قوه مجریه (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
قوه مجریه، در نظام اسلامی مسئولیت اجرای قوانین را بر عهده دارد.
این قوه به دلیل اهمیت اجرای صحیح قوانین، از جایگاه ویژهای در
شریعت اسلام برخوردار است.
اعتقاد به
عصمت انبیاء و امامان و شرط عدالت در ولی امر فقیه نشاندهنده اهمیت ویژه مقام اجرای قوانین است.
اجرای احکام الهی و رسیدن به مناسبات عادلانه از وظایف اصلی قوه مجریه در نظام اسلامی است.
عدم اجرای احکام الهی یا اجرای احکام غیرالهی از مصادیق
کفر،
ظلم و فسق محسوب میشود.
قوه مجريه همواره عاملى در تمركز قدرت و خطرات ناشى از آن محسوب مىشود.
از نظر اعمال قدرت سياسى از امتياز و برترى خاصى برخوردار است.
از اينروست كه به قوه مجريه مقام رياست جمهورى را اعطا كردهاند.
از ديدگاه اسلام نيز مجريان قانون، حاملان امانت خدا و امانتدار مردمند.
در رابطه با اجراى احكام و مقررات اسلامى به منظور رسيدن به مناسبات عادلانه، قسط و عدل، مسئوليت اساسى را مجريان قانون بر عهده دارند.
مسئوليت اجرائى و احراز قدرت سياسى در زمينه اجراى قوانين براى قوه مجريه، وظيفه خطيرى را به دنبال آورده است.
زيرا قوه مجريه با چنين مسئوليت ويژهاى بايستى راهگشاى ايجاد جامعه اسوه اسلامى باشد.
از محصور شدن در تنگناهاى نظامهاى دست، پاگير و پيچيده مشكلزا كه وصول به قسط و عدل را دچار كندى يا ناممكن مىسازد بپرهيزد.
از خدشهدار شدن نظام اسلامى در برابر نكته سنجان و محققان جلوگيرى نمايد.
قضاوتها درباره مكتب از تحليلها، بررسیها و مناقشات درباره آنچه كه به نام مكتب انجام مىگيرد آغاز مىشود.
مجريان در اين قضاوتها كه به سرنوشت مكتب بستگى دارد نقش عمده را ايفا مىكنند.
به همين دليل است كه
سنت الهی در
بعثت انبیاء آن بوده است كه در كنار كاملترين قوانين، شايستهترين انسانها به مقام اجرائى اين قوانين منصوب شوند.
انبياء كه انسانهاى معصوم هستند مسئوليت اجرائى قوانين
وحی را بر عهده داشتهاند، زيرا موفقيت قانون بستگى به نحوه اجراى آن دارد.
جامع و كامل بودن قانون فقط نيمى از مشكلات تحقق قسط و عدل را از ميان مىبرد.
نيم ديگر آن بر عهده مجريان صالح و شايسته است كه بايد با شيوههاى اجرائى عادلانه، از يکسو در تعميم قانون و تحكيم آن در جامعه تلاش نمايند و از سوى ديگر راه سوء استفاده از قانون را مسدود سازند.
اعتقاد به عصمت انبياء و امامان و شرط عدالت در ولى امر فقيه نشان دهنده اهميت ويژه مقام اجراى قوانين در شريعت اسلام است.
در نظام اسلامى قوانين كلى و مقررات اساسى توسط وحى ترسيم شده و اصول آن به طور مدون از طريق مكتب ارائه شده است.
در حقيقت مسئوليت عمدهاى كه مكتب از قدرت سياسى مىطلبد همان اجراى صحيح قوانين است.
موفقيت
قوه مقننه در قوانينى كه در چارچوب اين اصول تنظيم مىكند نيز در گرو نحوه عمل قدرت اجرائى است.
اهميت اجراى قانون از ديدگاه
اسلام تا آن حد است كه اجراى احكام غير الهى و حتى عدم اجراى
احکام الهی از مصاديق بارز كفر، ظلم و فسق شمرده شده است.
(وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمٰا أَنْزَلَ الله فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْكٰافِرُونَ.)
(فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلْفٰاسِقُونَ.)
(فَأُولٰئِكَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ.)
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۳۱۴-۳۱۵.