نفاق (فرهنگ شیعه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نفاق از اصطلاحات قرآنی، به معنای اظهار
اسلام و پنهان کردن
کفر است.
نفاق با
تشکیل حکومت اسلامی در
مدینه و از ترس یا طمع
قدرت شکل گرفت.
این مفهوم دو نوع اصلی دارد:
• نفاق اخلاقی: یعنی عدم تطابق قول و عمل.
نفاق از اصطلاحات قرآنی، تظاهر شخص كافر به مسلمان بودن است.
نفاق از مادّه «نفق» است و اين ماده در
زبان عربی معانى متعدّدى دارد؛ از جمله: فانى شدن، از ميان رفتن، و فرورفتن و بر آمدن.
برخى لغتشناسان در تعريف نفاق گفتهاند: عبارت از اين است كه آدمى از يک در به
دین خدا آيد و از در ديگر برون رود.
«نفاق» اصطلاحى قرآنى است و پيش از
اسلام هيچ گاه بدين معنا به كار نرفته است.
مردم عرب پيش از اسلام، اين كلمه را در معناى لغوى آن به كار مىبردهاند.
قرآن و
سنّت نفاق را با دو معنا به كار بردهاند:
۱. اينكه كسى به مسلمانى تظاهر كند و در باطن كافر باشد. اين را «نفاق اعتقادى» نيز گويند. مراد قرآن در بيشتر كاربردها همين است.
«از ميان مردم كسى نفاقش آشكارتر است كه ديگران را به طاعت (خدا) خوانَد و خود به آن تن ندهد، و از
گناه نهی كند و خود از آن دور نشود.»
نيز مىفرمايد:
«چون خشوع تن افزونتر از خشوع دل شود، ما آن را نفاق خوانيم.»
نظريّه مشهور
شیعه اين است كه نفاق، عبارت از پنهان داشتن كفر و اظهار اسلام است.
نفاق انواعى دارد؛ از قبيل
ریاکاری و اظهار دروغين دوستى، نيكو نمودن و بد بودن و ظاهرسازى به صلاح و صالح نبودن.
علّامه مجلسی نوع نخست را ويژه روزگار صدر اسلام دانسته و نوع دوم را ويژه روزگار متأخّر و معاصر خويش.
برخى
عرفا نفاق را به اعتبار متعلَّق آن چند نوع دانستهاند؛ بدين گونه كه گاه متعلّق نفاق دين است و گاه ملكات و
فضایل اخلاقی و گاه
اعمال صالحه و
مناسک الهی و گاه امور متعارف و عادى. همچنين گاه متعلّق آن،
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) و امام معصوماند (علیهمالسلام) و گاه
اولیا و
علما و
مؤمنان و .... اين انواع، از نظر زشتى و وقاحت متفاوتاند؛ امّا اصل زشتى آنها به يک ريشه بر مىگردد.
اينكه نفاق- به عنوان يک اصطلاح اسلامى- چه هنگام شكل گرفت، محلّ اختلاف است.
نظريّه مشهور بر آن است كه جريان نفاق در مدينه پديد آمد و از آن هنگام رفته رفته اصطلاح نفاق نمودار گشت.
مسلمانان در
مکّه قوّت و كثرت نداشتند و در آغاز راه بودند و از اين رو مبارزه با اسلام نيازمند پنهانكارى و برخورد موزيانه نهانى نبود.
عامل شكلگيرى جريان نفاق، قدرت و هيبت حكومت حق بود كه نخست در
مدینه پديد آمد. با ورود پيامبر (صلیاللهعلیهوآله) به مدينه و حكومت يافتن
اسلام، حركتهاى پنهانى منافقانه آغاز شدند و در جنگهاى ميان اسلام و
کفر بروز و نمودى بيشتر يافتند.
قرآن كريم نيز در آياتى پرشمار از توطئهها و دسيسههاى منافقان ياد كرده است.
ريشه نفاق، ستيزهجويى با حق و ترس و هراس از قدرت حكومت حقّ است. عواملى ديگر را نيز مىتوان براى نفاق بر شمرد؛ همانند طمع رسيدن به قدرت و فرصتطلبى.
بدين لحاظ مىتوان انواعى ديگر نيز براى نفاق بازيافت.
کتاب فرهنگ شیعه، تالیف شده توسط جمعی از نویسندگان، ص۴۴۵-۴۴۷.