• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مایع

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: مایع


مایع در مقابل جامد، به حالت روانی و سیالی ماده گفته می‌شود.
از آن به مناسبت در باب‌های طهارت، صوم، حج، تجارت و اطعمه و اشربه سخن گفته‌اند.



ملاک جامد یا مایع بودن ماده‌ای عرف است. برخی گفته‌اند: متفاهم عرف آن است که اگر از ماده‌ای چیزی بردارند، جایش خالی بماند جامد است، هرچند بعد پر شود؛ و اگر خالی نماند و فوری پر شود، مایع خواهد بود.


احکام مایع در باب‌هایی از فقه بیان شده است.

۲.۱ - طهارت

بنابر قول مشهور، هر مست کننده‌ای که در اصل مایع باشد، مانند شراب، نجس است. بر عدم نجاست مست کننده غیر مایع (جامع)، ادعای اجماع شده است.
اگر جامد به سبب عارضی مایع شود، به تصریح برخی، نجس نمی‌شود؛ بلکه بر پاکی، باقی می‌ماند. ظاهر کلام بــرخـــی اجماع بر طهارت آن است؛ اما اگر مایع مست کننده به سبب عارضی جامد شود، به تصریح برخی، بر اثر جامد شدن پاک نمی‌شود؛ بلکه بر نجاست باقی می‌ماند.
هر گاه جسم جامد با نجس مرطوب ملاقات کند، تنها موضع ملاقات نجس می‌شود؛ اما اگر جسم مایع، همچون آب قلیل -که بنابر نظر مشهور با ملاقات نجاست، نجس می‌شود- یا آب مضاف؛ کم باشد یا زیاد و یا روغن مایع و مانند آن بـا نـجـس یــا متنجس ملاقات کند، همه آن نجس می‌شود، مگر در صورتی که مایع از بالا به پایین یا بالعکس مانند فواره، جاری باشد، که در صورت نخست با ملاقات پایین آب با نجس، بالا نجس نمی‌شود و در صورت دوم، با ملاقات بالای آب با نجاست، پایین نجس نمی‌گردد.
در نجس شدن جسمی بر اثر ملاقات با نجاست، صرف مایع بودن آن کافی نیست؛ بلکه باید از نجاست اثرپذیری نیز داشته باشد؛ بدین‌معنا که در یکی از دو طرف، رطوبت وجود داشته باشد. بنابراین، اگر سرب یا فلزی دیگر در حالت میعان در ظرفی نجس که خشک است، ریخته شود، نجس نمی‌شود.
مایعات نجس شده، جز آب، همچون روغن و شیره، با شستن پاک نمی‌شوند؛ لیکن برخی گفته‌اند: در صورتی که در آب کر قرار گیرند و بر اثر بر هم زدن، آب به همه اجزای آنها نفوذ کند و با آب مخلوط گردند؛ پاک می‌شوند. برخی گفته‌اند: اگر مایع نجس با آب مخلوط شود؛ به گونه‌ای که بر تمامی اجزای آن عنوان آب صادق باشد، پاک می‌شود؛ لیکن در روغن و مانند آن که امکان مخلوط شدن همه اجزای آن با آب نیست، پاکی حاصل نمی‌شود. برخی نزاع در مسئله را لفظی دانسته و گفته‌اند: اگر مایع در آب کثیر مستهلک شود و بر مجموع، عنوان آب اطلاق گردد، بدون هیچ اختلافی، طهارت تحقق می‌یابد و اگر به حد استهلاک نرسد، طهارت حاصل نمی‌شود.

۲.۲ - صوم

به قول مشهور، اماله کردن با مایع در غیر حال ضرورت بر روزه‌دار در روزه واجب معین و نیز قضای روزه ماه رمضان بعد از ظهر، حرام است؛ لیکن بطلان روزه به آن و بنابر قول به بطلان، ثبوت کفّاره، محل اختلاف است.
به گفته برخی، در صورت شک در مایع یا جامد بودن ماده‌ای، اماله کردن با آن جایز خواهد بود. برخی به احتیاط واجب، ترک آن را لازم دانسته‌اند. به قول مشهور، فرو بردن سر در آب برای روزه‌دار حرام و بنابر قول برخی موجب بطلان روزه است.
در اینکه سر فرو بردن در مایعات غیر آب برای روزه‌دار حکم آب را دارد یا نه، اختلاف است. برخی، سایر مایعات را نیز در حکم آب دانسته‌اند. برخی دیگر، آنها را در حکم آب ندانسته‌اند. برخی نیز خصوص آب مضاف و مانند آن -و نه سایر مایعات ـ را در حکم آب دانسته‌اند.

۲.۳ - حج

بر مُحرِم مرد پوشاندن سر، حرام است. پوشاندن سر با فرو بردن آن در مایعات نیز محقق می‌شود؛ از این‌رو، فروبردن سر در همه مایعات حرام خواهد بود.

۲.۴ - تجارت

خرید و فروش روغن متنجس برای روشنایی بنابر قول مشهور جایز و صحیح است.
آیا خرید و فروش دیگر مایعات متنجس با داشتن منافع حلال نیز جایز و صحیح است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
بر بطلان خرید و فروش عین نجس مایع، همچون بول، خون و شراب، ادعای اجماع شده است و بسیاری به آن تصریح کرده‌اند. برخی در صورت داشتن منفعت حلال، مانند خون برای تزریق، خرید و فروش آن را جایز و صحیح دانسته‌اند.

۲.۵ - اطعمه و اشربه

چنانچه در خوراکیِ مایع، نجاستی چون خون یا بول، هرچند به مقدار‌ اندک، بریزد، نجس می‌شود و قابل تطهیر نیست. خوردن آن نیز حرام خواهد بود.
اگر در خوردنیِ مایع، همچون روغن و شیره در حالت جامد بودن آن، نجاستی بیفتد، همۀ آن نجس نمی‌شود و تنها شیء نجس و اطراف آن که با نجس ملاقات کرده، برداشته می‌شود و باقی مانده پاک است.
چنانچه حیوانِ دارای خون جهنده در مایعی بیفتد و بمیرد، مایع نجس و حرام می‌شود. اگر دارای خون جهنده نباشد، نجاست و حرمتی ندارد.


۱. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۷، ص۳۳۵.    
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۳۸۵.    
۳. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۶۴.    
۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۲ - ۱۰.    
۵. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۴۱.    
۶. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۱، ‌ص۱۱۸.    
۷. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱، ص۱۲۲.    
۸. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۶۵ – ۶۶.    
۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۱.    
۱۰. محقق سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد، ص۱۵۴.    
۱۱. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، ج۵، ‌ ص۱۱۷.    
۱۲. شهید اول، ذکری الشیعة، ج۱، ص۱۱۸.    
۱۳. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۶۵.    
۱۴. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۳، ص۲۲۲.    
۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۶، ص۱۱.    
۱۶. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۶۲.    
۱۷. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۶۵ - ۱۶۶.    
۱۸. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۳، ص۱۹۹.    
۱۹. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۸۸.    
۲۰. علامه حلی، نهایة الاحکام، ج۱، ص۲۸۱.    
۲۱. شهید ثانی، روض الجنان، ج۱، ص۴۴۷.    
۲۲. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱، ص۲۶۲-۲۶۴.    
۲۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۶، ص۲۷۲ - ۲۷۴.    
۲۴. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۵۷۶.    
۲۵. خوئی، سیدابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۲۱، ص۲۴۱ – ۲۴۴.    
۲۶. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۵۷۶ – ۵۷۷.    
۲۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۶، ص۲۸۸.    
۲۸. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۴، ص۳۲.    
۲۹. شیخ مفید، المقنعة، ص۳۴۴.    
۳۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۶، ص۲۲۷.    
۳۱. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۲، ص۱۶.    
۳۲. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۳، ص۵۵۵ – ۵۵۶.    
۳۳. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۴، ص۳۳.    
۳۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۸۶.    
۳۵. شهید اول، غایة المراد (حاشیة الارشاد)، ج۲، ص۶.    
۳۶. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۱، ص۶۸.    
۳۷. خوئی، سیدابوالقاسم، مصباح الفقاهة، ج١، ص۱۷۹.    
۳۸. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۱، ص۹۲ – ۹۶.    
۳۹. خوئی، سیدابوالقاسم، مصباح الفقاهة، ج۱، ص۱۰۸.    
۴۰. روحانی، سیدمحمدصادق، فقه الصادق، ج۱۴، ص۱۲۷ – ۱۲۸.    
۴۱. شیخ مفید، المقنعة، ص۵۸۹.    
۴۲. ابن زهره، سیدحمزه بن علی، غنیة النزوع، ص۲۱۳.    
۴۳. بیهقی کیدری، محمد بن حسین، اصباح الشیعة، ص۲۴۵.    
۴۴. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱۰، ص۲۵.    
۴۵. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱۰، ص۳۱ - ۳۲.    
۴۶. علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ج۱۰، ص۳۵.    
۴۷. شهید اول، غایة المراد (حاشیة الارشاد)، ج۲، ص۶.    
۴۸. علامه حلی، منتهی المطلب، ج۱۵، ص۳۴۹.    
۴۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۸.    
۵۰. صدر، سیدمحمدباقر، بحوث فی شرح العروة، ج۲، ص۱۳۷.    
۵۱. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۱، ص۳۳ - ۳۵.    
۵۲. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۱، ص۶۵.    
۵۳. خوانساری، سیداحمد، جامع المدارک، ج۳، ص۲.    
۵۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۳۵۴.    
۵۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۳۸۳.    
۵۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۳۸۴.    
۵۷. طباطبایی یزدی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۱، ص۱۶۲.    
۵۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱، ص۳۸۸.    
۵۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۳۸۸.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۷، ص۴۶۲.



رده‌های این صفحه : اطعمه و اشربه | تجارت | حج | صوم | طهارت




جعبه ابزار