• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مکه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: مکّه
مقالات مرتبط: مکه (مقالات مرتبط).


مَکّه مهم‌ترین شهر و از مقدس‌ترین نقاط سرزمین حجاز، بلکه کره خاکی است. این شهر زادگاه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امیرمؤمنان و حضرت فاطمه (علیهما‌السّلام) است و مسجد الحرام و کعبه؛ قبله‌گاه مسلمانان در آن واقع شده است.
شهر مکه میان دو رشته کوه محصور شده است و در فاصله هشتاد کیلومتری شرق دریای سرخ و ۴۲۵ کیلومتری شهر مدینه از طریق بزرگراه هجرت قرار دارد.
از احکام مکه در باب‌های طهارت، صلات، حج و و تجارت سخن گفته‌اند.



در قرآن کریم از مکّه با نام‌هایی چون «اُمّ القُری»، «بَکّه» و «بلد امین» یاد شده است؛ چنان‌که از آن به «بلد حرام» نیز نام برده شده است.


مکه مکرمه دارای حرمت، فضیلت و قداست ویژه‌ای است؛ از این‌رو، احترام و تعظیم آن واجب می‌باشد.
در روایتی از امام صادق (علیه‌السّلام)، مکه محبوب‌ترین زمین نزد خدای تعالی شمرده شده است و در روایتی دیگر از امام باقر (علیه‌السّلام) خوابیدن در مکه برابر با شب زنده‌داری در شهرهای دیگر دانسته شده است.


غسل کردن برای داخل شدن در مکه، جویدن اذخر
(ببینید: اذخر)
و داخل شدن از بالای مکه (مَعلاة) با سکینه و وقار، مستحب و احرام
(ببینید: احرام)
بستن به حج یا عمره برای دخول مکه از خارج حرم واجب است؛ مگر افرادی که استثنا شده‌اند.
کسی که از مکه خارج شده، لیکن از محدوده حرم بیرون نرفته است، آیا برای ورود به مکه واجب است احرام ببندد یا نه؟ برخی گفته‌اند: وجوب احرام برای دخول مکه تنها در صورتی است که دخول از خارج حرم باشد. در غیر این صورت، احرام بستن واجب نیست؛ لیکن برخی دیگر گفته‌اند: اگر مسئله (عدم وجوب احرام در صورت فوق) اجماعی نباشد یا سیره قطعی بر آن وجود نداشته باشد، اطلاق نصوص و فتاوا یا عموم آن دو، بر وجوب احرام برای دخول در مکه مطلقا دلالت دارد؛ از این‌رو، برخی در مسئله احتیاط را در احرام بستن دانسته‌اند؛ بلکه بعضی آن را واجب دانسته‌اند.
[۱۸] روحانی، سیدمحمد، المرتقی الی الفقه الارقی (الحج)، ج۲، ص۲۴۳ – ۲۴۴.



حرم مکه محدوده‌ای از اطراف مسجد الحرام است کـه بـا نشانه‌هایی علامت‌گذاری و مشخص شده و دارای احکامی ویژه است، از قبیل استحباب غسل، وجوب احرام بستن برای داخل شدن در آن، حرمت صید و کندن گیاه آن.
(ببینید: حرم)



به قول مشهور، اقامت گزیدن مسافر در مکه مکرمه مکروه است؛ از این‌رو، مستحب است حاجی یا عمره‌گزار پس از اتمام مناسک، مکه را ترک کند.
(ببینید: مجاورت)



وظیفه اهالی مکه حج اِفراد
(ببینید: حج افراد)
یا قِران (حج قران) و افضل حج قران است.
عدول اهل مکه از حج افراد یا قران به حج تمتع -که وظیفه غیر مکیان می‌باشد- در حال ضرورت، همچون بیم از دشمن جایز است. جواز عدول در غیر حال ضرورت محل اختلاف است. اکثر قائل به عدم جوازاند؛ بلکه این قول مشهور است. برخی قائل بـه جـواز عدول شده‌اند.
البته محل نزاع و اختلاف، عدول در حج واجب است وگرنه در حج مستحب یا حجی که با نذر و مانند آن واجب شده، حج‌گزار مخیر میان حج قران، افراد و تمتع است.
[۳۵] شهید ثانی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۲۳۶.

کسی که از مجاورت او در مکه دو سال گذشته و داخل سال سوم شده است، بنابر قول مشهور، حکم اهل مکه را دارد و وظیفه‌اش حج افراد یا قران است.
(ببینید: مجاورت)



مکه از چهار مکانی است که مسافر مخیر است نمازهای چهار رکعتی خود را در آنجا تمام یا قصر بخواند؛ گرچه تمام خواندن افضل است. البته در اینکه این حکم اختصاص به مسجد الحرام دارد یا هـمه شهر مکه را در بر می‌گیرد، مسئله اختلافی است. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است.
(ببینید: اماکن اربع)



بسیار عبادت کردن در مکه مکرمه مستحب و نسبت به دیگر مکان‌ها، ثواب آن مضاعف است. در حدیثی از امام سجاد (علیه‌السّلام) آمده است: «یک ذکر تسبیح در مکه برتر از مالیات عراقین (بصره و کوفه یا عراق عرب و عجم) است که همه را در راه خدا انفاق کند و کسی که قرآن را در مکه ختم کند، نمیرد تا آنکه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و جایگاهش در بهشت را ببیند و روزه یک روز در مکه برابر روزه یک سال در غیر مکه است».
در روایتی دیگر از امام باقر (علیه‌السّلام) آمده است: «سجده کننده در مکه، همانند مجاهدی است که در راه خدا خونش ریخته و شهید شده است.»


مستحب است اهالی مکه در موسم حج با خودداری از پوشیدن لباس دوخته، خود را شبیه حاجیان مُحرم کنند.
بنابر مشهور، مکروه است اهالی مکه حاجیان را از سکونت در خانه‌هاشان منع کنند.
[۴۶] شهید ثانی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۲۷۹.
برخی به حرمت آن قائل شده‌اند.
آیا فروختن خانه‌های مکه جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف و مشهور قول نخست است.
تجارت در مکه برای غیر مکیان، مکروه، و مستحب است بازرگانان قبل از ورود به مکه، کالاهای خود را بفروشند.
[۵۳] آل عصفور، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۱، ص۱۲۷.

میقات حج تمتع، شهر مکه است؛
(ببینید: میقات)
بدین‌معنا که حاجی برای حج تمتع در مکه احرام می‌بندد. چنان‌که بنابر قول مشهور، ساکنان مکه برای حج اِفراد و قِران از محل سکونت خود مُحرم می‌شوند.
بر کسی که برای عمره تمتع احرام بسته، واجب است با مشاهده خانه‌های مکه تلبیه
(ببینید: تلبیه)
را قطع کند.
عمره‌گزاری که به سبب نذر یا کفاره قربانی
(ببینید: قربانی)
بر عهده‌اش ثابت شده است، باید آن را در مکه بکشد، و مستحب است قربانی را در حَزوَرَه
(ببینید: حزوره)
مقابل کعبه
(ببینید: کعبه)
ذبح کند.
مستحب است هنگام ورود به مکه از بالای شهر (ثنیه کَداء) داخل و هنگام خروج از آن از پایین شهر (ثنیه کُـدَی) خارج شود. برخی این حکم را به کسانی که از راه مدینه به مکه مشرف می‌شوند یا از مکه به سمت مدینه می‌روند، اختصاص داده‌اند.
آیا بر حاجی مستحب است ابتدا حج بگزارد؛ سپس برای زیارت قبر مطهر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و دیگر معصومان (علیهم‌السّلام) به مدینه رود یا ابتدا برای زیارت به مدینه رود، سپس برای حج به مکه مشرف شود؟
برخی گفته‌اند: کسی که از راه مدینه عازم مکه است، افضل آن است که ابتدا به مدینه و پس از آن به مکه رود. در غیر این صورت، افضل تقدیم مکه است. برخی نیز مطلقا ابتدا کردن به مدینه را مستحب دانسته‌اند؛ مگر آنکه ضرورت، همچون ضیق وقت اقتضا کند که ابتدا به مکه مشرف شود.
مستحب است حاجی مکه را به قصد بازگشت به آن برای به جا آوردن حج ترک کند و نیت عدم بازگشت مکروه است. مستحب است کسی را که در عرفات مرده است، به مکه منتقل و در آن‌جا دفن کنند.
مستحب است نماز عید و باران در صحرا خوانده شود، جز در مکه که افضل خواندن آن دو در مسجد الحرام
(ببینید: مسجد الحرام)
است.


۱. جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۳۲ – ۳۳.    
۲. انعام/سوره۶، آیه۹۲.    
۳. شوری/سوره۴۲، آیه۷.    
۴. آل عمران/سوره۳، آیه۹۶.    
۵. تین/سوره۹۵، آیه۳.    
۶. نمل/سوره۲۷، آیه۹۱.    
۷. شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ج۱، ص۹۴.    
۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۳، ص۲۴۳.    
۹. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۲۸۸.    
۱۰. شیخ مفید، المقنعة، ص۵۱.    
۱۱. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۱، ص۵۷۰.    
۱۲. علامه حلی، ‌ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۲۵.    
۱۳. علامه حلی، تلخیص المرام، ص۶۶.    
۱۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۳۷ – ۴۴۹.    
۱۵. موسوی عاملی، سید محمد، مدارک الاحکام، ج۷، ص۳۸۱.    
۱۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۳۹.    
۱۷. گلپایگانی، سیدمحمدرضا، کتاب الحج، ج۲، ص۳۳۶.    
۱۸. روحانی، سیدمحمد، المرتقی الی الفقه الارقی (الحج)، ج۲، ص۲۴۳ – ۲۴۴.
۱۹. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۳، ص۲۷۸.    
۲۰. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۲، ص۳۷۹ – ۳۸۱.    
۲۱. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۱، ص۵۲۰.    
۲۲. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص٣٣٠.    
۲۳. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۲، ص۲۰۵.    
۲۴. شیخ طوسی، النهایة، ص۲۰۶.    
۲۵. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۱، ص۵۲۰.    
۲۶. محقق حلی، المعتبر، ج۲، ص۷۸۵.    
۲۷. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۱، ص۵۵۷ – ۵۵۸.    
۲۸. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۲، ص۲۰۵ - ۲۰۶.    
۲۹. موسوی عاملی، سید محمد، مدارک الاحکام، ج۷، ص۱۸۹ - ۱۹۰.    
۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۷.    
۳۱. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۵، ص۲۵.    
۳۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۴۷.    
۳۳. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۳۰۶.    
۳۴. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج١، ص۳۳۰.    
۳۵. شهید ثانی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۲۳۶.
۳۶. صیمری بحرانی، مفلح، غایة المرام، ۱، ص۴۱۴.    
۳۷. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۲، ص۲۰۷.    
۳۸. محقق سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد، ج۲، ص۴۱۳.    
۳۹. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱۱، ص۴۵۵.    
۴۰. شیخ حر عاملی، هدایة الامة، ج۵، ص۲۰۴.    
۴۱. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۲، ص۱۱۵.    
۴۲. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۴۴۶.    
۴۳. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۶، ص۴۰.    
۴۴. علامه حلی، ‌ ارشاد الاذهان، ج۱، ص۳۳۹.    
۴۵. صیمری بحرانی، مفلح، غایة المرام، ج۱، ص۴۶۳.    
۴۶. شهید ثانی، حاشیة شرائع الاسلام، ص۲۷۹.
۴۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۰، ص۴۸.    
۴۸. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج۱، ص۲۷۳.    
۴۹. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۳، ص۱۶۸.    
۵۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱۸، ص۴۳۳.    
۵۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۳۵۲ – ۳۵۳.    
۵۲. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۷، ص۴۶۵.    
۵۳. آل عصفور، حسین بن محمد، الانوار اللوامع، ج۱۱، ص۱۲۷.
۵۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۶۷.    
۵۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۱۱۸.    
۵۶. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۷، ص۲۰۴.    
۵۷. محقق سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد، ص۵۷۳.    
۵۸. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۱، ص۱۸۶.    
۵۹. فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۵، ص۲۸۳.    
۶۰. شیخ طوسی، الاقتصاد، ص۳۰۸.    
۶۱. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۲۸، ص۵۲۴.    
۶۲. حلی، یحیی بن سیعد، الجامع للشرائع، ص۱۹۶.    
۶۳. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۲، ص۵۳.    
۶۴. ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۲۰۸.    
۶۵. شیخ طوسی، الرسائل العشر (الجمل و العقود)، ص۲۳۰.    
۶۶. ابن زهره، حمزة بن علی، غنیة النزوع، ص۱۶۹.    
۶۷. حلی، یحیی بن سیعد، الجامع للشرائع، ص۱۹۶.    
۶۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۹، ص۲۸۲.    
۶۹. شیخ مفید، المقنعة، ص۳۹۹.    
۷۰. ابویعلی دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویة، ص۱۰۸ - ۱۰۹.    
۷۱. ابن حمزه‌ طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۱۷۲.    
۷۲. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۸۰.    
۷۳. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۵۵۹.    
۷۴. شیخ الطائفه، تهذیب الاحکام، ج۵، ص۴۴۰.    
۷۵. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۱۳، ص۲۱۵-۲۱۶.    
۷۶. شهید اول، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۴۷۵.    
۷۷. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۱۷، ص۴۰۴.    
۷۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۳۱۹.    
۷۹. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۳، ص۳۳۰.    
۸۰. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۴، ص۵۹۵.    
۸۱. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۲۹.    
۸۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۳۷۳.    
۸۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۲، ص۱۴۱.    



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۸، ص۲۳۵.    






جعبه ابزار