عَدَد (مفرداتقرآن)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عَدّ (به فتح عین و تشدید دال) از
واژگان قرآن کریم به معنای شمردن است.
عَدَد اسم مصدر به معنی شمرده است.
مشتقات
عَدّ که در
آیات قرآن آمده عبارتند از:
تَعُدُّوا (به فتح تاء و ضم عین) به معنای بشمارید؛
عَدًّا (به فتح عین) به معنای تا به آخر رسد؛
عَدَداً (به فتح عین و دال ) به معنای سالیان دراز؛
عَدَّدَهُ (به فتح عین و دال مشدد) به معنای آن را حساب کند؛
اَعِدُّوا (به فتح الف و کسر عین) به معنای آماده کنید؛
عُدَّةً (به ضم عین و فتح دال مشدد) به معنای آماده شده؛
عِدَّةٌ (به کسر عین و فتح دال مشدد) به معنای شی معدود؛
عِدَّتِهِنَ (به کسر عین، تاء و فتح دال مشدد ) به معنای زمان عده؛
مَعْدُوداتٍ (به فتح میم و سکون عین) به معنای معین و محدود؛
الْعادِّینَ به معنای شمارشگران است.
عَدّ به معنی شمردن است.
عدد اسم مصدر به معنی شمرده است.
در
قاموس المحیط بیان شده:
«الْعَدُّ: الاحصاء و الاسم الْعَدُّ و الْعَدِیدُ.»
به مواردی از
عدد که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
(لَقَدْ اَحْصاهُمْ وَ عَدَّهُمْ عَدًّا)
«آنها را تا آخر حساب کرده و به طرز مخصوصی شمرده است.»
(وَ اِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها)
(و اگر نعمتهاى
خدا را بشماريد، هرگز نمىتوانيد آنها را احصا كنيد.)
در «حصا» گفته شد
که احصاء تمام کردن شمارش است، مانند آنچه در آیه فوق و آیه مذکور آمده است.
(فَلا تَعْجَلْ عَلَیْهِمْ اِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا)
«با طرز دقیقی عمرشان و مهلتشان را میشماریم تا به آخر رسد.»
(فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَداً)
(ما پرده خواب را ساليانى دراز در آن غار بر گوششان زديم.)
عدد ظاهرا به معنی معدود است و شاید تقدیر آن «ذات عدد» باشد.
تعدید به معنای ذخیره کردن است.
«عدّد المال: جعله عدّة للدهر.» (الَّذِی جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ)
(همان كس كه مال فراوانى جمعآورى و آماده ساخته، بىآنكه
حلال و
حرام آن را حساب كند.)
اِعداد به معنای آماده کردن که نوعی شمردن است.
(وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ)
«برای مقابله با دشمنان آنچه بتوانید نیرو آماده کنید.»
(اَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْراً عَظِیماً)
(خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداش عظيمى فراهم ساخته است.)
عُدّه به معنای ذخیره شده و آماده شده است.
«الْعُدَّةُ: ما اَعْدَدْتَهُ لِحَوادِثِ الدَّهْرِ مِنَ الْمالِ وَ السِّلاحِ» (وَ لَوْ اَرادُوا الْخُرُوجَ لَاَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً)
«اگر خروج به
جنگ اراده میکردند حتما برای آن وسیله آماده شده فراهم میکردند.»
عِدَّه به معنای شیء معدود است.
«الْعِدَّةُ هی الشیءُ الْمَعْدُودُ» (فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً اَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ اَیَّامٍ اُخَرَ)
«هر که از شما مریض باشد برای اوست معدودی از روزهای دیگر.»
عِدَّه گاهی به معنی عدد است، مثل:
(اِنَ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً)
(تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب آفرينش الهى، از آن روز كه آسمانها و
زمین را آفريده، دوازده ماه است.)
(اِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَ لِعِدَّتِهِنَ وَ اَحْصُوا الْعِدَّةَ)
(هر زمان خواستيد زنان را
طلاق دهيد، در زمان عدّه، [
در زمانى كه از عادت ماهانه پاک شده و با آنها نزدیکی نكرده باشيد]، آنها را طلاق گوييد و حساب عدّه را نگه داريد.)
عدّه زن مطلقه مدتی معدود است که باید در آن از
ازدواج خودداری کند.
(قالُوا لَبِثْنا یَوْماً اَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَسْئَلِ الْعادِّینَ)
(مىگويند: به اندازه يک روز، يا بخشى از يک روز. از شمارشگران بپرس.)
گفتهاند: مراد از عادّین ملائکه حسابگر اعمال یا حسابگر اعمار یا هر که قدرت حساب دارد، است.
(وَ اذْکُرُوا اللَّهَ فِی اَیَّامٍ مَعْدُوداتٍ)
(و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد.)
آیه در بیان
اعمال حجّ است. مراد از ایّام معدودات
ایّام تشریق است، یعنی روز ۱۱ ، ۱۲ و ۱۳
ذو الحجه. مراد از ذکر خدا تکبیرات مخصوصی است که بعد از پانزده نماز برای کسانیکه در «
منی» هستند، خوانده میشود و بعد از ده نماز برای دیگران . در
تفسیر عیاشی چند روایت نقل شده که ایّام معدودات ایام تشریق و ذکر عبارت است از تکبیر بعد از نماز.
تکبیر آن روزها به نقل
مجمع البیان بدین قرار است:
«اللَّهُ اَکْبَرُ. اللَّهُ اَکْبَرُ. لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اَکْبَرُ. وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ. اللَّهُ اَکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا. وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا اَوْلَانَا وَ اللَّهُ اَکْبَرُ عَلَی مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَةِ الْاَنْعَامِ.» (قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ اِلَّا اَیَّاماً مَعْدُوداتٍ)
(مىگفتند: (به سبب امتيازى كه به ديگران داريم)
آتش دوزخ، جز چند روزى به ما نمىرسد.)
این ادّعای
یهود راجع به
عذاب آخرت است و مرادشان کم بودن مدت آن است. به قولی مراد از ایام معدودات چهل روز به قدر مدّت عبادت گوساله است،
به قولی مدت آن هفت روز بود و همان هفت روز مراد است.
از
جبائی نقل شده است: غرض قطع شدن عذاب است، یعنی: پیوسته در عذاب نخواهیم بود.
قول جبائی و هفت روز از قول اول اقوی است که
بنی اسرائیل همه چهل روز مدّت میعاد
حضرت موسی (علیهالسلام) را عبادت گوساله نکردند، بلکه بعد از گذشتن یک ماه آن زمزمه پیدا شد.
•
قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «عدد»، ج۴، ص۲۹۹-۳۰۰.