• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نماز باران

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نماز باران = نماز استسقاء، یک نماز مستحبی است که هنگام خشکسالی و کم‌آبی برای درخواست نزول باران از خداوند خوانده می‌شود. در روایات، گسترش گناهان، ظلم و ترک امر به معروف از علل خشکسالی ذکر شده است.
این نماز دو رکعت است و کیفیت آن شبیه نماز عیدین است: در رکعت اول پنج تکبیر و قنوت، و در رکعت دوم چهار تکبیر و قنوت دارد که باید شامل طلب رحمت و مغفرت باشد.
از مستحبات مهم آن، خواندن نماز به جماعت، در بیابان، با روزه گرفتن سه روز قبل از آن، و همراهی کودکان و چارپایان است. همچنین مستحب است امام جماعت پس از نماز عبای خود را وارونه کند و دو خطبه با تضرع و زاری بخواند.
وقت آن مورد اختلاف است، ولی برخی آن را در هر زمانی جایز دانسته‌اند. در صورت نزول باران پیش از نماز، استجباب آن ساقط و نماز شکر مستحب می‌شود.



نماز باران = نماز استسقاء: از نمازهای مستحبی است. نماز باران، برای درخواست باران از خدای تعالی هنگام خشکسالی و کم آبی خوانده می‌شود.
از آن در باب صلات سخن گفته‌اند. در روایات، فزونی و گسترش گناه در میان مردم؛ ناسپاسی در برابر نعمت‌های الهی؛ کم فروشی؛ ظلم؛ ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ خودداری از پرداخت زکات و قضاوت و فتوای به ناحق از اسباب و علل بروز خشکسالی ذکر شده است.
خواندن نماز باران هنگام خشکسالی مستحب است.


نماز باران، همچون نماز عید فطر و قربان دو رکعت است؛ در رکعت اول پس از حمد و سوره، پنج تکبیر (پس از هر تکبیر یک قنوت) و در رکعت دوم، چهار تکبیر همراه قنوت خوانده می‌شود.
در قنوت نماز باران هر دعایی را که مشتمل بر طلب رحمت و عفو و مغفرت و بارش باران از جانب خدای تعالی باشد، می‌شود خواند؛ لیکن افضل خواندن دعاهای وارد شده است.


آیا وقت نماز باران (همانند نماز عیدین) از طلوع آفتاب تا زوال است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. برخی قول نخست را برگزیده‌اند. این قول به ظاهر کلام اصحاب نسبت داده شده است. لیکن برخی گزاردن نماز باران را در هر زمان جایز دانسته‌اند. بر این قول، ادعای اجماع شده است.


۱. به تصریح برخی غسل برای اقامه نماز باران مستحب است.
۲. به جماعت خواندن نماز باران افضل است.
۳. مستحب است کسانی که می‌خواهند نماز باران بخوانند، سه روز (روزهای شنبه، یک شنبه و دوشنبه یا چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه) روزه بگیرند و در روز سوم (دوشنبه یا جمعه) نماز باران را به جا آورند.
۴. مستحب است امام، مردم را به ترک گناه، صدقه دادن، ترک نزاع و اختلاف و استغفار هنگام نمازهایشان امر کند.
۵. مستحب است نماز باران در بیابان خوانده شود، نه در مساجد، هرچند سقف نداشته باشند، جز مسجدالحرام که برای اهالی مکه مستحب است نماز باران را در آنجا بگزارند. از برخی قدما استثنای مسجد النبی نیز نقل شده است.
۶. نقل منبر به صحرا مستحب است؛ برخی گفته‌اند: مستحب است در صحرا منبری از گل ساخته شود.
۷. مستحب است کسانی که برای نماز به صحرا می‌روند با برهنه باشند و با حالت وقار و طمانینه گام بردارند.
۸. همراه آوردن کودکان، کهنسالان و چارپایان مستحب است. برخی همراه آوردن اهل تقوا و صلاح را نیز مستحب دانسته‌اند.
۹. جدا کردن و فاصله‌ انداختن میان کودکان و مادرانشان مستحب است.
۱۰. مستحب است امام جماعت بعد از نماز عبای خود را وارونه کند؛ بدین‌گونه که سمتی را که بر دوش راستش بوده، بر دوش چپ و سمتی را که بر دوش چپش بوده، بر دوش راستش بیفکند و این‌کار با پشت و رو کردن عبا است یا با قرار دادن پایین سمت راست بر دوش سمت چپ و پایین سمت چپ بر دوش سمت راست.
در حکم یاد شده نسبت به مامومان، اختلاف است. برخی قایل به شمول شده‌اند؛ لیکن برخی آن را به امام اختصاص داده‌اند. برخی زمان این کار را برای امام پس از ایراد خطبه ذکر کرده‌اند.
۱۱. مستحب است حمد و سوره و نیز قنوت نماز باران بلند خوانده شود.
مستحب است امام جماعت پس از اقامه نماز و وارونه کردن عبا، بر فراز منبر رود و روبه قبله، با صدای بلند صد بار تکبیر بگوید؛ سپس در حالی که نمازگزاران سمت راست خود توجه می‌کنند، با صدای بلند صد بار تسبیح بگوید؛ سپس به نمازگزاران سمت چپ خود توجه کرده و صد بار تهلیل بگوید و در پایان رو به نمازگزاران پشت سر کرده و با صدای بلند صد بار تحمید گوید. به تصریح برخی مستحب است نماز گزاران در گفتن اذکار یاد شده با صدای بلند امام جماعت را همراهی کنند. از برخی قدما متابعت امام بدون بلند کردن صدا نقل شده است.
۱۳. خواندن خطبه بر امام مستحب است؛ لیکن در اینکه خطبه بعد از نماز خوانده می‌شود یا قبل از آن نیز جایز است، مسئله محل اختلاف است. مشهور قول نخست است؛ بلکه بر خواندن خطبه بعد از نماز ادعای اجماع شده است.
آیا خطبه بعد از ذکرهای پس از نماز (تکبیر، تسبیح، تهلیل و تحمید) خوانده می‌شود یا قبل از آن؟ مسئله محل اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است. برخی قول دوم را به مشهور نسبت داده‌اند. امام در خطبه، حمد و ثنای خدای تعالی را به جا می‌آورد و در نهایت تضرع و زاری برای جلب رحمت خداوند و نزول باران دعا و اصرار در آن می‌کند.
افضل خواندن خطبه‌های وارد شده از امامان (علیهم‌السّلام) است. در نماز باران دو خطبه خوانده می‌شود. بر تعدد خطبه ادعای اجماع شده است؛ لیکن برخی در تعدد آن اشکال کرده‌اند.


نماز باران اذان و اقامه ندارد و به جای آن ندای «الصلاة، الصلاة» سر داده می‌شود.
تکرار کردن نماز باران در صورت تاخیر در اجابت و نزول باران مستحب است.
چنانچه پس از بیرون رفتن به صحرا برای نماز باران و یا پس از خروج و پیش از خواندن نماز، باران ببارد، خواندن نماز باران استجباب نخواهد داشت؛ لیکن خواندن نماز شکر برای نزول باران مستحب است؛ اما اگر در اثنای نماز یا خطبه پس از نماز باران ببارد، نماز را در صورت نخست و خطبه را در صورت دوم تمام می‌کند و به تصریح برخی در صورت نخست، خواندن اذکار و خطبه پس از نماز ساقط خواهد شد.


نذر نماز باران در وقت آن (زمان خشکسالی و کم آبی) جایز است. در صورت نذر، بر نذر کننده واجب است در وقت آن، نماز را به جا آورد. نذر نماز باران در غیر وقت خشکسالی و کم آبی صحیح نیست.
اگر نذر کننده در نذر، قید کند نماز باران را در صحرا به جا آورد، وفای به نذر واجب است؛ لیکن در صورت عدم قید و اطلاق نذر، آیا در صحرا نماز گزاردن واجب است یا نه؟ ظاهر کلام برخی وجوب آن است.
چنانچه در نذر، به جا آوردن نماز را در مسجد قید کند، به تصریح برخی، نذر صحیح و وفای به آن واجب است.


۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۲۷.    
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۱ – ۱۵۲.    
۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۲۷-۱۳۰.    
۴. حلی، حسن بن یوسف، الارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۶۶.    
۵. عاملی، محمد بن علی موسوی، مدارک الاحکام، ج۴، ص۱۹۱-۱۹۲.    
۶. فیض کاشانی، محسن، معتصم الشیعة، ج۱، ص۲۲۷.    
۷. حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۰۴-۲۰۶.    
۸. کرکی، علی بن حسین، رسائل المحقق الکرکی، ج۱، ص۱۳۵.    
۹. عاملی، زین‌الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۴۰۵.    
۱۰. حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۹۰.    
۱۱. حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۹۶.    
۱۲. عاملی، محمد بن مکی، البیان، ص۱۲۴.    
۱۳. عاملی، زین‌الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۴۰۵.    
۱۴. عاملی، محمد بن علی موسوی، مدارک الاحکام، ج۴، ص۱۹۳.    
۱۵. نجفی، جعفر بن خضر، کشف الغطاء، ج۳، ص۲۸۳.    
۱۶. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۳.    
۱۷. حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۳۶۴.    
۱۸. سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۳۴۶.    
۱۹. فاصل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۴، ص۳۹۳.    
۲۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۸۵.    
۲۱. حلی، جعفر بن حسن، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۰۴.    
۲۲. حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۱۲.    
۲۳. شیخ مفید، المقنعة، ص۵۱.    
۲۴. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۱۳۵.    
۲۵. فاصل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱، ص۱۵۸.    
۲۶. عاملی، زین‌الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۴۰۴.    
۲۷. حلی، حسن بن یوسف، ارشاد الاذهان، ج۱، ص۲۶۶.    
۲۸. حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۳۶۲.    
۲۹. حلی، جعفر بن حسن، نهایة الاحکام، ج۲، ص۱۰۲.    
۳۰. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۱، ص۱۸۸.    
۳۱. حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۱، ص۲۹۱.    
۳۲. عاملی، محمد بن علی موسوی، مدارک الاحکام، ج۴، ص۱۹۵ – ۱۹۶.    
۳۳. حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۲، ص۳۳۹.    
۳۴. حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۲، ص۳۳۲.    
۳۵. حلی، محمد بن ادریس، کتاب السرائر، ج۱، ص۳۲۵.    
۳۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۸۶ – ۴۸۷.    
۳۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۰-۱۴۱.    
۳۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۸۷.    
۳۹. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۲۲.    
۴۰. حلی، محمد بن شجاع، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۱، ص۱۴۹.    
۴۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۲.    
۴۲. حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۹۵.    
۴۳. حلی، محمد بن شجاع، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۱، ص۱۴۹.    
۴۴. عاملی، محمد بن علی موسوی، مدارک الاحکام، ج۴، ص۱۹۶.    
۴۵. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۸۸.    
۴۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۴ – ۱۴۶.    
۴۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۳۵.    
۴۸. حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۱۶.    
۴۹. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۷.    
۵۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۲، ص۴۸۴.    
۵۱. عاملی، زین‌الدین بن علی، روض الجنان، ج۲، ص۴۰۶.    
۵۲. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۶۸۸.    
۵۳. حلی، جعفر بن حسن، المعتبر، ج۲، ص۳۶۴.    
۵۴. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۲۴.    
۵۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۵.    
۵۶. حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۴، ص۲۱۶ – ۲۱۷.    
۵۷. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۹.    
۵۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۹۴.    
۵۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۲.    
۶۰. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۹۰-۴۹۱.    
۶۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۶-۱۴۷.    
۶۲. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۸.    
۶۳. حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۲، ص۳۳۴.    
۶۴. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۹۲.    
۶۵. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۶۸۷.    
۶۶. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۲۸.    
۶۷. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۹۱.    
۶۸. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۹.    
۶۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۸.    
۷۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۰.    
۷۱. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۷.    
۷۲. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۲۶.    
۷۳. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۰، ص۴۹۳ – ۴۹۴.    
۷۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۲.    
۷۵. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۵۶.    
۷۶. عاملی، محمد بن علی موسوی، مدارک الاحکام، ج۴، ص۱۹۸.    
۷۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۰.    
۷۸. حلی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب، ج۶، ص۱۳۰.    
۷۹. عاملی، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۴، ص۲۶۰.    
۸۰. آل عصفور، حسین، سداد العباد، ص۱۳۳-۱۳۴.    
۸۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۲.    
۸۲. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشّرعیة، ج۱، ص۱۹۷.    
۸۳. آل عصفور، حسین، سداد العباد، ج۱، ص۱۳۴.    
۸۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۳.    
۸۵. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۱۳۵.    
۸۶. شیخ طوسی، الخلاف، ج۱، ص۶۸۹.    
۸۷. عاملی، محمد بن مکی، البیان، ص۱۲۴.    
۸۸. آل عصفور، حسین، سداد العباد، ج۱، ص۱۳۴.    
۸۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۵۴.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۶۸-۷۲.






جعبه ابزار