قواعد فقه (قواعد فقه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
قواعد فقه گزارههای کلی و بنیادینیاند که در گسترهای وسیع از
مسائل فقهی کاربرد دارند و برخلاف
قواعد اصولی، خودشان در
حکم «
حکم شرعی» به شمار میآیند، نه صرفاً ابزار
استنباط.
این قواعد از مسائل فقه نیز متمایزند، زیرا عام و شمولدارند، نه خاص و موردی؛ مانند قاعده «
لا ضرر» که یک
حکم کلی است، نه حکم یک واقعه خاص.
قواعد فقه، فرمولهای بسیار کلی هستند که منشا استنباط قوانین محدودتر میشوند و به یک مورد ویژه اختصاص ندارند، بلکه مبنای
قوانین مختلف و متعدد قرار میگیرند.
به یک اعتبار،
قواعد فقه بخشی از مسائل فقه و به اعتباری دیگر، از مسائل
علم اصول فقه هستند و وجوه مشترکی با هر دو دارند.
ولی تفاوتهایی نیز بین آنها مشاهده میشود؛ بدین توضیح که با مسائل
علم اصول این تفاوت را دارند که قواعد فقهی چنان نیستند که فقط واسطه و وسیله استنباط و کشف احکام گردند، چرا که قواعد فقهی به یک اعتبار، خودشان «احکام» هستند، نه واسطهای برای کشف، در حالی که مسائل علم اصول چنین وصفی دارند.
برای مثال،
قاعده «
لا ضرر و لا ضرار» خود حکمی شرعی است که به موجب آن، ایراد
ضرر و
زیان به دیگری، و یا «
احکام ضرری» نفی شده است.
هر چندبر مبنای این
قاعده، فتاوی متعددی از
فقیه صادر میگردد، ولی این نکته بدان معنا نیست که قاعده مزبور، وسیله و ابزار و به عبارت دیگر، دستور و طریق کشف حکم شرعی باشد.
به دیگر سخن، میتوان گفت: «علم اصول روش کشف و استنباط احکام شرعی است، ولی قواعد فقه، نهادها و بنیادهای کلی فقهی هستند که با توجه به کلیت و شمول خود، فقیه در موارد مختلف از آنها استفاده میکند».
از طرفی، قواعد فقه با مسائل فقه این تفاوت را دارند که عام و شامل هستند، نه خاص و موردی.
به طور مثال، فرق است میان قاعده لا ضرر که یک حکم کلی است با این مساله که میگوید: هرگاه
چاه منزل کسی به دیگری خسارت وارد سازد،
مالک چاه باید از عهده جبران خسارات وارد برآید.
•
محقق داماد، سید مصطفی، قواعد فقه، ج۱، ص۱.