شگفت نیست که شاعر بزرگی چون محتشم کاشانی قصیده مشهور خود را در سوگ امام حسین (علیهالسّلام) در این دوره به یادگار گذاشت که تا به امروز دسـتمـایـه مهمـی بـرای مراسم روضهخوانی بوده است. سوگواری امام حسین (علیهالسّلام) در این عصر از دو جنبه «گسترش سوگواری» و «شکل سوگواری» قابل بررسی است: در این دوره مراسم عزاداری و سوگواری برای امام حسین (علیهالسّلام) وارد مرحله جدیدی شد و گرامیداشت شهادت امام حسین (علیهالسّلام)، به شکوفایی چشمگیری رسید. در این عصر، سوگواری امام حسین (علیهالسّلام) علاوه بر ماه محرم در ماه صفر و ماه رمضان نیز رواج یافت و بازتاب این عزاداریهای گسترده در سفرنامههای گردشگران خارجی انعکاس یافت. ۲.۱ - سوگواری در ماههای محرم و صفر و رمضاندر عصر صفویه، سوگواری امام حسین (علیهالسّلام) علاوه بر ماه محرم در ماه صفر و ماه رمضان نیز رواج یافت؛ در حالی که گزارشی از سوگواری شیعیان ایران تا پیش از آن در سایر روزها، غیر از روز عاشورا در دست نیست. نصرالله فلسفی در این باره مینویسد: «در ده روز اول ماه محرم از طرف شـاه و بزرگان و اعیان کشور، در پایتخت و شهرهای دیگر، مجالس روضهخوانی دایر میشـد و در شب و روز عاشورا و روز بیست و یکم رمضان دستههای سینهزن و سنگزن و امثال آنها، با مراسم و تشریفاتی که هنوز هـم در بسیاری از شهرهای ایران متـداول است، به راه میافتاد». [۴]
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۶.
شاه عباس حتی در سفرهای جنگی نیز سوگواری امام حسین (علیهالسّلام) را فرونمی گذاشت؛ از جمله در محرم سال ۱۰۱۳ قمری که قلعه ایروان را در محاصره داشت و با ترکان عثمانی میجنگید، مراسم عزاداری برپا کرد و در شب عاشورا از اردوی او چنان فریاد فغان برخاست که مردم قلعه وحشت کردند و به گمان اینکه شـاه عبـاس فرمان حمله شبانه و ناگهانی صادر کرده است تسلیم شدند، و قلعه به دست ایرانیان افتاد. [۵]
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۰.
۲.۲ - بازتاب عزاداریهای گسترده در سفرنامههابازتاب این عزاداریهای گسترده را میتوان در سفرنامههای گردشگران خارجی دید؛ هر چند بسیاری از آنها خالی از اشتباه و سوءتفاهم و بدبینی نیستند. تاورنیه که از مسافران خارجی عصر صفوی است، با بدبینی و طعن مینویسد: «اکنون از مراسم بزرگ ایرانیان که عزاداری مشهور امام حسین فرزند علی است سخن میگوییم. مـدت هـشت یا ده روز قبل از مراسم عاشـورا، متعصبترین شیعیان، سراسر بدن و چهره را سیاه میکنند و کاملاً لخت وعور، فقط با پارچهای کوچک در برابر قسمتهایی از بدن که باید پوشیده بماند، به کوچهها میروند. قلوه سنگی در هر دست دارند که به هـم میکوبند؛ در حالی که هزاران پیچ و تاب به تن و چهره میدهند و مدام فریاد میزنند: حسین، حسین، حسین، با چنان قوتی که کف از دهانشان خارج میشـود. شب هنگام مردان مؤمنی هستند که در خانه خود از آنها پذیرایی میکنند و طعامشان میدهند. در این روزها همین که خورشید غروب میکند در گوشـه میدانها و بعضی چهارراهها منبرهایی برای واعظان برپا میکنند و همه برای گوش دادن به سخنان آنها میآیند و مردم آماده مراسم عزاداری میشوند». [۶]
تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه تاورنیه، ص۸۸.
همچنین کارری سفرنامهنویس دیگری از دوره صفوی مینویسد: «روز دوشنبه ۲۳ ماه اوت با طلوع ماه نو برگزاری مراسم بسیار غمانگیـز آغـاز گردید. ایرانیان به یاد درگذشت دو تن از امامان خود، حسن و حسین فرزندان علی این مراسم را همه ساله برگزار میکنند. این دو تن در نزدیکیهای بغداد به دست عمر بن سعد به قتل رسیدهاند. این مراسم ده روز طول میکشد و در تمام این مدت میدانها و گذرگاهها چراغانی و روشن، و علـمهـای سیاه در همه جا برافراشته است. در سر گذرها صندلیهایی گذاشتهاند که هرچندگاه ملایی بر روی آن مینشیند و سخنانی در منقبت و مصیبت کشتهشدگان میگوید. همه ساکنان محلات در حالی که به عنوان سوگواری جامه کبود یا سرخ بر تن کردهاند، در پای کرسی وعظ و مرثیه آنان مینشینند. بعضی ازایـن اشخاص در بین وعظ دو ملا از میوه فصل نیز استفاده میکنند». [۷]
کارری، جووانی فرانچسکو، سفرنامه کارری، ص١٤٩.
در یکی دیگر از سفرنامههای عصر صفوی، یاد و خاطره عاشورا و مظلومیتامـام حسین (علیهالسّلام)، منشا خیرات و برکات و آثار خیریه معرفی شده و چنین آمده است: «یکی از علل اساسی خیرات و مبرات ایرانیان برای ساختن آب انبارها و نجات مردم از تشنگی، توجه به همین امر، یعنی تشنگی حسین و یارانش در همین واقعه است». [۸]
د سیلوا فیگوئروا، دن گارسیا، سفرنامه دن گارسیا د سیلوا فیگوئروا، ص۳۱۰.
کمکم با رشد نفوذ عالمان دین و حوزههای فقهی، جلوههای تصوف کمرنگ شد و شریعت جای طریقت صوفیانه را گرفت. درنتیجه اشکال و قالبهای صوفیانه عزاداری امام حسین (علیهالسّلام) تعدیل یافت و در صورتهای معقول و شرع پسند جلوهگر شد. در عصر صفوی چون دولت مغولان هند متاثر از دولت صفویه بود و بابر، مؤسـس سلسله گورکانیان هند، به یاری صفویان به حکومت رسیده بود، مراسم عزاداری حسینی میان شیعیان و سنیان به طور مشترک برگزار میشد. [۹]
هالیستر، جان نورمن، تشیع در هند، ص١٤٣.
[۱۰]
هالیستر، جان نورمن، تشیع در هند، ص۲۰۲.
عصر صفوی با توجه به شکلگیری حکومت شیعی در ایران، وارث آداب و رسوم و میراث فرهنگی پیشین تشیع بود؛ از جمله آنها آشکال سوگواری امام حسین (علیهالسّلام) بود. در این عصر، عزاداری امام حسین علاوه بر توسعه زمانی، از نظر شکلی نیز توسعه یافت؛ به طوری که میتوان گفت شکل امروزی سوگواری عاشورا و محرم ریشه در عصر صفوی دارد. در ادامه هر یک از عناصر سازنده این شکل عزاداری را بررسی و ریشهیابی میکنیم. ۳.۱ - روضهخوانیواژه «روضه» و عنوان « روضهخوانی» در اوایل عصر صفوی پدید آمد و پیش از آن، این اصطلاح وجود نداشت. میرزاحسین نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان میگوید: «در عصر فاضل متبخر المعی ملاحسین کاشفی که در حدود سنة نهـصـد بـود، چون کتاب روضة الشهداء را تالیف نمود، مردم رغبت نمودند در خوانـدن آن کتاب در مجالس مصیبت، و به جهـت فصاحت و اغـلاق آن کتاب، هرکس از عهده خواندن آن کتاب برنمیآمـد؛ بلکـه اشخاص مخصوصه بودند که آن را درست آموخته، در مجالس تعزیهداری میخواندند و ایشان معروف شدند به روضهخوان یعنی خواننده کتاب روضة الشهداء، پس از آن کمکم از آن کتاب به کتاب دیگر انتقال نمودند و از آن به خواندن از حفـظ و آن اسم اول بر ایشان ماند». [۱۱]
نوری طبرسی، میرزاحسین، لؤلؤ و مرجان، ص۸.
روضهخوانی در عصر صفویه آن قدر رایـج شـد که روضهخوانان در عمـل جـای مرثیهسرایان، مناقبخوانان، مقتلخوانان گذشته و حتی واعظان را هم گرفته بودند. از این زمان به بعد، وعظ و خطابه و مرثیهسرایی در وجود روضهخوانان جمع شد و آنان با در هم آمیختن نظم و نثر، مردم را به گریه وامیداشتند. اینان معمولاً از میان محصلان علوم دینی بودند. البته همه آنان هم تخصص کافی در گریاندن مردم نداشتند. پیترو دلاواله، سفرنامهنویس عصر شاه عباس مینویسد: «هنگام ظهر در وسط میدان در بین جماعتی که گرد آمدهاند، یک ملا که غالباً از نسل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است و در ایران به او سید، یعنی آقا میگویند و علامت ممیزهاش عمامه سبز است ـ بالای منبر میرود.... منبر مشرف بر همه زنان و مردانی است که بعضی بر روی زمین و بعضی بر روی چهارپایـههـای کوتاه نشستهاند و ملا بر روی آن شروع به روضهخوانی و توصیف حسین میکند و به شرح وقایعی که منجر به قتل او شد میپردازد و گاهی نیـز شـمایلی چنـد نشان میدهد و روی هم رفته تمام سعی و کوشش خود را به کار میبندد تا هرچه ممکن است بیشتر حاضرین را وادار به ریختن اشک کند». [۱۲]
دلاواله، پیترو، سفرنامه پیترو دلاواله، ص١٢٤.
۳.۲ - دستههای سینهزنیپیشتر گفتیم که سوگواری دسته جمعی از زمان آل بویه در میان شیعیان رواج یافت. در این عصر دستههای سوگواری با خواندن مرثیههایی که در سوگ امام حسین (علیهالسّلام) سـروده شده بود، در کوچهها و خیابانها میگشتند. [۱۳]
چلکووسکی، پترو، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ص۱۳۹.
برای افزایش هیجـان مـردم و هرچه باشکوهتر شدن دستههای عزاداری، کمکم نواختن دهل، سنج، گرنا، قرهنی و شیپورهای مختلف مرسوم شد و ادوات جنگی، که در میدان رزم کاربرد داشت، به این گونه مجالس راه یافت. [۱۴]
چلکووسکی، پترو، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ص۷۶.
پیترو دلاواله پس از اشاره به سبک عزاداری گروهی از دراویش، میگوید: «جمعی دیگر در میدانها و کوچههای مختلف و جلو خانههای مردم، برهنـه و عریان، در حالی که فقط با پارچه سیاه یا کیسه تیره رنگی ستر عورت کرده و سرتا پای خود را با مادهای سیاه و براق، شبیه آنچه ما برای رنگ زدن جلـد شمشیر یا فلزات دیگر استعمال میکنیم، رنگ زدهاند حرکت میکنند و تمام این تظاهرات برای نشان دادن مراتب سوگواری و غم واندوه آنان در عـزای حسین است. به همراه این اشخاص عدهای برهنه نیز راه میروند که تمام بدن خود را به رنگ قرمز درآوردهاند، تا نشانی از خونهایی که به زمین ریخته و اعمال زشتی که آن روز نسبت به حسین انجام گرفته است باشد و همه باهم آهنگهای غمانگیز در وصف حسین و مصائبی که بر او وارد شد، میخواننـد و دو قطعه چوب یا استخوانی را که در دست دارند به یکدیگر میکوبند و از آن صدای حزن انگیزی به وجود میآورند و به علاوه حرکتی به سر و تن خود میدهند که علامتی ازاندوه بیپایان آنهاست». [۱۵]
دلاواله، پیترو، سفرنامه پیترو دلاواله، ص۱۲۳-١٢٤.
۳.۳ - تعزیه و شبیهخوانیبا توجه به آنچه از لابه لای گزارشهای سفرنامهنویسان درباره شکل عزاداری در عصر صفوی برمیآید، میتوان گفت که تعزیه و شبیهخوانی در عصر صفوی، مراسمی جدا و مستقل از عزاداری و سوگواری ایام محرم در کنار دستههای سینهزنی، هماننـدامـروز، نبوده است؛ بلکه در مراحل مقدماتی و ابتدایی قرار داشته است. در سفرنامه پیترو دلاواله آمده است: «پس از اینکه روز دهم ماه محرم یعنـی روز قتـل فرارسید (ایـن روز امسال مصادف با هشتم ژانویه شد)، از تمام اطراف و محلات اصفهان (به طوری که قبلاً به مناسبت روز قتل علی توصیف کردم) دستههای بزرگی به راه میافتـد که به همان نحو بیرق و علم با خود حمل میکنند و بر روی اسب هـای آنـان سلاحهای مختلف و عمامههای متعدد قرار دارد و به علاوه چندین شتر نـیـز همراه دستهها هستند که بر روی آنها جعبههایی حمل میشود که درون هر یک، سهچهار بچه به علامت بچههای اسیر حسین شهید قرار دارند. علاوه بر آن، دستهها هر یک به حمل تابوتهایی میپردازند که دورتادور آنهـا مخمـل سیاه رنگی پیچیده شده و در روی آنها یک عمامه که احیاناً به رنگ سبز است و همچنین یک شمشیر جای دادهاند...» . [۱۶]
دلاواله، پیترو، سفرنامه پیترو دلاواله، ص۱۲۵.
تاورنیه نیز در سفرنامه خود از اسبهای بیسوار و محمـلهـایی که طفلی در آن به علامت علی اصغر خوابیده، در دستههای عزاداری سخن به میان میآورد که گویا با هدف ترسیم عینی واقعه کربلا انجام میگرفته است. [۱۷]
تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه تاورنیه، ص٨٩-٩٠.
این برنامـههـا را مـیتـوان صورتهای ابتدایی تعزیه شمرد.گفتنی است پس از دوره صفوی دو بـار عـزاداری حسین بـن عـلـی تهدید و تحدید شد. نادرشاه نخستین پادشاهی بود که کوشید از برگزاری آن جلوگیری کند که موفقیتی حاصل نکرد. مؤلف عالم آرای نادری در این باره مینویسد: «امـا بـه طـور مخفی شیعیان و موالیان در تعزیه داری اقـدام داشتند و در اکثـر بـلاد جمعی از توکل پیشگان به نهـج سـابق ماتم داری و تعزیه داری مینمودند». [۱۸]
مروی، محمدکاظم، عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۲.
از این گزارش به خوبی برمیآید که مراسـم عـزاداری به ویژه در محـرم، نقش انکارناپذیری در تقویت و رشد مذهب تشیع داشته است؛ چراکه اگـر مراسمی سـاده بـود، نـادر شـاه برگزاری آن را ممنوع اعلام نمیکرد. سپس رضاخان پهلوی پس از رسیدن به سلطنت، عزاداری را ممنوع کرد؛ ولیایـن ممنوعیت نیز چندان دوام نیاورد.۱. ↑ منشی، اسکندربیک، تاریخ عالم آرای عباسی، ج۱، ص۷. ۲. ↑ آرین پور، یحیی، از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۲. ۳. ↑ گل محمدی، حسن، عاشورا و شعر فارسی، ص١٤. ۴. ↑ فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۶. ۵. ↑ فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۱۰. ۶. ↑ تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه تاورنیه، ص۸۸. ۷. ↑ کارری، جووانی فرانچسکو، سفرنامه کارری، ص١٤٩. ۸. ↑ د سیلوا فیگوئروا، دن گارسیا، سفرنامه دن گارسیا د سیلوا فیگوئروا، ص۳۱۰. ۹. ↑ هالیستر، جان نورمن، تشیع در هند، ص١٤٣. ۱۰. ↑ هالیستر، جان نورمن، تشیع در هند، ص۲۰۲. ۱۱. ↑ نوری طبرسی، میرزاحسین، لؤلؤ و مرجان، ص۸. ۱۲. ↑ دلاواله، پیترو، سفرنامه پیترو دلاواله، ص١٢٤. ۱۳. ↑ چلکووسکی، پترو، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ص۱۳۹. ۱۴. ↑ چلکووسکی، پترو، تعزیه هنر بومی پیشرو ایران، ص۷۶. ۱۵. ↑ دلاواله، پیترو، سفرنامه پیترو دلاواله، ص۱۲۳-١٢٤. ۱۶. ↑ دلاواله، پیترو، سفرنامه پیترو دلاواله، ص۱۲۵. ۱۷. ↑ تاورنیه، ژان باتیست، سفرنامه تاورنیه، ص٨٩-٩٠. ۱۸. ↑ مروی، محمدکاظم، عالم آرای نادری، ج۳، ص۹۸۲. • پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۲، ص۳۹۱-۳۹۸. ردههای این صفحه : تاریخچه عزاداری برای امام حسین | رخدادهای پس از شهادت امام حسین | مقتل جامع سیدالشهداء |