• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

منزل ذات عرق

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





منزل ذات عرق، یکی از منازل مسیر کاروان امام حسین (علیه‌السلام) در حرکت از مکه به سمت کوفه بود. این منزل در ابتدای سرزمین تهامه و مرز میان نجد و تهامه واقع شده و میقات اهل عراق و منزلگاهی پرجمعیت، پردرخت و دارای چاه پرآب توصیف شده است.
در این منزل، امام با بشر بن غالب اسدی دیدار کرد و از او درباره احوال عراق پرسید. بشر پاسخ داد دل‌های مردم با امام و شمشیرهایشان با بنی‌امیه است و امام سخنش را تصدیق کرد.
بشر سپس درباره آیه

(یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ)

؛ روزی که هر گروه از مردم را با امامشان فراخوانیم» پرسش کرد و امام پاسخ داد امامان دو گونه‌اند: امام هدایت که به بهشت دعوت می‌کند و امام ضلالت که به آتش می‌خواند. شیخ صدوق این پرسش و پاسخ را در منزل ثعلبیه ذکر کرده است.
همچنین در این منزل، عون بن عبدالله بن جعده با نامه‌ای از پدرش نزد امام آمد و پدرش از امام خواسته بود از حرکت منصرف شود، اما امام به آن نامه ترتیب اثر نداد.



ذات عرق، در ابتدای سرزمین تهامه (ناحیه‌ای نسبتا پست به مرکزیت مکه) واقع شده و مرز میان نجد (ناحیه‌ای کوهستانی) و تهامه است که حاجیان اهل عراق از آن می‌گذارند و میقات اهل عراق است و از آنجا محرم می‌شوند. ابن رسته می‌نویسد: ذات عرق، منزلگاهی است پرجمعیت و پر درخت و دارای آب بسیار، آب شربشان از چاه پرآبی به دست می‌آید.


(بشر بن غالب اسدی کوفی، کنیه‌اش ابوصادق است و از اصحاب امیرالمؤمنین، حسنین و امام سجاد (علیه‌السّلام) بوده و دعای عرفه توسط او و برادرش بشیر، از امام حسین (علیه‌السّلام) روایت شده است. گفتنی است که این شخص غیر از فرزدق شاعر است؛ نام فرزدق، همام بن غالب می‌باشد.)
کاروان امام حسین (علیه‌السّلام) که از منزل صفاح به منزل عقیق و از عقیق به منزل ذات عرق رسید. در آنجا با مردی از قبیله بنی اسد به نام بشر بن غالب برخورد کرد که از عراق می‌آمد. او خدمت امام رسید. امام از او پرسید: از کدام قبیله‌ای؟ گفت: از قبیله بنی اسد. امام پرسید: از کجا می‌آیی؟ گفت: از عراق، امام پرسید: مردم عراق را چگونه پشت سرگذاشتی؟ گفت: ‌ای فرزند رسول خدا؛ آنان را در حالی پشت سر گذاشتم که قلب‌هایشان با تو و شمشیرهایشان با بنی امیه بود.
امام (علیه‌السّلام) فرمود: راست گفتی‌ ای برادر عرب! خدای تعالی آنچه را بخواهد انجام می‌دهد و آنچه را اراده کند، حکم می‌کند. آن‌گاه مرد پرسید: ‌ای فرزند رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره آیه

(یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ)

؛ روزی که هر گروه از مردم را با امامشان فراخوانیم». توضیح دهید.
امام فرمود: ‌
«فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام : نَعَم يا أخا بَني أسَدٍ ! هُم إمامانِ : إمامُ هُدىً دَعا إلى هُدىً ، وإمامُ ضَلالَةٍ دَعا إلى ضَلالَةٍ ، فَهَدى مَن أجابَهُ إلَى الجَنَّةِ ، ومَن أجابَهُ إلَى الضَّلالَةِ دَخَلَ النّارَ.»
ای برادر اسدی؛ آنان دو گونه امام هستند؛ امام هدایت که به هدایت دعوت می‌کند و امام ضلالت که به گمراهی می‌خواند؛ هرکس اولی را اجابت کند، به بهشت می‌رود و هر کس دعوت ضلالت را اجابت کند، در آتش است.
شیخ صدوق این سؤال و جواب را در منزل ثعلبیه آورده است. بدین‌گونه که امام به پاسخ داد: «آری امامی هست که مردم را به راه راست و به سوی سعادت و خوشبختی فرا می‌خواند و گروهی به او جواب مثبت می‌دهند و از او پیروی می‌کنند، و پیشوای دیگری نیز هست که مردم را به سوی انحراف و بدبختی دعوت می‌کند؛ مردمی نیز دعوت او را اجابت می‌کنند. گروه اول، اهل بهشت هستند و گروه دوم، در دوزخ و این است معنای آیه‌ای که می‌فرماید:

(فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ)

؛«(در آن روز) گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان!».

امام حسین (علیه‌السّلام) در اینجا با تبیین مسئله امامت و رهبری، در واقع انگشت روی یک مسئله مهم اجتماعی و سیاسی گذاشته که با فلسفه قیام او در ارتباط است و آن عبارت است از نقش مهم رهبران در سرنوشت جامعه. نقش حیاتی زمامداران و رهبران لایق و صالح در تامین سعادت و پیشرفت مادی و معنوی جامعه‌شان، و متقابلا تاثیر رهبران فاسد و نالایق در سقوط و بدبختی جامعه تحت رهبری آنها، امری تردید ناپذیر است.
از این‌رو در آموزه‌های اسلامی بر این مسئله تاکید فراوان شده است. چنانکه در آیه

(یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ)

؛ روزی که هر گروه از مردم را با امامشان فراخوانیم»، خداوند در بیان میزان تاثیرگذاری رهبران در وضع جامعه‌شان، اعلام می‌کند که پیروان آنها در روز قیامت، با رهبرانشان فرا خوانده می‌شوند، یعنی سرنوشتشان با هم پیوند خورده و یکی است. به نظر می‌رسد آن مرد اسدی که درباره این آیه از امام سؤال کرده، شخصی آگاه از مسائل سیاسی و اجتماعی بوده که بر چنین نکته حساسی دقیق شده و امام نیز مسئله را برای او به خوبی تشریح و تبیین کرده است.
اصولا راز بزرگ مخالفت امام حسین (علیه‌السّلام) با حکومت بنی امیه همین بود که او آنها را امامان ضلالت می‌دانست. تقسیم‌بندی رهبران به دو دسته رهبران هدایت و ضلالت، که در اینجا امام حسین (علیه‌السّلام) بر آن تاکید کرده، در رهنمودهای امامان بعدی نیز آمده است؛ چنان‌که امام صادق (علیه‌السّلام) فرموده است:
«إنّ الأئمّة في كتاب اللّه - عزّ و جلّ - إمامان. قال اللّه - تبارك و تعالى-:

(وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا)

لا بأمر النّاس. يقدّمون ما أمر اللّه قبل أمرهم، و حكم اللّه قبل حكمهم. قال :

(وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى اَلنّٰارِ)

يقدّمون أمرهم قبل أمر اللّه، و حكمهم قبل حكم اللّه، و يأخذون بأهوائهم خلاف ما في كتاب اللّه.»
گفتنی است که آیه اول مربوط به انبیای ابراهیمی، و آیه دوم ناظر به فرعون و فرعونیان است.


همچنین در این منزل، شخصی به نام عون بن عبدالله بن جعده به همراه نامه‌ای از پدرش، به امام حسین ملحق شد. در آن نامه پدرش از حرکت امام حسین اظهار ناراحتی کرده و از امام خواسته بود که از این امر منصرف شود و برگردد، اما امام حسین (علیه‌السّلام) به آن نامه ترتیب اثر نداد.





• پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۶۴۱-۶۴۳.






جعبه ابزار