• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مشاهد مشرفه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





مَشاهِد مُشَرَّفه که بارگاه مقدس معصومین (علیهم‌السّلام) است در فقه شیعه احکام و آداب ویژه‌ای دارد که در موضوعات مختلفی از جمله طهارت، نماز، حج و نذر به آن پرداخته شده است.
این اماکن از قداست بالایی برخوردارند و احکام آنها اغلب به مساجد شبیه است، از جمله حرمت نجس کردن و استحباب نماز و دعا در آنها.



مَشاهِد مُشَرَّفه؛ آستانه و بارگاه مقدس معصومان (علیهم‌السّلام) است.
از احکام آن در بابهای بسیاری، همچون طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، وقف، وصیّت، نذر، احیاء موات، قضاء و حدود سخن گفته‌اند.


به تصریح بسیاری، مشاهد مشرفه در حرمت نجس کردن و وجوب تطهیر آنها در صورت نجس شدن، ملحق به مساجداند.
مکت و درنگ جنب و حائض در مسجد، حرام؛ لیکن دخول در آن به قصد عبور مکروه است. گروهی در حکم یاد شده، مشاهد مشرفه را به مسجد ملحق کرده‌اند.
غسل برای داخل شدن در مشاهد مشرفه مستحب است؛ چنان‌که وضو نیز مستحب می‌باشد.
آیا زینت کردن مشاهد مشرفه با طلا جایز است یا نه؟ جمعی جایز دانسته و برخی جایز ندانسته‌اند؛ لیکن زینت کردن آنها با ظروف طلا و نقره، بنابر مشهور، حرام است.
برخی در حرمت آن تردید کرده‌اند؛ بلکه برخی آن را مطلقا جایز دانسته‌اند. بنابر قول به حرمت، برخی قندیل (چراغ و چهل چراغ) طلا و نقره را استثنا کرده‌اند.
ساختن بنا بر قبور شریف معصومان (علیهم‌السّلام) و بازسازی و آباد کردن آنها مستحب است.
جا به جایی میت از شهری که در آن در گذشته، به شهری دیگر مکروه است، جز به مشاهد مشرفه که انتقال میت به آن‌جا مستحب است.
[۳۵] اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروة، ج۲، ص۱۵۲.

آیا جا به جایی میت پس از دفن، به مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. عدم جواز آن به مشهور نسبت داده شده است.
اقامت گزیدن و سایبان قرار دادن برای خود نزد قبر مکروه است، جز در مشاهد مشرفه.
[۴۲] شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۸۰.



بسیار نماز گزاردن؛ چه واجب و چه مستحب در مشاهد مشرفه، در طول شب و روز، مستحب و ثواب عبادت در آنها مضاعف است.
چنان‌که مشاهد مشرفه از برترین مکان‌ها برای دعا می‌باشند و دعا در این مکان‌های شریف از اسباب اجابت است.
سجده در آستانه معصومان (علیهم‌السّلام) برای خدا، جهت سپاسگزاری برای توفیق بر زیارت آنان و نیز بوسیدن آستانه آن بزرگوران با هدف فروتنی در برابر ایشان مستحب است.


از مصارف زکات، سبیل الله است که بنابر مشهور شامل هر کار نیکی که دارای مصلحت برای اسلام یا مسلمانان است، می‌شود و از آن جمله ساخت و آبادانی مشاهد مشرفه است.


در اینکه گرفتن روزه مستحب در سفر حرام یا مکروه است، اختلاف می‌باشد؛
لیکن گرفتن سه روز روزه مستحب در مدینه برای برآمدن حاجت، استثنا شده است و حرام یا مکروه نیست. برخی قدما، مشاهد مشرّفه را در حکم یاد شده (جواز سه روز روزه در مدینه) ملحق به مدینه منوره کرده‌اند.
سفر کردن در ماه رمضان قبل از بیست و سوم ماه، مکروه است؛ لیکن برای رفتن به مشاهد مشرفه کراهت ندارد.
مسافر در چهار جا (مکه، مدینه، مسجد کوفه و حائر حسینی) می‌تواند نمازهای چهار رکعتی را تمام بخواند؛ بلکه تمام خواندن افضل است. برخی قدما همه مشاهد مشرفه امامان (علیهم‌السّلام) را در حکم یاد شده به چهار مکان فوق ملحق کرده‌اند.


به زیارت معصومان (علیهم‌السّلام) رفتن و حضور در مشاهد مشرفه آنان، مستحب مؤکد و دارای ثواب بی‌شمار است. در روایات، برای حضور در مشاهد مشرفه و زیارت معصومان (علیهم‌السّلام) آداب بسیاری ذکر شده که سزاوار است زائر آنها را رعایت کند.
کسی که روز عرفه در عرفات حضور ندارد، مستحب است در یکی از مشاهد مشرفه، به‌ویژه کربلا حضور یابد.
کسی که در بیرون حرم مکه مرتکب جرم و مستحق کیفر گشته است، چنانچه به حرم پناه ببرد، بازداشت و کیفر او در حرم جایز نیست؛ بلکه باید بر او سخت بگیرند تا از حرم بیرون رود، سپس کیفر شود. جمعی حرم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مشاهد مشرفه ائمه (علیهم‌السّلام) را در حکم یاد شده به حرم مکه ملحق کرده‌اند.
همچنین برخی قدما، مطالبه بدهی از بدهکار را در حرم مکه و نیز حرم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مشاهد مشرفة ائمه (علیهم‌السّلام) جایز ندانسته‌اند. قول مقابل، کراهت آن است.


وقف مالی بر مشاهد مشرفه برای هزینه کردن فواید و عواید آن در مصالح آن مکان‌های شریف و نیز زائران و خادمان بارگاهشان جایز است.
چنانچه مالی در راه خیر یا ثواب یا سبیل الله وقف شود، بنابر قول مشهور عواید آن در آنچه که موجب تقرب به خدا است، هزینه می‌شود، مانند پل و بازسازی و آبادانی مشاهد مشرفه و کمک به زائران.
وقف بر مشاهد، تابع شرط واقف است و بر حسب آنچه مقرر کرده، عمل می‌شود و اگر چیزی از عواید آن اضافه بیاید، ذخیره می‌شود.
چنانچه وقف بر مشاهد مشرفه مطلق باشد، مال وقفی در مصالح مشاهد؛ از تعمیر و نگهداری و خدمت‌گزاران و غیر آنها صرف می‌شود.
انسان می‌تواند غلام خود را برای خدمت در مشاهد مشرفه حبس کند؛ بدین‌گونه که منافع او را برای همیشه یا مدتی معین در خدمت یکی از مشاهد مشرفه قرار دهد؛ چنان‌که جایز است اسب یا شتر و یا غیر آن دو را برای کمک به زائران آن حبس کند.


اگر کسی مالی را در راه خدا وصیت کند، تمامی مصالح مسلمانان، از جمله بازسازی و آبادانی مشاهد مشرفه می‌تواند مصداق آن باشد.


اگر مسلمانی نذر کند برده یا کنیزش را به یکی از مشاهد مشرفه اهدا نماید، مورد نذر فروخته و بهای آن صرف مصالح آن مشهد می‌شود.
اگر مسلمانی مالی را برای یکی از مشاهد مشرفه نذر کند، طبق غرض و قصد نذر کننده در آن صرف می‌شود و در صورت اطلاق نذر، صرف مصالح مشهد می‌گردد.
اگر کسی نذر کند پیاده به زیارت یکی از مشاهد مشرفه برود، وفای به آن واجب است؛ اما اگر ناتوان از راه رفتن گردد، می‌تواند سواره به زیارت برود و کفاره‌ای بر عهده‌اش نمی‌آید.


مشترکات عبارت است از آنچه ملک کسی نیست و عموم مردم در استفاده از آن برابراند. اصول مشترکات عبارت است از آبهای عمومی، معادن و منافع. مشاهد مشرفه از مصادیق منافع شمرده شده است.


تغلیط در قسم بر حاکم مستحب است. از اسباب تغلیظ، سوگند دادن در یکی از مشاهد مشرفه است. .


جرایم موجب حد، همچون زنا، شراب‌خواری و دزدی در صورتی که در مکانی شریف، مانند مشاهد مشرفه رخ دهد، بنابر قول مشهور، کیفر آنها تشدید می‌شود؛ بدین‌معنا که مرتکب شونده علاوه بر حد خوردن، بر حسب نظر حاکم، به جهت هتک حرمت مکان مقدس تعزیر و تادیب نیز می‌شود.
برخی قدما مشاهد مشرفه را در عدم اجرای حدود در آن به مساجد ملحق کرده‌اند.
همچنین بـرخی قدما گفته‌اند؛ بر کسی که جنایتی مرتکب شده و سپس به یکی از مشاهد مشرفه پناهنده شده است، سخت گرفته می‌شود تا از آن خارج شود؛ سپس بر او اقامه حد می‌گردد؛ مگر اینکه جنایت در همان‌جا رخ داده باشد که در این صورت در همان مشهد بر او اقامه حد می‌شود.


۱. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۴۰.    
۲. علامه ابن فهد حلی، احمد بن محمد، الرسائل العشر، ص۵۹.    
۳. صیمری، مفلح بن حسین، کشف الالتباس، ص۴۰۷.    
۴. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۱۶۹.    
۵. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، رسائل، ج۲، ص۱۲۲۲.    
۶. موسوی عاملی، سیدمحمد بن علی، مدارک الاحکام، ج۲، ص۳۰۶.    
۷. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۷۴.    
۸. نراقی، محمدمهدی، معتمد الشیعة، ص۸۴.    
۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۹۸.    
۱۰. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۰۲.    
۱۱. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۱، ص۲۷۷ - ۲۷۸.    
۱۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۳، ص۵۳.    
۱۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳، ص۵۲ – ۵۳.    
۱۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۶۰۴.    
۱۵. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۵۳.    
۱۶. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۶۲.    
۱۷. شیخ طوسی، الخلاف، ج۲، ص۹۰.    
۱۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۳۴۶.    
۱۹. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۱، ص۳۶۳ - ۳۶۴.    
۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۳۳۹.    
۲۱. موسوی خلخالی، سید محمدمهدی، فقه الشیعة (الطهارة)، ج۶، ص۲۵۰.    
۲۲. موسوی عاملی، سیدمحمد بن علی، مدارک الاحکام، ج۲، ص۳۸۲.    
۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۳۳۷.    
۲۴. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۳۰۵.    
۲۵. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ج۲، ص۱۶۷.    
۲۶. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، مصباح الهدی، ج۲، ص۴۶۴.    
۲۷. شهید اول، محمد بن مکی، ذکری الشیعة، ج۱، ص۱۴۶.    
۲۸. شهید ثانی، زین الدین بن علی، روض الجنان، ج۱، ص۴۵۸.    
۲۹. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۲۹۲.    
۳۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۳۴۶.    
۳۱. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۲۲.    
۳۲. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۴، ص۱۴۰ - ۱۴۱.    
۳۳. شیخ حر عاملی، هدایة الامة، ج۵، ص۴۵۴.    
۳۴. شیخ طوسی، النهایة، ص۴۴.    
۳۵. اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروة، ج۲، ص۱۵۲.
۳۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴، ص۳۴۳.    
۳۷. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۱، ص۴۵۱ – ۴۵۲.    
۳۸. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۴، ص۱۴۶.    
۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴، ص۳۶۱.    
۴۰. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۱۳۶.    
۴۱. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۹، ص۳۳۹.    
۴۲. شهید اول، محمد بن مکی، البیان، ص۸۰.
۴۳. دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویة، ص۶۵.    
۴۴. حلی، یحیی بن سعید، الجامع للشرائع، ص۶۸.    
۴۵. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۱، ص۱۵۵.    
۴۶. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۸، ص۵۳۵.    
۴۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۷، ص۲۰۲.    
۴۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، اجوبة المسائل المهنائیة، ص۲۴.    
۴۹. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۵۲.    
۵۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهایة الاحکام، ج۲، ص۳۹۴.    
۵۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۳، ص۲۰۳.    
۵۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۳۹ – ۳۴۰.    
۵۳. شیخ مفید، المقنعة، ص۳۵۰.    
۵۴. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۲۸۴.    
۵۵. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۳۹۰.    
۵۶. علم‌الهدی، سید مرتضی، جمل العلم و العمل، ص۷۷-۷۸.    
۵۷. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۲۲ – ۲۵.    
۵۸. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۳۸۵.    
۵۹. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۱، ص۳۱۹- ۳۲۰.    
۶۰. دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویة، ص۲۳۷.    
۶۱. شیخ طوسی، النهایة، ص۷۰۲.    
۶۲. ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، ج۲، ص۵۱۶.    
۶۳. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۳، ص۴۵۷.    
۶۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۵، ص۳۲۴.    
۶۵. ابوالصلاح حلبی، تقی‌الدین بن نجم‌الدین، الکافی فی الفقه، ص۳۳۱.    
۶۶. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۵، ص۳۷۰ – ۳۷۱.    
۶۷. شیخ طوسی، النهایة، ص۵۹۷.    
۶۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۳، ص۳۰۰.    
۶۹. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۲۶۹.    
۷۰. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۳۱.    
۷۱. شهید ثانی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، ج۵، ص۳۴۸.    
۷۲. محقق سبزواری، محمدباقر بن محمدمؤمن، کفایة الاحکام، ج۲، ص۱۹.    
۷۳. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۲، ص۲۲.    
۷۴. سبزواری، سیدعبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۲۲، ص۶۱.    
۷۵. حلی، محمد بن شجاع، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج۱، ص۵۶۳.    
۷۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۲۲ ص۴۷۲.    
۷۷. شیخ طوسی، الخلاف، ج۴، ص۱۴۸.    
۷۸. طبرسی، فضل بن حسن‌، المؤتلف من المختلف، ج۲، ص۶۴.    
۷۹. علامه حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج۴، ص۳۶۱ – ۳۶۲.    
۸۰. موسوی عاملی، سید محمد بن علی، نهایة المرام، ج۲، ص۳۶۵.    
۸۱. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۷، ص۳۶۹.    
۸۲. شیخ طوسی، الخلاف، ج۶، ص۱۹۵.    
۸۳. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۳، ص۶۱.    
۸۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۲، ص۲۷۰.    
۸۵. شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیة، ج۳، ص۶۹.    
۸۶. شیخ طوسی، المبسوط، ج۸، ص۲۰۳.    
۸۷. ابن ادریس حلی، محمد بن احمد، کتاب السرائر، ج۳، ص۴۷۹.    
۸۸. علامه حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، ج۳، ص۵۳۴.    
۸۹. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده، ج۱۳، ص۸۳-۸۴.    
۹۰. فاصل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، ج۱۰، ص۴۸۹.    
۹۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۳۷۳-۳۷۴.    
۹۲. شیخ مفید، المقنعة، ص۷۸۳.    
۹۳. شیخ مفید، المقنعة، ص۷۴۴.    
۹۴. شیخ طوسی، النهایة، ص۷۵۶.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۸، ص۳۳-۳۸.






جعبه ابزار