متعدّی (صرف و نحو)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
متعدّی از اصطلاحات
ادبیات عرب، فعلى است كه از
فاعل تجاوز مىكند و براى تكميل معناى خود
مفعول به را
نصب مىدهد.
متعدّی در اصطلاح
ادبیات عرب، فعلى است كه از
فاعل تجاوز مىكند و براى تكميل معناى خود
مفعول به را
نصب مىدهد.
۱.
فعل متعدّی، فعلى است كه از فاعل تجاوز مىكند و براى تكميل معناى خود مفعول به را نصب مىدهد:
«کَتَبَ التِّلمیذُ رِسالَةً» (دانشآموز نامهای نوشت).
۲. فعل متعدّى دو نوع است: فعلى كه بدون واسطه، به مفعول به مىپيوندد؛ فعلى كه به واسطۀ راههاى متعدّى كردن، به مفعول به مىپيوندد.
(۱) آوردن
همزۀ تعدیه بر سر آن:
«أَحْضَرَ الطَّبیبُ الدَّواءَ» (پزشک دارو را آورد).
(۲) مضاعف كردن عين الفعل آن:
«کَرَّمَ المَلِکُ الأَبْطالَ» (پادشاه قهرمانان را گرامی داشت).
(۳) با
حرف جرّ:
«رَغِبَ الوَلَدُ فِی العِلْمِ» (پسر به دانش علاقه نشان داد).
(۴) با
ظرف:
«جَلَسَ الرَّجُلُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ» (مرد زیر درخت نشست).
۴. فعل متعدّى اگر براى «مطاوعه» ساخته شود، به فعل لازم تبديل مىشود:
«جَمَّعْتُهُ فَاجْتَمَعَ» (من آن را جمع کردم، پس جمع شد). اوزان «مطاوعة» بر معناى
مجهول دلالت مىكند: اِجْتَمَعَ به معنای جُمِعَ است.
۵. همۀ راههاى متعدّى كردن در يك
فعل جمع نمىشوند. گفته نمىشود:
«جَلَسْتُ بِزَیدٍ» (من کنار زید نشستم)، و بسيار نادر است كه تمام راههاى
تعدیه در يك فعل ديده شود:
«أَرْجَعْتُهُ وَ رَجَعْتُ بِهِ» (من او را بازگرداندم، و با او بازگشتم).
۶. فعل متعدّى،
ضمیر (ه) را قبول مىكند:
«حَرَمَهُ، راقَهُ، ظَنَّهُ، جَعَلَهُ، وَعَدَهُ، أَعْطاهُ».
در ادامه برخی شواهد قرآنی مربوط به
متعدّی ارائه میشود:
•
فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی، دحداح، انطوان، ص۳۳۷.