مَیِّت
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مَیِّت که در
فارسی به آن مرده یا درگذشته گفته میشود، به انسانی اطلاق میشود که با خروج و مفارقت
روح از کالبد وی، فعالیتهای قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده آثاری حقوفی چون حال شدن دیون، انحلال
عقد نکاح بین میت و همسرش، تعیین وراث متوفی و... را برای او در پی دارد. البته این به معنی نابودی او نیست و میت از این پس نیز از حقوقی برخوردار است که رعایت آنها از سوی
شرع بر همگان
واجب و الزامی گردیده است.
از احکام آن در بابهای
طهارت،
صلات،
صوم،
حج،
تجارت،
وصیّت،
طلاق،
ظهار،
کفارات،
ارث،
حدود،
قصاص و
دیات سخن گفتهاند.
بنابر قول منسوب به
مشهور،
واجب است
مسلمان مشرفِ به
مرگ و در حال جان دادن را رو به
قبله بخوابانند؛ به گونهای که کف پاهایش سمت قبله قرار گیرد.
و پس از مردن،
مستحب است چشمان و
دهان میت در صورت باز بودن، بسته شود و دو
دست او به سمت پهلویش کشیده و با پارچهای پوشانده شود. همچنین پاهایش در صورت جمع بودن، دراز و محاسنش بسته شود.
بنابر مشهور، مستحب است نزد کسی که
شب مرده تا صبح چراغی روشن کنند
و او را تنها نگذارند و در بالینش
قرآن بخوانند و
مکروه است میت تنها گذاشته شود؛
چنانکه بنابر قول مشهور، گذاشتن
آهن روی
شکم میت کراهت دارد.
برای تجهیز میت احکامی بیان شده است.
پس از یقین به مرگ، شتاب در تجهیز (
غسل،
کفن،
نماز و
دفن) او مستحب است و در صورت مشکوک بودن مرگ وی، تا حصول علم به مردن باید
صبر شود.
به قول مشهور، تجهیز میت،
واجب کفایی است.
برخی تجهیز را بر خصوص ولی میت واجب دانستهاند. در این صورت، تجهیز بر همه مکلفان واجب کفایی نخواهد بود.
البته بنابر قول مشهور، اقدام بر تجهیز میت - در فرضی که غیر ولی بخواهد عهدهدار آن گردد- باید با اذن ولی باشد.
اگر
جنین در
رحم حامله بمیرد و سالم بیرون آوردن آن ممکن نباشد، باید با قطعه قطعه کردن، آن را بیرون آورند و اگر زنی بمیرد و جنین او زنده باشد، شکم زن شکافته و جنین بیرون آورده و سپس شکاف دوخته میشود.
جمعی شکافتن را به سمت چپ زن مقید کردهاند.
ولی میت به تجهیز او اولی از دیگران است. مراد از ولی میت به قول مشهور، کسی است که در
ارث بردن از میت اولی از دیگران است. بنابراین، با وجود کسی از طبقه اول وارثان، همو ولی میت خواهد بود و با فقدان چنین کسی، نوبت به طبقه دوم میرسد و آن که در این طبقه قرار دارد، ولی میت محسوب میشود.
برخی گفتهاند: احتمال میرود مراد از ولی میت کسی باشد که علقه و پیوند او به میت شدیدتر است؛ خواه پیوند نسبی باشد یا سببی؛
بلکه برخی این احتمال را ترجیح داده و آن را اظهر دانستهاند.
با وجود
زوج، وی به همسر فوت شدهاش اولی از هر کس دیگر است.
با تعدد اولیا (وارثان) در یک طبقه، مرد اولی از
زن است. البته در اینکه مرد مطلقا اولی از زن است؛ چه میت
مرد باشد و چه زن یا اگر میت زن باشد، زن اولی است، مسئله اختلافی است. اکثر متاخران قول نخست را برگزیدهاند.
چنانکه پدر میت اولی از
پسر او است و بنابر قول مشهور،
برادر پدری و مادری اولی از برادر پدری یا مادری و برادر پدری اولی از برادر مادری، و عمو اولی از دایی و اولاد عمو اولی از اولاد دایی میباشند.
به تصریح برخی در صورت فقدان همه وارثان، ولایت به اهل ولا؛ یعنی معتق و با نبود او ضامن جریره، منتقل میشود
و با فقدان اهل ولا، ولایت به
حاکم شرع و با نبود او به مسلمان عادل منتقل میگردد.
آیا مقصود از اولویت ولی در تجهیز میت، اولویت وجوبی است؛ به گونهای که انجام دادن دیگری بدون اذن او
حرام باشد، یا اولویت استحبابی؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر قول نخست، اگر کار انجام گرفته توسط دیگری عبادت باشد، مانند
نماز میت، آن عبادت باطل خواهد بود.
بدن مردۀ مسلمان
نجس است، مگر بدن
معصوم (علیهالسّلام) و
شهید و کسی که قبل از مرگ غسل برای او جایز و غسل کرده باشد، مانند کسی که محکوم به
رجم است و مردهای که غسل داده شده است.
در اینکه بدن میت قبل از سرد شدن پاک است یا در نجاست، تفاوتی میان قبل و بعد سرد شدن نیست، اختلاف است. جمعی قائل به قول دوم شدهاند.
گروهی نیز قول نخست را برگزیدهاند.
اجزای بی روح بدن همچون
استخوان،
مو و
ناخن بـا مـردن، نجس نمیشوند و پاکاند؛
لیکن اجزای دارای روح با جدا شدن از بدن، محکوم به نجاستاند؛ خواه از بدن زنده جدا شوند یا از بدن مرده.
آیا سرایت نجاست از بدن میتی که به سبب مرگ نجس شده، به آنچه با آن تماس پیدا کرده، همچون سایر نجاسات، مشروط به رطوبت است یا در صورت خشک بودن هم سرایت میکند؟ مسئله محل اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است.
جمعی قائل به قول دوم شدهاند.
این قول نیز به مشهور نسبت داده شده است.
به قول مشهور
مس بدن مرده پس از سرد شدن و پیش از غسل دادن، موجب غسل است.
غسل دادن میت واجب است و به قول مشهور، واجب است سه غسل داده شود؛ یکی با
آب آمیخته با
سدر، دیگری با آب آمیخته با
کافور و سومی با آب خالص.
کفن کردن میت در سه پارچه (
لنگ،
پیراهن و سرتاسری) واجب است.
مالیدن کافور به بدن میت مسلمان واجب است. در اینکه تحنیط باید قبل از کفن کردن انجام شود یا بعد از آن یا پس از پوشاندن لنگ و یا در هر مرحله از مراحل یاد شده انجام شود، جایز است، مسئله محل اختلاف میباشد.
بعد از غسل دادن و کفن کردن میت، واجب است بر او نماز بگزارند. نماز میت دارای پنج تکبیر است، بدون
رکوع و
سجود و
سلام و بنا به گفته اکثر، میان تکبیرها، خواندن
دعا واجب است.
اعلام فوت مسلمان به مؤمنان برای حضور در
تشییع جنازه او مستحب است؛
چنانکه تشییع جنازه
مستحب مؤکّد و دارای اجر و
ثواب فراوان است.
پس از تجهیز، واجب است میت دفن گردد؛ به گونهای که بوی بد آن مردم را اذیت نکند و نیز از گزند جانوران محفوظ بماند.
هزینه تجهیز از اصل ترکه میت، پیش از پرداخت بدهیها و وصایا و تقسیم مال میان وارثان برداشته میشود.
هزینه تجهیز زن در صورت توانایی شوهر، بر عهده او است.
به قول مشهور که تجهیز میت را واجب کفایی میدانند، گرفتن اجرت برای آن حرام میباشد.
گریستن بر میت جایز است. در حدیثی از
امام صادق (علیهالسّلام) آمده است: «کسی که در پی حزن ناشی از مصیبتی بر خودش بیمناک گردد، اشک بریزد که آرام میشود».
برخی با استناد به روایت یاد شده، در صورت شدت حزن، اشک ریختن را مستحب دانستهاند.
نوحه و شیون کردن بر میت به بیان فضایل و محاسن وی به
دروغ، حرام و به راست، بنابر مشهور جایز است؛ بلکه بر آن ادعای
اجماع شده است.
سیلی زدن به صورت، خراشیدن آن و کندن و تراشیدن
مو در مرگ کسی
حرام است.
در خراشیدن صورت و کندن مو
کفاره نیز واجب میشود.
همچنین پاره کردن
لباس بر مرگ غیر
پدر و برادر حرام و در مصیبت پدر و برادر بنابر مشهور جایز است.
برخی حرمت پاره کردن لباس را به مرد اختصاص داده و بر زن جایز دانستهاند.
به قول مشهور، بر مرد در صورت پاره کردن لباس در مصیبت فرزند و همسر، کفاره واجب میشود.
منتقل کردن میت از شهری که فوت کرده به شهری دیگر
مکروه است، جز به
مشاهد مشرفه که مستحب میباشد.
آیا پس از
خاکسپاری، نبش و منتقل کردن میت به یکی از مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. جمعی جایز ندانستهاند.
این قـول بـه مشهور نسبت داده شده است.
برخی دیگر، حکم به جواز آن کردهاند.
اموال و حقوق برجا مانده از میت، پس از برداشتن هزینه تجهیز میت و
حبوه از آنِ وارثان او است که بر حسب طبقات ارث میان آنان تقسیم میشود، مگر آنکه حقی دیگر، مقدم بر حق وارثان، به
ترکه میت تعلّق گرفته باشد، که در این صورت، قبل از تقسیم، آن حق از ترکه خارج میشود، مانند دیون، وصایا،
خمس و
زکات و منجزات مریض
قضای
نماز و
روزه فوت شده از میت بر ولی او واجب است. مقصود از ولی بنابر قول مشهور، پسر بزرگ است.
کسی که
حج بـر او استقرار یافته، چنانچه پس از
احرام بستن و ورود در
حرم بمیرد، آنچه انجام داده از حج کفایت میکند؛ اما اگر در بیرون حرم بمیرد، بنابر قول مشهور، قضا از طرف او واجب است.
کسی که
عمره بر ذمه او استقرار یافته و آن را نگزارده تا مرگش فرا رسیده است، قضای آن از طرف وی واجب است.
هزینه قضای حج و عمره از اصل ترکه میت برداشته میشود.
مرده مسلمان همچون زنده او حرمت دارد؛ از اینرو،
تشریح مردۀ مسلمان حرام است، مگر آنکه ضرورت ایجاب کند؛ لیکن تشریح مرده کافر جایز است.
قطع هر یک از اعضای میت مسلمان موجب ثبوت
دیه است. دیه جدا کردن سر بنابر مشهور، یک دهم دیه آن در صورت زنده بودن؛ یعنی صد
دینار (صد مثقال شرعی طلا) است؛ بلکه بر آن ادعای اجماع شده است. در قطع دیگر اعضا و جراحات نیز به نسبت همان عضو دیه ثابت میشود. دیه جنایت بر میت به ورثه منتقل نمیشود؛ بلکه بنابر قول مشهور از طرف میت در کارهای خیر، همچون حج گزاردن یا
صدقه دادن از طرف میت، به مصرف میرسد.
تقلید ابتدایی از مجتهد مرده نزد مشهور اصولیان
جایز نیست
لیکن بقا بر تقلید مجتهد مردهای که در زمان حیاتش از او تقلید میکرده، بنابر قول جمعی جایز است.
زن شوهر مرده، در صورت
حامله نبودن باید چهار ماه و ده روز
عده نگه دارد و در صورت حامله بودن، عده او طولانیترین مدت از هر کدام از چهار ماه و ده روز و
وضع حمل است. بنابراین، اگر قبل از چهار ماه و ده روز وضع حمل کند، باید تا چهار ماه و ده روز عده نگه دارد و اگر حاملگیاش بیش از چهار ماه و ده روز طول بکشد، پایان عدهاش، وضع حمل خواهد بود.
•
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسلام)، ج۸، ص۳۹۸. •
برداشتی از مقاله حقوق میت از وبلاگ حقوق.