مهدویت از لحاظ لغوی، مصدر جعلی یا ساختگی است که پس از افزودن تای تأنیث به اسمی که یای نسبت به آن اضافه شده است، ساخته میشود. اسم اصلی که میتواند اسم فاعل، اسم مفعول یا هر اسم دیگری باشد، در معنای مصدر ساختگی، اثرگذار است و معنای مصدری آن را به سوی خود معطوف میکند؛ بنابراین مهدویت از لحاظ لغوی، به معنای مهدی بودن است و چون مهدی اسم مفعول است و معنای هدایتشده را میدهد، مهدویت به معنای رهیافته بودن خواهد بود.
امروزه اصطلاح مهدویت - با توجه به کاربردهای آن در سخنرانیها، مقالهها، کتابها، نشریهها و مانند آن - برای اشاره به آموزهها و بحثهایی در نظر گرفته میشود که بهگونهای با حضرت مهدی (علیهالسلام) ارتباط دارد.
امام خمینی مسئله مهدویت را یک موضوع تاریخی و سیاسی نمیداند، بلکه وجود حضرت مهدی (علیهالسّلام) و ظهور ایشان را کامل کننده مقصد انبیاء (علیهمالسّلام) در اجرای عدالت در تمام عالم و در مراتب انسانیت میشمارد و این مطلب که امام عصر (علیهالسّلام) با وجود ظلم و فساد در جامعه ظهور میکند را نقد میکند و معنای حقیقی انتظار مهدویت را در اسلام، معنای جدید و مخالف با سکوت میداند و معتقد است، حضرت با ظهور خود، انحرافها در نفوس، اخلاق، اعمال و عقاید اشخاص را به مرتبه اعتدال و صراط مستقیم برمیگرداند.
امام خمینی معتقد است امام عصر، ولی الله و واسطه فیض و عنایات حق تعالی است و انسان کاملی است که صاحب ولایت مطلقه الهی و تداوم بخش رسالت انبیای الهی و سر امتداد لیله القدر است.
در اندیشه امام خمینی تفسیر انتظار به گونهای است که با روح حقیقت اسلام سازگار است، زیرا انتظار ظهور، باید به گونهای مطرح شود که روحیه تحریک و پویایی در جهت تکامل معنوی، احیای معارف و دستورهای آسمانی و نشر حقایق دینی و زمینه عمل به آموزههای مذهبی را در میان افراد جامعه بیشتر ایجاد کند و مردم را به سوی زندگی همراه با معنویت پیش ببرد. به اعتقاد امام خمینی کسانی که افزایش گناه و معصیت را زمینه ظهور امام زمان (علیهالسّلام) میدانند یا حتی مردم را دعوت به گناه میکنند، عدهای منحرف و سادهلوح میباشند.
[۵]خمینی، روح الله، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۶۴۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.
مسلمانان در وجود مهدی (علیهالسلام) - منجی آسمانی- اختلافی ندارند. اختلاف آنان در این است که چه کسی، مهدی موعود (علیهالسلام) است. اهل سنت برآناند که او از نسل پیامبر (صلياللهعليهوآله) است و هنوز به دنیا نیامده است.
برخی آیات قرآنی درباره آینده جهان و اینکه سرانجام، صالحان حکومتزمین را در دست میگیرند، به اشاره و تصریحسخن گفتهاند. مفسّران بر آناند که این آیات نظر به امام مهدی (علیهالسلام) دارند. پارهای آیات دیگر نیز از ولایت باطنی امام مهدی (علیهالسلام) سخن گفتهاند. برخی از آیاتی که درباره حضرت مهدی (علیهالسلام) آمدهاند، عبارتاند از:
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، وعده داد که آنان را خلیفه روی زمین میسازد؛ همان سان که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و آیینی را که برای آنان پسندیده است، پابرجا میکند و ترس آنان را به امنیتمبدل میسازد.»
امامان معصوم (علیهمالسلام) فرمودهاند که این آیه نیز به حضرت مهدی (علیهالسلام) اشارت دارد. نقل کردهاند که حضرت زین العابدین، این آیه را خواند و فرمود: «به خداسوگند، اینان شیعه مایند. خداوند وعده خویش را برای آنان به دست مردی از ما تحقّق میبخشد و او، مهدی این امّت است.» این مضمون، از امام باقر و امام جعفر صادق (علیهالسلام) نیز نقل شده است.
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما از آیین خویش بازگردد، خداوند در آینده گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان فروتناند و در برابر کافران سرسخت و نیرومند. آنان به راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشکنندگان بیم نمیبرند.»
از برخی روایات برمیآید که مراد از «بقیّة اللّه» حضرت مهدی (علیهالسلام) است؛ همانند روایتی که بنابر آن، کسی از امام صادق (علیهالسلام) میپرسد: «چون میخواهیم به حضرت قائم سلام گوییم، آیا میتوانیم او را امیرالمؤمنین خطاب کنیم؟» فرمود: «نه؛ این لقب را خداوند تنها به علی بن ابیطالب داده است.» پرسید: «او را چه خطاب کنیم؟» فرمود: «بگویید: السَّلامُ عَلَیکَ یَا بَقیَّةَ اللّهِ!» آن گاه امام (علیهالسلام) این آیه را بر زبان آورد: «بقیّة اللهِ خَیرٌ لکم...»
افزون بر این آیاتی دیگر نیز به حضرت مهدی (علیهالسلام) و رخدادهای آخرالزّمان و حوادث مقارن ظهور و پس از آن، تفسیر شدهاند و در این تفسیر بر احادیث نبوی (صلياللهعليهوآله) و علوی (علیهالسلام) و دیگر امامان معصوم (علیهمالسلام) استناد گشته است.
قرآن دو بار از شب قدرسخن گفته است: یکی در سوره قدر و دیگری در سوره دخّان. از آیات سوره قدر برمیآید که هر سال را شبی است که از هزار ماه بهتر است. در این شب، فرشتگان همراه بزرگ خویش، روح، به زمین میآیند و امر و فرمان و تقدیرخداوند را برای سال آینده فرود میآورند. از روایاتی که به تفسیر این سوره و سوره دخّان پرداختهاند، میتوان دریافت که فرشتگان در شب قدر، تقدیر یک سال را نزد ولیّ مطلق زمان میآورند و بدو عرضه میدارند. این رویداد همواره بوده است و خواهد بود. در روزگار پیامبر (صلياللهعليهوآله) فرشتگان بر ایشان نازل میشدند و پس از آن پیامبر (صلياللهعليهوآله) نیز در هر روزگاری بر ولیّ و حجّت خدا فرود میآیند. او صاحب شب قدر است. وجود شب قدر و فرود فرشتگان را همه مسلمانان پذیرفتهاند و بدین روی، امامان معصوم (علیهمالسلام) به شیعیان فرمودهاند، برای اثبات امامتامامان شیعه (علیهمالسلام) به این آیات ت مسّک جویید؛ زیرا چون همواره در هر سال، شبی با نام «شب قدر» وجود دارد، ناگزیر میباید همواره ولی و حجتی نیز در زمین باشد.