[۵]کتاب المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار، مقریزی تقی الدین ابوالعباس احمد بن علی، ج۲، ص۳۵۵، المعروف بالخطط المقریزیّة، مکتبة الثقافة الدینیة، قاهره، ۱۹۸۷.
[۹]الملل والنحل، شهرستانی عبدالکریم، ج۱، ص۱۳۴، دار المعرفة، بیروت.
[۱۰]کتاب المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار، مقریزی تقی الدین ابوالعباس احمد بن علی، ج۲، ص۳۵۵، المعروف بالخطط المقریزیّة، مکتبة الثقافة الدینیة، قاهره، ۱۹۸۷.
[۱۱]تاج العروس من جواهر القاموس، زبیدی محمد مرتضی، ج۴، ص۶۲، دار مکتبة الحیاة، مصر، ۱۳۰۶.
ولی این سخن با ادعای اباضیه که او چهل سال پیش از عصر مروان درگذشته است، سازگار نیست.
[۱۳]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۲۰ - ۲۲۱، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
شاید منشأاشتباه، جریانی باشد که از طرف اباضیه در اواخر حکومت مروان بن محمد به رهبریعبداللّه بن یحیی ( طالب حق ) که اباضی بود، رخ داد و این عبداللّه با عبداللّه بن اباض اشتباه شده باشد.
[۱۴]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۲۱، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
از این گزارش معلوم میشود که عبداللّه بن اباض در این ایام مردسالخوردهای بوده که از رهبران سایر گروهها سن کمتری نداشته است و شاید در آن روزگار دست کم چهل سال داشته است و میتوان گفت متولد سالهای ۲۴هـ بوده است..
[۱۸]العقود الفضیة فی اصول الاباضیة، حارقی سالم بن حمید، ج۱، ص۱۲۲، دار الیقظة العربیة، سوریه ولبنان.
معمّر میگوید: پس از وفات جابر بن زید، عبداللّه بن اباض با تمام مظاهر غیرت دینی ظهور کرد... در جلسه درس جابر بن زید، قتاده، ایوب ... و عبداللّه بن اباض حاضر میشدند.
این گروه معتقدند که عبداللّه بن اباض در کلیه امور به فتاویجابر اتکا داشته و در کارها با او مشورت و از آراء او متابعت میکرده و در حقیقتسخن گوی جابر بوده است و جابر در خفاء به رهبری میپرداخته است، ولی این بیانات در تاریخ ثبت نشده چون به گمان غالب عبداللّه بن اباض قبل از جابر مرده است.
[۲۶]الملل والنحل، شهرستانی عبدالکریم، ج۵، ص۳۱۷، دار المعرفة، بیروت.
برخی دیگر از صاحب نظراناباضی، راهی جمعی را مطرح کردهاند و گفتهاند: این دو نفر هم عصر بوده اما شرایط زمانی سبب شده که جابر خود را مخفی کند و ابن اباض در میدان حاضر شود.
[۲۷]الامام جابر بن زید العمانی، صوافی صالح بن احمد، ج۱، ص۱۵۳، وزارة التراث القومی والثقافة عمان، ۱۴۰۹ق.
در دوران ربیع، حرکت اباضیه در بصره رو به سستی نهاد و با پیش آمدن موقعیتهای بهتر رو به عمان و مغرب نهادند و در سال ۱۷۷ق دومین دوره امامت اباضی در عمان شکل گرفت.
[۴۷]آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد، ج۱، ص۷،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش.
[۴۹]الامام جابر بن زید العمانی، صوافی صالح بن احمد، ج۱، ص۱۷۶، وزارة التراث القومی والثقافة عمان، ۱۴۰۹ق.
[۵۰]العقود الفضیة فی اصول الاباضیة، حارقی سالم بن حمید، ج۱، ص۱۸۷، دار الیقظة العربیة، سوریه ولبنان.
طی نامهای از اباضیه بصره درباره قیام نظرخواهی کرد به او نوشتند اگر توانایی بر قیام داری حتی یک روز هم درنگ نکن، یارانش با او بیعت کردند و بدین ترتیب اولین امامت(علنی)اباضیه تأسیس شد. به دارالعماره حمله کردند و حکومت حضرموت را گرفتند پیروان او زیاد شد و او را « طالب الحق » لقب دادند. در سال ۱۲۸هـ بر صنعا و یمن دست یافت خطاب به مردم گفت اسلامدین ماست و محمدپیامبر ماست کعبهقبله و قرآنپیشوای ماست... هر کس زنا کند، دزدی کند، شراب بخورد کافر است و هر کسی در اینها شک کند کافر است.
[۵۱]الاغانی، اصفهانی ابوالفرج علی بن حسین، ج۲۳، ص۲۲۴، احیاء التراث، بیروت.
در زمانی که شورشبنی عباس از خراسان آغاز شده بود و دولت مرکزی مروان سرگرم جنگ با آنها بود طالب الحق از این فرصت استفاده و مکه و مدینه و تمام حجاز را تصرف کرد. در سال ۱۳۰هـ مروان بن محمد، سپاهی برای سرکوبی آنها فرستاد که تا یمن پیش رفت. طالب الحق از صنعا برای مقابله بیرون آمد طی یک نبرد خونین طالب الحق و همراهانش کشته شدند و بقیه به حضرموت پناه بردند، مسعودی میگوید: هم اکنون که سال ۳۳۲ است بیشتر مردم آنجا اباضیاند و با خوارج عمان تفاوتی ندارند.
[۵۲]مروج الذهب ومعادن الجوهر، مسعودی ابوالحسن علی بن الحسین بن علی، ج۳، ص۲۴۲، دار الاندلس.
[۵۳]تاریخ طبری، طبری محمد بن جریر، ج۶، ص۴۱، انتشارات اعلمی، بیروت.
[۵۴]تاریخ طبری، طبری محمد بن جریر، ج۷، ص۳۹۴، انتشارات اعلمی، بیروت.
[۵۵]خلیلی احمد بن حمد، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۲ق.
در زمان مروان آخرین خلیفهاموی بود، اباضیه در چهار نقطه از سرزمین اسلامیدولتهایی به وجود آوردند؛ در عمان از سال ۱۳۲هجری دولتی مستقل از دولت ابوالعباس سفاح تشکیل دادند که امروزه نیز اباضیان آنجا حاکم هستند؛ در لیبی در سال ۱۴۰هجری دولتی به وجود آوردند که پس از سه سال سقوط کرد که امروزه نیز در کوه نفوسه حضور دارند؛
[۶۴]اباضیه یکی از مذاهب میانه رو اسلامی (مجله مشکوة، معمّر علی یحیی، ج۳۳، ص۶۷، ترجمه حمیدرضا شیخی، ش، ۳۳، زمستان سال ۱۳۷۰).
[۶۵]وسقط القناع، خلیلی احمد بن حمد بن سلیمان، ص۴۲، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۸ق.
و مخالفت سران فرقه اباضیه با امامت حضرت امیر (علیهالسلام) را به مخالفتهای چون اهل ردّه در عصر ابوبکر و مخالفتهای اصحاب با عثمان و مخالفت اهل جمل با علی (علیهالسلام) تشبیه میکنند که هیچکدام از مخالفتهای مذکور موجب خروج علیه اسلام و اطلاق خارجی نشد.
[۶۶]آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد، ج۱، ص۲ـ۳،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش.
[۷۱]الامام جابر بن زید العمانی، صوافی صالح بن احمد، وزارة التراث القومی والثقافة عمان، ۱۴۰۹ق.
و نیز میگویند: اباضیه علی رغم آنکه ولایت محکمه اولی و در رأس آن عبداللّه بن وهب راسبی و ردّ حکمیت علی (علیهالسلام) و معاویه را پذیرفتهاند (همچون تمام فرقههای خوارج) امّا با ازارقه و کسانی که ولایت اشخاصی پس از راسبی را پذیرفتهاند، موافق نیستند بنابراین اباضیه غیر از خوارجاند.
[۷۲]الامام جابر بن زید العمانی، صوافی صالح بن احمد، ج۱، ص۲۱۲، وزارة التراث القومی والثقافة عمان، ۱۴۰۹ق.
در ابتدا نام خوارج در بین اصحاب علی (علیهالسلام) شناخته شده نبود و شاید پس از بالا گرفتن کار ازارقه و استقرار خلافت معاویه این اصطلاح ظهور کرد و آنان در این اطلاق بین منحرفان (ازارقه) و دیگران
[۷۳]معمّر علی یحیی، ترجمه حمیدرضا شیخی، ش، ۳۳، زمستان سال ۱۳۷۰).
فرقی نگذاشتند.
[۷۴]الامام جابر بن زید العمانی، صوافی صالح بن احمد، ج۱، ص۲۱۳، وزارة التراث القومی والثقافة عمان، ۱۴۰۹ق.
پس، اصطلاحِ خوارج از طرف حزب معاویه بر ازارقه وضع شده است.
شیخ جانفی میگوید: آرای اباضیه پیش از ظهور سخنان و عقاید خوارج و معتزله و جهمیه تبلور یافته است.
[۷۷]شماره ۳۳، ص۶۷، اباضیه یکی از مذاهب میانه رو اسلامی (مجله مشکوة، معمّر علی یحیی، ترجمه حمیدرضا شیخی، ش، ۳۳، زمستان سال ۱۳۷۰).
ناصر سابحی میگوید:اصطلاح خوارج مخصوص کسانی است که مخالفان خود از سایر فرقههای اسلامی را مشرک میدانند، اما اباضیه آنان را کافرنعمت ولی موحد می دانند.
[۷۸]الخوارج والحقیقة الغائیة، سابعی ناصر بن سلیمان بن سعید، ج۱، ص۱۸۶، دار المنتظر، بیروت، ۱۴۲۰ق.
اصطلاح خوارج به هیچ وجه ابتکار عوامل معاویه نبوده است، رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) درباره ذوالخویصره از سران خوارج اصطلاحخارجی را به کار برده و فرموده است: به زودی او پیروانی خواهد داشت که دین را با افکار خام خود میسنجد و از دین خارج میشود مانند تیری که بر صید نشیند و از آن بیرون رود.
[۸۱]السیرة النبویة، ابن هشام، ج۴، ص۱۳۹، تحقیق مصطفی سقاء، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.
[۸۲]الکامل فی التاریخ، ابن اثیر عزالدین ابوالحسن علی بن ابوالکرم، ج۲، ص۲۷۱، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
[۸۳]الکامل فی التاریخ، مبرّد محمد بن یزید، ج۲، ص۱۴۲، الرسالة، بیروت، ۱۴۱۳ق.
از اشعار خوارج به دست میآید که اسمخارجی پیش از فتنهازارقه و... بر آنها اطلاق میشده است، عیسی بن فاتک تمیمی در تأیید موضع ابوهلال مرداس، که اباضیها او را از ائمه خود میدانند (مقتول ۶۰هـ) می گوید: کذبتم لیس ذاک کما زعمتم ••• ولکن الخــوارج مـؤمنـونـا
[۸۵]الکامل فی التاریخ، مبرّد محمد بن یزید، ج۲، ص۱۸۶، الرسالة، بیروت، ۱۴۱۳ق.
محکمه اولی و در رأس آنان عبداللّه بن وهب راسبی بر افراط و تعدی تأکید داشت، آنان هنگام خروج به سوی نهروان به یارانشان خطاب کردند... (ربّنا اخرج من هذه القریة الظالم أهلها)
[۸۶]تاریخ طبری، طبری محمد بن جریر، ج۴، ص۵۴، انتشارات اعلمی، بیروت.
[۸۷]مروج الذهب ومعادن الجوهر، مسعودی ابوالحسن علی بن الحسین بن علی، ج۳، ص۱۵۶، دار الاندلس.
که مراد از قریهکوفه و اهل، امام علی (علیهالسلام) بود، در حالی که این آیه در حق مشرکان نازل شده و امام علی (علیهالسلام) به اتفاق اهل سنت و شیعه کسی است که دوستی او نشانه ایمان و دشمنی با او مایه نفاق است.
[۸۸]صحیح مسلم، نیشابوری ابوالحسین مسلم بن حجاج، باب۳۳، حدیث۱۳۱، ص۵۷، دار ابن حزم، بیروت ۱۴۲۳ق.
[۸۹]مسندالامام حنبل، ج۱، ص۱۲۵، حدیث۵۷۷، احمد بن حنبل ابوعبداللّه شیبانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۱۲ق.
[۹۰]مسندالامام حنبل، ج۱، ص۱۵۳، حدیث۷۳۳، احمد بن حنبل ابوعبداللّه شیبانی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۱۲ق.
جنایات محکمه اولی و وهب راسبی از مسلمات تاریخ است و این جنایات پیش از قیامنافع بن ازرق ( پیشوای ازارقه) است و فتنه ازارقه و صفریه و نجدیه از گروههای خوارج به زمان تسلط معاویه بر کوفه برمی گردد. بنابراین اعتراض بر تحکیم و شیوه امام علی (علیهالسلام)، پذیرش امامت راسبی و رضایت به جنایات او، گواه محکمی بر انشعاب اباضیه از خوارج است، پدید آمدن اصطلاح خوارج در عصر معاویه و از طرف عمال او و نیز متوجه ساختن جنایتها به ازارقه و صفریه و... ادعای بی دلیل بلکه دلیل بر خلاف آن است.
[۹۶]الکامل فی التاریخ، ابن اثیر عزالدین ابوالحسن علی بن ابوالکرم، ج۲، ص۲۱۴، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
و از فرقههای معتدل خوارجاند که به دلیل همین اعتدال و دوری از افراط تا امروز باقیماندهاند، اباضیه در آغاز به صورت یک مکتب منسجم فقهی و کلامی نبوده بلکه مانند خوارج صرفاً یک حرکت سیاسی بوده است.
[۹۷]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۵۰ - ۲۵۲، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
[۱۰۳]تاریخ طبری، طبری محمد بن جریر، ج۴، ص۴۳۸ - ۴۴۰، انتشارات اعلمی، بیروت.
[۱۰۴]الکامل فی التاریخ، ابن اثیر عزالدین ابوالحسن علی بن ابوالکرم، ج۲، ص۲۱۳، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق.
[۱۰۵]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۲۳، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
به خلاف عقیده ازارقه که مسلمانان غیر ازرقی مذهب را مشرک میدانستند. اموال مسلمانان غیر اباضی نظیر سلاح و آذوقه، اگر در جنگ گرفته شود غنیمت و حلال است، ارثیه آنان و ازدواج با آنان حلال است، ترور و آدم ربایی حرام است مگر ترور کسی که در بلاد تقیه دیگران را به شرک دعوت کند و خود نیز مشرک باشد، سرزمین فرقههای مخالف، سرزمینتوحید و تنها اردوگاه نظامیسلطان سرزمین کفر محسوب میشود، به سبب همین عقاید اعتدالی، دیگر فرقههای خوارج از اباضیه تبری جستهاند
[۱۰۶]مقالات الاسلامیین، اشعری ابوالحسن علی بن اسماعیل، ج۱، ص۱۰۴، بیروت، بی تا، تحقیق محی الدین عبدالحمید، الحکمة، دمشق، ۱۴۱۵ق.
[۱۰۷]الفرق بین الفرق، بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر بن محمد، ص۷۰، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۲۶ق.
[۱۰۹]السیر والجوابات، کاشف سیده اسماعیل، ج۱، ص۳۷۰، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۱۰ق.
[۱۱۰]کتاب الاهتداء والمنتخب، نزدانی ابوبکر احمد بن عبداللّه الکندی، ج۱، ص۲۳۷، تحقیق اسماعیل کاشف، وزارة التراث القومی، عمان، ۱۴۰۶ق.
[۱۱۱]الفصول المختارة من العیون والمحاسن، مفید محمد بن نعمان عکبری بغدادی، ج۱، ص۱۷، مکتبة الداوری، قم۱۳۹۶.
اباضیان بر آنند که اگر مرتکبان کبایر بدون توبه از دنیا روند، برای همیشه در آتشدوزخاند با این حال به شفاعت هم قایلند و آن را به معنای دخول سریع مؤمنان به بهشتتفسیر کردهاند. بر خلاف اهل حدیث و مشهور اشاعره، اباضیه دیدار حسیخداوند را در دنیا و آخرتممتنع میدانند و بر خلاف اشاعره قایلند صفات خدا زاید بر ذاتش نیست بلکه صفات نه قایم به ذاتند و نه جدای از آن، از این روی وجود مستقل از ذات ندارند.
[۱۱۲]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۱۳، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
[۱۱۳]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۱۵، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
[۱۱۴]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۲۱، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
[۱۱۵]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۵۱، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
دفاع : اگر این نعمت را ازدست دادند و دشمن خارجی بر آنها مسلط شد یا سرپرست آنها به بیراهه رفت مسلمانان باید امر به معروف و نهی از منکر کنند اگر اصلاح نشد باید دفاع کنند و رهبری آنها به عهده امیر دفاع است؛ وقتی امور اصلاح شد امیر دفاعحقی بر مردم ندارد مگر آنکه مردم با رعایت شرایطی که در انتخاب امیرمؤمنان لازم است او را انتخاب کنند.
شراء : اما اگر مسلمانان آماده دفاع نشدند و مسلکآسایش و آرامش را پیش گرفتند نوبت مسلک شراء میرسد، شراء وظیفه کسانی است که تعدادشان اندک است همین که به چهل نفر برسند باید علیه فسادقیام کنند؛ گرچه احتمال پیروزی هم نرود.
کتمان : اگر عافیت طلبی و عیاشی فراگیر شد و کسی برای کرامت و عزّتاسلامقیام نکرد و گروه فدایی تشکیل نشد نوبت مسلک کتمان میرسد یعنی مؤمنان از پذیرش مسئولیت های ظالمانه و همکاری با ظالمانامتناع ورزند؛ خودشان بهطور دسته جمعی امورشان را عهده دار شوند تا بتوانند دین خدا را تبلیغ کنند، این همان جمعیات یا «حلقه عزّابه» است.
در « مسلک الظهور » که شرایط برای تشکیل حکومت وجود دارد، اباضیان برای خود « امام » انتخاب میکنند، امامت نزد ایشان خلافت و جانشینیحضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در اقامهدین و حفظ اسلام است. اباضیان نصبامامعادل را واجب دانسته، زیرا امر به معروف و نهی از منکر، اقامه حدود الهی و قیام به عدل و انصاف و دفع تجاوز، به آن بستگی دارد، می گویند امامت نباید بر اساس نظام موروثی باشد، در امام، کفایت دینی و علم و عقل لازم است، قرشی و عدم قرشی بودن لازم نیست. با وجود فرد شایسته تر، فرد شایسته میتواند امام باشد، هرگاه پیمان امامت با کسی بسته شد وی مجاز به ترک آن نیست و بر مؤمنان مساعدت و پیروی از او واجب است.
[۱۲۰]بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، ج۵، ص۲۵۱، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
در متون اباضیه معمولاً برای حالت « ظهور » دوران ابوبکر و عمر مثال زده میشود ولی در نوشتههای اخیرشان گاه دوران صدر اسلام تا پایان خلافت امام علی (علیهالسلام) نمونه «ظهور» معرفی شود.
[۱۲۱]آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد، ج۱، ص۱۹،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش.
[۱۲۷]الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، ج۱، ص۱۴۲، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی.
[۱۲۸]الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، ج۱، ص۱۴۰، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی.
[۱۲۹]الحق الدامغ، خلیلی احمد بن حمد، ج۱، ص۹۵، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۲ق.
قرآن مجید مانند دیگر مخلوقات خدا، حادث است، اگر قدیم باشد تعدد قدماء لازم میآید.
[۱۳۰]الحق الدامغ، خلیلی احمد بن حمد، ج۱، ص۱۸۰، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۲ق.
اصحاب کبایر (کسانی که مرتکب گناه کبیره شدهاند) خالد در جهنماند و مدعیاند این عقیده برگرفته از قرآن و آیات است.
[۱۳۱]الحق الدامغ، خلیلی احمد بن حمد، ج۱، ص۲۲۶، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۲ق.
سرزمین مخالفین اباضیه از دیگر فرقههای اسلامی، سرزمینتوحید محسوب میشود جز لشگرگاه سلطان که سرزمین بغی است؛ کسی که مرتکب زنا، دزدی و... می شود حدّ شرعی بر او اقامه و توبه داده میشود و اگر توبه نکرد کشته میشود؛ کسانی که مرتد شوند مانند مشبهه محکوم به قتل اند، همان طور که ابوبکر چنین کرد.
[۱۳۲]الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، ج۱، ص۱۲۲، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی.
نسبت به هیچیک از صحابهدشمنی ندارند همه عادل، طاهر، منزه و مورد توصیف اند.
[۱۳۳]الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، ج۱، ص۳۲۷، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی.
همه از اولیاء الهی اند.
[۱۳۴]الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، ج۱، ص۳۲۵، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی.
اباضیها با وهابیون اختلافات عمیق و دشمنانهای دارند به ویژه در مقوله عدم رؤیت خداوند در قیامت، اباضیها بر عقاید غلاةایراداتی دارند، در مباحث امامت مسائلی را مطرح ساختهاند که با بحث « ولایت فقیه » مشابهاتی دارد.
[۱۳۶]آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد، ج۱، ص۱۰،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش.
خصومت اباضیه با وهابیت در جدیدترین اثر اباضی که توسط مفتی اعظم آنان نگارش یافته است به خوبی روشن است که در چندین جا به ابن تیمیه و سران وهابی تاخته است.
[۱۳۷]وسقط القناع، خلیلی احمد بن حمد بن سلیمان، ج۱، ص۱۰۲،، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۸ق.
[۱۳۸]وسقط القناع، خلیلی احمد بن حمد بن سلیمان، ج۱، ص۱۴۲،، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۸ق.
[۱۳۹]وسقط القناع، خلیلی احمد بن حمد بن سلیمان، ج۱، ص۱۵۲،، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۸ق.
[۱۴۶]فرهنگ فرق اسلامی، مشکور محمد جواد، ج۱، ص۸، مقدمه مدیرشانه چی، آستان قدس، ۱۳۷۵ش.
[۱۴۷]آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد، ج۱، ص۲۷ ۳۰،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش.
[۱۴۸]الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، ج۱، ص۲۹۲ـ ۳۱۸، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی.
اباضیه امروز این فرقهها را مستقل و یا جزءاباضیه نمیدانند، می گویند: «نکار» فرقه مستقل است مانند فرقههای دیگر غیر اباضی؛ حسینیه وسکاکیه جزء نحلههای خارج از اسلاماند چون منکر سنت و اجماع و وجوب ایمان به رسل و ملائکه و بهشت و جهنم اند؛ فرثیه و نفاثیه نیز فرقه جدا از اباضیه نیستند بلکه پیرو دو دانشمند اباضیاند.
[۱۴۹]آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد، ج۱، ص۳۳،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش.
• آشنایی با مذهب اباضی، عرب محمد،، علمی فرهنگی، تهران، ۱۳۷۷ش. • اباضیه یکی از مذاهب میانه رو اسلامی (مجله مشکوة، معمّر علی یحیی، ترجمه حمیدرضا شیخی، ش، ۳۳، زمستان سال ۱۳۷۰). • الاباضیة بین الفرق الاسلامیة، معمّر علی یحیی، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۰۶ق، دوجلدی. • الاباضیة عقیدة ومذهباً، طعیمه صابر، دار الجیل، بیروت، بی تا. • الاباضیة فی مصر والمغرب وعلاقتهم، عبدالحلیم رجب محمد، مکتبة العلوم، مسقط، ۱۴۱۰ق. • الاباضیة فی موکب التاریخ، معمر علی یحیی، دارالکتب العربی، قاهره، ۱۳۸۴ق. • الاعلام، زرکلی خیرالدین، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۹۰م. • الاغانی، اصفهانی ابوالفرج علی بن حسین، احیاء التراث، بیروت. • الامام جابر بن زید العمانی، صوافی صالح بن احمد، وزارة التراث القومی والثقافة عمان، ۱۴۰۹ق. • بحوث فی الملل والنحل، سبحانی، شیخ جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق. • تاج العروس من جواهر القاموس، زبیدی محمد مرتضی، دار مکتبة الحیاة، مصر، ۱۳۰۶. • تاریخ طبری، طبری محمد بن جریر، انتشارات اعلمی، بیروت. • تهذیب التهذیب، عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، تحقیق: مصطفی عطاء، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۵ق. • الجرح والتعدیل، رازی ابوحاتم،، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۱ق. • الجرح والتعدیل، رازی ابوحاتم ابومحمد عبدالرحمن، مطبعة العثمانیه، حیدرآباد، دکن، هند. • الحق الدامغ، خلیلی احمد بن حمد، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۲ق. • حلیة الاولیاء وطبقات الاصفیاء، اصفهانی حافظ ابونعیم احمد بن عبد اللّه، مطبعة السعادة بی جا، ۱۴۱۲ق. • الخوارج والحقیقة الغائیة، سابعی ناصر بن سلیمان بن سعید، دار المنتظر، بیروت، ۱۴۲۰ق. • دراسات عن الاباضیه، نامی عمرو خلیفه، تحقیق: محمد صالح ناصر،، دارالمغرب الاسلامی، بیروت، ۲۰۰۱م. • دراسات فی الاصول الاباضیة، أعوشت بکیر بن سعید، مطابع العالمیة، عمان، ۱۴۰۹ق. • السیر والجوابات، کاشف سیده اسماعیل، وزارة التراث القومی والثقافة، عمان، ۱۴۱۰ق. • السیرة النبویة، ابن هشام، تحقیق مصطفی سقاء، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا. • صحیح مسلم، نیشابوری ابوالحسین مسلم بن حجاج،، دار ابن حزم، بیروت ۱۴۲۳ق. • طبقات المشایخ بالمغرب، درجینی ابوالعباس احمد بن سعید، تحقیق ابراهیم طلال، مطبعة البعث قسطنطنیة الجزایر، ۱۳۹۴ق. • العقود الفضیة فی اصول الاباضیة، حارقی سالم بن حمید، دار الیقظة العربیة، سوریه ولبنان. • الفرق بین الفرق، بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر بن محمد، دارالکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۲۶ق. • فرق و مذاهب کلامی، ربانی گلپایگانی، علی، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، ۱۳۷۷ش. • فرهنگ فرق اسلامی، مشکور محمد جواد، مقدمه مدیرشانه چی، آستان قدس، ۱۳۷۵ش. • الفصول المختارة من العیون والمحاسن، مفید محمد بن نعمان عکبری بغدادی، مکتبة الداوری، قم۱۳۹۶. • الکامل فی التاریخ، ابن اثیر عزالدین ابوالحسن علی بن ابوالکرم، دارصادر، بیروت، ۱۳۹۹ق. • الکامل فی التاریخ، مبرّد محمد بن یزید، الرسالة، بیروت، ۱۴۱۳ق. • کتاب الاهتداء والمنتخب، نزدانی ابوبکر احمد بن عبداللّه الکندی، تحقیق اسماعیل کاشف، وزارة التراث القومی، عمان، ۱۴۰۶ق. • کتاب الضعفاء والمتروکین، ابن جوزی جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن علی، تحقیق ابوالفداء،، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۰۶ق. • کتاب المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار، مقریزی تقی الدین ابوالعباس احمد بن علی، المعروف بالخطط المقریزیّة، مکتبة الثقافة الدینیة، قاهره، ۱۹۸۷. • کتاب فیه بدء الاسلام وشرایع الدین، ابن سلام اباضی، تحقیق: قیریز سقارتس، دارصادر، بیروت ۱۴۰۶ق. • مروج الذهب ومعادن الجوهر، مسعودی ابوالحسن علی بن الحسین بن علی، دار الاندلس. • مسندالامام حنبل، احمد بن حنبل ابوعبداللّه شیبانی،، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۱۲ق. • المعتبر، الکرمی محمد بن سعید، منشورات وزارة التراث القومی، سلطنة عمان. • المعرفة والتاریخ، فسوی ابویوسف یعقوب بن سفیان، محشی خلیل منصور، دار الکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۹ق. • مقالات الاسلامیین، اشعری ابوالحسن علی بن اسماعیل، بیروت، بی تا، تحقیق محی الدین عبدالحمید، الحکمة، دمشق، ۱۴۱۵ق. • الملل والنحل، شهرستانی عبدالکریم، دار المعرفة، بیروت. • نهج البلاغة، سید رضی. • وسقط القناع، خلیلی احمد بن حمد بن سلیمان، مکتبة الضامری، عمان، ۱۴۱۸ق.