• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عَدْل (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





عَدْل (به فتح عین و سکون دال) از واژگان قرآن کریم به معنای برابری است.
عدل و عدول به معنی میل کردن و ظلم آمده است.
برخی معتقدند که فرق بین عِدل (به کسر عین) و عَدل (به فتح عین) آن است که اولی مثل شی‌ء از جنس آن است و دومی بدل آن است؛ هر چند از غیر جنس باشد.
برخی دیگر معتقدند که اولی در محسوس به حاسّه است؛ مثل: موزون، مکیل و معدود، اما دومی در محسوس به بصیرت است.
مشتقات عَدْل که در آیات قرآن آمده عبارتند از:
عَدْلُ‌ (به فتح عین و سکون دال) به معنای معادل و عوض،
تَعْدِلُوا (به فتح تاء، سکون عین و کسر دال) به معنای به عدالت رفتار کنید؛
یَعْدِلُونَ‌ (به فتح یاء، سکون عین و کسر دال) به معنای همتا قرار می‌دهید، است.


عَدْل به معنای برابری است.
آن‌چه گفته‌اند از قبیل: مثل، فدیه و ضدّ جور همه از مصادیق معنی اول‌ هستند.
در اقرب الموارد آمده است: «عَدَلَ‌ فُلَاناً: وَازَنَهُ- عَدَلَ‌ القَاضِی‌ عَدْلًا: اَنْصَفَ»
عدل مصدر و اسم هر دو آمده است.
عدل و عدول به معنی میل کردن و ظلم آمده است.
در تفسیر صافی ذیل آیه‌:

(وَ وَضَعَ الْمِیزانَ)

       و در مفردات از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده است:
«بِالْعَدْلِ قَامَتْ السَّمَوَاتُ وَ الْاَرْضُ»
«با موازنه، برابری اجزاء عالم، آسمان‌ها و زمین ایستاده‌اند.»
در مجمع البیان آمده است: فرق بین عِدل (به کسر عین) و عَدل (به فتح عین) آن است که اولی مثل شی‌ء از جنس آن است، دومی بدل آن است؛ هر چند از غیر جنس باشد، چنان‌که قرآن فرمود:

(اَوْ عَدْلُ‌ ذلِکَ صِیاماً)

      
راغب اصفهانی گوید: اولی در محسوس به حاسّه است، مثل: موزون، مکیل و معدود. دومی در محسوس به بصیرت است.


به مواردی از عَدْل که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ - عَدْلُ‌ (آیه ۹۵ سوره مائده)

(اَوْ عَدْلُ‌ ذلِکَ صِیاماً)

      
(يا معادل آن، روزه بگيرد)


۲.۲ - تَعْدِلُوا (آیه ۳ سوره نساء)

(فَاِنْ خِفْتُمْ اَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً)

      
«اگر بیم آن داشتید که میان زنان به عدالت رفتار نکنید، فقط یکی را تزویج کنید.»

۲.۳ - تَعْدِلُوا (آیه ۱۲۹ سوره نساء)

(وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا اَنْ‌ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ)

      
(شما هرگز نمى‌توانيد از نظر محبّت قلبى در ميان زنان خود، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد.)
از ائمه (علیهم‌السّلام) نقل شده است که مراد از آن عدالت در محبت و علاقه قلبی است، یعنی: آن از اختیار شخص خارج است.
راغب اصفهانی نیز چنین گفته است.


۲.۴ - عَدْلٌ‌ (آیه ۴۸ سوره بقره)

(وَ لا یُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ‌)

      
(و شفاعتى از كسى پذيرفته نمى‌شود و غرامتى از او قبول نخواهد شد.)
مراد از عدل فدیه است، به این معنا که برابر گناه چیزی از شخص گرفته نمی‌شود، بلکه عذاب فقط بر وجود آدمی است، مانند آن‌چه در آیه ذیل آمده است.


۲.۵ - عَدْلٍ‌ (آیه ۷۰ سوره انعام)

(وَ اِنْ‌ تَعْدِلْ‌ کُلَ‌ عَدْلٍ‌ لا یُؤْخَذْ مِنْها)

      
(چنين كسانى هرگونه عوضى بپردازند، از آن‌ها پذيرفته نخواهد شد.)

۲.۶ - یَعْدِلُونَ‌ (آیه سوره انعام)

(ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ‌ یَعْدِلُونَ‌)

      
(امّا کافران براى پروردگار خود، همتا و شبيه قرار مى‌دهند.)
شاید مراد از

(یَعْدِلُونَ‌)

عدول باشد، یعنی آنان‌که به خدایشان کفر ورزیده‌اند، از حق عدول می‌کنند، شاید

(بِرَبِّهِمْ)

مفعول‌

(یَعْدِلُونَ‌)

باشد، یعنی به خدایشان مثل و نظیر قرار می‌دهند.


۲.۷ - تَعْدِلُوا (آیه ۱۳۵ سوره نساء)

ایضا

(فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوی‌ اَنْ‌ تَعْدِلُوا)

      
(از هوا و هوس پيروى نكنيد؛ كه منحرف خواهيد شد.)
ممکن است از عدول یا از عدل باشد یعنی تابع هوای نفس نشوید تا از حق عدول و میل کنید، یا تابع هوای نفس نشوید تا عدالت کنید. در مجمع البیان از فرّاء نقل شده است: این مثل آن است که گویند: «لا تتّبع هواک لترضی ربّک»


۲.۸ - یَعْدِلُونَ‌ (آیه ۱۸۱ سوره اعراف)

(وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ‌ یَعْدِلُونَ‌)

      
(و از آن‌ها كه آفريديم، گروهى به سوى حق هدايت مى‌كنند و با آن اجراى عدالت مى‌نمايند.)
آیه مذکور نظیر آیه ذیل است.


۲.۹ - یَعْدِلُونَ‌ (آیه ۱۵۹ سوره اعراف)

(وَ مِنْ قَوْمِ مُوسی‌ اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ‌ یَعْدِلُونَ‌)

      
(و از قوم موسی گروهى هستند كه به سوى حق هدايت مى‌كنند و با آن، عدالت را اجرا مى‌كنند.)

۲.۹.۱ - تفسیر آیه

«با» در هر دو آیه در

(بِالْحَقِّ)

و

(بِهِ)

برای آلت است، یعنی: مردم را به وسیله حق هدایت می‌کنند و به وسیله حق میان مردم عدالت می‌کنند. «یهدون النّاس بالحقّ و بالحقّ یعدلون بینهم» و شاید به معنی ملابست باشد، یعنی: در حالی‌که بر حق‌اند هدایت و عدالت می‌کنند.
مراد از آیه دوم قوم موسی و از آیه اول با ملاحظه ما قبل و ما بعد آن، مردم اسلام است، ولی همه قوم موسی و مردم اسلام این چنین نیستند، بلکه از هر یک امّتی است. به نظر می‌آید مراد از آن در قوم موسی پیامبران و اوصیاء بعد از موسی است. در اسلام هم به ائمّه طاهرین (علیهم‌السّلام) تطبیق می‌شود.
در تفسیر عیاشی از حمران از امام باقر (علیه‌السّلام) نقل شده که درباره آیه فرمودند: «هُمُ الْاَئِمَّةُ.» محمد بن عجلان از آن حضرت نقل نموده که فرمود: «نَحْنُ هُمْ.»
در مجمع البیان از ابی‌جعفر و ابی‌عبداللّه (علیهما‌السّلام) نقل شده که فرموده‌اند: «نَحْنُ هُمْ.»
در تفسیر المیزان از اصول کافی از عبداللّه بن سنان از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده که فرمود: «هُمُ الْاَئِمَّةُ.»
در تفسیر عیاشی از ابن صهبان بکری نقل شده که از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام‌) شنیدم می‌فرمود: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَتُفَرَّقَنَّ هَذِهِ الْاُمَّةُ عَلَی ثَلَاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَةً کُلُّهَا فِی النَّارِ اِلَّا فِرْقَةً «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ‌ یَعْدِلُونَ‌» فَهَذِهِ الَّتِی تَنْجُو مِنْ هَذِهِ الْاُمَّةِ.»
در مجمع البیان نیز آن‌ را از عیاشی نقل کرده است. آن در تفسیر المیزان از البرهان از زادان از علی (علیه‌السّلام) به لفظ «یَفْتَرِقُ هَذِهِ الْاُمَّةُ» نقل شده است و در آخر آن هست: «اَنَا وَ شِیعَتِی.»
عیاشی از یعقوب بن زید نقل می‌کند که‌ «قَالَ اَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‌ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ‌ یَعْدِلُونَ‌ قَالَ یُعْنَی: اُمَّةُ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.»
روایت اخیر با ظاهر آیه سازگار نیست و تطبیق‌ «یَفْتَرِقُ هَذِهِ الْاُمَّةُ.» نیز به آن جای گفتگو است. در اسناد روایاتی که افتراق به سبعین گفته شده باید دقت کرد، اثبات حصر در نهایت اشکال است. وآن‌گهی ظهور آیه اعم از ائمه (علیهم‌السّلام) است، شاید غرض از روایات بیان مصداق حقیقی و اولی آیه است . مؤید آن حدیثی است که در المیزان از درّ المنثور نقل شده که حضرت فرموده‌اند: «اِنَّ مِنْ اُمَّتِی قَوْماً عَلَی الْحَقِّ حَتَّی یَنْزِلَ عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ مَتَی مَا نَزَلَ.»
درباره‌ این آیه است:

(وَ مِنْ قَوْمِ مُوسی‌ اُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ‌ یَعْدِلُونَ‌)

      
در مجمع البیان از ابن عباس، سدّی، ربیع و ضحاک نقل شده است: آن امّت قومی هستند در ما بعد مملکت چین، میان آن‌ها و چین صحرایی هست پر از ریگ روان، آن‌ها شریعت را تغییر و تبدیل نکرده‌اند. آن از ابی‌جعفر (علیه‌السّلام) منقول است.
گفته‌اند: هیچ یک از آن‌ها مال به خصوصی ندارد و همه مشترک هستند، شب‌ها باران می‌بارد، روزها آفتابی است، زراعت می‌کنند، کسی از آن‌ها به ما و از ما به آن‌ها نمی‌رسد. ابن جریح گفته: شنیده‌ام چون بنی‌اسرائیل پیامبران خود را کشته و کافر گشتند، طایفه‌ای از آن‌ها از این کار بیزاری کرده، اعتذار نمودند و از خدا خواستند که میان آن‌ها و کفّار جدایی افکند، خداوند یک راه زیر زمینی برای آن‌ها گشود، یک سال و نیم در آن راه رفتند تا از ماوراء چین بیرون آمدند، آن‌ها در آن‌جا هستند طالب حق‌ می‌باشند و به قبله اسلام رو می‌کنند.
به قول دیگر جبرئیل شب معراج نزد آن‌ها رفت، ده سوره از قرآن که در مکّه نازل شده بود بر آن‌ها خواند. ایمان آوردند و تصدیق کردند، جبرئیل دستور داد که در همان‌جا بمانند، شنبه را تعطیل نکنند، نماز بخوانند و زکات بدهند. آن روز فقط نماز و زکات واجب شده بود، آن‌ها نیز چنین کردند.
در تفسیر المیزان بعد از نقل قسمتی از این مطلب آمده است: روایت ضعیف و غیر مسلّم است. از این امّت یهودی هدایت یافته تا به امروز خبری نرسیده و اگر بوده باشند‌ هادی و مهتدی نمی‌شوند که شریعت موسی با شریعت عیسی و هر دو با شریعت اسلام نسخ شده است، لذا بعضی از حاکیان این قصه خرافیّه اضافه کرده که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در شب معراج به آن‌ها وارد شد، به اسلام دعوت کرد و نماز را تعلیم نمود آن‌ها نیز ایمان آوردند. پس از نقل بعضی از آن‌چه نقل شد به اضافه نقل نسبت‌های دیگر فرموده است: همه این‌ها ساخته است.
نگارنده گوید: آری ساخته است.

۲.۱۰ - بِالْعَدْلِ‌ ( آیه ۹۰ سوره نحل)

(اِنَّ اللَّهَ یَاْمُرُ بِالْعَدْلِ‌ وَ الْاِحْسانِ وَ اِیتاءِ ذِی الْقُرْبی‌)

      
(خداوند به عدل و احسان فرمان مى‌دهد و هم‌چنين به بخشش به نزديكان.)
ظاهرا مراد از عدل، عدل اجتماعی است و آن این است که با هر یک از افراد اجتماع به استحقاق آن فرد رفتار شود، یکی را جای دیگری نگیریم و عملی را جای عمل دیگر نگذاریم. احسان نیز ظاهرا احسان اجتماعی و نکویی در حق دیگران است، مانند ایصال خیر به مردم، انجام کارهای نیک برای رفاه مردم، احسان زیاد در مقابل احسان متعارف و انتقام کم از جنایت بزرگ نیز از اقسام احسان است.



۱. قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۳۰۱-۳۰۴.    
۲. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۵۱.    
۳. طریحی نجفی، فخرالدین، مجمع البحرین، ت الحسینی، ج۵، ص۴۲۰.    
۴. شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد، ج۳، ص۴۹۳.    
۵. رحمن/سوره۵۵، آیه۷.    
۶. فیض کاشانی، ملا محسن، تفسیر صافی، ج۵، ص۱۰۷.    
۷. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۵۱.    
۸. مائده/سوره۵، آیه۹۵.    
۹. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۵۱.    
۱۰. مائده/سوره۵، آیه۹۵.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۳.    
۱۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۲۰۶.    
۱۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۱۴۰.    
۱۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۸۱.    
۱۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۷۹.    
۱۶. نساء/سوره۴، آیه۳.    
۱۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۴، ص۲۶۸.    
۱۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۴، ص۱۶۸.    
۱۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۵، ص۱۹.    
۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۱.    
۲۱. نساء/سوره۴، آیه۱۲۹.    
۲۲. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۹۹.    
۲۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۱۷۲.    
۲۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۰۶.    
۲۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۸۱.    
۲۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۸۵.    
۲۷. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۵۵۲.    
۲۸. بقره/سوره۲، آیه۴۸.    
۲۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۷.    
۳۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۴۷۷.    
۳۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۳۰۴.    
۳۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۱۶۲.    
۳۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۲۲۴.    
۳۴. انعام/سوره۶، آیه۷۰.    
۳۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۳۶.    
۳۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۱۵۹.    
۳۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۱۴۳.    
۳۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۱۴۱.    
۳۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۴۹۲.    
۴۰. انعام/سوره۶، آیه۱.    
۴۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۸.    
۴۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۶.    
۴۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۷.    
۴۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۸، ص۸.    
۴۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۴۲۳.    
۴۶. نساء/سوره۴، آیه۱۳۵.    
۴۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۰.    
۴۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۱۷۸.    
۴۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۱۰۹.    
۵۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۶، ص۹۲.    
۵۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۹۰.    
۵۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۹۰.    
۵۳. اعراف/سوره۷، آیه۱۸۱.    
۵۴. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۷۴.    
۵۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۴۵۱.    
۵۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۴۵.    
۵۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۸۴.    
۵۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۷۷۳.    
۵۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۹.    
۶۰. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۷۰.    
۶۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۳۷۰.    
۶۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۸۴.    
۶۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۰، ص۸۵.    
۶۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۷۵۲.    
۶۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۳۷۰.    
۶۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۸۴.    
۶۷. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۴۲.    
۶۸. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۴۲.    
۶۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۷۷۳.    
۷۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۴۷۸.    
۷۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۶۷.    
۷۲. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۴۳.    
۷۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۷۷۳.    
۷۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۴۷۹.    
۷۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۶۸.    
۷۶. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، ج۲، ص۴۳.    
۷۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۴۷۸.    
۷۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۳۶۸.    
۷۹. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۹.    
۸۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۷۵۲.    
۸۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۷۵۲.    
۸۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۳۷۹.    
۸۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۲۹۱.    
۸۴. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.    
۸۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۷۷.    
۸۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۲، ص۴۷۷.    
۸۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۳۳۰.    
۸۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۴، ص۳۴.    
۸۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۵۸۶.    



قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «عدل»، ج۴، ص۳۰۱-۳۰۴.    






جعبه ابزار