مذاکره با آمریکا (فرمایشهای رهبر شهید در سال 1404)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مذاکره با آمریکا، از مسائل مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در مقاطع گوناگون سال ۱۴۰۴ هجری شمسی بدان پرداختهاند.
این پژوهش، صرفاً به جمعآوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری بدون هرگونه تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف مبادرت نموده است.
بر اساس بیانات رهبر شهید در این مقطع، رویکرد نظام جمهوری اسلامی در قبال مذاکره با آمریکا بر بیستویک اصل بنیادین استوار است:
نخست: گفتگوهای عمان: نه شرطیسازی کشور، نه خوشبینی و بدبینی افراطی.
رهبر شهید تأکید مینمایند که مسائل کشور نباید به این گفتگوها گره بخورد و اشتباه برجام در شرطیسازی کشور تکرار نشود.
دوم: ناکامگذاشتن دشمن در ادعای کشاندن ایران به میز مذاکره.
رهبر شهید با اشاره به موضع صریح شهید رئیسی در رد مذاکره با آمریکا، تأکید مینمایند که نباید اجازه داد دشمن مدعی شود ایران را با تهدید و تطمیع پای میز مذاکره کشانده است.
سوم: استقلال: عدم انتظار چراغ سبز و قرمز آمریکا.
رهبر شهید استقلال را به معنای ایستادن ملت ایران روی پای خود و عدم انتظار برای چراغ سبز یا نگرانی از چراغ قرمز آمریکا تعریف مینمایند.
چهارم: مقاومت: سر خم نکردن در برابر زورگویی.
رهبر شهید مقاومت را به معنای سر خم نکردن در برابر ارادهٔ قدرتهای بزرگ و عمل بر اساس اعتقاد و تشخیص خود تعریف مینمایند.
پنجم: عقلانیت امام: ایستادگی و پیشرفت، نه تسلیم در برابر زورگو.
رهبر شهید عقلانیت واقعی را عقلانیت امام خمینی (رحمةاللهعلیه) میدانند که مبتنی بر ایستادگی و پیشرفت است، نه تسلیم در برابر قدرت زورگو.
ششم: مطالبه آمریکا: حذف هستهای؛ مخالفت با پیشرفت و استغنای ملت.
رهبر شهید تصریح مینمایند که خواستهٔ اصلی آمریکا حذف کامل صنعت هستهای ایران و وابستهسازی کشور است.
هفتم: تهاجم در حین مذاکره؛ ایستادگی در برابر جنگ و صلح تحمیلی.
رهبر شهید با اشاره به تهاجم رژیم صهیونیستی در حین مذاکرات غیرمستقیم، تأکید مینمایند که ملت ایران در برابر جنگ تحمیلی و صلح تحمیلی محکم میایستد.
هشتم: پاسخ به تهدید آمریکا: تسلیمناپذیری ملت ایران.
رهبر شهید در برابر تهدید رئیسجمهور آمریکا مبنی بر تسلیم ایران، تصریح مینمایند که ملت ایران تسلیمشدنی نیست.
نهم: هدف آمریکا: تسلیم ایران، نه مسئله هستهای.
رهبر شهید با اشاره به اظهارات رئیسجمهور آمریکا، تأکید مینمایند که هدف نهایی آمریکا تسلیم کامل ایران است و مسئلهٔ هستهای صرفاً بهانه است.
دهم: ظاهربینی مدعیان مذاکره مستقیم با آمریکا: باطن، مسئلهای حلنشدنی.
رهبر شهید کسانی را که خواهان مذاکره مستقیم با آمریکا هستند، ظاهربین میخوانند و مسئله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را حلنشدنی میدانند.
یازدهم: مذاکره با آمریکا در وضع کنونی: بیفایده، دارای زیانهای بزرگ و جبرانناپذیر.
رهبر شهید تصریح مینمایند که در شرایط کنونی، مذاکره با آمریکا هیچ سودی ندارد و زیانهای بزرگ و جبرانناپذیری به همراه دارد.
دوازدهم: مذاکرهٔ بیفایده: تعیین نتیجه پیش از مذاکره یعنی زورگویی و تحمیل.
رهبر شهید با اشاره به اینکه آمریکا نتیجهٔ مذاکره را از پیش تعیین کرده، این رویکرد را نه مذاکره، که دیکته و تحمیل میخوانند.
سیزدهم: مذاکرهٔ مضر: تهدیدپذیری بیانتها؛ خلف وعده مکرر آمریکا.
رهبر شهید پذیرش مذاکره تحت تهدید را نشانهٔ تهدیدپذیری و آغاز یک روند بیانتها میدانند و با استناد به تجربهٔ برجام، بدعهدی آمریکا را یادآور میشوند.
چهاردهم: مذاکره با آمریکا: بنبست محض.
رهبر شهید مذاکره با آمریکا را بنبست محض توصیف مینمایند که صرفاً برای رئیسجمهور آمریکا مفید و برای ایران ضرر محض است.
پانزدهم: ادعای معامله با زورگویی: تحمیل، نه معامله.
رهبر شهید ادعای معامله از سوی آمریکا را در حالی که نتیجهٔ آن از پیش تعیین شده، تحمیل میخوانند.
شانزدهم: اختلاف ذاتی با آمریکای مستکبر؛ شرط رابطه: جمعآوری پایگاههای نظامی.
ایشان اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا را ذاتی میدانند و شرط بررسی رابطه را کنار گذاشتن حمایت از رژیم صهیونیستی و جمعآوری پایگاههای نظامی میخوانند.
هفدهم: راهحل نبودن مذاکره با آمریکا: دشمن فریبگر و دروغگو.
رهبر شهید با اشاره به اینکه در حین مذاکره، آمریکا مشغول آمادهسازی نقشهٔ جنگ بود، مذاکره را راهحل نمیدانند.
هجدهم: مسئله ایران و آمریکا: ارادهٔ بلعیدن ایران و مانعیت ملت و جمهوری اسلامی.
رهبر شهید مسئلهٔ اصلی را ارادهٔ آمریکا برای بلعیدن ایران و مانع شدن ملت و جمهوری اسلامی در برابر آن میدانند.
نوزدهم: تهدید جنگ: بیتأثیر، پاسخ مشت محکم و جنگ منطقهای.
رهبر شهید تهدیدات جنگی آمریکا را بیتأثیر دانسته و هشدار میدهند که این بار جنگ، منطقهای خواهد بود.
بیستم: خواست آمریکا: بلعیدن ایران؛ پاسخ ملت: تن ندادن به بیعت با یزیدیان زمان.
رهبر شهید با استناد به کلام امام حسین (علیهالسّلام)، تأکید مینمایند که ملت ایران با سردمداران فاسد آمریکا بیعت نخواهد کرد.
بیستویکم: تعیین نتیجه پیش از مذاکره: اقدام ابلهانه آمریکا.
رهبر شهید تعیین نتیجهٔ مذاکره از پیش توسط آمریکا را اقدامی ابلهانه و غلط میخوانند.
مسئلهٔ مذاکرهٔ نظام جمهوری اسلامی ایران با آمریکا، همواره یکی از مناقشهبرانگیزترین موضوعات سیاسی بوده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در یکی از پیچیدهترین و پرتلاطمترین مقاطع تاریخ سیاست خارجی خود قرار داشت؛
از یک سو تجربهٔ تلخ برجام و بدعهدیهای مکرر آمریکا، بیاعتمادی عمیقی را نسبت به مذاکره ایجاد کرده بود
و از سوی دیگر، همزمان با گفتوگوهای غیرمستقیم در عمان، تهاجم نظامی رژیم صهیونیستی با حمایت آمریکا به کشور صورت گرفت
و رئیسجمهور وقت آمریکا با صراحتی بیسابقه، خواستار «تسلیم» ایران شد.
رهبر انقلاب اسلامی در چنین بستری، با تبیین تجارب تاریخی، تشریح ماهیت واقعی پیشنهادهای مذاکره، و تبیین مبانی استقلال، مقاومت و عقلانیت انقلابی، مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی را بیفایده، مضر و بنبست محض دانستند.
فرمایشات رهبر انقلاب در این مقطع، پاسخ به پرسشهای زیر را در دل خود دارد:
یکم: چگونه باید از تجربهٔ برجام درس گرفت و از شرطیسازی کشور پرهیز کرد؟
دوم: چرا نباید اجازه داد دشمن مدعی کشاندن ایران به پای میز مذاکره شود؟
سوم: معنای واقعی استقلال و مقاومت در منظومهٔ فکری انقلاب اسلامی چیست؟
چهارم: عقلانیت واقعی در منظومهٔ فکری امام خمینی (رحمةاللهعلیه) چیست و چه تفاوتی با تسلیم در برابر قدرت زورگو دارد؟
پنجم: چگونه میتوان در حین مذاکره، در برابر جنگ تحمیلی و صلح تحمیلی ایستادگی کرد؟
ششم: چرا ملت ایران در برابر تهدید به تسلیم، تسلیمناپذیر است و این ایستادگی چه مبنایی دارد؟
هفتم: نسبت میان امتناع از بیعت با یزیدیان زمان و ایستادگی در برابر سردمداران آمریکا چیست؟
هشتم: چرا مذاکره با آمریکا در وضع کنونی بیفایده و دارای زیانهای بزرگ و جبرانناپذیر است؟
نهم: چرا مذاکره با آمریکا بنبست محض توصیف شده و این مذاکره صرفاً برای رئیسجمهور آمریکا مفید و برای ایران ضرر محض است؟
دهم: چرا کسانی که خواهان مذاکرهٔ مستقیم با آمریکا هستند، ظاهربین خوانده میشوند و آیا مسئلهٔ ایران و آمریکا حلشدنی است؟
یازدهم: چرا پذیرش مذاکره تحت تهدید، نشانهٔ تهدیدپذیری و آغاز روندی بیانتهاست و تجربهٔ برجام چگونه این امر را اثبات میکند؟
دوازدهم: اختلاف ذاتی جمهوری اسلامی با آمریکای مستکبر چیست و شرط بررسی رابطه با این کشور کدام است؟
سیزدهم: ادعای معامله از سوی آمریکا، در حالی که نتیجه از پیش تعیین شده، چه معنایی دارد و چرا این رویکرد، اقدامی ابلهانه و غلط است؟
چهاردهم: چرا مذاکره با دشمنی که همزمان مشغول آمادهسازی نقشهٔ جنگ است، راهحل نیست؟ آیا هدف نهایی آمریکا مسئلهٔ هستهای است یا تسلیم کامل و بلعیدن ایران؟
بیانات در دیدار جمعی از مسئولان ارشد سه قوه، ۱۴۰۴/۰۱/۲۶: سعی کنید مسائل کشور را به این گفتگوها گره نزنید؛ این تأکید من است.
اشتباهی که در برجام کردیم، اینجا تکرار نشود.
به این گفتگوها هم نه به صورت افراطی خوشبین باشیم، نه به صورت افراطی بدبین باشیم؛
نه خیلی خوشبینیم، نه خیلی بدبینیم.
البتّه به طرف مقابل خیلی بدبینیم، طرف مقابل را قبول نداریم،
میشناسیم طرف مقابل را، امّا به تواناییهای خودمان خوشبین هستیم.
بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت، ۱۴۰۴/۰۲/۳۰: خبرنگار از ایشان پرسید که آیا شما با آمریکا مذاکره مینمایید؟
صریح و بدون هیچ ابهامی گفت: خیر؛ و نکرد.
اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید که من با تهدید، با تطمیع، با حیله توانستم ایران را پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت.
اینکه طرفها اصرار بر مذاکرهی مستقیم مینمایند، به خاطر این است.
طرف آمریکایی که در این مذاکراتِ غیر مستقیم وارد صحبت میشوند و گفتگو مینمایند، سعی کنند یاوهگویی نکنند.
اینکه بگویند ما به ایران اجازهی غنیسازی نمیدهیم، این غلط زیادی است.
کسی منتظر اجازهی این و آن نیست.
بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: «استقلال» به معنای عدم ارتباط با کسی نیست.
معنای «استقلال» این است که کشور ایران، ملّت ایران، روی پای خودش بِایستد،
به این و آن تکیه نکند، خودش تشخیص بدهد، خودش تصمیم بگیرد، خودش عمل کند؛ این معنای «استقلال ملّی» است.
معنای «استقلال» این است، منتظر چراغ سبز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛
تصمیمگیری با خود ملّت ایران و اقدام در هر جایی که لازم باشد با خود ملّت ایران است؛
دیگران، قدرتها، آمریکا، دیگری، موافق باشند یا مخالف باشند اهمّیّت ندارد؛ این معنای «استقلال» است.
بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: «مقاومت» یعنی در برابر ارادهی قدرتهای بزرگ، انسان سر خم نکند؛
اگر به چیزی اعتقاد دارد، چیزی را لازم میداند یا چیزی را ممنوع میداند،
بر طبق عقیدهی خودش عمل کند و در مقابل ارادهی دشمن، تحمیل دشمن، زورگویی دشمن، سر خم نکند؛
این معنای «مقاومت» است.
بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: اسم «عقلانیّت» را میآورند، (امّا) منظورشان از «عقلانیّت» این است که ما برویم در مقابل آمریکا سر خم کنیم؛
میگویند این «عقلانیّت» است!
مقصودشان این است که ما تسلیم قدرت زورگو بشویم؛
این را «عقلانیّت» میدانند!
اینها «عقلانیّت» نیست.
«عقلانیّت»، عقلانیّت امام است؛
انشاءالله کشور با عقلانیّتی که امام پایهگذاری کردند میتواند به پیشرفت برسد.
بیانات در مراسم سی و ششمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: حرف اوّل آمریکاییها این است که شماها اصلاً صنعت هستهای نداشته باشید،
در انرژی به ما احتیاج داشته باشید، در دستگاه آبشیرینکن به ما احتیاج داشته باشید،
آنها با پیشرفت ایران مخالفند، با استغنای ملّت ایران مخالفند.
پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۳/۲۸: حادثهی تهاجم ابلهانه و خباثتآلود رژیم صهیونیستی به کشورمان ــ
در حالی رخ داد که مسئولین دولتی با طرف آمریکایی به طور غیر مستقیم و باواسطه مشغول مذاکره بودند؛
ملّت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد ــ همچنان که تا حالا ایستاده ــ
در مقابل صلح تحمیلی (هم) محکم میایستد.
ملّت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچکس نمیشود.
پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۳/۲۸: اخیراً رئیسجمهور آمریکا زبان به تهدید گشوده، ما را تهدید مینماید؛
با یک بیان سخیف و غیر قابل قبولی از ملّت ایران صریحاً میخواهد که بیایید تسلیم من بشوید!
ملّت ایران تسلیمشدنی نیست.
ما تعرّض به کسی نکردیم و به هیچ وجه تعرّض احدی را هم قبول نمینماییم و تسلیم تعرّض هیچکس نمیشویم؛
این منطق ملّت ایران است، این روحیهی ملّت ایران است.
پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۴/۰۵: بحث غنیسازی دیگر نیست، بحث صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است.
آمریکاییها از اوّلِ انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه میافکنند، هر دفعهای هم یک بهانهای دارند:
یک بار حقوق بشر است، یک بار دفاع از دموکراسی است،
یک بار حقوق زن است، یک بار غنیسازی است، یک بار اصل مسئلهی هستهای است،
یک بار مسئلهی ساخت موشک است؛ بهانههای گوناگونی میآورند،
امّا باطن قضیّه یک چیز بیشتر نیست و آن «تسلیم ایران» است.
آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه به کمتر از آن.
و این یک نقطهی مهمّی است! ملّت ایران بدانند (علّت) معارضهی با آمریکا این است.
در مراسم عزاداری شهادت امام رضا (علیهالسّلام)، ۱۴۰۴/۰۶/۰۲: این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی مینمایند»، اینها ظاهربینند.
این کسانی که تحلیل مینمایند که «چرا با آمریکا مذاکرهی مستقیم نمینمایید، مسائلتان را حل نمینمایید»،
به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حلنشدنی است.
سخنرانی تلویزیونی به مناسبت اول مهر خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: در وضع کنونی، مذاکرهی با دولت آمریکا،
اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمینماید، هیچ سودی برای ما ندارد،
هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛
یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایدهای داشته باشد،
بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً. ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است.
یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکرهی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد
که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند؛ یک چنین زیانهایی هم دارد.
سخنرانی تلویزیونی به مناسبت اول مهر خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایدهای ندارد:
چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجهی مذاکرات را معیّن کرده؛
این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛
این مذاکرهای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همهاش به ضرر ما است؛ این نتیجهی مذاکره است.
این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است.
این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد.
سخنرانی تلویزیونی به مناسبت اول مهر خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: اینکه ضرر دارد، مهمتر است:
طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران مینماییم، چه مینماییم؛
این تهدید است. خب قبول چنین مذاکرهای نشانهی تهدیدپذیری ایران اسلامی است.
اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم،
میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است.
این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.
قبول مذاکرهای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد،
هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمینماید.
طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما میدهم!
دروغ میگویند؛ آنچه میگویند به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است.
با این طرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت.
سخنرانی تلویزیونی به مناسبت اول مهر خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: به نظر من مذاکرهی با آمریکا برای مسئلهی هستهای و شاید برای مسائل دیگر، بنبست محض است؛
این مذاکره برای آن رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است؛
او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛
او در دنیا از این افتخارات مینماید.
امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایدهای برای ما ندارد.
بیانات در دیدار قهرمانان و مدالآوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی، ۱۴۰۴/۰۷/۲۸: میگوید «من اهل معاملهام، میخواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم»!
معاملهای که با زورگویی نتیجهی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است؛
و ملّت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت؛ ملّت ایران زیر بار تحمیل نمیرود.
اسم این معامله نیست.
«بنشینیم صحبت کنیم و نتیجه این بشود»!
مشخّص مینماید؛ این زورگویی است.
زورگویی هم بر روی بعضی از ملّتها تأثیر میگذارد،
لکن بر روی ملّت ایران هرگز تأثیر نخواهد گذاشت، بتوفیقالله.
به مناسبت ۱۳ آبان و روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی، ۱۴۰۴/۰۸/۱۲: ذات استکباری آمریکا با ذات استقلالطلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود.
اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است.
بعضی میپرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛
آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلاً با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟
جوابش این است که اوّلاً ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمینماید؛
تسلیم شدن یک ملّت، آن هم ملّتی مثل ایران،... چه معنا دارد؟
آمریکاییها میگویند که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛
همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست.
بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد،
پایگاههای نظامیاش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد،
آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را؛ (این) مال حالا نیست، مال آیندهی نزدیک هم نیست.
بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین و در سالگرد شهید سلیمانی، ۱۴۰۴/۱۰/۱۳: آن یاوهگوی آمریکایی مینشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند،
یک مقداری بدگویی مینماید، یک مقداری وعده میدهد؛ وعدهی دروغ، فریب.
آنهایی هم که میگفتند راهحلّ مشکلات کشور مذاکرهی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛
وسط مذاکرهی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکرهی با آمریکا بود،
دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده کردن نقشهی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.
بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲: مسئلهی آمریکا و ایران چیست؟
آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است.
بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲: گاهی صحبت جنگ مینمایند که ما با فلان جور هواپیما میآییم چنین مینماییم، جدید نیست؛
در گذشته هم آمریکاییها بارها در حرفهای خودشان تهدید مینمودند که «همهی گزینهها روی میز است».
ملّت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمیهراسد.
ما شروعنماینده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم،
امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد.
البتّه این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.
بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۱۴۰۴/۱۱/۲۸: مسئلهی ما با آمریکا این است که آنها میخواهند ایران را ببلعند،
ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است.
گاهی تهدید مینماید، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود،
معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.
امام حسین (علیهالسّلام) فرمود:
«مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید»؛
کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمینماید.
بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی، ۱۴۰۴/۱۱/۲۸: میگویند بیایید دربارهی انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم
و نتیجهی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید!
اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است.
خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که دربارهی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن مینمایی؟
(میگوید) «باید حتماً به این توافق برسیم»!
خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند.
بر اساس بیانات رهبر شهید در این مقطع، رویکرد نظام جمهوری اسلامی در قبال مذاکره با آمریکا بر بیستویک اصل بنیادین استوار است:
نخست: گفتگوهای عمان: نه شرطیسازی کشور، نه خوشبینی و بدبینی افراطی.
رهبر شهید تأکید مینمایند که مسائل کشور نباید به این گفتگوها گره بخورد و اشتباه برجام در شرطیسازی کشور تکرار نشود.
دوم: ناکامگذاشتن دشمن در ادعای کشاندن ایران به میز مذاکره.
رهبر شهید با اشاره به موضع صریح شهید رئیسی در رد مذاکره با آمریکا، تأکید مینمایند که نباید اجازه داد دشمن مدعی شود ایران را با تهدید و تطمیع پای میز مذاکره کشانده است.
سوم: استقلال: عدم انتظار چراغ سبز و قرمز آمریکا.
رهبر شهید استقلال را به معنای ایستادن ملت ایران روی پای خود و عدم انتظار برای چراغ سبز یا نگرانی از چراغ قرمز آمریکا تعریف مینمایند.
چهارم: مقاومت: سر خم نکردن در برابر زورگویی.
رهبر شهید مقاومت را به معنای سر خم نکردن در برابر ارادهٔ قدرتهای بزرگ و عمل بر اساس اعتقاد و تشخیص خود تعریف مینمایند.
پنجم: عقلانیت امام: ایستادگی و پیشرفت، نه تسلیم در برابر زورگو.
رهبر شهید عقلانیت واقعی را عقلانیت امام خمینی (رحمةاللهعلیه) میدانند که مبتنی بر ایستادگی و پیشرفت است، نه تسلیم در برابر قدرت زورگو.
ششم: مطالبه آمریکا: حذف هستهای؛ مخالفت با پیشرفت و استغنای ملت.
رهبر شهید تصریح مینمایند که خواستهٔ اصلی آمریکا حذف کامل صنعت هستهای ایران و وابستهسازی کشور است.
هفتم: تهاجم در حین مذاکره؛ ایستادگی در برابر جنگ و صلح تحمیلی.
رهبر شهید با اشاره به تهاجم رژیم صهیونیستی در حین مذاکرات غیرمستقیم، تأکید مینمایند که ملت ایران در برابر جنگ تحمیلی و صلح تحمیلی محکم میایستد.
هشتم: پاسخ به تهدید آمریکا: تسلیمناپذیری ملت ایران.
رهبر شهید در برابر تهدید رئیسجمهور آمریکا مبنی بر تسلیم ایران، تصریح مینمایند که ملت ایران تسلیمشدنی نیست.
نهم: هدف آمریکا: تسلیم ایران، نه مسئله هستهای.
رهبر شهید با اشاره به اظهارات رئیسجمهور آمریکا، تأکید مینمایند که هدف نهایی آمریکا تسلیم کامل ایران است و مسئلهٔ هستهای صرفاً بهانه است.
دهم: ظاهربینی مدعیان مذاکره مستقیم با آمریکا: باطن، مسئلهای حلنشدنی.
رهبر شهید کسانی را که خواهان مذاکره مستقیم با آمریکا هستند، ظاهربین میخوانند و مسئله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را حلنشدنی میدانند.
یازدهم: مذاکره با آمریکا در وضع کنونی: بیفایده، دارای زیانهای بزرگ و جبرانناپذیر.
رهبر شهید تصریح مینمایند که در شرایط کنونی، مذاکره با آمریکا هیچ سودی ندارد و زیانهای بزرگ و جبرانناپذیری به همراه دارد.
دوازدهم: مذاکرهٔ بیفایده: تعیین نتیجه پیش از مذاکره یعنی زورگویی و تحمیل.
رهبر شهید با اشاره به اینکه آمریکا نتیجهٔ مذاکره را از پیش تعیین کرده، این رویکرد را نه مذاکره، که دیکته و تحمیل میخوانند.
سیزدهم: مذاکرهٔ مضر: تهدیدپذیری بیانتها؛ خلف وعده مکرر آمریکا.
رهبر شهید پذیرش مذاکره تحت تهدید را نشانهٔ تهدیدپذیری و آغاز یک روند بیانتها میدانند و با استناد به تجربهٔ برجام، بدعهدی آمریکا را یادآور میشوند.
چهاردهم: مذاکره با آمریکا: بنبست محض.
رهبر شهید مذاکره با آمریکا را بنبست محض توصیف مینمایند که صرفاً برای رئیسجمهور آمریکا مفید و برای ایران ضرر محض است.
پانزدهم: ادعای معامله با زورگویی: تحمیل، نه معامله.
رهبر شهید ادعای معامله از سوی آمریکا را در حالی که نتیجهٔ آن از پیش تعیین شده، تحمیل میخوانند.
شانزدهم: اختلاف ذاتی با آمریکای مستکبر؛ شرط رابطه: جمعآوری پایگاههای نظامی.
ایشان اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا را ذاتی میدانند و شرط بررسی رابطه را کنار گذاشتن حمایت از رژیم صهیونیستی و جمعآوری پایگاههای نظامی میخوانند.
هفدهم: راهحل نبودن مذاکره با آمریکا: دشمن فریبگر و دروغگو.
رهبر شهید با اشاره به اینکه در حین مذاکره، آمریکا مشغول آمادهسازی نقشهٔ جنگ بود، مذاکره را راهحل نمیدانند.
هجدهم: مسئله ایران و آمریکا: ارادهٔ بلعیدن ایران و مانعیت ملت و جمهوری اسلامی.
رهبر شهید مسئلهٔ اصلی را ارادهٔ آمریکا برای بلعیدن ایران و مانع شدن ملت و جمهوری اسلامی در برابر آن میدانند.
نوزدهم: تهدید جنگ: بیتأثیر، پاسخ مشت محکم و جنگ منطقهای.
رهبر شهید تهدیدات جنگی آمریکا را بیتأثیر دانسته و هشدار میدهند که این بار جنگ، منطقهای خواهد بود.
بیستم: خواست آمریکا: بلعیدن ایران؛ پاسخ ملت: تن ندادن به بیعت با یزیدیان زمان.
رهبر شهید با استناد به کلام امام حسین (علیهالسّلام)، تأکید مینمایند که ملت ایران با سردمداران فاسد آمریکا بیعت نخواهد کرد.
بیستویکم: تعیین نتیجه پیش از مذاکره: اقدام ابلهانه آمریکا.
رهبر شهید تعیین نتیجهٔ مذاکره از پیش توسط آمریکا را اقدامی ابلهانه و غلط میخوانند.
«گفتگوهای عمان: نه شرطیسازی کشور، نه خوشبینی و بدبینی افراطی»به مناسبت آغاز سال جدید هجری شمسی، ۱۴۰۴/۰۱/۲۶: یک جمله راجع به این گفتگوهای عمان عرض بکنیم.
من این نکته را میخواهم بگویم که این گفتگوها، یکی از دهها کار وزارت خارجه است؛
یعنی وزارت خارجه دهها کار دارد که یکیاش هم این گفتگوهای عمان و این مسائلی است که حالا اخیراً مطرح شده.
سعی کنید مسائل کشور را به این گفتگوها گره نزنید؛ این تأکید من است.
اشتباهی که در برجام کردیم، اینجا تکرار نشود.آنجا ما همهچیزمان را منوط کردیم به پیشرفت مذاکرات؛ یعنی کشور را شرطی کردیم.
ضمناً،
به این گفتگوها هم نه به صورت افراطی خوشبین باشیم، نه به صورت افراطی بدبین باشیم؛این هم بالاخره یک کاری است، یک حرکتی است،
تصمیمگیری شده، دارد اجرا میشود و در این قدمهای اوّل هم خوب حرکت شده،
خوب اجرا شده، بعد از این هم بایستی کاملاً با دقّت دنبال بشود ــ خطوط قرمز مشخّص است؛
برای طرف مقابل هم مشخّص است، برای ما هم مشخّص است ــ و مذاکرات به شکل خوب دنبال بشود.
ممکن است به نتیجه برسد، ممکن است نرسد؛
نه خیلی خوشبینیم، نه خیلی بدبینیم.
البتّه به طرف مقابل خیلی بدبینیم، طرف مقابل را قبول نداریم،
میشناسیم طرف مقابل را، امّا به تواناییهای خودمان خوشبین هستیم،میدانیم که ما خیلی کارها میتوانیم انجام بدهیم، شیوههای خوبی بلد هستیم.
«ناکامگذاشتن دشمن در ادعای کشاندن ایران به میز مذاکره»در اوّلین سالروز شهادت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت، ۱۴۰۴/۰۲/۳۰: در (زمان) ریاست جمهوری، در اوّلین مصاحبهای که کرد،
خبرنگار از ایشان پرسید که آیا شما با آمریکا مذاکره مینمایید؟
صریح و بدون هیچ ابهامی گفت: خیر؛ و نکرد.
اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید که من با تهدید، با تطمیع، با حیله توانستم ایران را پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت.اینکه طرفها اصرار بر مذاکرهی مستقیم مینمایند، به خاطر این است؛یک بخش عمدهاش این است؛ ایشان اجازه نداد.
البتّه مذاکرات غیر مستقیم زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست؛
البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمینماییم به نتیجه برسد؛ نمیدانیم چه خواهد شد.
طرف آمریکایی که در این مذاکراتِ غیر مستقیم وارد صحبت میشوند و گفتگو مینمایند، سعی کنند یاوهگویی نکنند.
اینکه بگویند ما به ایران اجازهی غنیسازی نمیدهیم، این غلط زیادی است.
کسی منتظر اجازهی این و آن نیست؛جمهوری اسلامی سیاستی دارد، روشی دارد، سیاست خودش را تعقیب مینماید.
«استقلال: عدم انتظار چراغ سبز و قرمز آمریکا»در جوار مرقد مطّهر امام راحل، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: «استقلال» به معنای قطع رابطهی با محیط پیرامون و دنیا نیست؛
بعضیها مغالطه نکنند که بگویند ما خودمان را منزوی کردیم؛
نخیر،
«استقلال» به معنای عدم ارتباط با کسی نیست.
معنای «استقلال» این است که کشور ایران، ملّت ایران، روی پای خودش بِایستد،
به این و آن تکیه نکند، خودش تشخیص بدهد، خودش تصمیم بگیرد، خودش عمل کند؛ این معنای «استقلال ملّی» است.
معنای «استقلال» این است، منتظر چراغ سبز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛نگران چراغ قرمز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛ تشخیص با خود ملّت ایران،
تصمیمگیری با خود ملّت ایران و اقدام در هر جایی که لازم باشد با خود ملّت ایران است؛
دیگران، قدرتها، آمریکا، دیگری، موافق باشند یا مخالف باشند اهمّیّت ندارد؛ این معنای «استقلال» است. «مقاومت: سر خم نکردن در برابر زورگویی»در جوار مرقد مطّهر امام راحل، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: اصل بعدی اصل
«مقاومت» است.
«مقاومت» یعنی در برابر ارادهی قدرتهای بزرگ، انسان سر خم نکند؛
اگر به چیزی اعتقاد دارد، چیزی را لازم میداند یا چیزی را ممنوع میداند،
بر طبق عقیدهی خودش عمل کند و در مقابل ارادهی دشمن، تحمیل دشمن، زورگویی دشمن، سر خم نکند؛
این معنای «مقاومت» است.یکی از اجزای «استقلال ملّی» هم «مقاومت» است.
«عقلانیت امام: ایستادگی و پیشرفت، نه تسلیم در برابر زورگو»در جوار مرقد مطّهر امام راحل، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: امروز گاهی ما میبینیم در بعضی از گفتارها میگویند «عقلانیّت»،
اسم «عقلانیّت» را میآورند، (امّا) منظورشان از «عقلانیّت» این است که ما برویم در مقابل آمریکا سر خم کنیم؛
میگویند این «عقلانیّت» است!
مقصودشان این است که ما تسلیم قدرت زورگو بشویم؛
این را «عقلانیّت» میدانند!
اینها «عقلانیّت» نیست.
«عقلانیّت»، عقلانیّت امام است؛همان چیزی است که توانست این ملّت را پیش ببرد،
این ملّت را قوی کند، مقتدر کند، در دنیا آبرومند کند،
موجّه کند و آیندهی روشنی را در مقابل این ملّت بگذارد.
انشاءالله کشور با عقلانیّتی که امام پایهگذاری کردند میتواند به پیشرفت برسد،میتواند به امنیّت پایدار برسد، میتواند به رفاه عمومی برسد و در محیط بینالملل هم میتواند از آنچه هست ارتقاء بیشتری پیدا کند.
این مسئلهی مربوط به امام.
«مطالبه آمریکا: حذف صنعت هستهای؛ مخالفت با پیشرفت و استغنای ملت»در جوار مرقد مطّهر امام راحل، ۱۴۰۴/۰۳/۱۴: حرف اوّل آمریکاییها این است که شماها اصلاً صنعت هستهای نداشته باشید،ایران صنعت هستهای نداشته باشد، شما در رادیودارو به ما احتیاج داشته باشید،
در انرژی به ما احتیاج داشته باشید، در دستگاه آبشیرینکن به ما احتیاج داشته باشید،در دهها رشتهی مهمّ دیگر به ما وابسته باشید و اصلاً صنعت هستهای نداشته باشید.
هزاران دانشمند و پژوهشگری که در ایران تربیت شدند ...
همهی اینها را ما مأیوس کنیم، بیکار کنیم، از آیندهی کشور خودمان ناامید کنیم؛
آمریکاییها این را میخواهند، این را میگویند، این را از ما مطالبه مینمایند؛
سردمداران بیادب و گستاخ آمریکا این خواسته را با زبانهای گوناگون تکرار مینمایند.
آنها با پیشرفت ایران مخالفند، با استغنای ملّت ایران مخالفند.اوّلین مطلبی که ما در باب هستهای به طرفهای آمریکایی و غیره میگوییم این است که شما چهکارهاید؟
چرا دخالت مینمایید که ایران باید غنیسازی داشته باشد یا نداشته باشد؟ به شما چه؟
«تهاجم در حین مذاکره؛ ایستادگی در برابر جنگ و صلح تحمیلی»پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۳/۲۸: این حادثه ــ
حادثهی تهاجم ابلهانه و خباثتآلود رژیم صهیونیستی به کشورمان ــ
در حالی رخ داد که مسئولین دولتی با طرف آمریکایی به طور غیر مستقیم و باواسطه مشغول مذاکره بودند؛هیچ موضوعی از سوی ایران وجود نداشت که نشانهی این باشد که یک حرکت نظامی یا یک حرکت تندی و سختی وجود دارد.
البتّه از اوّل حدس زده میشد که در این حرکت خباثتآمیز رژیم صهیونیستی، آمریکا هم دخالت دارد؛
ولی با این حرفهای اخیری که اینها میزنند، این حدس روزبهروز تقویت میشود.
ملّت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد ــ همچنان که تا حالا ایستاده ــ
در مقابل صلح تحمیلی (هم) محکم میایستد.
ملّت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچکس نمیشود.من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بهخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان کنند،
تبیین کنند، برای مخاطبین روشن کنند، اجازه ندهند که دشمن با تبلیغات فریبکارانهی خودش حقیقت را دگرگون جلوه بدهد.
«پاسخ به تهدید آمریکا: تسلیمناپذیری ملت ایران»پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۳/۲۸: مطلب آخر هم اینکه
اخیراً رئیسجمهور آمریکا زبان به تهدید گشوده، ما را تهدید مینماید؛هم تهدید مینماید، هم
با یک بیان سخیف و غیر قابل قبولی از ملّت ایران صریحاً میخواهد که بیایید تسلیم من بشوید!وقتی انسان این چیزها را مشاهده مینماید، واقعاً تعجّب مینماید.
اوّلاً تهدید را به کسی بکنند که از تهدید آنها میترسد.
ملّت ایران نشان داده که در مقابل تهدیدِ تهدیدنمایندگان دچار ترس نمیشود...
ملّت ایران تسلیمشدنی نیست.
ما تعرّض به کسی نکردیم و به هیچ وجه تعرّض احدی را هم قبول نمینماییم و تسلیم تعرّض هیچکس نمیشویم؛
این منطق ملّت ایران است، این روحیهی ملّت ایران است. «هدف آمریکا: تسلیم ایران، نه مسئله هستهای»پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران، ۱۴۰۴/۰۴/۰۵: نکتهای که من میخواهم به عنوان یک نقطهی اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که
رئیسجمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود.
«تسلیم بشود»!
بحث غنیسازی دیگر نیست، بحث صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است.البتّه این حرف برای دهان رئیسجمهور آمریکا خیلی بزرگ است.
ایرانِ باعظمت، ایرانِ با این تاریخ، ایرانِ با این فرهنگ، ایرانِ با این عزم پولادین ملّی،
اسم «تسلیم» برای یک چنین کشوری مایهی استهزای کسانی است که ملّت ایران را میشناسند.
لکن این اظهار او یک حقیقتی را لو داد؛
آمریکاییها از اوّلِ انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه میافکنند، هر دفعهای هم یک بهانهای دارند:
یک بار حقوق بشر است، یک بار دفاع از دموکراسی است،
یک بار حقوق زن است، یک بار غنیسازی است، یک بار اصل مسئلهی هستهای است،
یک بار مسئلهی ساخت موشک است؛ بهانههای گوناگونی میآورند،
امّا باطن قضیّه یک چیز بیشتر نیست و آن «تسلیم ایران» است.قبلیها نمیگفتند این را، چون این قابل قبول نیست؛
در هیچ منطق بشری قابل قبول نیست که به یک ملّتی بگویند بیایید تسلیم بشوید، لذا آن را زیر عناوین دیگری پنهان مینمودند.
این شخص لو داد آن حقیقت را، نشان داد و فهماند که
آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه به کمتر از آن.و این یک نقطهی مهمّی است!
ملّت ایران بدانند (علّت) معارضهی با آمریکا این است،و این اهانت بزرگ به ملّت ایران را آمریکاییها دارند و چنین اتّفاقی هم هرگز نخواهد افتاد؛ هرگز نخواهد افتاد.
«ظاهربینی مدعیان مذاکره مستقیم با آمریکا: باطن، مسئلهای حلنشدنی»در مراسم عزاداری شهادت امام رضا (علیهالسّلام)، ۱۴۰۴/۰۶/۰۲: این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی مینمایند»، اینها ظاهربینند.
این کسانی که تحلیل مینمایند که «چرا با آمریکا مذاکرهی مستقیم نمینمایید، مسائلتان را حل نمینمایید»،
به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حلنشدنی است.او میخواهد که ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد.
ملّت ایران از چنین اهانت بزرگی بهشدّت رنجیده میشود
و در مقابل آن کسانی و آن کسی که چنین توقّع غلطی از ملّت ایران دارد، با همهی قدرت میایستد.
جنگ اخیر هم به خاطر همین بود.
«مذاکره با آمریکا در وضع کنونی: بیفایده، دارای زیانهای بزرگ و جبرانناپذیر»به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: در اظهارات اهل سیاست، مسئلهی مذاکرهی با آمریکا زیاد مطرح میشود؛ نظرات مختلفی هم هست.
گفتم بعضیها این را مفید میدانند، لازم میدانند، بعضیها مضر میدانند، بعضیها نظرات میانهتری دارند؛ حرفها مختلف است.
من آنچه را تا حالا در این سالهای متمادی فهمیدهام، دیدهام، احساس کردهام و تجربه کردهام، به ملّت عزیزمان عرض مینمایم.
حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد،
ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر، سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم ــ
در وضع کنونی، مذاکرهی با دولت آمریکا،
اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمینماید، هیچ سودی برای ما ندارد،
هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛
یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایدهای داشته باشد،
بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً. ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است.
یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکرهی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد
که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند؛ یک چنین زیانهایی هم دارد. «مذاکره بیفایده: تعیین نتیجه پیش از مذاکره یعنی زورگویی و تحمیل»به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: امّا
اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایدهای ندارد:
چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجهی مذاکرات را معیّن کرده؛یعنی اعلام کرده که مذاکرهای را قبول دارد و میخواهد مذاکرهای بکند
که نتیجهی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّتهای هستهای و غنیسازی در کشور ایران باشد.
یعنی بنشینیم پشت میز مذاکرهی با آمریکا و نتیجهی گفتگوهایی که با آنها خواهیم کرد،
حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»!
این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجهی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او میخواهد، همان چیزی باشد که او میگوید! این مذاکره است؟
طرف مقابل امروز اینجوری حرف میزند،
میگوید مذاکره کنیم و از مذاکره این دربیاید که ایران غنیسازی نداشته باشد!
حالا این (فرد) غنیسازی را گفته، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد!
نه موشک دوربُرد؛ موشک میانبُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاهبُرد هم نباید داشته باشد!
یعنی ایران آنچنان دستش بسته و خالی باشد که اگر چنانچه به او تعرّض شد،
حتّی به این پایگاه آمریکایی در عراق یا در فلان جا هم نتواند جوابی بدهد و پاسخی بدهد؛
معنای این حرف این است؛ مذاکره کنیم تا این نتیجه به وجود بیاید! خب این سود نیست؛
این مذاکرهای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همهاش به ضرر ما است؛ این نتیجهی مذاکره است.
این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است.وقتی کسی با ایران اسلامی طرف است، اینجور توقّعات، اینجور اظهارات، ناشی از نشناختن ملّت ایران است،
ناشی از نشناختن جمهوری اسلامی است، ناشی از این است که نمیداند فلسفه و مبنا و ممشای ایران اسلامی چیست؛
اینها را که نمیداند، اینجوری حرف میزند؛ به قول ما مشهدیها «این حرف از دهن گویندهاش بزرگتر است»
و
این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد.
«مذاکره مضر: تهدیدپذیری بیانتها؛ خلف وعده مکرر آمریکا»به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهمتر است؛
اینکه ضرر دارد، مهمتر است:
طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران مینماییم، چه مینماییم؛از این حرفها؛ یک خرده مبهم، یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد!
این تهدید است. خب قبول چنین مذاکرهای نشانهی تهدیدپذیری ایران اسلامی است.
اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم،
میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است.
این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.امروز میگویند اگر چنانچه غنیسازی داشته باشید، ما چنین و چنان مینماییم؛
فردا میگویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان مینماییم؛
بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان مینماییم؛
اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان مینماییم! مدام تهدید (هست) و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقبنشینی کنیم.
یعنی
قبول مذاکرهای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد،
هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمینماید.بنابراین، وضع اینجوری است.
طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما میدهم!
دروغ میگویند؛ آنچه میگویند به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است.ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکاییها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛
در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هستهای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛
آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید مینمودیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنیسازیاش را از بین ببریم؛
و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند و بعد از ده سال، پروندهی ایران در آژانس هستهای بینالمللی به شکل عادّی دربیاید.
(البتّه) آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، چرا «ده سال» را شما قبول مینمایید؛
گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند.
«ده سال» همین روزها تمام شد؛ آن ده سالی که بنا شده بود پروندهی ایران در آژانس عادّی بشود، این روزها تمام شد.
امروز شما ملاحظه کنید، نهتنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هستهای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هستهای مضاعف شده،
چند برابر هم شده! طرف اینجوری است، قولش این است!
ما همهی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت،
هیچکدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او،
به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامهای را که مقرّر شده بود،
اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد.
این طرف مقابل ما در همهچیز خُلف وعده مینماید، در همهچیز دروغ میگوید، فریب اِعمال مینماید؛
وقت و بیوقت تهدید نظامی مینماید؛ اگر دستشان برسد، اشخاص را ترور مینمایند،
همچنان که سردار شهید ما را، شهید سلیمانی را ترور کردند؛
یا مراکز هستهای را بمباران مینمایند؛ اگر بتوانند از این کارها مینمایند.
طرف یک چنین وضعیّتی دارد؛
با این طرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت. «مذاکره با آمریکا: بنبست محض»به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی، ۱۴۰۴/۰۷/۰۱: به نظر من مذاکرهی با آمریکا برای مسئلهی هستهای و شاید برای مسائل دیگر، بنبست محض است؛یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بنبست محض است.
فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛
این مذاکره برای آن رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است؛
او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛
او در دنیا از این افتخارات مینماید.
امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایدهای برای ما ندارد.
«ادعای معامله با زورگویی: تحمیل، نه معامله»دیدار قهرمانان و مدالآوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی، ۱۴۰۴/۰۷/۲۸: میگوید «من اهل معاملهام، میخواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم»!
معاملهای که با زورگویی نتیجهی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است؛
و ملّت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت؛ ملّت ایران زیر بار تحمیل نمیرود.اسم این معامله نیست.
«بنشینیم صحبت کنیم و نتیجه این بشود»!
مشخّص مینماید؛ این زورگویی است.ایران را نمیشود مثل بعضی از کشورهای دیگر با این زورگوییها تحت تأثیر قرار داد.
آمریکا جنگپرداز است، اصلاً جنگ را آمریکا راه میاندازد، جنگ را به وجود میآورد؛
علاوه بر ترور، جنگافروزی مینماید.
این جنگ مال آنها است، مرگ مال آنها است؛
کارهایی که آنها مینمایند، کاری که آمریکا در این منطقه مینماید (این است).
این پایگاههای نظامی برای چیست؟
اینهمه پایگاه نظامی در کشورهای مختلفِ این منطقه را آمریکا برای چه درست کرد؟
شما اینجا چه کار دارید؟ این منطقه چه ربطی به شما دارد؟
این منطقه مال مردم خود اینجا است.
بنابراین، آنچه این شخص به عنوان بیان موضع بیان کرد، همه غلط و بسیاری دروغ و حاکی از زورگویی است؛
زورگویی هم بر روی بعضی از ملّتها تأثیر میگذارد،
لکن بر روی ملّت ایران هرگز تأثیر نخواهد گذاشت، بتوفیقالله. «اختلاف ذاتی با آمریکای مستکبر؛ شرط رابطه: جمعآوری پایگاههای نظامی»به مناسبت ۱۳ آبان و روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی، ۱۴۰۴/۰۸/۱۲: ذات استکباری آمریکا با ذات استقلالطلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود.من این را میخواهم بگویم:
اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است.بعضی میپرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛
آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلاً با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟
جوابش این است که اوّلاً ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمینماید؛این را همهی رؤسای جمهور آمریکا میخواستند ولی به زبان نمیآوردند؛
این رئیسجمهور فعلی به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود.
این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد.
تسلیم شدن یک ملّت، آن هم ملّتی مثل ایران،با اینهمه توانایی، با اینهمه ثروت، با این سابقهی فکری و معرفتی، با اینهمه جوان هشیار و پُرانگیزه،
چه معنا دارد؟آمریکاییها میگویند ــ البتّه گاهی، همیشه نه ــ که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛
همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست.آمریکا به رژیم ملعون صهیونی با این وضعی که در این اواخر همهی دنیا دیدند، همهی دنیا فهمیدند، همهی دنیا محکوم کردند، کمک مینماید؛
آمریکا پشتیبانی مینماید، آمریکا حمایت مینماید؛
با این وضع، همراهی با ایران معنی ندارد، قابل قبول نیست.
بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد،
پایگاههای نظامیاش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد،
آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را؛ (این) مال حالا نیست، مال آیندهی نزدیک هم نیست. «راهحل نبودن مذاکره با آمریکا: دشمن فریبگر و دروغگو»با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار، ۱۴۰۴/۱۰/۱۳: آنوقت
آن یاوهگوی آمریکایی مینشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند،
یک مقداری بدگویی مینماید، یک مقداری وعده میدهد؛ وعدهی دروغ، فریب.البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناختهاند؛
یک روزی بود که نمیشناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه میشناسند؛
مخصوص ایران هم نیست. مردم شناختهاند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.
ما خیلی اصرار مینمودیم استدلال کنیم برای مردم،
(ولی) مردم در جنگ دوازدهروزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛
آنهایی هم که میگفتند راهحلّ مشکلات کشور مذاکرهی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛
وسط مذاکرهی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکرهی با آمریکا بود،
دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده کردن نقشهی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.
«مسئله ایران و آمریکا: ارادهٔ بلعیدن ایران و مانعیت ملت و جمهوری اسلامی»سالروز ۱۲ بهمنماه و آغاز جشنهای دهه فجر، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲: آخرین صحبت من راجع به آمریکا است.
مسئلهی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟
به نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که
آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است.گفت رفتم خواستگاری، همهچیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده:
من میگویم ما دختر شما را میخواهیم، آنها میگویند غلط مینمایید!
حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط مینمایی؛ یعنی جرم ملّت ایران (این است)؛ دعوا سر این قضیّه است.
«تهدید جنگ: بیتأثیر، پاسخ مشت محکم و جنگ منطقهای»سالروز ۱۲ بهمنماه و آغاز جشنهای دهه فجر، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲: این هم که میبینید
گاهی صحبت جنگ مینمایند که ما با فلان جور هواپیما میآییم چنین مینماییم، جدید نیست؛
در گذشته هم آمریکاییها بارها در حرفهای خودشان تهدید مینمودند که «همهی گزینهها روی میز است».«همهی گزینهها» یعنی از جمله گزینهی جنگ؛ این را همیشه میگفتند دیگر: «همهی گزینهها روی میز است».
حالا این آقا هم همینطور مرتّباً ادّعا مینماید که بله، ما ناو آوردیم و کارهایی مانند این کردیم!
به نظر من ملّت ایران را از این چیزها نباید ترساند؛
ملّت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمیهراسد.ما شروعنماینده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم،
امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد.
البتّه این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود. «هدف آمریکا: بلعیدن ایران؛ پاسخ ملت: تن ندادن به بیعت با یزیدیان زمان»آستانهی سالروز قیام بیستونهم بهمن مردم تبریز، ۱۴۰۴/۱۱/۲۸: آن روز هم گفتم که
مسئلهی ما با آمریکا این است که آنها میخواهند ایران را ببلعند،
ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است.اینها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند.
این حرفهایی هم که رئیسجمهور آمریکا میزند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ
گاهی تهدید مینماید، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود،
معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چهکار کند.
امام حسین (علیهالسّلام) فرمود: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید»؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمینماید.ملّت ایران در واقع میگویند:
ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.
«تعیین نتیجه پیش از مذاکره: اقدام ابلهانه آمریکا»آستانهی سالروز قیام بیستونهم بهمن مردم تبریز، ۱۴۰۴/۱۱/۲۸: حالا عجیبترش این است که دخالت مینمایند،
میگویند بیایید دربارهی انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم
و نتیجهی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید!اگر واقعاً مذاکرهای باید انجام بگیرد ــ که جای مذاکره نیست ــ
اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است.
خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که دربارهی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن مینمایی؟
(میگوید) «باید حتماً به این توافق برسیم»!
خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند.
گروه پژوهشی ویکی فقه.