• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

معاشرت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: معاشرت
مقالات مرتبط: معاشرت (مقالات مرتبط).


معاشرت به معنای ارتباط، دوستی و رفت‌وآمد با دیگران است و در اسلام اهمیت فراوانی دارد. اصول آن شامل حسن سلوک، مدارا و مهربانی با مردم، صله رحم (به‌ویژه با والدین)، و خوش‌رفتاری بین زن و شوهر است.
همچنین، مسلمانان باید از اعمال ناپسندی چون غیبت، تهمت، قهر طولانی، و دروغ دوری کنند. در معاشرت با دیگران نیز تأکید بر ادای حقوق، اعتدال در رفتار، و دوری از همنشینی با فاسقان در حال ارتکاب گناه شده است.



معاشرت: به معنای ارتباط، دوستی و رفت و آمد داشتن با کسی است.
عنوان معاشرت یا عشرت در برخی منابع فقهی -روایی، همچون اصول کافی و وسائل الشیعة به عنوان بابی مستقل مطرح شده و ذیل آن روایات مربوط به معاشرت و چگونگی رفتار و آمد و شد با دیگران؛ اعم از خویشاوندان، برادران دینی و غیر آنان آمده است.
به تبع روایات، در برخی کتب فقهی نیز به آن پرداخته و در بعضی ابواب فقهی، همچون طهارت، صلات، حج، نکاح، امر به معروف و نهی از منکر و نیز استفتائات از احکام مرتبط با آن سخن گفته‌اند.


در روایتی، مهرورزی در معاشرت با مردم، نصف عقل و در روایتی دیگر، نیکو رفتار کردن با آنان، یک سوم عقل معرفی شده است. سزاوار است مؤمن با مردم، حسن سلوک، همراه با رعایت آداب شرعی داشته باشد و هرچه را برای خود می‌پسندد، برای دیگران بپسندد و هرچه را برای خود نمی‌پسندد، برای دیگران نپسندد. دارای خلق و خوی نرم و نیکو باشد. با هم‌کیشان خود انس و الفت بگیرد.
با کسی که از او بریده، رابطه بر قرار کند و به کسی که در حق او بدی کرده، خوبی کند. خشم و غضبش را مهار نماید. با مردم حلم و مدارا داشته باشد و با آنان با چهره گشاده و خندان برخورد کند و عبوس و ترش رو نباشد.
از بدی‌ها و لغزش‌های برادران دینی خود چشم‌پوشی کند، از آنان انصاف نطلبد، با ایشان قهر نکند و در صورت قهر کردن، بیش از سه روز ادامه نیابد. صبور باشد؛ بویژه در برابر حسودان و نادانان. عذرِ عذرخواه را بپذیرد. سخن دیگری را قطع نکند. به بزرگان و ریش سفیدان احترام بگذارد. از بحث و جدل بی جهت با دیگران بپرهیزد. امین و رازدار باشد. در تشییع جنازه شرکت کند دعوت را بپذیرد و برای ادای شهادت حاضر شود. با همسایه حسن جوار داشته، حقوق او را رعایت و بر اذیت و آزارش صبر کند. در مساجد حضور یابد. با نیکان، خردمندان، کریمان و کسانی که از روی دلسوزی، عیب انسان را به او گوشزد می‌کنند، و نیز عالمان، صاحبان فضل و فقرا، دوستی و مصاحبت داشته باشد و از همنشینی و مصاحبت با صاحبان ثروت، دروغ‌گویان، قطع کنندگان رحم، افراد احمق، ترسو، پست و فاسق و کسانی که نفعی برای دین و دنیای او ندارند، پرهیز کند.
در کارهایش با صاحب‌نظران خردمند، پرهیزکار و دلسوز مشورت کند و در مشورت، نصیحت پذیر باشد. به جاهایی که در معرض تهمت و سوء ظن قرار می‌گیرد، نرود و با افرادی که همنشینی با آنان موجب تهمت می‌شود معاشرت نکند. آغازگر سلام قبل از سخن گفتن باشد. به کودکان نیز سلام کند و در چگونگی سلام و احوالپرسی میان تهیدست و ثروتمند تفاوت نگذارد.
هنگام دیدار مؤمن با او مصافحه کند. پیشانی او را ببوسد و با مؤمنی که از سفر برگشته معانقه کند. مؤمن حاضر را با اسم صدا نزند، بلکه در (صورت داشتن [[|کنیه]]) با کنیه او را صدا زند.
هنگام ورود به منزل دیگران، اجازه بگیرد و سرزده وارد نشود. بـه مـؤمنِ عطسه کننده تحیّت بگوید. آنچه را دیگران به او هدیه و تعارف می‌کنند؛ به‌ویژه عطر و پشتی‌ای که در مجلس برای تکیه دادن بر پشتش می‌گذارند رد نکند.
میهمان را گرامی بدارد؛ هنگام ورود به استقبالش رود و هنگام رفتن او را بدرقه کند. در جمع، نجوا و درگوشی صحبت نکند. ورودش در مجلس متواضعانه باشد و در جایی پایین‌تر از جایگاهش و روی زمین و نزدیک‌ترین جای خالی مجلس بنشیند؛ اما اگر میزبان جایی خاص برایش تعیین کرد، آن جا بنشیند.
خنده و شوخی‌اش به قاعده باشد؛ آنکه بدون سخنی ناشایست بگوید یا بسیار شوخی کند. در مجلس برای برادر دینی خود جا باز کند و او را به محبوب‌ترین نام‌هایش صدا بزند و مؤمنی را که دوست دارد، او را از محبتش مطلع سازد.
در سفر با هم سفرانش مدارا کند و همراه آنان باشد و در صورت بیمار شدنِ یکی از آنان، تا سه روز نزد او بماند و رعایت حال معلولان و ناتوانان را بکند و به ناشنوایان یا کم شنوایان بدون اظهار خستگی تفهیم مطلب کند و هنگام جدایی هم سفر، مقداری با او همراه و سپس جدا شود.
به دوستانش در سفر نامه بنویسد و جویای حال آنان باشد.
در جمع دوستان، نگاهش را میان آنان مساوی تقسیم کند و در حضور جمع پاهایش را دراز نکند. حالت حشمت و حرمت میان خود و دوستانش را حفظ کند و از نام و کنیه و نسب و حال همراه و همنشین خود بپرسد.
نسبت به دیگران از نیرنگ و غش و خیانت بپرهیزد. دروغ، هرچند به شوخی نگوید. خلف وعده نکند و از نفاق و دورویی بپرهیزد. مسلمانی را سبک نشمارد و او را مورد اهانت و تحقیر قرار ندهد و به او ناسزا نگوید و طعنه نزند و او را نترساند و کینه‌اش را به دل نگیرد و نه تنها غیبت او را نکند؛ بلکه حتی غیبت او را گوش ندهد و غیبت کننده را از غیبت او بازدارد. به او تهمت نزند و از گمان بد بردن به او اجتناب ورزد. خبر چینی نکند. از سرزنش مسلمانان بپرهیزد و عیوب آنان را برای اینکه ایشان را به آن عیوب سرزنش کند، به یاد نسپارد و شمارش نکند.
مستحب است انسان هنگام دیدن صاحب بلا یا آفتی، خدا را بر سلامت بودن از آن بلا یا آفت به آهستگی ستایش کند.


در آیات و روایات بسیار بر حسن معاشرت با پدر و مادر و نیکی کردن به ایشان تاکید شده است، تا جایی که قرآن کریم همپای سفارش به توحید و بندگی خداوند، به احسان و نیکی به پدر و مادر و دوری از رفتار ناشایست در برابر ایشان توصیه کرده است.
در روایتی، نگاه به پدر و مادر عبادت شمرده شده است. همچنین در آیات و روایات، بر صله رحم و حسن سلوک نسبت به بستگان و خویشاوندان تاکید شده است. در قرآن کریم قطع رحم، همپای افساد در زمین دانسته و از آن نکوهش شده است.
در روایتی از امام باقر (علیه‌السّلام) آمده است:
صله رحم اعمال انسان را پاک، اموال را افزون، بلا را دفع و حسابرسی را آسان می‌کند و اجل را بـه تاخیر می‌اندازد.


در آیات روایات به خوش رفتاری میان زن و شوهر دستور داده شده است. بنابراین، هر یک از آن دو باید از سخن یا رفتاری که موجب ناراحتی دیگری شود، بپرهیزد و حقوقی را که نسبت به او بر عهده دارد ادا نماید، بدون آنکه او را وادار کند برای استیفای حقش از دیگری استعانت جوید یا به حاکم و قاضی مراجعه کند.
همچنین در ادای حق واجب همسرش اظهار کراهت و ناراحتی نکند؛ بلکه با روی باز و چهره گشاده حق وی را ادا کند و در صورت توانایی بر ادای حق، بدون عذر آن را به تاخیر نیاندازد.


در معاشرت با غیر شیعیان از سایر مسلمانان، در روایات، بر ادای امانت، راستگویی، حسن خلق، عیادت مریض و تشییع جنازه آنان و نیز حسـن جـوار و نماز گزاردن با آنان در مساجدشان توصیه شده است.


همنشینی با بدعت گذاران، کافران، دشمنان و استهزا کنندگان دین خدا و اهل معصیت و فسق و فجور هنگام اظهار عناد و کفر و ارتکاب گناه، در صورتی که فرد نتواند نهی کند و آنان را از عملشان بازدارد، جایز نیست؛ از این رو، حضور در مجالس گناه، مانند مجالس لهو، قمار و شرب خمر حرام است.
[۱۵] مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۴۳۳.

همنشینی با اهل معصیت، در صورتی که تایید آنان در معصیت به شمار نرود، اشکال ندارد، مگر آنکه ترک معاشرت با آنان، تاثیر در ترک معصیت داشته باشد، که در این صورت ترک موقت معاشرت از باب امر به معروف و نهی از منکر واجب است.
[۱۹] صافی گلپایگانی، لطف‌الله، جامع الاحکام، ج۲، ص۸۷.

مستحب است مؤمن هنگام دیدن کافر، خدا را حمد کند اینکه او را بر کافر (با ایمان به اسلام، قرآن مجید، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ائمه (علیهم‌السّلام) و نیز داشتن برادران مؤمن و قبله قرار دادن کعبه برای او) فضیلت و برتری بخشیده است.


به تصریح برخی چنانچه میهمان متوجه نجس بودن غذا یا لوازم خانه میزبان شود، لازم نیست به او اطلاع دهد، مگر آنکه با صاحب‌خانه معاشرت داشته باشد و از این طریق خود او در معرض ابتلا به نجاست قرار گیرد.
از راه‌های اثبات عدالت، معاشرت مفید علم یا اطمینان به وجود صفت و ملکه عدالت در فرد است. فردی که در غیر حرم مرتکب جنایتی شده و به حرم پناه برده است، کسی حق تعرض به او ندارد؛ لیکن بر او سخت گرفته می‌شود تا از حرم خارج گردد. از راه‌های سختگیری، ترک داد و ستد و معاشرت با او است.
نخستین مرتبه امر به معروف و نهی از منکر، اظهار کراهت قلبی است؛ هر چند به ترک معاشرت با تارک معروف و فاعل منکر.


۱. شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۳۵.    
۲. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۵.    
۳. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۵، ص۲۸۷.    
۴. شیخ کلینی، الکافی، ج۲، ص۶۴۳.    
۵. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۵- ۳۱۲.    
۶. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۵، ص۲۸۷ –۳۲۵.    
۷. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۶۵.    
۸. اسراء/سوره۱۷، آیه۲۳.    
۹. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۳۱۲.    
۱۰. محمد/سوره۴۷، آیه۲۲.    
۱۱. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۲۱، ص۵۳۴.    
۱۲. شیخ طوسی، المبسوط، ج۴، ص۳۲۴.    
۱۳. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۵، ص۲۸۷.    
۱۴. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۴۸.    
۱۵. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، زبدة البیان، ص۴۳۳.
۱۶. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۲، ص۵۳۵.    
۱۷. گلپایگانی، سیدمحمدرضا، کتاب الشهادات، ص۱۲۱.    
۱۸. بنی‌هاشمی، سیدمحمدحسن، توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۸۳.    
۱۹. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، جامع الاحکام، ج۲، ص۸۷.
۲۰. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۲، ص۶۵.    
۲۱. بنی‌هاشمی، سیدمحمدحسن، توضیح المسائل مراجع، ج۱، ص۹۶- ۹۷.    
۲۲. نجفی، محمدحسن، مجمع الرسائل، ص۶۷.    
۲۳. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۷.    
۲۴. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعة، ج۱۳، ص۳۰۸.    
۲۵. بنی‌هاشمی، سیدمحمدحسن، توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۷۶۶.    
۲۶. گلپایگانی، سیدمحمدرضا، مجمع المسائل، ج۱، ص۵۲۲.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۸، ص۱۱۷-۱۲۲.


رده‌های این صفحه : اصطلاحات فقهی | معاشرت




جعبه ابزار