• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مجوس

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: مجوس
مقالات مرتبط: مجوس (مقالات مرتبط).


مَجوس به پیروان آیین زردشت گفته می‌شود. بنا بر گزارش‌های تاریخی زردشت نام پیامبر پارسیان و دارای کتابی آسمانی بوده که در جریان فتنه‌های ایران از بین رفته است. طبق قول مشهور فقها مجوسیان حکم اهل کتاب را دارند و در ابواب فقهی برای آنها احکامی ذکر شده است.
از آن در باب‌های صلات، نکاح، ارث و دیات نام برده‌اند.



بر پایه گزارش‌های تاریخی، زردشت نام پیغمبر پارسیان و از نژاد فریدون است که ششصد سال پیش از میلاد از شهر اردبیل و سبلان در دوران پادشاهی گشتاسب ظهور کرد. گشتاسب به او گروید و آیینش را رواج داد. طول عمر او ۷۷ سال بوده است. کتاب زند و پازند منسوب به او است. گویند کتاب زند بر ۲۱ نسک (بخش) مشتمل و هر نسک دارای عنوانی معین بود. چهارده نسک از این کتاب نزد موبدان آیین زردشت وجود داشت که آن نیز در جریان فتنه‌های ایران از بین رفته است.
[۱] دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، واژۀ «زردشت».

در روایتی از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده است: «مجوسیان پیامبری داشته‌اند که او را کشته و کتابش را سوزانده‌اند».


بنابر قول مشهور، مجوس محکوم به حکـم اهـل کتاب‌اند؛ هرچند اهل کتاب شمرده نشده‌اند؛ زیرا بنابر پایه روایتی دارای کتاب آسمانی بوده‌اند؛ لیکن آن را سوزانده‌اند. از این‌رو، در کلمات فقها از مجوس به کسانی که برای آنان شبهه کتاب می‌باشد، تعبیر شـده است؛ زیرا گمان می‌کنند آنچه در دستشان است همان کتاب آسمانی است.


چنانچه مجوسی مسلمان شود و یا برای تقسیم میراث خود به حاکم اسلامی رجوع کند، در چگونگی ارث بردن مجوسیان از یکدیگر سه دیدگاه وجود دارد و منشا آن روا بودن ازدواج با محارم نزد مجوسیان و در نتیجه پیدایی نسب و سبب فاسد در مسئله ازدواج آنان با یکدیگر است:

۱. مجوس تنها در نسب و سبب صحیح از یکدیگر ارث می‌برند، نه نسب و سبب فاسد. بنابراین، اگر مرد مجوسی با خواهر خود ازدواج کند و فرزندی متولد شود، از این جهت که ازدواج با خواهر در اسلام باطل است، نوزاد، حلال زاده نخواهد بود. در نتیجه، هــم سـبب؛ یعنی ازدواج و هم نسب؛ یعنی فرزندی کودک فاسد می‌باشد. بنابر این دیدگاه، زوج و زوجه و پدر و مادر و فرزند از یکدیگر ارث نمی‌برند.
۲. مجوسیان از راه سبب فاسد (ازدواج با محارم) از یکدیگر ارث نمی‌برند؛ لیکن از راه سبب صحیح و نیز نسب صحیح و فاسد از یکدیگر ارث می‌برند. بنابراین، اگر مجوسی با مادرش ازدواج کند، به لحاظ زوجیت، ارثی از یکدیگر نمی‌برند؛ زیرا ازدواجشان باطل است، لیکن به لحاظ مادری و فرزندی از هم ارث می‌برند و در صورت متولد شدن فرزندی از آن دو، هم فرزند از آنان ارث می‌برد و هم آنان از فرزند ارث می‌برند.
۳. مجوسیان هم به نسب و هم به سبب مطلقا از یکدیگر ارث می‌برند؛ خـواه صحیح باشد یا فاسد. بنابراین، در صورت ازدواج مجوسی با مادرش و مرگ وی، مادرش از دو حیث مادری و زوجیت از او ارث می‌برد.



احکام مجوس در باب‌هایی از فقه بیان شده است.

۴.۱ - صلات

بنابر قول مشهور، نماز گزاردن مسلمان در خانه مجوسی مکروه است. برخی قدما حکـم بـه بطلان آن کرده‌اند.
بنابر قول به کراهت، برای رفع کراهت، مستحب است در محل نماز خواندن آب بپاشد و به تصریح برخی، صبر کند تا خشک شود، سپس نماز بگزارد. همچنین نماز گزاردن در اتاقی که مجوسی در آن حضور دارد مکروه می‌باشد.

۴.۲ - نکاح

در جواز ازدواج مرد مسلمان با کافر کتابی اختلاف است. بنابر قول به جواز، برخی، زن مجوسی را استثنا کرده و ازدواج مرد مسلمان با او را جایز و صحیح ندانسته‌اند. البته بنابر قول به جواز، ازدواج با زن مجوسی کراهت شدید دارد. برخی ازدواج با زن مجوسی را به عقد موقت جایز دانسته‌اند.
به دایگی گرفتن زن کتابی برای شیر دادن نوزاد مسلمان مکروه است. این کراهت نسبت به زن مجوسی شدیدتر می‌باشد.

۴.۳ - قضاء

به گفته برخی، حاکم در قسم دادن مجوسی، نباید به لفظ جلاله «الله» اکتفا کند، بلکه لازم است برخی اسم‌هایی را که احتمال تاویل را منتفی می‌سازد، اضافه نماید، مانند والله خالق النور و الظلمة با افزودن خالق النور والظلمة تاویل منتفی و یقین حاصل می‌شود که قسم خورنده مجوسی، به خدا سوگند یاد کرده است.


۱. دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه دهخدا، واژۀ «زردشت».
۲. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۱۲۶.    
۳. شیخ طوسی، المبسوط، ج۲، ص۹.    
۴. شیخ طوسی، المبسوط، ج۲، ص۳۷.    
۵. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۲، ص۶.    
۶. علامه حلی، تحریر الاحکام، ج۲، ص۱۳۸.    
۷. علامه حلی، مختلف الشیعة، ج۴، ص۴۲۹ – ۴۳۰.    
۸. شیخ مفید، الاعلام بما اتفقت علیه الامامیة، ص۶۶.    
۹. سید شریف مرتضی، علی بن حسین، رسائل الشریف المرتضی، ج۱، ص۲۶۶.    
۱۰. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۳، ص۲۸۷ – ۲۸۸.    
۱۱. محقق حلی، المختصر النافع، ص۲۶۸.    
۱۲. حلی، یحیی بن سیعد، الجامع للشرائع، ص۵۰۸.    
۱۳. فخرالمحققین حلی، محمد بن حسن، ایضاح الفوائد، ج۴، ص۲۷۵.    
۱۴. شیخ طوسی، المبسوط، ج۴، ص۱۲۰.    
۱۵. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج٢، ص۱۷۰.    
۱۶. ابن حمزه‌ طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۴۰۳.    
۱۷. شیخ صدوق، المقنع، ص۷۸.    
۱۸. شیخ مفید، المقنعة، ص۱۵۱.    
۱۹. ابویعلی دیلمی، حمزة بن عبدالعزیز، المراسم العلویة، ص۶۵.    
۲۰. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۸۶.    
۲۱. بیهقی کیدری، محمد بن حسین، اصباح الشیعة، ص۶۷.    
۲۲. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۴۰۷.    
۲۳. شیخ طوسی، المبسوط، ج۱، ص۸۶.    
۲۴. ابن حمزه‌ طوسی، محمد بن علی، الوسیلة، ص۹۰.    
۲۵. علامه حلی، قواعد الاحکام، ج۱، ص۲۵۹.    
۲۶. شهید اول، غایة المراد، ج۳، ص۷۶.    
۲۷. ابن ادریس حلی، کتاب السرائر، ج۲، ص۵۴۲.    
۲۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۰، ص۴۳ – ۴۴.    
۲۹. فیض کاشانی، محمدمحسن، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۲۴۹.    
۳۰. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۲۴، ص۲۱.    
۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۳۰۷-۳۰۸.    
۳۲. شیخ طوسی، المبسوط، ج۸، ص۲۰۵.    
۳۳. فخرالمحققین حلی، محمد بن حسن، ایضاح الفوائد، ج۴، ص۳۳۵.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۷، ص۵۳۲.






جعبه ابزار