم نماز؛ اعم از نمازهای جهری و اخفاتی بر عهده امام است و خواندن حمد و سوره بر ماموم واجب نیست؛ لیکن در نمازهای اخفاتی اشتغال به تسبیح تحمید یا صلوات بر محمد و آل محمد بر ماموم مستحب و سکوت مکروه است؛ اما قرائت برای مامومی که همراه امام وارد نماز شده و امام نیز واجد شرایط امامت می‌باشد در دو رکعت نخست نمازهای اخفاتی بنابر قول بسیاری مکروه است. این قول اشهر بلکه مشهور است؛ لیکن جمعی قرائت را حرام دانسته‌اند. در مقابل برخی آن را مکروه ندانسته‌اند؛ بلکه برخی قرائت حمد را مستحب دانسته‌اند.
در دو رکعت نخست نماز جهری در صورتی که ماموم قرائت امام را (هرچند به صورت همهمه) می‌شنود، بدون شک قرائت ساقط است؛ لیکن در اینکه قرائت در این صورت حرام است یا مکروه، اختلاف است. بسیاری از قدما و متاخران حکم به حرمت آن کرده‌اند و قول به کراهت منسوب به مشهور و یا اشهر است.
اما اگر ماموم قرائت امام حتی همهمه او را نشنود قرائتش بدون اشکال خواهد بود؛ لیکن در اینکه در این صورت مستحب است یا واجب و یا مباح، مسئله اختلافی است. ظاهر کلمات برخی وجوب قرائت بر ماموم است. جمعی قائل به استحباب آن شده‌اند. این قول به اشهر، بلکه مشهور نسبت داده شده است. ظاهر کلمات برخی اباحه آن است.
بنابر قول به وجوب یا استحباب، قرائت (بنابر ظاهر کلمات جمعی) شامل حمد و سوره؛ هر دو می‌شود. برخی به آن تصریح کرده‌اند. در مقابل برخی قرائت را به حمد اختصاص داده‌اند.
در دو رکعت آخر؛ اعم از نماز جهری و اخفاتی در وظیفه ماموم دیدگاه‌ها مختلف است از جمله:
۲. عدم وجوب قرائت و تسبیح هر دو.
۳. حرمت قرائت حمد.
۴. کراهت قرائت حمد.
۵. استحباب قرائت حمد.
۶. استحباب تسبیح اربعه.
در مسئله اقوالی دیگر نیز نقل شده است. بنابر قول جمعی برای امام جماعت افضل قرائت حمد در دو رکعت آخر است. این قول به مشهور نسبت داده شده است. بر کسی که از روی تقیه پشت سر امامی نماز می‌گزارد بدون آنکه به او اقتدا کرده باشد، قرائت واجب است.

۹.۲ - ترک جماعت

بنابر قول مشهور در نمازی که خواندن آن به جماعت مستحب است، ماموم، حتی بدون عذر می‌تواند در اثنای نماز نیت فرادا کند و نماز را به صورت فرادا به اتمام رساند. برخی تنها در صورت ضرورت یا داشتن عذری همچون قضای حاجت این کار را جایز دانسته و نیت فرادا کردن بدون عذر را موجب بطلان نماز دانسته‌اند؛ اما در جماعت واجب، مانند نماز جمعه نیت فرادا و ترک جماعت بدون ضرورت یا عذر، جایز نیست.
مفارقت و ترک متابعت از امام در افعال مشترک میان امام و ماموم همچون رکوع، سجود و تشهد بدون نیت انفرادا و بدون عذر جایز نیست؛ لیکن از روی عذر بدون نیت انفراد جایز است مانند جایی که ماموم یک رکعت از امام عقب است و هنگام برخاستن امام برای تشهد می‌نشیند و بعد از خواندن تشهد به امام ملحق می‌شود. به تصریح برخی در عذرهایی که ماموم ناگزیر به اتمام نماز قبل از امام می‌شود نیت انفراد لازم است؛ هر چند قصد ترک جماعت و پیشی گرفتن از امام در نماز کفایت می‌کند.

۹.۳ - چگونگی ایستادن

بنابر قول مشهور اگر ماموم، مرد و یک نفر باشد مستحب است سمت راست امام محاذی او یا کمی عقب‌تر بایستد و اگر بیش از یک نفر باشند، پشت سر امام بایستند. برخی ایستادن یک ماموم در سمت راست امام را واجب دانسته‌اند.
اگر ماموم زن و امام نیز زن باشد، مستحب است سمت راست امام بایستد؛ اما اگر ماموم یک زن یا بیشتر و امام مرد باشد، مستحب است پشت سر امام بایستند و بنابر قول به حرمت محاذات زن با مرد در نماز، واجب است زن عقب‌تر از امام بایستد؛ لیکن بنابر قول به کراهت محاذات عقب‌تر ایستادن زن مستحب خواهد بود.
چنانچه ماموم یک زن و امام مرد باشد، مستحب است پشت سر امام و سمت راست بایستد؛ به گونه‌ای که سجده‌گاه او با محل قدم یا زانوی امام برابر باشد.
اگر ماموم یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد سمت راست امام و زن یا زنان پشت سر آن دو بایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند مستحب است مردان پشت سر امام و زنان پشت سر مردان بایستند. مستحب است امام میانه صف جماعت بایستد. بنابر قول به جواز امامت زن در جماعت بانوان مستحب است مامومان در دو طرف امام بایستند و امام جلوتر از آنان نباشد.

۹.۴ - پیوستن به جماعت در اثنای آن

حکم استحباب جماعت برای مامومی که در اثنا به جماعت می‌رسد ثابت است و انسان می‌تواند از هر جای نماز، حتی رکعت آخر امام اقتدا کند و باقیمانده نماز خود را پس از پایان نماز امام به جا آورد.
آیا بر مامومی که در دو رکعت اول و امام در دو رکعت آخر است، قرائت حمد و سوره واجب است یا مستحب؟ مسئله محل اختلاف است. اکثر قرائت را واجب دانسته‌اند. جمعی قائل به استحباب آن شده‌اند.
بنابر قول به وجوب اگر ماموم با خواندن قرائت هر چند با اکتفا به حمد تنها، نتواند به رکوع امام برسد، آیا باید از امام متابعت و قرائت را رها کند یا آنکه حمد را به پایان برد و در سجده به امام بپیوندد؟ مسئله محل اشکال و اختلاف است. مامومی که یک یا دو رکعت از امام عقب است واجب است قرائتش را حتی در نماز جهری، آهسته بخواند.
چنانچه ماموم قبل از تکبیر امام برای رکوع یا بعد از تکبیر و قبل از تحقق رکوع به جماعت ملحق شود، آن رکعت را درک کرده و یک رکعت برایش محسوب می‌شود. همچنین بنابر قول اشهر؛ بلکه معروف و مشهور میان متاخران پیوستن به امام در حال رکوع نیز در درک رکعت کفایت می‌کند. بر این قول ادعای نفی مخالف، بلکه اجماع شده است.
پیوستن به امام بعد از رکوع درک رکعت به شمار نمی‌رود؛ لیکن بنابر قول اکثر؛ بلکه مشهور مستحب است برای دستیابی به ثواب جماعت تکبیر بگوید و با امام دو سجده به‌جا آورد؛ اما به آن دو سجده اعتنا نکند و آن را به حساب نیاورد؛ لیکن در اینکه باید بعد از برخاستن نیت و تکبیرة الاحرام را تجدید کند یا همان نیت و تکبیرة الاحرام نخست کفایت می‌کند مسئله اختلافی است. اکثر تجدید نیت و تکبیرة الاحرام را واجب دانسته‌اند. برخی همان نیت و تکبیرة الاحرام پیشین را کافی دانسته‌اند. برخی نیز در اصل حکم جواز نیت و تکبیر و متابعت از امام در سجده توقف کرده‌اند. حکم پیوستن به امام پس از سجده نیز همین است.
اگر ماموم پس از سر برداشتن امام از سجده دوم به جماعت بپیوندد، پس از اقتدا همراه امام می‌نشیند و به تصریح جمعی مخیر است در تشهد از امام متابعت کند و تشهد را بخواند یا سکوت نماید و پس از تشهد امام اگر امام در رکعت آخر نیست نماز را با امام ادامه می‌دهد و اگر در رکعت آخر است، پس از سلام امام به نماز خود ادامه می‌دهد و نیازی به تکبیر جدید نیست. بر این حکم ادعای اجماع شده است؛ لیکن برخی در آن اشکال کرده‌اند.
مامومی که در رکعت دوم اقتدا کرده است و وظیفه‌اش قنوت نیست مستحب است در قنوت از امام متابعت کند؛ لیکن این متابعت از قنوت در رکعت دوم خودش کفایت نمی‌کند؛ بلکه در رکعت دوم نماز خودش آن را می‌خواند مگر آنکه با خواندن قنوت، متابعت فوت شود که در این صورت خواندن قنوت از او ساقط می‌شود. مامومی که وظیفه‌اش تشهد نیست مانند کسی که در رکعت دوم یا آخر امام اقتدا کرده است بنابر قول جمعی مستحب است با امام تشهد بخواند. برخی قائل به عدم استحباب خواندن تشهد شده‌اند. برخی نیز به جای تشهد، تسبیح را مستحب دانسته‌اند.
آیا در حالت تشهد امام بر ماموم نیم خیز (تجافی) نشستن واجب است یا مستحب؟ مسئله محل اختلاف است. ظاهر کلمات اکثر استحباب تجافی است. مامومی که از امام یک رکعت عقب است در رکعت دوم خودش رکعت سوم امام باید بنشیند و تشهد بخواند؛ لیکن در صورتی که قبل از برخاستن از تشهد امام به رکوع رود آیا باید نماز را به نیت فرادا ادامه دهد یا می‌تواند در رکوع یا سجود به امام ملحق شود و نماز را به جماعت به پایان برد؟ مسئله اختلافی است. مامومی که در رکعت آخر امام (که تسبیح می‌خواند) به جماعت پیوسته است، بنابر قول مشهور در دو رکعت آخر خودش میان خواندن حمد و تسبیح مخیر خواهد بود. برخی در فرض یادشده (خواندن تسبیح توسط امام)، خواندن حمد را بر ماموم واجب دانسته‌اند.


در نماز جماعت، مستحب است در صف اول صاحبان فضل از اهل علم، کمال، عقل و تقوا بایستند و در سمت راست که بهترین جایگاه صف اول به شمار می‌رود، برترین‌های آنان قرار بگیرند. ایستادن در سمت راست امام جماعت بهتر از سمت چپ او است؛ چنان‌که ایستادن در مکان نزدیک‌تر به امام مستحب است؛ لیکن در نماز بر میت ایستادن در صف آخر بهتر است. صاف و هم ردیف و معتدل بودن صفوف و پر کردن شکاف و فاصله میان آن و برابر بودن شانه‌های مامومان مستحب است.
مستحب است صف‌های جماعت نزدیک به یکدیگر باشد و فاصله میان آنها بیشتر از طول قامت انسان در حال سجده نباشد. برخی فراتر نبودن فاصله از مقدار یاد شده را واجب دانسته‌اند.
مستحب است امام جماعت حال ناتوان‌ترین مامومان را رعایت کند و قرائت و افعال نماز، همچون رکوع و سجود را طول ندهد، مگر آنکه همه مامومان مایل باشند.
مستحب است امام پس از نماز در جای خود بنشیند تا نماز مامومان ملحق شده در اثنای جماعت به پایان برسد؛ همچنین بنابر مشهور در صورتی که امام مسافر است و مامومان حاضراند، دو رکعت پایانی را به اتمام برسانند. برخی قدما در صورت اخیر نشستن امام را تا پایان نماز مامومان واجب دانسته‌اند. این قول به ظاهر کلام برخی دیگر از قدما نیز نسبت داده شده است.
مستحب است امام همه اذکارش؛ بویژه تشهد (جز قرائت در نمازهای اخفاتی) را به مامومان بشنواند بدون آنکه صدایش را بسیار بلند کند.
اگر امام هنگام رکوع احساس کند کسی تصمیم بر پیوستن به جماعت را دارد مستحب است رکوعش را تا دو برابر رکوعش طولانی کند، سپس بلند شود؛ هر چند احساس کند کسی دیگر داخل شده است و تصمیم به الحاق دارد.
مستحب است ماموم بعد از فراغ امام از قرائت سوره حمد، بگوید:

(الحمد لله رَبِّ العالمین)

همچنین مستحب است هنگامی که «قد قامتِ الصَّلاة» گفته می‌شود مامومان برخیزند و آماده اقتدا شوند.
در موارد جواز قرائت برای ماموم مانند نمازهای جهری که صدا و حتی همهمه امام شنیده نمی‌شود، اگر قرائت ماموم زودتر از امام تمام شود، مستحب است به تسبیح مشغول شود تا قرائت امام به اتمام برسد؛ چنان‌که می‌تواند یک آیه را نخواند و پس از اتمام قرائت امام آن را بخواند و بعد از آن به رکوع رود. انتظار کشیدن برای جماعت؛ خواه نمازگزار امام باشد یا ماموم، افضل از نماز فرادا در اول وقت است؛ چنان که نماز جماعت خفیف و کوتاه برتر از نماز فرادای مفصل و طولانی است.
در جماعت مستحب است نمازگزار امام باشد تا ماموم و پاداش امامی که قیام، قرائت، رکوع و سجودش را نیکو به جا آورد، برابر پاداش همه مامومان است بدون آنکه از پاداش آنان چیزی کاسته شود.
اگر پس از اشتغال نمازگزار به نافله امام تکبیرة الاحرام نماز را بگوید مستحب است، نمازگزار نافله را قطع کند و به جماعت بپیوندد. در اینکه این استحباب مقید به صورت بیم فوت جماعت است یا نه اختلاف است و نیز بنابر قول نخست در اینکه مقصود از فوت جماعت چیست؟ اختلاف می‌باشد. در فرض یاد شده، اگر ماموم مشغول نماز واجب باشد بنابر مشهور، مستحب است نیتش را به نماز مستحب تغییر دهد و نمازش را دو رکعتی به پایان ببرد و به جماعت ملحق شود.
کسی که نمازش را فرادا خوانده است، مستحب است آن را به جماعت اعاده کند.


بنابر قول مشهور تنها ایستادن در یک صف مکروه است، مگر آنکه در صف‌های دیگر جایی برای ایستادن نباشد.
بنابر مشهور خواندن نافله بعد از گفتن قد قامتِ الصَّلاة بلکه بنابر قول برخی بعد از آغاز به اقامه مکروه است.
مکروه است امام جماعت هنگام دعا، تنها برای خودش دعا کند.
مکروه است ماموم آنچه را می‌گوید به امام بشنواند.
راه دادن کودکان هر چند در سن تمییز در صف اول جماعت مکروه است.
برخی دیوانگان و بردگان را به کودکان افزوده‌اند.
بلکه برخی حضور غیر اهل فضل را در صف اول مکروه دانسته‌اند.


۱. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۲۸۵-۲۹۰.    
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۳۴-۱۳۸.    
۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۱۱-۱۱۵.    
۴. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۲۸.    
۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۷۱.    
۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۳۵.    
۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۱۴-۳۱۵.    
۸. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۸۹.    
۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴۰-۱۴۵.    
۱۰. خویی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخویی، ج۱۷، ص۲۶-۳۷.    
۱۱. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۱۵-۱۱۶.    
۱۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۷۴.    
۱۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۱۵.    
۱۴. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۹۷.    
۱۵. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۵۹.    
۱۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۱.    
۱۷. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۳، ص۳۱۰.    
۱۸. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۹۷.    
۱۹. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۹.    
۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۱.    
۲۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۲۰۷-۲۰۸.    
۲۲. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۳۸۳.    
۲۳. فاصل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۴، ص۲۳۷.    
۲۴. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۷۳.    
۲۵. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۵۵۶.    
۲۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۷۴.    
۲۷. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۲۴.    
۲۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۱۷-۳۱۸.    
۲۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۸.    
۳۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۲۲.    
۳۱. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۳۱.    
۳۲. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۵.    
۳۳. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۴۹۹.    
۳۴. وحید بهبهانی، محمدباقر بن محمد‌اکمل، مصابیح الظلام، ج۸، ص۲۹۸.    
۳۵. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۹.    
۳۶. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۳۱.    
۳۷. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۳۶.    
۳۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۵.    
۳۹. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۴۸.    
۴۰. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۹۸.    
۴۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۴-۱۵۵.    
۴۲. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۲۴.    
۴۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۸.    
۴۴. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۳، ص۳۱۴.    
۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۸.    
۴۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۷۷.    
۴۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۲۳.    
۴۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۵.    
۴۹. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۳، ص۲۷۷.    
۵۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۱۸.    
۵۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۰۰.    
۵۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۵۹-۱۶۴.    
۵۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۹۰.    
۵۴. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۳۳.    
۵۵. صیمری، مفلح بن حسین، غایة المرام، ج۱، ص۲۱۳.    
۵۶. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۷۹۵.    
۵۷. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۵۵۶.    
۵۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۲۰.    
۵۹. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۶۳.    
۶۰. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۲۰.    
۶۱. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۱۲.    
۶۲. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الفوائد الملیة، ص۲۸۸-۲۸۹.    
۶۳. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، المهذب البارع، ج۱، ص۴۶۳.    
۶۴. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۳.    
۶۵. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۳۵-۴۳۶.    
۶۶. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۶.    
۶۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۶۸.    
۶۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۹۰.    
۶۹. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۶۲.    
۷۰. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۳۶.    
۷۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۲۱.    
۷۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۱۲.    
۷۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۷۰-۱۷۱.    
۷۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۳۱۳.    
۷۵. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۲۹.    
۷۶. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۶.    
۷۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۷۱.    
۷۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۸۳.    
۷۹. فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، التنقیح الرائع، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲.    
۸۰. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸-۸۹.    
۸۱. حلبی، علی بن حسن، اشارة السبق، ص۹۶.    
۸۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۲۲.    
۸۳. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۰-۱۶۱.    
۸۴. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۳۶.    
۸۵. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۶-۳۰۷.    
۸۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۲۳.    
۸۷. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۴.    
۸۸. وحید بهبهانی، محمدباقر بن محمد‌اکمل، مصابیح الظلام، ج۸، ص۲۹۷-۲۹۸.    
۸۹. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۵.    
۹۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۸۳-۲۸۴.    
۹۱. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۴۲.    
۹۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۱۲-۱۳.    
۹۳. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۲۳.    
۹۴. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۴۲.    
۹۵. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۲۶-۵۲۷.    
۹۶. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۴۹.    
۹۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۴۰.    
۹۸. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۷۷.    
۹۹. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۱.    
۱۰۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۱۶.    
۱۰۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۳۹-۲۴۰.    
۱۰۲. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۳۴.    
۱۰۳. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۱۶.    
۱۰۴. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۴.    
۱۰۵. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۱۹.    
۱۰۶. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۵.    
۱۰۷. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۱۰۸.    
۱۰۸. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۲۶.    
۱۰۹. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۴۱.    
۱۱۰. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۴.    
۱۱۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۳۹.    
۱۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۵۱.    
۱۱۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۴۸.    
۱۱۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۸۹.    
۱۱۵. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۴۹.    
۱۱۶. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۱.    
۱۱۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۹۰-۹۳.    
۱۱۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۴۴.    
۱۱۹. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۲۳.    
۱۲۰. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۳، ص۱۶۱.    
۱۲۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۳۰.    
۱۲۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۴۱.    
۱۲۳. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۲۱.    
۱۲۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۶۶.    
۱۲۵. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۴۵.    
۱۲۶. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۲۶.    
۱۲۷. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۲.    
۱۲۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۳۵.    
۱۲۹. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۷.    
۱۳۰. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۱۴.    
۱۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۰۱-۲۰۲.    
۱۳۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۳۸.    
۱۳۳. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۳۴.    
۱۳۴. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۸.    
۱۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۰۳-۲۰۴.    
۱۳۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۷۰.    
۱۳۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۰۴.    
۱۳۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۴۰.    
۱۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۱۰.    
۱۴۰. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۴۵.    
۱۴۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۲۷.    
۱۴۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۵۶.    
۱۴۳. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۵۰.    
۱۴۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۱۲.    
۱۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۱۵-۲۱۸.    
۱۴۶. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۳۵.    
۱۴۷. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۵۰.    
۱۴۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۳۹.    
۱۴۹. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۱۴.    
۱۵۰. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۲.    
۱۵۱. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۱۴.    
۱۵۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۴۰.    
۱۵۳. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۲۱.    
۱۵۴. محقق کرکی، علی بن حسین، الرسائل المحقق الکرکی، ج۱، ص۱۲۸.    
۱۵۵. وحید بهبهانی، محمّدباقر، الحاشیة علی مدارک الاحکام، ج۳، ص۳۵۲.    
۱۵۶. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۰۷.    
۱۵۷. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۵۷.    
۱۵۸. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۲۱.    
۱۵۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۱۹.    
۱۶۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۳۰-۲۳۱.    
۱۶۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۶۴.    
۱۶۲. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۲۱.    
۱۶۳. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۳۸.    
۱۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۳۰-۲۳۳.    
۱۶۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۳۳.    
۱۶۶. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۲۰.    
۱۶۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۴۵-۳۴۷.    
۱۶۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۳۱۶.    
۱۶۹. صیمری، مفلح بن حسین، غایة المرام، ج۱، ص۲۱۵.    
۱۷۰. صیمری، مفلح بن حسین، غایة المرام، ج۱، ص۲۱۵.    
۱۷۱. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۰.    
۱۷۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۳۷-۳۳۸.    
۱۷۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۲۳.    
۱۷۴. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۰۷.    
۱۷۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۲۵.    
۱۷۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۷۳-۲۷۵.    
۱۷۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۲۷۵.    
۱۷۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۳۲۴.    
۱۷۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۳۳۶.    
۱۸۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۳۳۷.    
۱۸۱. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۴.    
۱۸۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۲-۴.    
۱۸۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۲۷.    
۱۸۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۹۰.    
۱۸۵. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۳۹۵.    
۱۸۶. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۳۷.    
۱۸۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۳۵.    
۱۸۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۹۴.    
۱۸۹. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۹.    
۱۹۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۷۴.    
۱۹۱. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۱.    
۱۹۲. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۴۱.    
۱۹۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۵۱.    
۱۹۴. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۹.    
۱۹۵. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۶۶.    
۱۹۶. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۸۰۳.    
۱۹۷. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۴۷.    
۱۹۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۸۱-۳۸۴.    
۱۹۹. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۴.    
۲۰۰. شیخ طوسی، الاقتصاد، ص۲۶۹.    
۲۰۱. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۶۸.    
۲۰۲. حلبی، علی بن حسن، اشارة السبق، ص۹۶.    
۲۰۳. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸.    
۲۰۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۶۹.    
۲۰۵. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۵.    
۲۰۶. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸.    
۲۰۷. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۰-۲۸۱.    
۲۰۸. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۹۷.    
۲۰۹. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۵۱-۳۵۲.    
۲۱۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۸۴-۳۸۶.    
۲۱۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۸۷.    
۲۱۲. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۵۲-۳۵۳.    
۲۱۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۸۹-۳۹۰.    
۲۱۴. شیخ طوسی، الاقتصاد، ص۲۶۹.    
۲۱۵. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۶۸.    
۲۱۶. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۸۰.    
۲۱۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۲۷.    
۲۱۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۷۲.    
۲۱۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۹۰.    
۲۲۰. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۳۸.    
۲۲۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۳۶.    
۲۲۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۹۷-۱۹۸.    
۲۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۴۸.    
۲۲۴. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۲.    
۲۲۵. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۸۱۳-۸۱۴.    
۲۲۶. فیض کاشانی، محسن، معتصم الشیعة، ج۳، ص۲۸۷.    
۲۲۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۰.    
۲۲۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۳.    
۲۲۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۰۰-۲۰۱.    
۲۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۰-۳۵۱.    
۲۳۱. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۴.    
۲۳۲. محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع، ص۴۷.    
۲۳۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۷۱.    
۲۳۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۶۸-۶۹.    
۲۳۵. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۵.    
۲۳۶. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۳۱.    
۲۳۷. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۳-۴۱۴.    
۲۳۸. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۲.    
۲۳۹. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۵.    
۲۴۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۵۷.    
۲۴۱. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸.    
۲۴۲. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۱۹.    
۲۴۳. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۵.    
۲۴۴. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۰۲.    
۲۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۳-۳۵۴.    
۲۴۶. محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع، ص۴۷.    
۲۴۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۱، ص۳۱۷-۳۱۸.    
۲۴۸. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۱۲.    
۲۴۹. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۴.    
۲۵۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۵۸.    
۲۵۱. فیض کاشانی، محسن، معتصم الشیعة، ج۳، ص۲۸۶.    
۲۵۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۶.    
۲۵۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۲.    
۲۵۴. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۳۹-۳۴۰.    
۲۵۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۵.    
۲۵۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۰۶.    
۲۵۷. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۴۰-۳۴۱.    
۲۵۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۴.    
۲۵۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۷.    
۲۶۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۰۷.    
۲۶۱. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۸۱۰-۸۱۱.    
۲۶۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۵۸.    
۲۶۳. علامه مجلسی، محمدباقر، ملاذ الاخیار، ج۴، ص۷۰۹.    
۲۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۶۱.    
۲۶۵. وحید بهبهانی، محمدباقر بن محمد‌اکمل، مصابیح الظلام، ج۸، ص۴۰۱.    
۲۶۶. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۴۱۰.    
۲۶۷. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۸۱۱.    
۲۶۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۱۶۱.    
۲۶۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۶۲.    
۲۷۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۴۱.    
۲۷۱. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۷.    
۲۷۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۶۰.    
۲۷۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۶۳.    
۲۷۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۰۸.    
۲۷۵. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۸.    
۲۷۶. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۴۱۱.    
۲۷۷. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۶.    
۲۷۸. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۷.    
۲۷۹. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۲.    
۲۸۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۳۲۲.    
۲۸۱. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۸.    
۲۸۲. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الفوائد الملیة، ص۲۹۴.    
۲۸۳. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۶۹.    
۲۸۴. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۳.    
۲۸۵. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۷.    
۲۸۶. محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع، ص۴۷.    
۲۸۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۰۶.    
۲۸۸. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۲۱۹.    
۲۸۹. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۸۱۰-۸۱۱.    
۲۹۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۰۴.    
۲۹۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۵۷-۳۶۲.    
۲۹۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۵۹.    
۲۹۳. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۴۶.    
۲۹۴. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۴.    
۲۹۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۳، ص۲۵۳.    
۲۹۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۰۴.    
۲۹۷. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۵.    
۲۹۸. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۴۰.    
۲۹۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۶۲-۳۶۳.    
۳۰۰. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۲.    
۳۰۱. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۶.    
۳۰۲. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۱۶.    
۳۰۳. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۱۱.    
۳۰۴. وحید بهبهانی، محمدباقر بن محمد‌اکمل، مصابیح الظلام، ج۸، ص۴۰۳.    
۳۰۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۰۹-۳۱۰.    
۳۰۶. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۲.    
۳۰۷. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۱۵.    
۳۰۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۵۴.    
۳۰۹. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۴۰.    
۳۱۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۴۱۱.    
۳۱۱. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۲۱۹.    
۳۱۲. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۱۲.    
۳۱۳. محقق کرکی، علی بن حسین، رسائل المحقق الکرکی، ج۱، ص۱۲۶.    
۳۱۴. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الفوائد الملیة، ص۲۹۴.    
۳۱۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۱۰-۳۱۱.    
۳۱۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۵۴.    
۳۱۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۱۱.    
۳۱۸. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۲.    
۳۱۹. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۴۲.    
۳۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۶۵.    
۳۲۱. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۶-۳۱۷.    
۳۲۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۶۲-۳۶۴.    
۳۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۶۸-۳۷۱.    
۳۲۴. فیض کاشانی، محسن، معتصم الشیعة، ج۳، ص۳۰۷.    
۳۲۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۸۰.    
۳۲۶. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۴۴.    
۳۲۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۲۸.    
۳۲۸. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۲.    
۳۲۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۲۰-۲۲۲.    
۳۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۷۳.    
۳۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۳۷۳.    
۳۳۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۳۰-۳۲.    
۳۳۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۳۱.    
۳۳۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۱، ص۳۱۵.    
۳۳۵. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۵۰۱.    
۳۳۶. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۵۰۵.    
۳۳۷. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۳.    
۳۳۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۳۰.    
۳۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۲.    
۳۴۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۷۲.    
۳۴۱. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۵۶.    
۳۴۲. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۴.    
۳۴۳. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۹۵-۹۶.    
۳۴۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۱۴.    
۳۴۵. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۱۹.    
۳۴۶. صیمری، مفلح بن حسین، غایة المرام، ج۱، ص۲۱۸.    
۳۴۷. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۸۰۷.    
۳۴۸. فیض کاشانی، محسن، معتصم الشیعة، ج۳، ص۳۱۳.    
۳۴۹. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۳، ص۳۲۵.    
۳۵۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۱۱.    
۳۵۱. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۲۰.    
۳۵۲. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۲۱-۲۲۲.    
۳۵۳. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۷۹۷.    
۳۵۴. شیخ صدوق، المقنع، ص۱۲۰.    
۳۵۵. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸.    
۳۵۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۳۱۴.    
۳۵۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۲۳.    
۳۵۸. شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقیة، ص۳۹.    
۳۵۹. شیخ طوسی، النهایة، ص۱۱۳.    
۳۶۰. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۸۱.    
۳۶۱. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۱۰۰.    
۳۶۲. شیخ صدوق، المقنع، ص۱۲۰.    
۳۶۳. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۷۰.    
۳۶۴. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۴.    
۳۶۵. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۸.    
۳۶۶. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۸۱.    
۳۶۷. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸.    
۳۶۸. ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۱۰۶.    
۳۶۹. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۷۸.    
۳۷۰. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۲۳.    
۳۷۱. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۹۷.    
۳۷۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۸۸-۱۹۱.    
۳۷۳. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۷۹۶.    
۳۷۴. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۲۲.    
۳۷۵. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۷۰.    
۳۷۶. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۴.    
۳۷۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۸.    
۳۷۸. حلبی، علی بن حسن، اشارة السبق، ص۹۶.    
۳۷۹. محقق حلی، جعفر بن حسن، المختصر النافع، ص۴۷.    
۳۸۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۴۱.    
۳۸۱. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۲۹.    
۳۸۲. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۱۴.    
۳۸۳. محقق کرکی، علی بن حسین، الرسائل المحقق الکرکی، ج۱، ص۱۲۸.    
۳۸۴. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۲۲۲.    
۳۸۵. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الروضة البهیة، ج۱، ص۷۹۶.    
۳۸۶. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۸۱.    
۳۸۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، تلخیص المرام، ص۳۳.    
۳۸۸. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۲۱.    
۳۸۹. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۱۰۰.    
۳۹۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۵۰۳.    
۳۹۱. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۸.    
۳۹۲. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۱۶۷.    
۳۹۳. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۴.    
۳۹۴. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۸.    
۳۹۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۷۸.    
۳۹۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۸۴.    
۳۹۷. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۴    .
۳۹۸. حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج۶، ص۴۴۹.    
۳۹۹. محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام، ج۱، ص۶۶.    
۴۰۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۲۴۲.    
۴۰۱. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۸۳.    
۴۰۲. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۲۵۸.    
۴۰۳. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الفوائد الملیة، ص۱۹۲-۱۹۳.    
۴۰۴. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۴.    
۴۰۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۹۵.    
۴۰۶. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۲۰.    
۴۰۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۷۷.    
۴۰۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۳۷-۲۳۸.    
۴۰۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۲۴.    
۴۱۰. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۷.    
۴۱۱. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۷۹.    
۴۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۲۹.    
۴۱۳. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۲۰.    
۴۱۴. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۷۷.    
۴۱۵. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۳۸.    
۴۱۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۲۰.    
۴۱۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۲۲.    
۴۱۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۳۸.    
۴۱۹. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۴.    
۴۲۰. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۱۰.    
۴۲۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۹۲-۹۳.    
۴۲۲. شیخ طوسی، الاقتصاد، ص۲۶۸.    
۴۲۳. شهید ثانی، زین الدین بن علی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۱۳۰.    
۴۲۴. شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۱، ص۳۱۰.    
۴۲۵. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۱۲.    
۴۲۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۵۱.    
۴۲۷. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۱۶۴.    
۴۲۸. قمی، میرزا ابوالقاسم، غنائم الایام، ج۳، ص۱۸۲.    
۴۲۹. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۱۳.    
۴۳۰. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۴.    
۴۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۵۴-۲۵۵.    
۴۳۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۴.    
۴۳۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۵.    
۴۳۴. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۲۷.    
۴۳۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۵۲.    
۴۳۶. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۲۴.    
۴۳۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۵۴.    
۴۳۸. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۴۶.    
۴۳۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۸۲.    
۴۴۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۴۱.    
۴۴۱. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۷۰.    
۴۴۲. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۵.    
۴۴۳. شیخ طوسی، النهایة، ص۱۱۵.    
۴۴۴. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۹.    
۴۴۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۳، ص۳۲۷.    
۴۴۶. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر، ج۱، ص۲۸۶-۲۸۷.    
۴۴۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۲۳.    
۴۴۸. شهید اول، محمد بن مکی، الالفیة و النفلیة، ص۱۴۱.    
۴۴۹. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، الفوائد الملیة، ص۳۰۲.    
۴۵۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۴۸.    
۴۵۱. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۴۹.    
۴۵۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۴۳.    
۴۵۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۶۶.    
۴۵۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۶۸.    
۴۵۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴۵-۱۴۶.    
۴۵۶. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۲۹۶.    
۴۵۷. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۴۸.    
۴۵۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۱۲۷.    
۴۵۹. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۳۴.    
۴۶۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۵۱.    
۴۶۱. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۹.    
۴۶۲. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۵۴۷.    
۴۶۳. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۵۵۵.    
۴۶۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۵۴.    
۴۶۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۱۴۸-۱۴۹.    
۴۶۶. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۴۰۱.    
۴۶۷. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۵۳.    
۴۶۸. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۸۵.    
۴۶۹. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۴۰۱.    
۴۷۰. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۵۹.    
۴۷۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۸۲.    
۴۷۲. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۸۴.    
۴۷۳. محقق سبزواری، محمد باقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۱، ص۱۵۳.    
۴۷۴. محقق حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۴۴۷.    
۴۷۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۲۶.    
۴۷۶. محقق کرکی، علی بن حسین، رسائل المحقق الکرکی، ج۱، ص۱۲۸.    
۴۷۷. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، المهذب البارع، ج۱، ص۴۷۲.    
۴۷۸. ابن فهد حلی، احمد بن محمد، المهذب البارع، ج۱، ص۴۷۲.    
۴۷۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۸۶-۳۸۷.    
۴۸۰. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۴۰۲.    
۴۸۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۵۱-۲۵۲.    
۴۸۲. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۷۰.    
۴۸۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۵۲.    
۴۸۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۲۹۹.    
۴۸۵. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۱۴۰.    
۴۸۶. طباطبایی، سیدعلی، ریاض المسائل، ج۴، ص۳۶۹.    
۴۸۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۴۹.    
۴۸۸. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۵۳.    
۴۸۹. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۴۵.    
۴۹۰. ابن زهره حلبی، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۸۹.    
۴۹۱. شیخ طوسی، النهایة، ص۱۱۵.    
۴۹۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۴۵.    
۴۹۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۵۰-۵۱.    
۴۹۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۶۶.    
۴۹۵. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۷، ص۲۸۶.    
۴۹۶. خویی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخویی، ج۱۷، ص۲۶۹-۲۷۰.    
۴۹۷. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۶۹.    
۴۹۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۴۳.    
۴۹۹. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۴۰۰.    
۵۰۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۵۲-۵۴.    
۵۰۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۲۴۸-۲۴۹.    
۵۰۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۶۶-۱۶۹.    
۵۰۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۵.    
۵۰۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۵.    
۵۰۵. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۶۹-۱۷۰.    
۵۰۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۷۲-۱۷۳.    
۵۰۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۵۲.    
۵۰۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۷۳.    
۵۰۹. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۶۹.    
۵۱۰. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۳۷.    
۵۱۱. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۰۹.    
۵۱۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۳۴۷.    
۵۱۳. فیض کاشانی، محسن، معتصم الشیعة، ج۳، ص۲۹۴.    
۵۱۴. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۷۸.    
۵۱۵. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۷۸-۱۷۹.    
۵۱۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۷۰.    
۵۱۷. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۲۰۴.    
۵۱۸. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۲۰۴.    
۵۱۹. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۸۰-۳۸۱.    
۵۲۰. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۸، ص۱۳۹.    
۵۲۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۴، ص۳۳-۴۰.    
۵۲۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۲۰۵.    
۵۲۳. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۲۹.    
۵۲۴. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۸۰.    
۵۲۵. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۶.    
۵۲۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۸۴-۱۸۶.    
۵۲۷. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۶.    
۵۲۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۸۶.    
۵۲۹. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۷.    
۵۳۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۱۷۴.    
۵۳۱. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۱۹۷.    
۵۳۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۷۲.    
۵۳۳. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۴۳۹.    
۵۳۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۳، ص۲۶۶.    
۵۳۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۳۱۴.    
۵۳۶. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۵۳۰.    
۵۳۷. موسوی عاملی، سیدمحمد، مدارک الاحکام، ج۴، ص۳۴۴.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۷۹-۱۰۳.


رده‌های این صفحه : اصطلاحات فقهی | صلاة | نماز جماعت




جعبه ابزار