• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مجاز

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: مجاز
مقالات مرتبط: مجاز (مقالات مرتبط).


مَجاز، از اصطلاحات علم بیان به معنای استعمال لفظ در غیر معنای حقیقی است.
به قول مشهور میان اصولیان، مجاز عبارت است از استعمال لفظ به کمک قرینه در غیر معنای حقیقی‌اش (موضوعٌ له) به جهت وجود علاقه و مناسبت میان آن معنا و معنای حقیقی، مانند استعمال «شیر» درباره مرد شجاع در جمله «شیری دیدم که شمشیر می‌زد».
عناوین «حقیقت» و «مجاز» از اصطلاحات علم بیان است که در اصول فقه و به مناسبت در فقه، ابواب عقود و ایقاعات از آن دو سخن گفته‌اند.

فهرست مندرجات

۱ - ابعاد مورد بحث
       ۱.۱ - بعد اصولی
              ۱.۱.۱ - علامت مجاز
              ۱.۱.۲ - اقسام
              ۱.۱.۳ - مجاز راجح
              ۱.۱.۴ - مجاز مشهور
              ۱.۱.۵ - مجاز متعارف
              ۱.۱.۶ - دوران میان اشتراک و مجاز
              ۱.۱.۷ - اصل در استعمال
       ۱.۲ - بعد فقهی
۲ - پانویس
۳ - منبع


بحث مجاز در فقه و اصول فقه به کار رفته است.

۱.۱ - بعد اصولی

مجاز در اصول دارای مباحثی هست که بیان می‌شود.

۱.۱.۱ - علامت مجاز

نبود نشانه‌های حقیقت در استعمال لفظی در معنایی علامت مجاز بودن آن استعمال است. بنابراین، چنانچه لفظی مانند «شیر» بـا قرینه در مرد شجاع استعمال شود، این استعمال به دلیل نبود علائم حقیقت، همچون تبادر، عدم صحت سلب و اطراد مَجاز می‌باشد.
شرط صحت استعمال مجازی، وجود عُلقه و مناسبت و مشابهت میان معنای مجازی و حقیقی در بارزترین صفت، همچون مثال بالا (استعمال شیر در مرد شجاع) و یا غیر آن است، همچون علقه سبب و مسبب، حال و محل و جزء و کل.

۱.۱.۲ - اقسام

مجاز به سه قسم؛ مجاز در کلمه، مجاز در اِسناد و مجاز در حذف تقسیم می‌شود و مجاز در کلمه به اعتبار نوع عُلقه و ارتباط میان دو معنای مجازی و حقیقی به مجاز مرسل و استعاره تقسیم می‌گردد.
اگر عُلقه در استعمال، مشابهت باشد. مانند استعمال «شیر» در مرد شجاع، استعاره بر آن اطلاق می‌شود و اگر مناسبتی دیگر، همچون جزء و کل باشد، مرسل نامیده می‌شود، مانند استعمال «رقبه» که به معنای گردن است در برده و استعمال عین که به معنای چشم است در جاسوس.
مجاز در اِسناد که مجاز مرکب و مجاز عقلی نیز نامیده می‌شود، عبارت است از اسناد فعل به غیر مسند الیه حقیقی، وقتی گفته می‌شود «جری المیزاب؛ ناودان جاری شد»، مقصود این است که «جری الماء فی المیزاب؛ آب در ناودان جاری گشت».
مجاز در حذف، مجازی است که لفظ و کلمه‌ای در تقدیر دارد، مانند «واسئَلِ القَریة؛ از روستا بپرس» که مقصود «واسئَل اهلَ القَریة؛ از اهل روستا بپرس» می‌باشد.

۱.۱.۳ - مجاز راجح

اگر لفظی که دارای چند معنای مجازی است، در یکی از آنها، بیشتر به کار رود، آن معنا مجاز راجح خواهد بود؛ خواه کمتر از معنای حقیقی کاربرد داشته باشد یا به‌ اندازه آن. برای مثال، اگر لفظ «شیر» دارای چند معنای مجازی باشد، لیکن استعمالش در مرد شجاع بیشتر باشد تا -مثلا- فردی که دهانش بوی بد می‌دهد، معنای مرد شجاع نسبت به بقیه معانی مجازی، مجاز راجح خواهد بود.

۱.۱.۴ - مجاز مشهور

چنانچه لفظی در معنای مجازی بیشتر استعمال شود، معنای مجازی نسبت به معنای حقیقی، مجاز مشهور خواهد بود، مانند استعمال صیغه امر در استحباب که از استعمال آن در وجوب بیشتر است. در اینکه در این قسم از مجاز، استعمال لفظ در معنایی بدون قرینه، حمل بر معنای حقیقی می‌شود یا معنای مشهور مجازی و یا هیچ کدام، مسئله اختلافی است.

۱.۱.۵ - مجاز متعارف

مجاز غیر راجح و غیر مشهور، مانند بیشتر مجازهای رایج، مجاز متعارف خواهد بود.

۱.۱.۶ - دوران میان اشتراک و مجاز

هرگاه لفظی در دو معنا به کار رود و حقیقت بودن یکی از آن دو معنا معلوم و دیگری مشکوک باشد، بنابر حقیقت بودن آن دیگری، لفظ، مشترک و توقف هنگام اطلاق آن (عدم قرینه بر اراده یکی از آن دو معنا) لازم خواهد بود؛ اما بنابر مجازی بودن آن، حمل لفظ بر آن جز با وجود قرینه جایز نخواهد بود. حال در صورت شک در حقیقی یا مجازی بودن معنای دیگر، آیا اشتراک مقدم است و در نتیجه در صورت اطلاق، توقف لازم است و یا مجاز مقدم است و در نتیجه در صورت عدم قرینه بر آن، لفظ بر معنای حقیقی حمل می‌شود؟ مسئله محل اختلاف می‌باشد. اکثر اصولیان به قول دوم قائل‌اند.

۱.۱.۷ - اصل در استعمال

اصل در استعمال، حقیقت است و با شک در اینکه مراد گوینده معنای حقیقی است یا مجازی، با عدم وجود قرینه بر معنای مجازی، حمل بر حقیقت می‌شود.

۱.۲ - بعد فقهی

مشهور میان فقها عدم انعقاد عقود لازم با الفاظ مجازی و کنایی‌ای است که بدون قرینه، صراحت در آن عقد ندارند؛ لیکن برخی، هر لفظی را که نزد عرف -هرچند به کمک قراین- ظهور در معنای عقد داشته باشد، کافی دانسته‌اند.
در قسم، هرگاه متعلق قسم (کاری که فرد قسم می‌خورد آن را انجام دهد یا ترک کند) را به صورت مجاز بگوید و از آن اراده حقیقت کند و یا بالعکس؛ از حقیقت اراده مجاز نماید، صحیح است و قسم بر آنچه نیت کرده، واقع می‌شود.





• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۷، ص۵۱۶.


رده‌های این صفحه : ایقاعات | حقیقت و مجاز | عقود | مجاز




جعبه ابزار